هشدار یک پیشکسوت درباره بحران پنهان پرسپولیس؛ از مصدومیتهای زنجیرهای تا تصمیمهای پرهزینه
نتایج اخیر پرسپولیس و ثبت رکوردهای منفی، بار دیگر نگاهها را از زمین مسابقه به پشت صحنه باشگاه معطوف کرده است؛ جایی که به باور بسیاری از کارشناسان، ریشه اصلی مشکلات نهفته است. در همین چارچوب، اسماعیل حلالی هافبک اسبق پرسپولیس، با نگاهی تحلیلی و بهدور از قضاوتهای احساسی، تصویری چندلایه از شرایط فعلی سرخها ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد بحران موجود، حاصل یک عامل مشخص نیست بلکه نتیجه زنجیرهای از تصمیمها، کاستیها و بیتوجهیهای انباشتهشده در طول زمان است.
مصدومیتها؛ زنگ خطری که جدی گرفته نشد
حلالی در تحلیل خود، نخستین نشانه بحران را افزایش چشمگیر مصدومیتها در ترکیب پرسپولیس میداند؛ موضوعی که مستقیماً بر کیفیت فنی تیم اثر گذاشته و دست کادر فنی را در چینش ترکیب بسته است. او معتقد است مصدومیتهای پرتعداد نمیتواند اتفاقی یا صرفاً بدشانسی تلقی شود، چراکه عوامل متعددی در شکلگیری آن دخیل هستند. فشار و شدت تمرینات، کیفیت زمین تمرین، نوع برنامههای بدنی، سبک زندگی حرفهای بازیکنان و میزان پایبندی به اصول ریکاوری، همگی حلقههایی از یک زنجیرهاند که ضعف در هر کدام میتواند به آسیبدیدگیهای مکرر منجر شود.
این پیشکسوت پرسپولیس با تأکید بر نقش کادر پزشکی یادآور میشود که مدیریت صحیح بازگشت بازیکنان از مصدومیت، به همان اندازه تمرینات بدنی اهمیت دارد. با این حال، او از صدور حکم قطعی پرهیز میکند و تصریح دارد که بدون حضور نزدیک و مداوم در کنار تیم، نمیتوان سهم هر عامل را دقیقاً مشخص کرد؛ نکتهای که خود نشاندهنده پیچیدگی مسئله و نیاز به بررسی کارشناسی عمیق است.
بازیکنان خارجی؛ سرمایهگذاری پرهزینه با بازده محدود
در ادامه، حلالی به یکی از بحثبرانگیزترین محورهای سالهای اخیر پرسپولیس میپردازد: بازیکنان خارجی. به گفته او، اگرچه در ظاهر، باشگاه در جذب برخی نفرات خارجی باکیفیت موفق عمل کرده، اما آنچه در عمل رخ داده، فاصلهای معنادار با انتظارات فنی داشته است. تعداد بازیها، میزان اثرگذاری و استمرار حضور این بازیکنان در ترکیب، اغلب با آنچه برایشان هزینه شده همخوانی نداشته و همین مسئله به یکی از نقاط ضعف ساختاری پرسپولیس تبدیل شده است.
حلالی ریشه این ناکامی را نبود ریشهیابی دقیق میداند؛ فرآیندی که در آن بهجای تحلیل جامع، هر بار انگشت اتهام به سمت یک بخش خاص نشانه میرود. از نگاه او، مشکل بازیکنان خارجی نه صرفاً به کیفیت فردی آنها محدود میشود و نه فقط به انتخاب نادرست، بلکه مجموعهای از عوامل مدیریتی، فنی و حتی حقوقی در این ناکارآمدی نقش داشتهاند.
هزینههای سنگین و فرصتهای از دسترفته
انتقاد تندتر حلالی متوجه نحوه هزینهکرد منابع مالی باشگاه است. او معتقد است پرسپولیس در سالهای اخیر مبالغ قابل توجهی برای جذب بازیکنان خارجی پرداخت کرده، اما در مقابل، بازده فنی متناسبی دریافت نکرده است. افزون بر این، برخی از این قراردادها به پروندههای حقوقی و شکایتهای بینالمللی منجر شده که هزینههای مضاعفی را بر باشگاه تحمیل کرده و منابع مالی را بیش از پیش فرسوده است.
