علیرضا اکبرپور؛ از نقد انتخاب ساپینتو تا روایت ناگفتههای دربی تاریخی استقلال
علیرضا اکبرپور از جمله چهرههایی است که نامش با دورهای خاص از تاریخ استقلال گره خورده است؛ بازیکنی کمحرف، بیحاشیه و متعصب که در دهههای ۷۰ و ۸۰ شمسی با پیراهن آبی به قهرمانی در ایران و نایبقهرمانی آسیا رسید و در دوره ناصر حجازی لقب هرکول جیبی را گرفت. گفتوگو با اکبرپور، بیش از آنکه مرور خاطره باشد، بازخوانی نگاه یک استقلالی قدیمی به امروز و دیروز این باشگاه است؛ نگاهی انتقادی، در عین حال دلسوزانه که از نیمکت تا سکو و از زمین مسابقه تا حافظه تاریخی هواداران امتداد پیدا میکند.
نقد انتخاب ساپینتو و پیامدهای فنی و مدیریتی
اکبرپور بحث را از تغییرات اخیر نیمکت استقلال آغاز میکند و معتقد است انتخاب ریکاردو ساپینتو از ابتدا تصمیم درستی نبوده است. از نگاه او، حذف استقلال در لیگ قهرمانان آسیا ۲ مقابل حریفی از اردن، نشانهای روشن از ضعف فنی سرمربی پرتغالی بود؛ ضعفی که تنها به مسائل تاکتیکی محدود نماند و در مدیریت تیم نیز خود را نشان داد. ماجرای حاشیههای ایجادشده پیرامون رامین رضاییان و جدایی این بازیکن، به اعتقاد اکبرپور، نمونهای آشکار از ناتوانی ساپینتو در کنترل فضای تیم بود. او تأکید میکند که استقلال باشگاهی بزرگ است و سرمربی آن باید همزمان توان فنی و قدرت مدیریتی داشته باشد؛ موضوعی که در این دوره محقق نشد و هزینههایش به تیم تحمیل شد.
امید به سهراب بختیاریزاده و اعتماد به نیروهای داخلی
با رفتن ساپینتو، سهراب بختیاریزاده هدایت استقلال را برعهده گرفت؛ اتفاقی که اکبرپور از آن به عنوان یک فرصت مهم یاد میکند. او با اشاره به همبازی سابق خود، ابراز خوشحالی میکند که یکی از نیروهای داخلی سکان تیم را در دست گرفته است. از نگاه اکبرپور، موفقیت چهرههایی مانند سهراب بختیاریزاده و فرهاد مجیدی میتواند مسیر اعتماد به مربیان استقلالی را هموار کند؛ مسیری که در نهایت شرایط فعالیت برای نسل قدیمیتر بازیکنان این باشگاه را نیز فراهم خواهد کرد. با این حال، او هشدار میدهد که سهراب برای موفقیت باید زرنگ باشد و کادر فنی قدرتمندی در کنار خود شکل دهد؛ دستیارانی که در لحظات حساس واقعاً یاریدهنده باشند، نه صرفاً همراه. اکبرپور معتقد است اگر این ساختار به درستی شکل بگیرد، استقلال توانایی قهرمانی در لیگ بیست و پنجم را دارد.
ارزیابی برد استقلال مقابل مس رفسنجان
اکبرپور در ادامه به دیدار استقلال مقابل مس رفسنجان میپردازد و ضمن ابراز رضایت از کسب سه امتیاز، نگاه واقعبینانهای به این پیروزی دارد. او میگوید این برد باعث شد استقلال همچنان در جمع مدعیان اصلی قهرمانی باقی بماند، اما در عین حال نباید از سطح حریف غافل شد. به اعتقاد او، مس رفسنجان حریف گردنکلفتی نبود و استقلال زمانی به محک جدی میخورد که مقابل تیمی قدرتمند قرار بگیرد و تحت فشار واقعی بازی کند. اکبرپور یادآوری میکند که در همین مسابقه نیز مس چند موقعیت گل به دست آورد و در سوی دیگر میدان، سعید سحرخیزان توپهای زیادی را از دست داد. از نگاه او، چنین جزئیاتی نشان میدهد که استقلال هنوز برای رسیدن به ثبات کامل، نیازمند آزمونهای دشوارتر است.
