نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۶۳۶

درگیری مازیار زارع و خداداد عزیزی؛ زخمی قدیمی بر پیکر فوتبال ایران

درگیری مازیار زارع و خداداد عزیزی؛ زخمی قدیمی بر پیکر فوتبال ایران
درگیری مازیار زارع و خداداد عزیزی در بازی ملوان و تراکتور، فراتر از یک حاشیه ساده، نشانه بحرانی عمیق در الگوسازی و فرهنگ رفتاری فوتبال ایران است.
۱۶:۴۸ - ۰۴ اسفند ۱۴۰۴
وانانیوز|

فوتبال ایران در سال‌های اخیر روزهای متفاوتی را تجربه می‌کند؛ سکوهایی که زمانی مملو از تماشاگر بود، حالا اغلب نیمه‌خالی یا کاملاً خاموش است و شور و هیجانی که روزگاری رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی را درگیر می‌کرد، به‌تدریج فروکش کرده است. در چنین فضایی، شاید درگیری لفظی و فیزیکی میان مازیار زارع و خداداد عزیزی در جریان دیدار ملوان بندرانزلی و تراکتور، برای برخی تنها یک حاشیه کم‌اهمیت تلقی شود؛ اتفاقی گذرا در فوتبالی که خود از مرکز توجه دور مانده است. اما این نگاه، ساده‌سازی مسئله‌ای است که ریشه‌های عمیق‌تری دارد و پیامدهای آن به‌مراتب فراتر از نود دقیقه یک مسابقه است.

اهمیت این اتفاق نه در چند لحظه پرخاش و یقه‌گیری کنار زمین، بلکه در معنایی نهفته است که چنین رفتارهایی در ساختار فوتبال ایران تولید و بازتولید می‌کند. درگیری مازیار زارع و خداداد عزیزی، اگرچه در ظاهر یک واکنش هیجانی است، اما در بطن خود به مسئله‌ای بنیادین به نام «الگوسازی» گره خورده؛ مفهومی که در فوتبال کم‌تماشاگر امروز ایران شاید کمتر به آن توجه می‌شود، اما بیش از هر زمان دیگری تعیین‌کننده است.

فوتبال کم‌تماشاگر و حاشیه‌هایی که هنوز اثرگذارند

کاهش تماشاگران و افت توجه عمومی، این توهم را ایجاد کرده که حاشیه‌های فوتبال دیگر اثر اجتماعی گذشته را ندارند. حال آنکه فوتبال، حتی در خلوت‌ترین روزهایش، همچنان یک نهاد آموزشی و فرهنگی قدرتمند است. رفتار مربیان، مدیران و چهره‌های شاخص، نه‌تنها توسط هواداران محدود حاضر در ورزشگاه، بلکه توسط نسل جوانی دیده می‌شود که فوتبال را از قاب تلویزیون و فضای مجازی دنبال می‌کند.

درگیری مازیار زارع و خداداد عزیزی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند. مسئله این نیست که چند نفر در ورزشگاه شاهد این صحنه بودند، بلکه این است که چه پیامی از دل این رفتار به بیرون مخابره شد. وقتی فوتبال از شور جمعی تهی می‌شود، نقش الگوها پررنگ‌تر می‌شود، زیرا آنچه باقی می‌ماند، تصویر و رفتار چهره‌های اثرگذار است.

مازیار زارع و خداداد عزیزی؛ فراتر از دو نام

مازیار زارع و خداداد عزیزی صرفاً دو عضو کادر فنی نیستند. هر دو، به‌واسطه سابقه بازی، حضور رسانه‌ای و جایگاه‌شان در ذهن فوتبال‌دوستان، نماد نسلی از فوتبال ایران به‌شمار می‌آیند. نسلی که بسیاری از بازیکنان جوان امروز، با تماشای آن بزرگ شده‌اند و هنوز هم رفتار و گفتارشان را معیار قضاوت قرار می‌دهند.

وقتی چنین چهره‌هایی در لحظه فشار و تنش، به‌جای کنترل هیجان، خشم خود را به شکل پرخاش و برخورد فیزیکی بروز می‌دهند، پیام روشنی به محیط پیرامون ارسال می‌شود؛ پیامی که شاید ناخواسته، اما بسیار اثرگذار است: «در لحظه بحران، خشونت مجاز است». این پیام، دقیقاً همان نقطه‌ای است که یک درگیری زودگذر را به مسئله‌ای ساختاری تبدیل می‌کند.

سهم بازیکنان جوان از این صحنه‌ها چیست؟

در هر دو تیم ملوان و تراکتور، بازیکنان جوانی حضور دارند که در آغاز مسیر حرفه‌ای خود هستند. این بازیکنان، بیش از آنکه از کلاس‌های تئوریک یا دستورالعمل‌های انضباطی بیاموزند، از رفتار روزمره مربیان و بزرگان الگو می‌گیرند. فوتبال، پیش از آنکه آموزش تکنیک و تاکتیک باشد، آموزش رفتار است.

