نیمکت متشنج، تیم بیجان؛ داستان سقوط استقلال
استقلال در هفتههایی که باید تمام تمرکز خود را بر عبور از بحران و حفظ ثبات فنی میگذاشت، گرفتار مجموعهای از اختلافات درونی شد که ریشه آن نه در کیفیت فنی بازیکنان، بلکه در روابط متشنج اعضای کادر فنی و مدیریتی بود. اتفاقاتی که بهتدریج روی هم انباشته شد و در نهایت استقلال را به تیمی آشفته، بیتمرکز و آسیبپذیر تبدیل کرد؛ تیمی که حتی میلیاردها تومان هزینه نیز نتوانست آن را از سقوط در باتلاق حاشیهها نجات دهد.
نیمکتی که پیش از سوت داور بازنده بود
پس از جدایی ریکاردو ساپینتو، انتظار میرفت نیمکت استقلال بهصورت موقت اما منسجم اداره شود تا تیم از این گذار حساس عبور کند. با این حال، نخستین جلسه تمرینی استقلال پس از کنار رفتن سرمربی پرتغالی، نشانههای روشنی از نبود همدلی و انسجام را آشکار کرد. در شرایطی که استقلال برای دیدار حساس مقابل مس رفسنجان نیاز مبرمی به آرامش و تمرکز داشت، اختلاف بر سر انتخاب سرمربی موقت به بحرانی تازه بدل شد و نشان داد روابط میان مربیان بههیچوجه عادی نیست.
چشم و همچشمی خسرو با وریا و پیامدهای آن
ماجرای حضور خسرو حیدری در تمرین و اطلاع از تصمیم باشگاه برای سپردن هدایت تیم به وریا غفوری، بهسرعت به نمادی از همین تنشها تبدیل شد. قهر کردن و ترک تمرین در چنین مقطعی، بیش از آنکه یک واکنش شخصی باشد، پیامی آشکار از شکاف عمیق در کادر فنی استقلال بود. در زمانی که تیم برای کسب سه امتیاز حیاتی به همدلی کامل روی نیمکت نیاز داشت، این رفتار نشان داد برخی اعضا اولویت را نه به منافع استقلال، بلکه به جایگاه و موقعیت شخصی خود میدهند؛ موضوعی که مستقیماً به ضرر تیم تمام شد.
اختلاف ساپینتو با وریا؛ بیاعتمادی در قلب کادر فنی
اظهارات ریکاردو ساپینتو دو روز پس از برکناریاش، آتش این اختلافات را شعلهورتر کرد. او با طرح این ادعا که وریا غفوری بدون داشتن مدرک مربیگری از همان ابتدا بهدنبال نشستن روی صندلی سرمربیگری بوده، فضای بیاعتمادی حاکم بر نیمکت استقلال را عیان کرد. چنین سطحی از سوءظن در یک کادر فنی محدود، عملاً هرگونه همکاری سازنده را غیرممکن میکند. وقتی سرمربی و دستیارانش به جای تمرکز بر برنامه فنی، درگیر قهر و آشتی و بدبینی باشند، نتیجهای جز افت عملکرد تیم در زمین نخواهد داشت.
مدیریت، رختکن و شکاف عمیقتر
تنشها تنها به کادر فنی محدود نماند و به سطح مدیریت نیز کشیده شد. حضور سرزده تاجرنیا در رختکن استقلال در بین دو نیمه یکی از مسابقات لیگ برتر، در همان زمان با واکنش منفی پیشکسوتان و مدیران سابق همراه شد. با این حال، آنچه این ماجرا را پیچیدهتر کرد، واکنش پس از مسابقه ساپینتو در نشست خبری بود. بهجای آنکه مدیریت باشگاه با درک حساسیت فضا، به ترمیم روابط و دلجویی از کادر فنی و بازیکنان بپردازد، این موضوع به دلخوری عمیقتری انجامید و در نهایت به جدایی سرمربی پرتغالی ختم شد؛ جداییای که بیش از آنکه فنی باشد، حاصل مجموعهای از سوءمدیریتها و برخوردهای احساسی بود.
قهر رامین و ساپینتو؛ ضربهای دیگر به بدنه تیم
پیش از این نیز استقلال بهای اختلافات مشابه را پرداخته بود. قهر و آشتیهای رامین رضاییان و ریکاردو ساپینتو، در شرایطی که پنجره نقلوانتقالاتی باشگاه بسته بود، به از دست رفتن یکی از مهرههای تأثیرگذار تیم انجامید. نزدیکان استقلال تأیید میکنند که این جدایی بیش از هر چیز ریشه در اختلاف نظرهای شخصی داشت؛ اختلافهایی که هیچیک از طرفین حاضر نشدند برای منافع تیم از مواضع خود کوتاه بیایند. نتیجه، تضعیف ترکیب استقلال و افزایش فشار روی سایر بازیکنان بود.
استقلال زیر آوار اختلافات ریز و درشت
وقتی به مجموعه این اتفاقات در کنار هم نگاه میکنیم، تصویر روشنی از رنج استقلال در هفتههای اخیر شکل میگیرد. تیمی که بازیکنانش باید در اوج تمرکز ذهنی به میدان میرفتند، ناچار بودند در فضایی آکنده از حاشیه، بیثباتی و بلاتکلیفی بازی کنند. این وضعیت نهتنها روی روحیه بازیکنان اثر گذاشت، بلکه تصمیمات فنی را نیز دچار اختلال کرد و استقلال را از مسیر طبیعی پیشرفت خارج ساخت.
شکست آسیایی؛ نتیجه طبیعی یک آشفتگی مزمن
نمونه عینی این آشفتگی را میتوان در دیدار برگشت مقابل الحسین اردن مشاهده کرد. استقلالی که در بازی رفت با ترکیبی مشخص و عملکردی قابل قبول ظاهر شده بود، در دیدار برگشت با چینشی عجیب و متفاوت به میدان رفت؛ تغییری که هیچ توجیه فنی قانعکنندهای نداشت. نتیجه، دریافت سه گل و حذف از گردونه مسابقات بود. این شکست صرفاً یک باخت ورزشی نبود، بلکه نماد فروپاشی ساختاری تیمی بود که نتوانست اختلافات داخلی خود را مدیریت کند.
میلیاردها تومان هزینه و دستاوردی تلخ
حذف استقلال از لیگ قهرمانان سطح دو آسیا، آن هم پس از صرف هزینههای سنگین و هزاران میلیارد تومان بودجه، زنگ خطری جدی برای باشگاه به صدا درآورد. تیمی با این سطح از امکانات و هواداران پرشمار، نباید قربانی قهرهای کودکانه، سوءظنهای شخصی و تصمیمات احساسی شود. آنچه استقلال را زمینگیر کرد، نه کمبود بازیکن بود و نه ضعف فنی محض، بلکه فقدان مدیریت بحران و ناتوانی در ایجاد وحدت روی نیمکت بود.
جمعبندی
استقلال در مقطع اخیر بیش از هر زمان دیگری نشان داد که موفقیت در فوتبال حرفهای، پیش از هر چیز نیازمند ثبات، همدلی و مدیریت عاقلانه است. اختلافات میان ساپینتو، مربیان داخلی، بازیکنان کلیدی و مدیران باشگاه، زنجیرهای از تنشها را شکل داد که در نهایت به افت فنی، از دست رفتن امتیازات حساس و حذف آسیایی انجامید. اگر استقلال قصد دارد از این چرخه معیوب خارج شود، ناگزیر است پیش از هر تصمیم فنی، ساختار روابط درون تیمی خود را بازسازی کند؛ در غیر این صورت، حتی بزرگترین هزینهها نیز نمیتواند مانع تکرار چنین شکستهایی شود.






