معجزه دقیقه نودی فولاد؛ طلسم شیرین مطهری شکست
فوتبال ایران این فصل شاهد ظهور پدیدهای نوظهور در ترکیب تیم فولاد خوزستان است؛ تیمی که برخلاف بسیاری از مدعیان سنتی، هنر زنده ماندن و کسب پیروزی در ثانیههای واپسین را به اوج رسانده است. این فصل، فولاد به کرات نشان داده است که تسلیم شدن، بخشی از واژگان آنها نیست و انگار به یک عادت دیرینه در میان بازیکنان تبدیل شده که بازی تا سوت پایان جریان دارد. تازهترین و گویاترین نمونه این ادعا، نبرد اخیر با ذوبآهن اصفهان بود که با گلزنی در دقیقه ۹۷، سه امتیاز طلایی به حساب فولادیها واریز شد و این تیم را تا جایگاه نهم جدول ردهبندی بالا کشید. این پیروزیها صرفاً نتیجه خوششانسیهای لحظهای نیستند، بلکه نمایی از یک استراتژی درونی و یک تغییر ذهنی عمیقتر را به نمایش میگذارند که ورود حمید مطهری به عرصه سرمربیگری، آن را به سطح جدیدی ارتقا داده است.
تحلیل شکلگیری ذهنیت «ولع گلزنی» در فولاد نوین
نقطه کانونی این تحولات را باید در ساختار ذهنی تزریقشده به تیم جستجو کرد؛ رویکردی که حمید مطهری بهصراحت از آن با عنوان «ولع گلزنی» یاد میکند. این ولع تنها محدود به موقعیتسازی نیست، بلکه یک دستورالعمل عملیاتی است که تا آخرین ثانیه اجرا میشود. شواهد میدانی و آمارهای بازیها بهوضوح نشان میدهند که فولاد تحت هدایت جدید، هرگز به نتایج تساوی یا حفظ نتیجه موجود قانع نیست، حتی اگر تیم حریف قدرت بیشتری داشته باشد یا بازی به دقایق پایانی رسیده باشد. برخلاف روال معمول بسیاری از تیمها که در دقایق پایانی به لاک دفاعی رفته و تنها بر حفظ اندوخته خود تمرکز میکنند، فولاد دقیقاً در این برههها بیشترین فشار را بر دروازه حریف وارد میآورد. این رویکرد تهاجمی دائم، مستلزم دوندگی فوقالعاده بالا و حفظ انرژی در طول ۹۰ دقیقه و حتی پس از آن است، که نشاندهنده یک برنامهریزی فیزیکی و روانی هدفمند برای ضربه نهایی است. این تیم یاد گرفته است که فیزیک بازی باید تا آخرین سوت داور حفظ شود.
تفاوت رویکرد تاکتیکی زیر سایه هدایت حمید مطهری
بررسی سوابق حمید مطهری نشان میدهد که او پیش از این به عنوان دستیار در کنار یحیی گلمحمدی فعالیت کرده است، اما تجربه نشستن روی نیمکت اصلی فولاد، فرصتی برای اجرای نسخهای شخصی و متمایز از فوتبال تاکتیکی فراهم آورده است. مطهری مدعی است که تغییرات اساسی و بنیادین در ساختار تیم اعمال نکرده است، اما خروجی اجرایی تیم روی زمین، حرف دیگری میزند. تفاوت اصلی در تزریق آرامش روانی به بازیکنان در عین حفظ فشار تاکتیکی است. تیم فولادِ کنونی، در مقایسه با ماههای ابتدایی فصل، دارای خطوط بسیار جلوتر در زمین است و این نشان از اعتماد به پرس سنگین و توانایی دفاع در فضاهای پیشروی شده دارد. این استراتژی، تیم را قادر میسازد تا در دقایق ۸۵ به بعد، هنگامی که عضلات حریف در حال تحلیل رفتن است، با انرژیای مضاعف، حملات متوالی را مهندسی کند. این انرژی مضاعف در دقایق پایانی، در بازیهای حساسی مانند تقابل با پرسپولیس نیز کارساز بوده و امتیازاتی را به ارمغان آورده که میتوانند مسیر فصل فولاد را تغییر دهند.
رمزگشایی از مکانیسم کسب امتیاز در زمانهای تلفشده
مکانیسم کسب امتیاز در دقایق مرگبار نتیجه همافزایی دو عنصر حیاتی است: ذهنیت آرام و انضباط تاکتیکی سختگیرانه. ذهنیت آرام به بازیکنان اجازه میدهد تا تحت فشار زمان، تصمیمات منطقیتری بگیرند و نترس از دست دادن موقعیت، به ریسکپذیریهای سازنده بپردازند. در عین حال، فشار تاکتیکی مداوم به این معناست که تیم همیشه در حالت حمله واکنشپذیر قرار دارد. فولاد دیگر تیمی نیست که منتظر اشتباه حریف بماند؛ بلکه تیمی است که با مداومت در پرس از میانه زمین و کنارهها، حریف را مجبور به اشتباه میکند. این نوع بازی مبتنی بر فشار، نیازمند آمادگی جسمانی در بالاترین سطح است تا بتواند انرژی مورد نیاز برای دویدنهای انفجاری در لحظات پایانی را تأمین کند. این باور که بازی ۹۰ دقیقه نیست و اغلب بزرگترین دستاوردها در زمانهای اضافی به دست میآیند، کاملاً در تار و پود این تیم نهادینه شده است.
تأثیر حضور بازیکنان بیشتر در فاز تهاجمی بر قدرت گلزنی
یکی از تغییرات مشهود در تاکتیکهای فولاد، افزایش ریسکپذیری در چیدمان تهاجمی در لحظات پایانی است. این تیم عمداً تعداد بازیکنان فعال در نیمه حریف را افزایش میدهد؛ گاهی اوقات حتی مدافعان کناری نیز به عنوان بالهای پشتیبان به محوطه جریمه نزدیک میشوند. این استراتژی، اگرچه ریسک ضدحمله را بالا میبرد، اما احتمال حضور بازیکنان در موقعیتهای تمامکننده را به شدت افزایش میدهد. این تاکتیک نشاندهنده اعتماد کامل کادر فنی به توانایی دفاعی تیم در زمان بازیابی توپ در یکسوم دفاعی است، یا پذیرش این ریسک در ازای به دست آوردن سه امتیاز. این رویکرد تهاجمی متمرکز، به تیم کمک میکند تا با ارسالهای متعدد از جناحین و نفوذهای عمقی، تمرکز دفاعی حریف را به هم بریزد و در نهایت شکاف لازم برای گلزنی را پیدا کند. این حرکات، نتیجه تمرینات هدفمند روی سناریوهای پایانی بازی است که در آن، هدف فقط گلزنی و تغییر نتیجه است.
جمعبندی: فولاد و درسهایی از مدیریت زمان در فوتبال مدرن
فولاد خوزستان تحت هدایت حمید مطهری، تبدیل به یک درس عملی در مدیریت زمان و جنگ روانی در فوتبال شده است. این تیم با موفقیت، مفهوم قدیمی «بازی تمام شده» را در فوتبال ایران به چالش کشیده است. راز موفقیتهای دیرهنگام این تیم نه در جادو، بلکه در یک ترکیب هوشمندانه از آمادگی جسمانی عالی، تزریق اعتماد به نفس و اجرای یک سیستم تاکتیکی منسجم است که اولویت اصلی آن، حفظ فشار تهاجمی تا آخرین سوت است. این رویکرد، فولاد را از تیمی قابل پیشبینی به یک تهدید دائمی تبدیل کرده است که حریفانش باید برای حفظ نتیجه، تمام توان خود را تا دقیقه ۹۹ حفظ کنند. موفقیتهای فولاد در این فصل، تأکیدی بر این اصل است که در فوتبال مدرن، جایی برای تسلیم شدن وجود ندارد و اراده تیمی میتواند معادلات بازی را در لحظات غیرمنتظره دگرگون سازد.






