نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۷۸۷

رفتن برای ماندن؛ روایت تحلیلی از جدایی وریا غفوری و مصلحت استقلال

رفتن برای ماندن؛ روایت تحلیلی از جدایی وریا غفوری و مصلحت استقلال
جدایی وریا غفوری از کادر فنی استقلال اگرچه تلخ بود، اما در نگاهی تحلیلی می‌تواند تصمیمی راهبردی برای آینده این چهره محبوب و همچنین آرامش و ثبات آبی‌ها باشد.
۱۹:۲۱ - ۰۵ اسفند ۱۴۰۴
وانانیوز|

در فرهنگ عمومی، بارها شنیده‌ایم که عشق واقعی گاهی در گذشتن معنا پیدا می‌کند. از عاشقی که برای معشوق کنار می‌کشد تا مادری که برای نجات جان فرزند، بزرگ‌ترین فداکاری را انجام می‌دهد. در جهان امروز و در ادبیات مدیریتی و ورزشی، این مفهوم به شکلی عقلانی‌تر بازتعریف شده است؛ این که گاهی ماندن مفید است و گاهی رفتن، بهترین کمک ممکن محسوب می‌شود. داستان وریا غفوری و استقلال دقیقاً از همین زاویه قابل فهم است؛ داستانی که بیش از آنکه احساسی باشد، نیازمند نگاهی تحلیلی و آینده‌نگرانه است.

وریا غفوری؛ سرمایه اجتماعی فراتر از یک بازیکن

وریا غفوری برای هواداران استقلال صرفاً یک بازیکن یا کاپیتان سابق نیست. او نماد تعهد، شجاعت و محبوبیت اجتماعی است؛ چهره‌ای که سال‌ها در زمین و بیرون از آن، وزن و اعتبار خاصی برای باشگاه به همراه داشت. طبیعی بود که با پایان دوران بازی، بسیاری از هواداران انتظار داشته باشند وریا در قامت مربی به استقلال بازگردد و این سرمایه اجتماعی در مسیر فنی باشگاه به کار گرفته شود. این مطالبه، ریشه در علاقه داشت اما نیازمند محاسبه‌ای دقیق‌تر بود.

ورود به کادر فنی؛ فرصتی که زود به چالش خورد

حضور وریا غفوری در کادر فنی استقلال و در کنار ساپینتو، در نگاه اول اتفاقی مثبت و امیدوارکننده به نظر می‌رسید. فوتبال ایران به خون تازه، تفکر نو و چهره‌هایی تحصیل‌کرده و دارای مدارک مربیگری معتبر نیاز دارد و وریا یکی از همین گزینه‌هاست. این حضور می‌توانست پلی باشد میان تجربه بازیگری و آینده مربیگری او؛ فرصتی برای یادگیری، آزمون و خطا و آماده شدن برای مسئولیت‌های بزرگ‌تر.

اما واقعیت فوتبال حرفه‌ای همیشه با آرزوها هم‌مسیر نیست. خیلی زود مشخص شد که این همکاری، بیش از آنکه سازنده باشد، مستعد تنش و اصطکاک است؛ تنشی که ریشه در ساختار قدرت، نقش‌ها و تعریف نفر اول و دوم داشت.

دو پادشاه در یک اقلیم؛ چالش قدرت در کادر فنی

در فوتبال، شفافیت در سلسله مراتب فنی یک اصل انکارناپذیر است. تیمی که در آن مرز تصمیم‌گیری‌ها مخدوش باشد، دیر یا زود دچار چنددستگی می‌شود. وریا غفوری و سهراب بختیاری‌زاده هر دو شخصیت‌هایی مستقل، صاحب‌نظر و دارای پایگاه اجتماعی بودند. هیچ‌کدام به سادگی نمی‌توانستند نقش حاشیه‌ای یا کاملاً تابع را بپذیرند.

ادامه همکاری این دو، در عمل به معنای شکل‌گیری دو قطب درون تیم بود؛ وضعیتی که در آن هر تصمیم فنی، هر انتخاب بازیکن و هر نتیجه، می‌توانست به محل اختلاف و تفسیرهای متضاد تبدیل شود. چنین فضایی نه تنها به رشد استقلال کمک نمی‌کرد، بلکه تمرکز تیم را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌داد.

