مرد ۵۷ ساله ترکیهای؛ ناجی یا بحرانساز جدید استقلال؟
شکست استقلال مقابل الحسین اردن و وداع زودهنگام با لیگ قهرمانان آسیا۲، تنها یک ناکامی ورزشی ساده نبود؛ این نتیجه بهمثابه نقطه پایانی بر دوره پرتنش ریکاردو ساپینتو روی نیمکت آبیها تلقی شد. باشگاهی که در سالهای اخیر همواره با تغییرات مدیریتی و فنی دستبهگریبان بوده، اینبار نیز تصمیم گرفت برای مهار موج نارضایتی هواداران و بازگرداندن ثبات نسبی، مسیر تازهای را در پیش بگیرد. قطع همکاری با ساپینتو و بازگشت دوباره به گزینهای آشنا، نشان داد استقلال در مقطع فعلی بیش از هر چیز به دنبال کنترل بحران و خرید زمان است.
بازگشت به گزینه آشنا؛ چرا دوباره سهراب بختیاریزاده
مدیران استقلال پس از جدایی ساپینتو، بار دیگر به سراغ سهراب بختیاریزاده رفتند؛ مربیای که فصل گذشته در دو مقطع بهعنوان سرمربی موقت روی نیمکت آبیها نشسته بود و فضای باشگاه را بهخوبی میشناسد. انتخاب بختیاریزاده بیش از آنکه یک تصمیم بلندمدت باشد، تلاشی برای ایجاد آرامش فوری در رختکن و سکوهاست. او چهرهای است که هم نزد بخشی از هواداران مقبولیت نسبی دارد و هم میتواند بدون ایجاد حاشیه، نقش واسطه میان مدیریت و بازیکنان را ایفا کند. با این حال، خود بختیاریزاده نیز بهخوبی آگاه است که برای عبور از این مقطع حساس، به تقویت کادر فنی نیاز دارد.
شرط بختیاریزاده؛ حضور مربی خارجی در کادر
سهراب بختیاریزاده بازگشت به نیمکت استقلال را مشروط به اضافه شدن یک مربی خارجی به کادر فنی خود کرد؛ درخواستی که نشاندهنده نگاه واقعبینانه او به محدودیتهای فنی و تجربی کادر داخلی است. مدیران باشگاه نیز در نهایت با این شرط موافقت کردند تا ترکیبی از تجربه بینالمللی و شناخت فضای فوتبال ایران شکل بگیرد. نتیجه این تصمیم، انتخاب اوزجان بیزاتی، مربی ۵۷ ساله اهل ترکیه بود که شب گذشته برای امضای قرارداد وارد تهران شد؛ چهرهای که کارنامهاش اگرچه درخشان نیست، اما پر از تجربههای متنوع در سطوح مختلف فوتبال ترکیه است.
اوزجان بیزاتی؛ مربیای برخاسته از آکادمی
اوزجان بیزاتی برخلاف بسیاری از مربیان مطرح، سابقه قابلتوجهی بهعنوان بازیکن حرفهای ندارد و مسیر خود را از فوتبال پایه و آکادمیک آغاز کرده است. او در سال ۲۰۰۰ فعالیتش را بهعنوان مدیر آکادمی آنکاراگوجو شروع کرد؛ مسیری که نشان میدهد نگاه او به فوتبال بیش از هر چیز آموزشی و ساختاری بوده است. بیزاتی پس از آن، مدتی نیز مدیریت آکادمی گنجربیرلیجی را برعهده داشت و سپس به کادر فنی این تیم اضافه شد. این تجربهها، او را بهعنوان مربیای معرفی میکند که به پرورش بازیکن و کار تدریجی باور دارد؛ ویژگیای که میتواند برای استقلالِ پرستاره اما ناپایدار، هم فرصت باشد و هم چالش.
مسیر تا تیم ملی ترکیه؛ همکاری با ارسون یانال
نقطه عطف نخست در کارنامه بیزاتی، همکاری او با ارسون یانال در گنجربیرلیجی بود. این همکاری موفق باعث شد بیزاتی همراه با یانال راهی تیم ملی ترکیه شود و به مدت یک سال در کادر فنی تیم ملی فعالیت کند. حضور در سطح ملی، هرچند کوتاه، به او تجربهای متفاوت از مدیریت بازیکنان طراز اول و مواجهه با فشارهای رسانهای بخشید. همین مقطع است که نام بیزاتی را از سطح مربیان آکادمی به دایره مربیان حرفهایتر فوتبال ترکیه وارد کرد.
نخستین تجربه سرمربیگری و آمار ناامیدکننده
پس از جدایی ارسون یانال از تیم ملی ترکیه در سال ۲۰۰۵، بیزاتی همراه او راهی مانیسااسپور شد و یک سال بعد بهعنوان دستیار حکمت کارامان به آنکاراگوجو بازگشت. در مقطع پایانی همان فصل، هدایت آنکاراگوجو به بیزاتی سپرده شد؛ فرصتی که میتوانست سکوی پرتاب او باشد، اما نتایج ضعیف این تیم با یک تساوی و سه شکست، نخستین تجربه سرمربیگریاش را با ناکامی همراه کرد. این آمار، از همان ابتدا سایه تردید را بر تواناییهای او در نقش سرمربی انداخت؛ تردیدی که تا امروز نیز در کارنامهاش باقی مانده است.
رفتوآمد میان نیمکتها؛ تجربه بدون ثبات
پس از آن مقطع، بیزاتی مدتی هدایت پندیکاسپور را برعهده گرفت، اما این همکاری نیز دوام چندانی نداشت و او بار دیگر همراه با حکمت کارامان به آنکاراگوجو بازگشت. در سالهای بعد، حضور در کادر فنی تیمهایی چون دنیزلیاسپور، مانیسااسپور و سامسوناسپور به رزومه او اضافه شد. این رفتوآمد مداوم میان تیمها، نشاندهنده تجربه گسترده اما فاقد ثبات است؛ موضوعی که هم میتواند نشانه انعطافپذیری باشد و هم علامتی از ناتوانی در ساختن پروژههای بلندمدت.
همکاری با سنول گونش؛ مهمترین برگ برنده
یکی از مهمترین بخشهای کارنامه اوزجان بیزاتی، همکاری با سنول گونش، اسطوره فوتبال ترکیه است. بیزاتی در سال ۲۰۱۲ بهعنوان دستیار گونش راهی ترابزوناسپور شد؛ تجربهای که از نظر فنی و شخصیتی اهمیت زیادی برای او داشت. هرچند این همکاری تنها هفت ماه به طول انجامید و با جدایی گونش پایان یافت، اما کار در کنار یکی از موفقترین مربیان تاریخ فوتبال ترکیه، بهعنوان یک امتیاز ویژه در رزومه بیزاتی ثبت شده است. پس از این جدایی، او هدایت دنیزلیاسپور را برعهده گرفت و وارد دورهای شد که بیشترین مسئولیت مستقیم را بهعنوان سرمربی تجربه کرد.
کارنامه سرمربیگری؛ اعداد چه میگویند
اوزجان بیزاتی در دو مقطع سرمربی دنیزلیاسپور بود و در مجموع طی ۴۱ بازی، ۱۵ برد، ۱۰ تساوی و ۱۶ شکست را ثبت کرد؛ آماری که نه فاجعهبار است و نه امیدوارکننده. پس از آن، هدایت بولو اسپور به او سپرده شد، اما این تجربه نیز با سه تساوی و دو شکست خیلی زود پایان یافت. در سالهای اخیر، بیزاتی در تیمهایی چون بورسااسپور، کایسریاسپور، گنجربیرلیجی، توزلااسپور و بار دیگر دنیزلیاسپور فعالیت کرده و نقشهای متفاوتی از سرمربی تا مربی را برعهده داشته است. مجموع آمار او در ۱۰۶ بازی بهعنوان سرمربی، شامل ۳۴ برد، ۲۳ تساوی و ۴۹ شکست است؛ آماری که بیش از هر چیز از یک مربی متوسط با فراز و نشیبهای فراوان حکایت دارد.
اوزجان بیزاتی در استقلال؛ فرصت یا ریسک
ورود اوزجان بیزاتی به استقلال در شرایطی رخ میدهد که این باشگاه بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش و انسجام فنی است. او قرار نیست بهعنوان سرمربی اول معرفی شود، اما نقش او در کادر بختیاریزاده میتواند تعیینکننده باشد. تجربه کار در آکادمیها، حضور در تیم ملی ترکیه و همکاری با مربیان بزرگی چون سنول گونش، نقاط قوت بیزاتی محسوب میشود. در مقابل، نبود کارنامه موفق در سطح اول سرمربیگری، بزرگترین علامت سؤال درباره میزان تأثیرگذاری او در استقلال است.
جمعبندی
استقلال پس از حذف تلخ آسیایی، بار دیگر وارد چرخه تغییرات شد؛ چرخهای که اینبار با بازگشت سهراب بختیاریزاده و جذب اوزجان بیزاتی شکل تازهای به خود گرفته است. انتخاب بیزاتی بیش از آنکه یک تصمیم جاهطلبانه باشد، حرکتی محتاطانه برای ترمیم کادر فنی و استفاده از تجربهای متفاوت است. آینده این تصمیم به میزان هماهنگی میان بختیاریزاده و مربی ترک، و همچنین حمایت مدیریت از کادر فنی بستگی دارد. آنچه مسلم است، استقلال در مقطع فعلی روی لبه تیغ حرکت میکند و هر انتخابی میتواند مسیر فصل را بهکلی تغییر دهد.






