افشاگری آشتیانی: پرسپولیس هافبک ندارد، تیم پیر شده است!
پرسپولیس در حالی وارد نیمفصل دوم لیگ برتر شد که با یک شکست در نیمفصل نخست، همچنان بهعنوان یکی از مدعیان اصلی قهرمانی شناخته میشد، اما روند مسابقات در ادامه به شکلی پیش رفت که سرخپوشان در پنج دیدار مقابل رقبای خود شکست خوردند و فاصله معناداری میان عملکرد دو نیمفصل این تیم شکل گرفت. این افت ناگهانی نهتنها هواداران بلکه کارشناسان فوتبال را نیز به واکنش واداشت و حالا پرسپولیس با مجموعهای از چالشهای فنی، تاکتیکی و ساختاری روبهروست که عبور از آنها نیازمند تصمیمهای جدی است.
افت پرسپولیس در نیمفصل دوم؛ آمارهایی که نگرانکننده شد
مقایسه ساده نتایج پرسپولیس در دو نیمفصل لیگ برتر نشان میدهد تیمی که در نیمفصل اول ثبات نسبی داشت، در ادامه راه دچار افتی آشکار شده است. پنج شکست در نیمفصل دوم برای تیمی با سابقه و ساختار پرسپولیس، آماری غیرقابل چشمپوشی است. این نتایج نشان میدهد مشکل تنها به یک بازی یا یک مقطع خاص محدود نیست، بلکه ریشه در ساختار فنی و ترکیب تیم دارد. کاهش امتیازگیری، ناتوانی در کنترل جریان بازی و از دست رفتن برتری در میانه میدان، نشانههایی است که از بحران تدریجی خبر میدهد.
بحران خط میانی؛ نقطهای که پرسپولیس از آن ضربه میخورد
اردلان آشتیانی، کارشناس فوتبال، مهمترین مشکل پرسپولیس را خط میانی میداند؛ جایی که به گفته او بازیکنی برای توپگیری، پرس و پخش مناسب توپ وجود ندارد. خط هافبک پرسپولیس نهتنها در تخریب بازی حریف ناکام است، بلکه در انتقال سریع از دفاع به حمله نیز عملکرد قابل قبولی ندارد. همین مسئله باعث شده تیم در بازیهای اخیر تحت فشار قرار بگیرد و نتواند ریتم مسابقه را در اختیار بگیرد. نبود هافبکهای دونده و جنگنده، پرسپولیس را به تیمی کند و قابل پیشبینی تبدیل کرده است.
میانگین سنی بالا؛ مانعی جدی برای دوندگی و پرس
یکی دیگر از عوامل کلیدی افت پرسپولیس، بالا بودن میانگین سنی بازیکنان است؛ موضوعی که در خط میانی نمود بیشتری دارد. با افزایش سن بازیکنان، میزان دوندگی کاهش مییابد و همین مسئله ساختار پرس تیمی را مختل میکند. وقتی بازیکنان باتجربه انتظار دارند سایر همتیمیها وظایف آنها را پوشش دهند، تعادل تیم به هم میریزد و میانگین دوندگی کلی کاهش پیدا میکند. این روند در فوتبال مدرن، که مبتنی بر پرس مداوم و تحرک بالاست، ضربهای جدی محسوب میشود.
خریدهای نیمفصل؛ وقتی تقویت به تضعیف تبدیل میشود
انتظارات از نقلوانتقالات نیمفصل پرسپولیس بالا بود، اما به اعتقاد آشتیانی، جذب دنیل گرا نهتنها کمکی به تیم نکرد بلکه مشکلات را نیز افزایش داد. او معتقد است گرا در حد و اندازه پرسپولیس نیست و نه در فاز هجومی مشارکت مؤثری دارد و نه در دفاع عملکرد قابل قبولی ارائه میدهد. تیمی مانند پرسپولیس نیازمند مدافعان کناری فعال در حمله است، اما این ضعف باعث شده جناحین تیم عملاً از کار بیفتند و بار هجومی تنها بر دوش معدود بازیکنان بیفتد.
اورونوف؛ استعداد پرحاشیه در کانون انتقاد
اورونوف نیز در هفتههای اخیر با انتقادهایی مواجه شده است. آشتیانی با اشاره به مقایسههای اغراقآمیز این بازیکن با اسطورههای فوتبال، تأکید میکند که اورونوف توپهای زیادی را از دست میدهد و همین مسئله به تیم آسیب میزند. هرچند تواناییهای فنی او قابل انکار نیست، اما تصمیمگیریهای اشتباه و لو دادن توپ در مناطق حساس، پرسپولیس را در معرض ضدحملات خطرناک قرار داده است. در مقابل، سرگیف بهعنوان یکی از خریدهای موفق تیم معرفی میشود که عملکردی قابل قبول داشته و توانسته بخشی از انتظارات را برآورده کند.
رفتار بازیکنان باتجربه؛ نشانهای از بحران درونتیمی
انتقادها به رفتار برخی بازیکنان باتجربه از جمله سروش رفیعی، بحث دیگری است که فضای درونی پرسپولیس را تحت تأثیر قرار داده است. آشتیانی با اشاره به تجربه خود در پرسپولیس، معتقد است گفتوگو میان بازیکنان در زمین امری طبیعی است، اما وقتی سن بالا میرود و دوندگی کاهش مییابد، فشار روانی و انتظارات از سایر بازیکنان افزایش پیدا میکند. این شرایط میتواند به ناهماهنگی و افت تمرکز تیمی منجر شود و در نهایت کیفیت بازی را پایین بیاورد.