پرسش اساسی اینجاست: سهم این نسل از درگیری مازیار زارع و خداداد عزیزی چیست؟ آیا آن‌ها یاد می‌گیرند که مدیریت هیجان و احترام به حریف بخشی از حرفه‌ای‌گری است، یا به این نتیجه می‌رسند که برای اثبات حقانیت، می‌توان از زبان تند و برخورد فیزیکی استفاده کرد؟ عادی‌سازی چنین رفتارهایی، خطرناک‌ترین پیامد این ماجراست؛ زیرا خشونت، وقتی به عادت تبدیل شود، دیگر قابل مهار نخواهد بود.

فوتبال به‌مثابه نهاد آموزشی

فوتبال، حتی در سطح باشگاهی و حتی در روزهای کم‌رونق، صرفاً یک رقابت ورزشی نیست. این پدیده، نهاد انتقال ارزش‌هاست؛ ارزش‌هایی مانند احترام، خویشتنداری، مسئولیت‌پذیری و پذیرش شکست. وقتی این ارزش‌ها جای خود را به منطق «بردن به هر قیمت» می‌دهد، فوتبال از نقش تربیتی خود فاصله می‌گیرد و به صحنه‌ای برای بازتولید خشونت تبدیل می‌شود.

درگیری میان مازیار زارع و خداداد عزیزی، نماد همین لغزش است. لغزشی که شاید در لحظه، حاصل فشار مسابقه باشد، اما در بلندمدت، تصویر فوتبال ایران را در ذهن نسل آینده مخدوش می‌کند. فوتبالی که نتواند در لحظه‌های بحرانی، الگوی آرامش باشد، چگونه می‌تواند مدعی نقش فرهنگی و اجتماعی شود؟

اعتبار حرفه‌ای و آزمون لحظه‌های بحرانی

اعتبار حرفه‌ای در فوتبال، تنها با تعداد بازی‌ها، جام‌ها یا گل‌ها ساخته نمی‌شود. بخش مهمی از این اعتبار، در لحظه‌هایی شکل می‌گیرد که فشار، خستگی و هیجان به اوج می‌رسد. واکنش در چنین لحظه‌هایی، معیار واقعی بلوغ حرفه‌ای است.

مازیار زارع و خداداد عزیزی، هر دو کارنامه‌ای دارند که قابل احترام است، اما همین کارنامه‌ها مسئولیت آن‌ها را سنگین‌تر می‌کند. جامعه فوتبال از چهره‌های باسابقه انتظار دارد که در زمان بحران، نقش ضربه‌گیر را ایفا کنند، نه جرقه‌ای برای شعله‌ورتر شدن تنش. وقتی این انتظار برآورده نمی‌شود، اعتماد و اعتبار نیز آسیب می‌بیند.

فوتبال ایران و نیاز فوری به الگوهای آرامش

فوتبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به الگوهای آرامش و خویشتنداری نیاز دارد. در شرایطی که مشکلات ساختاری، اقتصادی و مدیریتی، فشار مضاعفی بر بدنه فوتبال وارد کرده، رفتار چهره‌های شاخص می‌تواند یا به کاهش تنش کمک کند یا بر آن بیفزاید.

صحنه‌هایی مانند درگیری مازیار زارع و خداداد عزیزی، اگرچه شاید فردای خود فراموش شوند، اما اثر انباشته آن‌ها، فضای عمومی فوتبال را خشن‌تر و بی‌تحمل‌تر می‌کند. این همان مسیری است که در نهایت، فوتبال را از سرمایه اجتماعی تهی می‌سازد و فاصله آن با جامعه را عمیق‌تر می‌کند.

جمع‌بندی

درگیری میان مازیار زارع و خداداد عزیزی را نباید صرفاً یک حاشیه زودگذر یا واکنشی لحظه‌ای دانست. این اتفاق، آینه‌ای است که بخشی از بحران فرهنگی فوتبال ایران را بازتاب می‌دهد؛ بحرانی که در آن، الگوسازی رفتاری جای خود را به عادی‌سازی خشم داده است. فوتبال، حتی در کم‌تماشاگرترین روزهایش، همچنان یک نهاد آموزشی قدرتمند است و هر رفتار چهره‌های اثرگذار، در ذهن نسل آینده حک می‌شود. اگر فوتبال ایران قرار است مسیر ترمیم و بازسازی را طی کند، این مسیر از کنترل هیجان، مسئولیت‌پذیری و بازگشت به نقش الگوها می‌گذرد؛ مسیری که بدون بازنگری در چنین صحنه‌هایی، هرگز هموار نخواهد شد.

آقا مازیار، جناب خداداد عزیزی! شما دیگه چرا؟

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط