حمایت تمامقد مربی مس رفسنجان از مربی استقلال+عکس
این روزها فوتبال ایران بیش از آنکه با نتایج و مسائل فنی در کانون توجه باشد، به عرصهای برای بروز مواضع اجتماعی و سیاسی چهرههای تأثیرگذار خود تبدیل شده است. در این میان، واکنشهای صریح و بیپرده، به ویژه هنگامی که پای دفاع از مردم و محکومیت جریانهای خارجنشین در میان باشد، به سرعت ابعاد جدیدی پیدا میکند. آخرین مورد از این دست، مربوط به اظهارات کوبنده وریا غفوری، مربی موقت استقلال، در نشست خبری پس از بازی اخیر بود که نه تنها توجه جامعه ورزش، بلکه افکار عمومی را نیز به خود معطوف ساخت. این موضعگیری جسورانه، موجی از همدلی و همبستگی را در میان چهرههای ملی فوتبال و بدنه هواداری به راه انداخته است، که جدیدترین جلوه آن، حمایت علنی و صریح مجتبی جباری، سرمربی مس رفسنجان، بود.
تحلیل پشتوانه اخلاقی و اجتماعی سخنان غفوری در کانون توجه رسانهها
سخنان وریا غفوری در کنفرانس مطبوعاتی، فراتر از یک تحلیل صرفاً فوتبالی بود؛ او با شجاعتی کمنظیر، انگشت اتهام را به سمت چهرههایی نشانه رفت که از دور و با بهرهگیری از مواهب مالی خارجی، سعی در خدشهدار کردن چهرههای ملی و میهنی دارند. غفوری در بخشی از صحبتهای خود با لحنی آمیخته به خشم از بیانصافیها، به اظهاراتی که علیه او مطرح شده بود، پاسخ داد. او به صراحت بیان داشت: «این روزها افرادی که خارج از کشور هستند و کتوشلوار میپوشند و حقوقهای پوندی میگیرند، به من حمله میکنند و میگویند من خونشور و بیشرف هستم.» این جمله، کلیدواژه اصلی منازعه را روشن میسازد: تقابل میان کسانی که ادعای دلسوزی از دوردست دارند و کسانی که خود را همواره در صف مردم و در بطن جامعه میدانند. غفوری با طرح این پرسش که «واقعاً وقاحت، بیشرمی و ناانسانی تا چقدر؟»، عمق فاصله طبقاتی و اخلاقی میان منتقدان پوندیبگیر و مدافعان داخلی را به نمایش گذاشت. او با شرف خواندن خود و اتهام «کاسب خون» زدن به مهاجمان داخلی، مرز میان خود و معاندان را بهشکلی کاملاً تحلیلی و شفاف ترسیم کرد و پاسخی کوبنده به هرگونه تلاش برای برچسبزنی داد.
پیام وحدت در قامت حمایت یک سرمربی از تیم رقیب
بروز چنین مواضعی، در فضای دوقطبیشده ورزش کشور، معمولاً با عکسالعملهای تند و غالباً یکطرفه همراه است؛ اما این بار، یک استثنای مهم رخ داد که بر اهمیت کلام غفوری افزود. حمایت مجتبی جباری، سرمربی مس رفسنجان، که تیمش تنها چند ساعت پیش در قامت رقیب مستقیم در مقابل استقلال صفآرایی کرده بود، حاوی پیامی قدرتمند از وحدت در نقد بود. جباری با انتشار بخشی از سخنان غفوری در صفحه شخصی خود و تأکید صرف بر یک کلمه، یعنی «با شرف»، عملاً صحه بر صداقت، شجاعت و موضعگیری اخلاقی غفوری گذاشت. این حمایت، در وهله اول، فراتر از مناسبات باشگاهی و رنگها بود؛ حمایت یک کاپیتان سابق تیم استقلال از کاپیتان فعلی (مربی موقت)، در لحظهای که غفوری تحت شدیدترین حملات قرار داشت، نشان داد که معیارهای ملی و اخلاقی، میتواند پیوندهای عمیقتری میان اهالی فوتبال ایجاد کند. استوری جباری، مهر تأییدی بود بر اینکه دیدگاههای مطرح شده توسط غفوری، از حمایت چهرههای درون جریان ورزش نیز برخوردار است و این صدا، تنها صدای یک نفر نیست.
بازتاب گسترده در فضای مجازی و تثبیت جایگاه اجتماعی وریا غفوری
واکنشهای گسترده در شبکههای اجتماعی پس از نشست خبری غفوری، نشان داد که این اظهارات نه تنها در میان فوتبالیها، بلکه در میان عموم جامعه، بهویژه اقشاری که خود را در مظلومیت یا تحت حملات جریانهای معاند میدانند، طنینانداز شده است. این حمایتها، یکبار دیگر جایگاه وریا غفوری را به عنوان یک چهره ورزشی با دغدغههای اجتماعی و ملی تثبیت کرد. برخلاف تلاشهایی که برای محدود کردن نقش او به مسائل فنی یا حاشیههای درون تیمی صورت میگیرد، غفوری با هر بار صحبت صریح، دامنه نفوذ و تأثیرگذاری خود را از مستطیل سبز به عرصه عمومی گسترش میدهد. مردم با دیدن چهرهای که حاضر است از موضع قدرت و جایگاه خود برای دفاع از اصول بایستد، او را نه تنها یک فوتبالیست، بلکه نمایندهای برای خود میبینند. این حمایتها، سندی بر این مدعاست که درک عمومی از مواضع او، نه به عنوان یک تحریک یا شیطنت، بلکه به عنوان دفاع صادقانه از ارزشهای ملی تلقی شده است.
ابعاد تقابل: کاسبان خون در مقابل ملتمداران
تحلیل ماهیت حمله صورت گرفته علیه غفوری، اهمیت واکنش او را دوچندان میسازد. واژه «کاسب خون» که غفوری به کار برد، اشارهای مستقیم به سودجویی از شرایط حساس کشور و تبدیل نگرانیهای ملی به منافع شخصی و خارجی دارد. این تقابل، سنتی دیرینه در نقد اجتماعی است: تقابل میان فعالان میدانی و روشنفکران کانالیزه شده خارجنشین که غالباً با دستمزدهای ارزی، سعی در بزک کردن ناکامیها و بزرگنمایی مشکلات داخلی دارند. زمانی که فردی در جایگاه یک مربی لیگ برتری که خود سابقه کاپیتانی در سطح اول فوتبال کشور را دارد، این قشر را به چالش میکشد، به طور طبیعی با تلافی سنگین از سوی همان جریان مواجه میشود. اما غفوری با جسارت به چشمهای این منتقدان خیره شد و اعلام کرد که او در صف مردم است، نه در صف کسانی که خون مردم را به پول تبدیل میکنند. این موضعگیری، او را در مقابل موج سهمگین پروپاگاندای رسانهای قرار داده و همزمان، حمایت مردمی را نیز به همراه آورده است.
تأثیرپذیری حوزه مربیگری از مسائل کلان اجتماعی
حوزه مربیگری و مدیریت فنی تیمها، اگرچه ظاهراً باید معطوف به تاکتیک و استراتژی باشد، اما در ایران همواره ابعاد اجتماعی و فرهنگی داشته است. حضور مجتبی جباری در قامت مربی تیم رقیب، نشان داد که این ابعاد، حتی بر رقابتهای روزمره ورزشی سایه میاندازند و دوستیها و مرامها، در مواقع لزوم، بر رقابتهای فنی اولویت مییابند. حمایت جباری در کسوت سرمربی یک تیم مقابل، دلالت بر درک متقابل از فشارهایی دارد که چهرههای ملی با مواضع شفاف متحمل میشوند. این نوع اتحادها، در کنار حمایتهای مردمی، یک سپر اخلاقی در برابر حملات سازمانیافته ایجاد میکند و نشان میدهد که در بدنه اصلی جامعه ورزش، اجماع قویتری بر حفظ شرافت و صداقت وجود دارد، صرف نظر از وابستگیهای سازمانی یا رقابتهای لحظهای. این همبستگی، وزن کلام غفوری را بهشدت افزایش میدهد.
جمعبندی و افق پیش رو: اصالت در برابر موج سواری
موج حمایت از وریا غفوری پس از آن سخنرانی آتشین، صرفاً یک خبر ورزشی نیست؛ بلکه بازتابی از خواست جامعه است که از چهرههای مشهور خود انتظار صداقت و ایستادگی در برابر فتنهانگیزیهای خارجی را دارد. حمایت علنی مجتبی جباری، یک سرمربی رقیب، به این تحلیل عمق بیشتری بخشید و ثابت کرد که دفاع از شرافت، یک ارزش فراحزبی و فرا-باشگاهی است. غفوری با این موضعگیری، بار دیگر ثابت کرد که شرافت و اصالت او در میان مردم و بسیاری از همکارانش ریشه دوانده است. در مقابل، کسانی که از دور بر آتش میدمند و با حقوقهای خارجی به دنبال تشویش اذهان هستند، در نهایت در تقابل با این انسجام ملی، جایگاه خود را از دست خواهند داد. این تحولات نشان میدهد که میدان نبرد کنونی، نبرد بر سر حفظ اصالت در برابر موجسواری سیاسی و مالی است و در این میدان، وزن کلام صادقانه غفوری، سنگینتر از تمام هیاهوی رسانههای معاند خواهد بود.