از دید این پیشکسوت، پرسش اصلی اینجاست که اگر بخشی از این هزینهها صرف تقویت زیرساختها میشد، امروز پرسپولیس در چه جایگاهی قرار داشت. او باور دارد سرمایهگذاری در زمین تمرین، امکانات ریکاوری، آکادمی و ساختارهای پایدار، میتوانست آیندهای متفاوت برای باشگاه رقم بزند؛ آیندهای که وابستگی کمتری به تصمیمهای مقطعی و پرریسک داشته باشد.
پرسپولیس و چالش «تیمی بودن»
یکی دیگر از محورهای کلیدی صحبتهای حلالی، مسئله انسجام و هویت تیمی است. او با صراحت بیان میکند که داشتن چند نام بزرگ، الزاماً به معنای ساختن یک تیم موفق نیست. پرسپولیس در مقاطعی با وجود بازیکنان باکیفیت، از نظر اتحاد، همدلی و هماهنگی درونتیمی دچار مشکل بوده و همین خلأ، خود را در عملکرد و نتیجهگیری نشان داده است.
از نگاه او، تیم بودن مفهومی فراتر از جمع شدن چند بازیکن شاخص در کنار یکدیگر است. این مفهوم نیازمند فرهنگ مشترک، اهداف همسو و نقشپذیری روشن هر بازیکن در ساختار فنی است؛ عناصری که اگر بهدرستی شکل نگیرند، حتی پرستارهترین ترکیبها نیز به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.
نقش کادر فنی؛ زمان، شناخت و اختیار
حلالی در بخش دیگری از تحلیل خود، به نقش کادر فنی میپردازد و نگاه متعادلی را ارائه میدهد. او تأکید میکند که مربی در شرایط فعلی بیتأثیر نیست، اما موفقیت یا ناکامی یک سرمربی را نمیتوان صرفاً با نتایج کوتاهمدت سنجید. به باور او، مربی برای ساختن تیم نیازمند زمان، شناخت عمیق از فضا و نفرات، و همچنین اختیار لازم در تصمیمگیری است.
او با اشاره به تجربه اوسمار یادآور میشود که این مربی در دورهای که نتایج خوبی گرفت، مدت طولانی در کنار تیم حضور داشت و شناخت مناسبی از ساختار و بازیکنان پیدا کرده بود. از این منظر، انتظار نتیجه زودبازده از هر سرمربی جدید، میتواند خود به عاملی برای تداوم بیثباتی تبدیل شود؛ بیثباتیای که در نهایت به زیان تیم تمام خواهد شد.
تغییرات مقطعی یا اصلاحات ساختاری
جمعبندی صحبتهای حلالی، هشداری جدی درباره نوع مواجهه با بحران فعلی پرسپولیس است. او صراحتاً میگوید که مشکل این تیم با یک تغییر مقطعی حل نخواهد شد. جابهجایی یک مربی، یک مدیر یا چند بازیکن، اگر بدون نگاه کلان و اصلاح ساختاری باشد، چیزی جز «مسکن کوتاهمدت» نخواهد بود.
به اعتقاد این پیشکسوت، اگر قرار است تحولی واقعی در پرسپولیس شکل بگیرد، باید تغییرات گستردهتری در مجموعه فنی و ساختار تصمیمگیری باشگاه اعمال شود؛ تغییراتی که با ورود افکار تازه، برنامهریزی بلندمدت و حمایت آگاهانه هواداران همراه باشد. در غیر این صورت، چرخه تکرار مشکلات ادامه خواهد یافت و هر فصل، بحران با چهرهای تازه بازمیگردد.
جمعبندی
آنچه از تحلیل اسماعیل حلالی برمیآید، تصویری فراتر از یک افت فنی ساده است. پرسپولیس امروز با مجموعهای از چالشهای بههمپیوسته روبهروست؛ از مصدومیتهای زنجیرهای و سرمایهگذاریهای کمبازده گرفته تا ضعف انسجام تیمی و بیثباتی در تصمیمگیری. عبور از این وضعیت، نیازمند شجاعت در پذیرش واقعیتها و حرکت بهسوی اصلاحات عمیق و ساختاری است؛ مسیری دشوار اما ضروری، اگر پرسپولیس میخواهد بار دیگر به جایگاه باثبات و مقتدر خود بازگردد.