استقلال و خطر دوپارگی؛ زخمی که می‌توانست عمیق‌تر شود

باشگاه استقلال به عنوان یکی از بزرگ‌ترین تیم‌های ایران، همواره در معرض حاشیه و فشار بیرونی بوده است. هر اختلاف کوچک در این باشگاه، به سرعت بزرگ‌نمایی می‌شود و خوراک رسانه‌ای برای منتقدان و بدخواهان فراهم می‌کند. حضور وریا غفوری در شرایطی که نقش او به طور دقیق تعریف نشده بود، این خطر را چند برابر می‌کرد.

در صورت بروز هر نتیجه منفی، نگاه‌ها به سرعت به سمت اختلافات داخلی می‌رفت و هر تصمیم کادر فنی، از زاویه رقابت پنهان میان افراد تحلیل می‌شد. این وضعیت، استقلال را به تیمی شکننده تبدیل می‌کرد؛ تیمی که به جای تمرکز بر فوتبال، ناچار به مدیریت بحران‌های داخلی می‌شد.

حاشیه‌های بیرونی؛ باری اضافه بر دوش تیم

نباید فراموش کرد که تیم‌های بزرگ، علاوه بر چالش‌های فنی، با فشارهای بیرونی نیز دست و پنجه نرم می‌کنند. حضور وریا غفوری به دلیل جایگاه اجتماعی و حساسیت‌هایی که پیرامون او وجود دارد، می‌توانست هر مسابقه را به میدان مراقبت‌های اضافی تبدیل کند. از پوشش رسانه‌ای گرفته تا پخش تلویزیونی، هر تصویر و هر واکنش، امکان تبدیل شدن به سوژه‌ای جنجالی را داشت.

این حاشیه‌ها، خواه ناخواه تمرکز کادر فنی و بازیکنان را کاهش می‌داد و انرژی تیم را در مسیری غیر از پیشرفت فنی مصرف می‌کرد. استقلال در مقطع کنونی بیش از هر چیز به آرامش و تمرکز نیاز داشت.

نفس راحت برای کادر جدید؛ فرصت اجرای ایده‌ها

با جدایی وریا غفوری، سهراب بختیاری‌زاده و کادر فنی جدید، فضایی شفاف‌تر و آرام‌تر در اختیار دارند. حالا مربی جدید می‌تواند بدون نگرانی از حواشی داخلی، افکار تاکتیکی خود را پیاده کند و تیم مورد اعتمادش را بسازد. این آرامش، پیش‌شرط هرگونه بهبود فنی و نتیجه‌گیری است.

در فوتبال حرفه‌ای، مربی باید این حق را داشته باشد که با افرادی کار کند که به آن‌ها اعتماد کامل دارد و از هم‌سویی فکری و اجرایی برخوردارند. این حقی است که بعدها خود وریا غفوری نیز، زمانی که در جایگاه سرمربی قرار بگیرد، به آن نیاز خواهد داشت.

آینده وریا غفوری؛ حفظ سرمایه برای فردا

نگاه کوتاه‌مدت شاید جدایی وریا را یک باخت عاطفی برای استقلال بداند، اما در افق بلندمدت، این تصمیم می‌تواند به سود هر دو طرف تمام شود. وریا غفوری با فاصله گرفتن از فضایی پرتنش، فرصت خواهد داشت مسیر مربیگری خود را با آرامش و برنامه‌ریزی ادامه دهد، تجربه بیندوزد و در زمان مناسب، با جایگاهی روشن و اقتدار کامل بازگردد.

حفظ وریا برای آینده استقلال، ارزشی به مراتب بیشتر از حضور او در مقطعی دارد که شرایط برای اثرگذاری واقعی فراهم نبود. بازگشت او در قامت سرمربی یا مدیری با اختیارات کامل، می‌تواند بسیار ثمربخش‌تر از حضوری کوتاه‌مدت و پرحاشیه باشد.

جمع‌بندی؛ تصمیمی تلخ اما عقلانی

جدایی وریا غفوری از کادر فنی استقلال، تصمیمی احساسی نبود، بلکه انتخابی عقلانی در جهت حفظ ثبات، آرامش و آینده باشگاه به شمار می‌رود. در شرایطی که حضور هم‌زمان دو چهره اثرگذار می‌توانست به دوپارگی و حاشیه منجر شود، رفتن یکی برای حفظ کلیت تیم ضروری به نظر می‌رسید. این جدایی اگرچه در لحظه تلخ بود، اما می‌تواند زمینه‌ساز بازگشتی پخته‌تر و مؤثرتر در آینده باشد؛ بازگشتی که هم به سود وریا غفوری است و هم به نفع استقلال.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط