بازگشت از آسیا و جدال پنهان مدعیان صدر در هفته بیست و دوم لیگ برتر
بازگشت نمایندگان فوتبال ایران از رقابتهای آسیایی، همواره لیگ برتر را وارد فضایی متفاوت میکند؛ فضایی که در آن خستگی سفر، فشار روانی بازیهای بینالمللی و انتظارات هواداران، همزمان روی نتایج داخلی اثر میگذارد. هفته بیست و دوم لیگ برتر نیز دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا کرد. هرچند در نگاه اول، بازیهای روز اول و دوم هفته شاید عادی به نظر میرسیدند، اما شکست گلگهر صدرنشین و پرسپولیس رده پنجمی، همه نگاهها را به دیدارهای روز سوم و چهارم معطوف کرد؛ جایی که مدعیان مستقیم قهرمانی فرصت داشتند ورق جدول را دوباره برگردانند.
سقوط مدعیان در آغاز هفته و باز شدن مسیر صدر
باخت گلگهر در همان روز نخست هفته، شوک بزرگی به جدول وارد کرد. تیمی که با ثبات و امتیازگیری منظم، خود را در قامت صدرنشین معرفی کرده بود، ناگهان امتیاز از دست داد تا صدر جدول لرزان شود. همزمان، پرسپولیس نیز که امید داشت با استفاده از لغزش رقبا فاصلهاش را کم کند، خودش به همان سرنوشت دچار شد. این دو نتیجه کافی بود تا استقلال، تراکتور و سپاهان با دقت و وسواس بیشتری به بازیهای خود نگاه کنند؛ سه تیمی که با ۳۵ امتیاز، در کمین بازگشت به صدر جدول ایستاده بودند.
یکشنبه سرنوشتساز برای استقلال و تراکتور
در روز یکشنبه سوم اسفند، استقلال و تراکتور به میدان رفتند؛ آن هم ۲۴ ساعت زودتر از سپاهان. همین فاصله زمانی اهمیت ویژهای به بازیهای آنها میداد، چرا که پیروزی هر کدام میتوانست فشار روانی مضاعفی به سپاهان منتقل کند. استقلال میهمان مس بود و تراکتور باید در انزلی به مصاف ملوان میرفت؛ دو تیمی که هرچند در قامت مدعی قهرمانی نبودند، اما همیشه برای بزرگان لیگ دردسرساز بودهاند.
تقارنهای عجیب؛ از نام میزبانان تا نیمکتها
وجه اشتراک استقلال و تراکتور تنها در امتیاز و هدف مشترک خلاصه نمیشد. هر دو تیم در خانه تیمهایی به میدان رفتند که نامشان با حرف میم آغاز میشود؛ مس و ملوان. اما تقارنهای جالبتر روی نیمکتها شکل گرفت. مازیار زارع، سرمربی ملوان، سابقه پوشیدن پیراهن پرسپولیس را در کارنامه داشت و حالا مقابل تراکتوری قرار میگرفت که در کورس قهرمانی با سرخها رقابت میکند. در سوی دیگر، مجتبی جباری روی نیمکت مس نشسته بود؛ چهرهای که با استقلال قهرمانی جام حذفی را تجربه کرده و حالا برابر تیمی قرار میگرفت که مدیرانش او را در آغاز تابستان، خیلی زود از پروژه کنار گذاشتند.
اشتراک اصلی؛ نیمکتهایی با تجربه اول
با این حال، مهمترین نقطه اشتراک استقلال و تراکتور نه در نام حریفان بود و نه در شرایط جدول، بلکه در وضعیت نیمکتهایشان معنا پیدا میکرد. هر دو تیم با مربیانی به میدان رفتند که برای نخستین بار تجربه سرمربیگری در چنین سطحی را پشت سر میگذاشتند. محمد ربیعی به عنوان جانشین دراگان اسکوچیچ روی نیمکت تراکتور نشسته بود و وریا غفوری، کاپیتان محبوب آبیها، بهعنوان مربی موقت استقلال تا زمان انتخاب سرمربی جدید معرفی شده بود؛ انتخابی که از همان ابتدا با حاشیههای فراوان همراه شد.
