پرسپولیس چرا دیگر نمیدود؟
پرسپولیس، تیمی که سالها نماد دوندگی، پرس مداوم و برتری بدنی در فوتبال ایران بود، حالا در مقطعی قرار گرفته که حتی پیشکسوتانش نیز با نگرانی از وضعیت جسمانی بازیکنان سخن میگویند. طی هفتههای اخیر، در گفتوگوهای مختلف با چهرههای قدیمی این باشگاه، یک جمله مشترک بارها تکرار شده است؛ پرسپولیسیها نای راه رفتن ندارند. این گزاره شاید در نگاه نخست اغراقآمیز به نظر برسد، اما آنچه در زمین مسابقه دیده میشود، این ادعا را به واقعیتی تلخ نزدیک کرده است. تیمی که زمانی حریفان را خفه میکرد، امروز نه توان پرس دارد و نه قدرت فرار از پرس حریف.
نشانههای آشکار افت بدنی در زمین مسابقه
کافی است بازیهای اخیر پرسپولیس مرور شود تا ابعاد بحران بدنی این تیم عیان شود. بازیکنانی که در دقایق ابتدایی هنوز نشانی از نظم دارند، با گذشت زمان به تدریج از جریان بازی خارج میشوند. فاصله خطوط بیشتر میشود، بازیکنان از تعقیب مستقیم حریف عاجز میمانند و واکنشها به کندی صورت میگیرد. در فاز دفاعی، ناتوانی در بازگشت سریع، خط دفاع را در معرض فشار مداوم قرار میدهد و در فاز هجومی، کمبود انرژی باعث میشود حرکات ترکیبی و سرعت انتقال توپ به حداقل برسد. این شرایط، بیش از هر چیز ریشه در افت آمادگی جسمانی دارد؛ افتی که نه مقطعی، بلکه تکرارشونده و نگرانکننده است.
تناقض عجیب؛ سه بدنساز و یک خروجی ضعیف
نکتهای که این بحران را عجیبتر میکند، حضور چند مربی بدنساز در کادر فنی پرسپولیس است. در حالی که بسیاری از تیمها با یک مربی بدنساز کار خود را پیش میبرند، پرسپولیس از سه چهره فعال در این حوزه بهره میبرد؛ پپه لوسادا، جولیان و والیم و حسن تشکرینیا. در نگاه تئوریک، چنین ترکیبی باید به ارتقای سطح آمادگی جسمانی منجر شود، اما در عمل، خروجی چیزی جز افت بدنی، مصدومیتهای پرتعداد و فرسودگی بازیکنان نبوده است. همین تناقض باعث شده تا پرسشهای جدی درباره نحوه تقسیم وظایف، هماهنگی میان مربیان بدنساز و فلسفه تمرینی تیم شکل بگیرد.
پاسخهای مبهم و ابهام در مسئولیتها
در اقدامی قابل توجه، رسانه ایران ورزشی برای روشن شدن این موضوع سراغ پپه لوسادا، دستیار اوسمار ویرا رفت. پاسخی که لوسادا داد، نه تنها ابهامها را برطرف نکرد، بلکه بر آنها افزود. او ترجیح داد مسئولیت پاسخگویی را به سرمربی تیم حواله دهد و تنها به این جمله بسنده کرد که از نظر فیزیکی ما زیاد میدویم. وقتی پرسش درباره ارتباط دویدن زیاد با افزایش مصدومیتها مطرح شد، توضیح او محدود به مسابقات بود. در ادامه نیز درباره نقش سایر مربیان بدنساز و نحوه تقسیم وظایف، از ارائه هرگونه توضیحی خودداری کرد. این سکوت و پاسخهای سربالا، بیش از آنکه آرامشبخش باشد، بر نگرانیها افزوده است.
مصدومیتهای پیدرپی و فرسایش تدریجی
یکی از تبعات مستقیم بحران بدنی در پرسپولیس، افزایش مصدومیتهاست. در هفتههایی که تیم وارد فاز بازیهای سنگین و حساس شده، فهرست مصدومان هر بار طولانیتر شده است. بازیکنانی که باید ستونهای اصلی تیم باشند، یا با درد و ناآمادگی بازی میکنند یا به طور کامل از دسترس خارج میشوند. این وضعیت، دست اوسمار ویرا را برای چیدمان ترکیب بسته و گزینههای او را به حداقل رسانده است. در فوتبال حرفهای، مدیریت بار تمرینی و حفظ طراوت بدنی در مقاطع حساس فصل اهمیت حیاتی دارد؛ موضوعی که به نظر میرسد در پرسپولیس به درستی رعایت نشده است.
از مدعی قهرمانی تا تیمی شکننده
در ابتدای فصل، پرسپولیس یکی از بختهای اصلی قهرمانی معرفی میشد. ترکیب باتجربه، ثبات مدیریتی نسبی و سابقه موفق سالهای اخیر، همه و همه این تصور را تقویت میکرد. اما اکنون، نتایج اخیر تصویر متفاوتی ارائه میدهد. باختهای متعدد در هفت بازی اخیر و از دست رفتن امتیازات کلیدی، تیم را از جایگاه یک مدعی مقتدر به تیمی شکننده تبدیل کرده است. واکنش هواداران در شبکههای اجتماعی نیز نشاندهنده عمق شوک و ناباوری است؛ هوادارانی که باور نمیکنند پرسپولیس در چنین بازه کوتاهی، اینچنین سقوط کرده باشد.
فشار روانی، تنشهای درون تیمی و ارتباط با آمادگی بدنی
بسیاری از مربیان و متخصصان فوتبال معتقدند افت آمادگی جسمانی تنها به کاهش کیفیت فنی منجر نمیشود، بلکه پیامدهای روانی و رفتاری نیز به دنبال دارد. وقتی بدن توان اجرای فرامین ذهن را ندارد، سطح تحمل بازیکن کاهش مییابد و تنشها افزایش پیدا میکند. درگیریهای لفظی و فیزیکی اخیر میان برخی بازیکنان پرسپولیس، از جمله سروش رفیعی و باکیچ یا برخورد میان امین کاظمیان و سروش رفیعی، در همین چارچوب قابل تحلیل است. خستگی مفرط، فشار روانی ناشی از نتایج ضعیف و ناتوانی بدنی، مجموعهای خطرناک میسازد که میتواند به رفتارهای خارج از کنترل منجر شود.
پرس از دست رفته و هویت گمشده
پرسپولیس سالها با هویت پرس شدید و دوندگی بالا شناخته میشد. این سبک بازی، نیازمند آمادگی بدنی ایدهآل و برنامهریزی دقیق است. اما در شرایط فعلی، نه تنها این پرس به درستی اجرا نمیشود، بلکه تیم در برابر پرس حریف نیز ناتوان است. از دست رفتن این ویژگی، در واقع از دست رفتن بخشی از هویت پرسپولیس است؛ هویتی که باعث برتری این تیم در بسیاری از رقابتها شده بود. بدون بازگشت به این اصول، صحبت از موفقیت در بازیهای بزرگ، بیشتر به آرزو شباهت دارد.
خطرات پیش رو در هفتههای پایانی
با نزدیک شدن به هفتههای پایانی لیگ برتر، فشار مسابقات بیشتر و حاشیه خطا کمتر میشود. تیمی که از نظر بدنی آماده نباشد، نه تنها شانس موفقیت را از دست میدهد، بلکه با موج جدیدی از مصدومیتها روبهرو خواهد شد. این سناریو برای پرسپولیس بسیار محتمل به نظر میرسد. ادامه روند فعلی میتواند منجر به خالی شدن کامل دست سرمربی و استفاده اجباری از بازیکنانی شود که آمادگی لازم را ندارند.
جمعبندی
آنچه امروز در پرسپولیس دیده میشود، صرفاً یک افت مقطعی نیست، بلکه نشانههای یک بحران ساختاری در حوزه بدنسازی و مدیریت آمادگی جسمانی است. حضور چند مربی بدنساز بدون خروجی مطلوب، پاسخهای مبهم به افکار عمومی، افزایش مصدومیتها و تنشهای درون تیمی، همگی زنگ خطری جدی برای این باشگاه به شمار میروند. اگر پرسپولیس نتواند در کوتاهمدت راهکاری علمی و هماهنگ برای ترمیم وضعیت بدنی بازیکنانش پیدا کند، نه تنها فصل جاری، بلکه اعتبار فنی سالهای اخیر خود را نیز در معرض تهدید قرار خواهد داد.