ضرورت تغییر نسل؛ مسیری که به تعویق افتاد
یکی از محورهای اصلی انتقاد آشتیانی، عدم تغییر نسل در پرسپولیس طی یکی دو سال اخیر است. او معتقد است این تعلل باعث شده تیم از روند فوتبال روز عقب بماند. فرصت ندادن به بازیکنان جوان، پرسپولیس را از انرژی تازه محروم کرده و فشار بیشتری بر بازیکنان باتجربه وارد کرده است. به باور او، استفاده از جوانانی مانند محمودی نهتنها ضرری ندارد، بلکه میتواند به افزایش انگیزه و تحرک تیم کمک کند.
اقتدار روی نیمکت؛ حلقه گمشده کادرفنی
در کنار مشکلات فنی، نقش کادرفنی و بهویژه اوسمار نیز زیر ذرهبین قرار گرفته است. آشتیانی معتقد است اوسمار در ایجاد اقتدار لازم موفق نبوده و برخی بازیکنان از او حساب نمیبرند. در فوتبال حرفهای، نبود اقتدار مربی میتواند نظم تیمی را از بین ببرد و مدیریت رختکن را با مشکل مواجه کند. او همچنین به تفاوت نگاه رسانهای به مربیان خارجی و داخلی اشاره میکند و معتقد است اگر مربی ایرانی همان نتایج را میگرفت، فشار و انتقادها بهمراتب بیشتر میبود.
بیتوجهی به مربیان ایرانی؛ چالشی ریشهدار در فوتبال کشور
از نگاه آشتیانی، فوتبال ایران بیش از حد به مربیان خارجی متوسط بها میدهد و در مقابل، مربیان داخلی نادیده گرفته میشوند. او تأکید میکند مربیانی مانند اوسمار، کارتال یا ساپینتو در سطح اول فوتبال جهان نیستند، اما در ایران با تعریف و تمجید اغراقآمیز روبهرو میشوند. این در حالی است که مربیان ایرانی با کوچکترین لغزش، تحت فشار شدید قرار میگیرند و فرصت رشد و تثبیت پیدا نمیکنند.
هزینههای سنگین برای مربیان درجه چندم
یکی از انتقادهای جدی مطرحشده، هزینههای گزافی است که برای مربیان خارجی نهچندان تراز اول پرداخت میشود. آشتیانی معتقد است اگر قرار است هزینه شود، باید برای مربیان سطح بالا باشد؛ مربیانی که علاوه بر نتیجهگیری، بتوانند به توسعه آکادمیها و صادرات بازیکن به لیگهای اروپایی کمک کنند. در غیر این صورت، این سرمایهگذاریها نهتنها سودآور نیست بلکه مانع رشد ساختاری فوتبال کشور میشود.
جوانگرایی؛ نسخه مشترک برای تیمهای بزرگ
تجربه تیمهای بزرگ نشان میدهد فرصت دادن به بازیکنان جوان همواره میتواند دستاوردهای مثبتی داشته باشد. آشتیانی با اشاره به نمونههایی مانند قلیزاده در استقلال و محمودی در پرسپولیس، تأکید میکند بیتوجهی به استعدادهای جوان، هدر دادن سرمایههای انسانی است. او معتقد است بازیکنانی مانند مجتبی فخریان یا صادقی میتوانستند به پرسپولیس کمک کنند، اما نبود اعتماد به جوانان، مسیر آنها را به تیمهای دیگر باز کرده است.
وضعیت مدعیان قهرمانی؛ رقابتی همچنان باز
با وجود تمام مشکلات، پرسپولیس همچنان به دلیل سطح کلی لیگ از شانس قهرمانی برخوردار است. استقلال با بهرهمندی از بازیکنان خارجی باکیفیت، در کنار سپاهان یکی دیگر از مدعیان محسوب میشود. تراکتور نیز با تغییرات کادرفنی و حضور ربیعی، نیازمند زمان است تا مشخص شود آیا میتواند به ثبات برسد یا خیر. گلگهر هم تیمی قابل احترام است، هرچند برخی نمایشهای ضعیف، مانند دیدار مقابل چادرملو، سوالاتی را درباره ثبات این تیم ایجاد کرده است.
استقلال پس از ساپینتو؛ مشکل پرس و دوندگی
آشتیانی در تحلیل وضعیت استقلال پس از برکناری ساپینتو، به ضعف توپگیری و پرس این تیم اشاره میکند. حضور چند بازیکن تکنیکی در ترکیب استقلال باعث شده توازن تیمی به هم بخورد و دوندگی لازم برای پرس مؤثر دیده نشود. او با مقایسهای از فوتبال آرژانتین، توضیح میدهد که حتی بازیکنی مانند مسی با دوندگی کمتر، در تیمی بازی میکند که سایر بازیکنان این ضعف را پوشش میدهند؛ موضوعی که در استقلال دیده نمیشود.
جمعبندی؛ پرسپولیس در بزنگاه تصمیمگیری
پرسپولیس امروز در نقطهای حساس قرار دارد. افت نتایج، مشکلات خط میانی، میانگین سنی بالا، خریدهای ناموفق و نبود تغییر نسل، مجموعهای از چالشها را شکل داده که عبور از آنها نیازمند شجاعت مدیریتی و تصمیمهای ساختاری است. اگر سرخپوشان به جوانگرایی، اصلاح ساختار فنی و ایجاد اقتدار روی نیمکت توجه نکنند، فاصله آنها با فوتبال مدرن بیشتر خواهد شد. با این حال، تجربه و ظرفیت پرسپولیس نشان میدهد که با اصلاح مسیر، همچنان میتوان به بازگشت به کورس قهرمانی امیدوار بود.






