ریزش فرسایشی بورس در سایه ریسکهای سیاسی
بازار سرمایه ایران که از نیمه پاییز در مسیر نزولی قرار گرفته، امروز نیز تحت فشار فروش و نگرانیهای سیاسی با افتی جدید بسته شد. شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران روز سهشنبه ۲۷ هزار و ۸۶۲ واحد کاهش یافت و در سطح سه میلیون و ۶۵۲ هزار و ۳۲۷ واحد ایستاد. این کاهش در حالی اتفاق افتاد که روز گذشته نیز شاخص بیش از ۶۱ هزار واحد افت را تجربه کرده بود، موضوعی که مجموعاً فضای معاملات را بهشدت سرد و بیرمق کرده است. شاخص هموزن نیز با کاهش ۵۷۸۷ واحدی به رقم ۹۴۴ هزار و ۴۳۷ واحد رسید تا فشار در میان سهام کوچکتر هم کاملاً آشکار باشد.
ارزش معاملات پایین و تداوم بیاعتمادی سهامداران
در معاملات امروز بیش از ۳۵۸ هزار فقره دادوستد به ارزش تقریبی ۱۲ هزار میلیارد تومان در بازار سهام انجام شد. این رقم در مقایسه با میانگین معاملات آبانماه، افت محسوسی را نشان میدهد و بیانگر تداوم کاهش حجم نقدینگی ورودی به بازار است. شاخص فرابورس نیز با افت ۱۲۳ واحدی به عدد ۲۸ هزار و ۱۱۵ واحد رسید. در این بازار، تعداد معاملات به ۲۱۹ هزار فقره و ارزش آن به حدود ۲۷۷ هزار میلیارد تومان رسید که سهم بالای معاملات اوراق بدهی در ترکیب آن مشهود است.
از صعود تا سقوط؛ مسیر پرنوسان شاخص در سهماهه اخیر
از ۲۴ آبان امسال که روند صعودی جدیدی در بورس آغاز شد، شاخص کل رکوردهای تازهای در کانالهای ۳.۳ تا ۴.۴ میلیون واحد به ثبت رسانده بود. اما از ابتدای بهمنماه ورق برگشت و جریان خروج پول حقیقی در پی تشدید ریسکهای سیاسی و تحولات منطقهای مسیر بازار را معکوس کرد. این افت شدید موجب شده تا بخش عمدهای از سود سهماهه گذشته از میان برود و شاخص به محدوده ۳.۶ میلیون واحد بازگردد. تحلیلگران معتقدند که با وجود اصلاح عمیق اخیر، زمان پایان این روند هنوز فرا نرسیده است، زیرا عامل اصلی رکود نه در متغیرهای بنیادی شرکتها بلکه در فضای پرالتهاب منطقه نهفته است.
تأثیر بحرانهای منطقهای بر رفتار سرمایهگذاران
سایه بحرانهای سیاسی و افزایش تنشهای نظامی در خلیج فارس، نااطمینانی نسبت به آینده اقتصادی کشور را افزایش داده و ریسکپذیری سرمایهگذاران را بهشدت کاهش داده است. همزمان با گسترش درگیریهای منطقهای و نوسانات ارزی، بخش زیادی از سرمایهگذاران ترجیح دادهاند داراییهای خود را از بازار سهام به سمت بازارهای امنتر نظیر طلا، ارز و صندوقهای سرمایهگذاری طلا منتقل کنند. در هفتههای اخیر، صندوقهای مبتنی بر طلا با رشد حجم ورود نقدینگی مواجه شدهاند که این امر بازتاب مستقیم کاهش اعتماد عمومی به پایداری بورس محسوب میشود.
نقش متغیرهای غیراقتصادی در بازدهی منفی بازار
کارشناسان اقتصادی تأکید میکنند که افت اخیر بورس کمتر به دلیل تغییر در عملکرد شرکتها و بیشتر ناشی از فشار عوامل سیاسی، جنگ روانی و سیاستهای احتیاطی فعالان بزرگ بازار است. تصمیمگیری در سیاست خارجی و وضعیت نرخ ارز دو متغیر کلیدی هستند که مسیر بازار را تعیین میکنند. در شرایطی که نرخ دلار بهصورت کنترلشده و با سیاستهای تثبیتی بانک مرکزی مدیریت میشود، اما نااطمینانیهای سیاسی اجازه نمیدهد سرمایهگذاران به چشمانداز روشنتری برای سودسازی سهام امیدوار باشند. از سوی دیگر، توقف بخشی از طرحهای توسعهای شرکتهای بزرگ و رکود نسبی صادرات در نتیجه تحولات منطقه نیز بر این وضعیت دامن زده است.
چشمانداز کوتاهمدت بورس و راه نجات سرمایهها
برآورد فعالان بازار نشان میدهد در کوتاهمدت احتمال ادامه روند فرسایشی وجود دارد مگر آنکه محرکهای تازهای از سمت بودجه یا کاهش نرخ بهره خلق شود. بازار سرمایه در حال حاضر بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازگشت اعتماد و شفافیت در سیاستگذاری است. در این میان، بخشی از تحلیلگران معتقدند برخی صنایع صادراتمحور با دلار نیمایی میتوانند در نقاط حمایتی فعلی جذاب شوند، اما تا زمان فروکش کردن فضای سیاسی منطقه، انتظار بازگشت سریع شاخص کل چندان واقعبینانه نیست.
تغییر مسیر نقدینگی به بازار طلا
افزایش تقاضا برای صندوقهای مبتنی بر طلا در هفتههای اخیر یکی از نشانههای بارز تغییر ترجیحات سرمایهگذاران است. افرادی که از سهام خارج شدهاند اکنون به دنبال پناهگاهی برای حفظ ارزش دارایی خود هستند. قیمت طلای جهانی و رشد نسبی ارزش دلار موجب شده تا بازدهی صندوقهای طلا در بهمن و اسفند نسبت به شاخص کل بورس مثبت باشد. برخی کارشناسان این روند را طبیعی اما هشداردهنده توصیف میکنند، زیرا تداوم خروج نقدینگی از بازار سرمایه میتواند مانعی جدی برای رونق اقتصادی و تأمین مالی بنگاهها در ماههای آینده باشد.
تحلیل نهایی؛ زمان بازسازی اعتماد فرارسیده است
بازار سرمایه ایران در مسیر گذار از رکودی دردناک قرار گرفته است. کاهش مداوم شاخص و خروج نقدینگی حقیقی طی ۳۵ روز گذشته زنگ خطر مهمی برای اقتصاد مولد کشور است. اگرچه متغیرهای بنیادی بخش زیادی از شرکتهای بورسی همچنان مستحکم هستند، اما بیاعتمادی سرمایهگذاران موجب شده ارزشگذاریها به کف تاریخی نزدیک شود. ادامه این وضعیت بدون اقدام مؤثر سیاستگذار، میتواند جذب سرمایههای مردمی در صنایع تولیدی را دشوارتر کند. در مقابل، بازگشت ثبات سیاسی، شفافسازی درباره برنامه اقتصادی دولت و حمایت هدفمند از بازار سهام، میتواند زمینهساز پایان روند نزولی و شروع مرحلهای جدید از رشد متعادل و پایدار در بورس تهران باشد.






