شوک تمدید قرارداد اوسمار؛ پایان فصل یا آغاز یک پوستاندازی بزرگ؟
سیر نزولی پرسپولیس در نیمفصل دوم لیگ بیستوسوم، همانند یک زنگ خطر جدی، فضای اطراف این باشگاه پرافتخار را تحت تأثیر قرار داد. کاهش محسوس امتیازات و فاصله گرفتن از صدر جدول، به طور طبیعی، گمانهزنیها پیرامون آینده کادر فنی را به اوج رساند. در این میان، نام اوسمار ویهرا، سرمربی برزیلی، به طور مکرر در کانون شایعاتی قرار گرفت که از برکناری قریبالوقوع تا جدایی قطعی در پایان فصل حکایت داشت. اما در نقطهای که بسیاری انتظار داشتند باشگاه تصمیمی برای قطع همکاری بگیرد، ورق به شکلی ناگهانی برگشت. پس از چند جلسه پرفشار میان سرمربی و پیمان حدادی، تصمیم هیأتمدیره بر فعالسازی بند تمدید قرارداد برای فصل آتی استوار شد. این تصمیم، در نگاه اول، حیرت بسیاری از اهالی فوتبال و هواداران را برانگیخت؛ چرا که در اوج بحران عملکرد و داغ بودن بحث جدایی، باشگاه تصمیمی کاملاً معکوس گرفت. این اقدام، هرچند در ظاهر غیرمنتظره بود، اما از منظر مدیریتی میتواند به منزله اعلام یک استراتژی بلندمدت تفسیر شود، استراتژیای که زیر سایه نتایج کوتاهمدت گم شده بود.
تضمین ثبات مدیریتی؛ برگ برنده اوسمار برای پروژههای سخت
پیامدهای تمدید قرارداد اوسمار فراتر از صرفاً حفظ یک سرمربی است؛ این تصمیم، نماد اعتماد باشگاه به برنامههایی است که ویهرا در سر دارد و شاید پیش از این، به دلیل فشار نتایج، امکان اجرای آنها میسر نبود. با تضمین حفظ کرسی مربیگری تا پایان فصل آینده، دست اوسمار برای اعمال تغییرات بنیادین بازتر میشود. این آزادی عمل، او را قادر میسازد تا تصمیمهای سخت و پرهزینه در کوتاهمدت را که لازمه ساختار تیمی ایدهآل در آینده است، بدون واهمه از قربانی شدن در هفتههای ابتدایی فصل بعد اتخاذ کند. صحبت از میدان دادن جدیتر به نیروهای جوان و آکادمیمحور، بازنگری کامل در ساختار تاکتیکی تیم، و حتی احتمال کنار گذاشتن بازیکنان مسنتر یا آنهایی که کارایی فنی یا تعهد لازم را ندارند، مطرح است. این نوع نگاه، نشان میدهد که باشگاه پرسپولیس به دنبال یک پوستاندازی واقعی است و اختیار کامل نقل و انتقالات را به ویهرا سپرده تا پروژه فصل آتی زودتر از همیشه کلید بخورد و اسکلت اصلی تیم برای رقابتهای داخلی و آسیایی شکل بگیرد.
واکاوی حواشی داخلی؛ سایه کمکاری بازیکنان و تکذیبهای مکرر
در هفتههای اخیر، شایعاتی مبنی بر نارضایتی برخی بازیکنان و حتی تمایل آنها به تغییر روی نیمکت، در فضای مجازی و محافل ورزشی پخش شد. این شایعه که حاکی از شکاف احتمالی میان کادر فنی و رختکن بود، اگرچه به صورت رسمی توسط مدیران باشگاه تکذیب و هرگونه کمکاری بازیکنان رد شد، اما صرف شکلگیری چنین اخباری، نشان از وجود تنشهای پنهان و عدم انسجام کامل درونی تیم داشت. هرچند انکار رسمی این موارد یک ضرورت مدیریتی است، اما تداوم نتایج ضعیف همواره بستری برای بروز این دست از اخبار فراهم میسازد. حال، این تمدید قرارداد میتواند به مثابه یک آزمون رهبری برای اوسمار و هیأتمدیره باشد؛ آیا با این تضمین، سرمربی میتواند کنترل کامل رختکن را به دست آورد و همه بازیکنان را با برنامه فصل آینده هماهنگ کند؟ یا این حواشی، با وجود تمدید قرارداد، همچنان میتوانند به عنوان مانعی بر سر راه اجرای برنامههای بلندمدت عمل کنند؟
مقایسه با تجربه کارتال؛ تفاوت اساسی در حمایت از تغییر نسل
حساسیت این تصمیم زمانی دوچندان میشود که تجربه تلخ فصل گذشته و دوران مربیگری اسماعیل کارتال مرور شود. کارتال نیز در مقطعی قصد اجرای تغییرات ساختاری و جوانگرایی مشابهی را داشت و تلاش میکرد نسلی جدید را در تیم پرسپولیس پایهریزی کند. با این حال، عمر حضور او کوتاه بود و جداییاش با ابهامات فراوانی همراه شد؛ ابهاماتی که برخی مفسران آن را به عدم حمایت کافی پشت پرده و احتمال دخالتهای خارجی مرتبط میدانند. تفاوت کلیدی این دوره با دوره کارتال در شفافیت و قاطعیت اعلام شده از سوی مدیریت کنونی است. باشگاه این بار به صراحت اعلام کرده است که پشت تصمیمات فنی اوسمار خواهد ایستاد و در برابر فشارهای کوتاهمدت عقبنشینی نخواهد کرد. اگر این حمایت نه یک شعار مدیریتی، بلکه یک پشتیبانی واقعی و مستمر باشد، اوسمار میتواند با خیال راحت پروژه بازسازی تیم را بدون ترس از برکناریهای ناگهانی به پیش ببرد. این بازسازی، صرفاً تغییر مهرهها نیست، بلکه تغییر فلسفه تیمی است که موفقیت یا شکست آن، نه تنها نیمکت، بلکه مسیر چند فصل آتی پرسپولیس را رقم خواهد زد.
نگاهی به آینده؛ ثبات مدیریتی و چالش اجرای تغییرات بنیادین
تمدید قرارداد اوسمار ویهرا در چنین برههای، اقدامی جسورانه و مبتنی بر دیدگاه بلندمدت است که نیازمند مدیریت هوشمندانه و صبر در نتایج اولیه فصل آینده است. اگر باشگاه بتواند در برابر وسوسه کسب نتایج فوری مقاومت کند و به سرمربی اجازه دهد تا پوستاندازی مدنظرش را انجام دهد، پرسپولیس میتواند به تیمی جوان، باانگیزه و هماهنگ تبدیل شود که برای سالهای متمادی مدعی قهرمانی باشد. در غیر این صورت، همانند تجربه کارتال، ثبات مدیریتی صرفاً در حد یک بیانیه باقی مانده و نیمکت سرخها دوباره قربانی نوسانات نتایج کوتاهمدت خواهد شد. اکنون توپ در زمین باشگاه است تا ثابت کند که این بار، ثبات به معنای واقعی کلمه، زیربنای یک تغییر نسلی موفق خواهد بود.