حاشیههایی که سرنوشت نیمکت استقلال را تغییر داد
فضای استقلال در روزهای منتهی به بازی با مس، بیش از آنکه تحت تأثیر مسائل فنی باشد، درگیر حاشیههای مدیریتی و رسانهای بود. معرفی وریا غفوری به عنوان مربی موقت، واکنشهای متفاوتی را به همراه داشت؛ از حمایت بخشی از هواداران تا تردید مدیران باشگاه. همین تردیدها در نهایت باعث شد که پیش از سوت آغاز بازی، نام سهراب بختیاریزاده به عنوان سرمربی جدید استقلال اعلام شود؛ تصمیمی که عملاً نقش وریا غفوری را به حاشیه برد و نشان داد ثبات مدیریتی همچنان پاشنه آشیل آبیهاست.
تراکتور و ریسک بزرگ جانشینی اسکوچیچ
در تبریز، شرایط بهظاهر آرامتر بود، اما ریسک انتخاب محمد ربیعی کمتر از استقلال نبود. اسکوچیچ، با تمام فراز و نشیبهایش، چهرهای باتجربه و آشنا با فضای قهرمانی بود. جانشینی او با مربیای جوانتر و کمتجربهتر، تصمیمی بود که آیندهاش هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. هرچند ربیعی با قرارداد سهساله روی نیمکت تراکتور نشسته، اما فوتبال ایران بارها نشان داده که قراردادهای بلندمدت، تضمینی برای بقا نیست.
مربیان ایرانی جوان در سایه مربیان خارجی
وجه مشترک دیگر استقلال و تراکتور، جانشینی مربیان خارجی با مربیان ایرانی بود. ربیعی به جای اسکوچیچ آمد و غفوری به جای ساپینتو. این تغییرات، بار دیگر بحث اعتماد به مربیان داخلی را به صدر اخبار آورد. واقعیت این است که همانقدر که وریا غفوری میتوانست بدون حاشیه و صرفاً بر اساس نتایج، تا پایان فصل روی نیمکت استقلال باقی بماند، محمد ربیعی نیز با وجود قرارداد رسمی، هیچ تضمینی برای ادامه کار در تراکتور ندارد؛ چرا که در فوتبال ایران، نتیجه همهچیز است.
سپاهان، تماشاگر منتظر یکشنبه
در این میان، سپاهان با دقت نظارهگر اتفاقات یکشنبه بود. تیم اصفهانی که بازیاش به دوشنبه چهارم اسفند موکول شده، میدانست هر لغزش یا پیروزی استقلال و تراکتور، معادلات بازی مقابل استقلال خوزستان را تغییر خواهد داد. فشار صدرنشینی یا فرصت بازگشت به آن، مستقیماً به نتایج روز یکشنبه گره خورده بود و همین موضوع، هفته بیست و دوم را به یکی از حساسترین مقاطع فصل تبدیل کرد.
لیگ برتر و بازگشت به واقعیت پس از آسیا
هفته بیست و دوم نشان داد که بازگشت از آسیا، تنها یک موضوع فیزیکی نیست، بلکه آزمونی ذهنی برای تیمها و مربیان است. مدعیانی که نتوانند این گذار را بهدرستی مدیریت کنند، خیلی زود امتیاز از دست میدهند و جایگاهشان متزلزل میشود. شکست گلگهر و پرسپولیس، زنگ هشدار جدی برای دیگر تیمهای بالانشین بود؛ هشداری که استقلال، تراکتور و سپاهان باید آن را جدی میگرفتند.
جمعبندی
هفته بیست و دوم لیگ برتر، فراتر از چند بازی ساده، تصویری روشن از وضعیت فوتبال ایران ارائه داد؛ لیگی که در آن مدعیان با فاصلهای اندک رقابت میکنند، نیمکتها ثبات ندارند و مربیان جوان ایرانی زیر ذرهبین نتایج قرار گرفتهاند. استقلال و تراکتور، هر دو با هدف صدرنشینی و با مربیانی تازهکار به میدان رفتند و نشان دادند مسیر قهرمانی، بیش از هر زمان دیگری، به مدیریت بحران و تصمیمهای درست گره خورده است. در چنین فضایی، تنها تیمی که بتواند از حاشیه عبور کند و تمرکز خود را حفظ کند، شانس واقعی برای ایستادن بر بام فوتبال ایران خواهد داشت.