اهمیت کادر فنی و نقش دستیاران
بحث کادر فنی، یکی از محورهای اصلی صحبتهای اکبرپور است. او با اشاره به تغییرات گسترده در جمع دستیاران استقلال پس از پایان دوره ساپینتو، تأکید میکند که باید برای زحمات تمامی اعضای قبلی کادر فنی احترام قائل شد. به گفته او، هر سرمربی حق قانونی دارد که دستیاران مورد اعتماد خود را انتخاب کند و این انتخاب باید در فضایی آرام و حرفهای انجام شود. در خصوص احتمال جدایی بهزاد غلامپور و حضور اشکان نامداری به عنوان مربی دروازهبانان، اکبرپور با احتیاط سخن میگوید و یادآور میشود که با هر دو نفر رفاقت دارد اما تجربه کاری مشترکی با آنها نداشته است. از نظر او، تصمیم نهایی باید برعهده سهراب بختیاریزاده باشد و معیار اصلی، میزان کمک واقعی دستیاران به سرمربی است؛ نه نامها و سابقهها.
بازگشت به دربی پنجم اسفند ۱۳۷۹
یکی از بخشهای مهم گفتوگو، بازخوانی دربی تاریخی پنجم اسفند ۱۳۷۹ است؛ مسابقهای که استقلال با تک گل علیرضا اکبرپور پرسپولیس را شکست داد و به طلسم پنج سال نبردن در دربی پایان داد. اکبرپور با یادآوری شرایط خاص آن دیدار، میگوید حساسیت بازی به دلیل حوادث دربی دیماه همان سال به اوج رسیده بود و همه چیز تحت تأثیر آن فضای ملتهب قرار داشت. او از ثبت نامش به عنوان زننده گل در تاریخ دربیها ابراز خوشحالی میکند، اما تأکید دارد که این خاطره در سالهای اخیر برایش رنگ و بوی متفاوتی پیدا کرده است. اکبرپور میگوید هر سال با انتشار عکسی از آن بازی، خاطرهاش را با هواداران استقلال زنده میکرد، اما امسال به دلیل حال و هوای عمومی جامعه، چنین انگیزهای نداشته است. به گفته او، وقتی حال مردم خوب نیست، شادیهای فوتبالی نیز کمرنگ میشود و آرزوی اصلیاش دیدن روزی است که هموطنانش شاد باشند.
حاشیههای پس از دربی و واکنش به توهینها
اکبرپور در ادامه به حاشیههای پس از آن دربی تاریخی اشاره میکند؛ حاشیههایی که به تهدیدهای تلفنی محدود میشد. او توضیح میدهد که هرگز در خیابان با تهدید مستقیم مواجه نشد و همواره از احترام هواداران پرسپولیس سخن میگوید، اما برخی پیامهای ضبطشده روی پیغامگیر منزلش، برایش تلخ و عجیب بود. یکی از این پیامها، توهینی بود که ریشه در نگاه نادرست به مسئله شهری و روستایی داشت. اکبرپور با صراحت میگوید روستایی بودن افتخار است و او به همه روستاییان ایران ارادت دارد، چرا که همه متعلق به یک کشور هستند. در عین حال یادآور میشود که اهل تبریز است؛ شهری بزرگ با مردمی فرهنگدوست و غیور. از نگاه او، چنین تقسیمبندیهایی نه زیباست و نه درست، زیرا در نهایت همه ایرانی هستیم و تفاوتهای جغرافیایی نباید دستاویزی برای توهین شود.
جمعبندی
مجموع صحبتهای علیرضا اکبرپور، تصویری شفاف از نگاه یک استقلالی ریشهدار به وضعیت امروز و خاطرات دیروز این باشگاه ارائه میدهد. او با نقد صریح انتخابهای اشتباه، در عین حال به آینده امیدوار است و موفقیت استقلال را در گرو اعتماد به نیروهای داخلی، انتخاب کادر فنی کارآمد و حفظ احترام متقابل میان هواداران میداند. روایت او از دربی تاریخی و حاشیههای پس از آن نیز یادآور این واقعیت است که فوتبال، فراتر از نتیجه و جام، بخشی از حافظه جمعی جامعه است؛ حافظهای که اگر با احترام و همدلی همراه شود، میتواند منبع شادی و پیوند باشد.






