استقلال چرا به این نقطه رسید؟ افشاگری مرفاوی از تصمیمات پنهان و مدیریت مبهم
استقلال تهران در یکی از پرتنشترین مقاطع مدیریتی و فنی سالهای اخیر خود قرار دارد؛ مقطعی که تغییرات پیاپی روی نیمکت، بلاتکلیفی در ساختار تصمیمگیری و ابهام در مدیریت کلان باشگاه، نگرانیهای گستردهای میان پیشکسوتان و هواداران ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، صمد مرفاوی بهعنوان یکی از چهرههای باسابقه و منتقد استقلال، در گفتوگویی صریح، پرده از زوایای مختلف این وضعیت برداشت و مجموعهای از پرسشها و انتقادات را مطرح کرد که بازتابدهنده بخشی از دغدغههای جدی فوتبال ایران است.
ارزیابی فنی ساپینتو و چرایی جدایی او
مرفاوی در تحلیل عملکرد ریکاردو ساپینتو، نگاه فنیتری نسبت به فضای احساسی حاکم بر تصمیمات باشگاه دارد. به اعتقاد او، با توجه به شرایط تیم استقلال، نمیتوان گفت ساپینتو عملکرد ضعیفی داشته است. تیم او در لیگ برتر در صدر جدول قرار داشت و در جام حذفی نیز همچنان شانس قهرمانی را حفظ کرده بود. تنها نقطه تاریک کارنامه این مربی، حذف از رقابتهای آسیایی بود که آن هم در چارچوب ارزیابی کلی باید سنجیده شود. مرفاوی تأکید میکند که تصمیم برای تغییر سرمربی، بیش از آنکه فنی باشد، مدیریتی است و معتقد است این تغییر در آن مقطع زمانی ضرورتی نداشت؛ موضوعی که به باور او، آینده نشان خواهد داد چه پیامدهایی برای استقلال به همراه دارد.
نیاز مربی جدید به زمان و ثبات
از نگاه مرفاوی، هر مربی جدیدی برای پیادهسازی ایدههای خود به زمان نیاز دارد؛ حتی اگر با فضای باشگاه و بازیکنان آشنا باشد. سهراب بختیاریزاده اگرچه سالها در استقلال حضور داشته و شرایط تیم را میشناسد، اما این آشنایی جایگزین زمان نمیشود. مرفاوی معتقد است ترکیب تیم در حال حاضر به ثبات نسبی رسیده و نیازی به تغییرات گسترده در نفرات نیست، اما تغییر روی نیمکت میتواند همین ثبات را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ مسئلهای که استقلال در سالهای اخیر بارها هزینه آن را پرداخت کرده است.
انتخاب سهراب بختیاریزاده و ابهام در فرآیند تصمیمگیری
یکی از محورهای اصلی انتقادات مرفاوی، نحوه انتخاب سهراب بختیاریزاده بهعنوان سرمربی است. او با اشاره به صحبتهایی درباره رأیگیری در هیئتمدیره برای این انتخاب، این پرسش را مطرح میکند که اساساً چه کسانی رأی دادهاند و آیا رأیگیری میتواند معیار مناسبی برای انتخاب سرمربی باشد یا خیر. از دید او، معیار اصلی باید رزومه، برنامه و توانایی فنی باشد، نه فرآیندهایی که شفافیت لازم را ندارند. مرفاوی در عین حال تأکید میکند که قصد کوچک کردن سهراب بختیاریزاده را ندارد و او را استقلالی و دوست خود میداند، اما معتقد است شرایط انتخاب سرمربی در استقلال باید حرفهایتر از این باشد.
پرسش بیپاسخ درباره رفتوبرگشت سهراب
مرفاوی به نکتهای اشاره میکند که همچنان برای او بیپاسخ مانده است؛ اینکه سهراب بختیاریزاده برای سومین بار به استقلال بازمیگردد. او میپرسد چرا سهراب در مقاطع قبلی رفت و حالا چرا دوباره برگشته است. اگر اختلافاتی با مدیران وجود داشته، چه عاملی باعث شده این بازگشت رقم بخورد. مرفاوی میگوید در شرایط فعلی از سهراب حمایت خواهد کرد و اگر به کمک نیاز داشته باشد، دریغ نمیکند، اما این رفتوبرگشتها را نشانهای از نبود یک مسیر روشن در مدیریت باشگاه میداند.
کمیته فنی؛ نهادی مبهم یا تصمیمگیر پنهان؟
یکی از تندترین بخشهای صحبتهای مرفاوی، به موضوع کمیته فنی استقلال اختصاص دارد. او با صراحت میپرسد اگر کمیته فنی هنوز رسمی نشده، چگونه در تصمیمات نقش داشته است. به گفته او، باشگاه هیچگاه اسامی اعضای این کمیته را بهطور شفاف اعلام نکرده و حتی شنیده میشود برخی افرادی که بهعنوان عضو کمیته فنی معرفی میشوند، خودشان این موضوع را تأیید نکردهاند. در عین حال، شایعاتی درباره برگزاری جلسات مخفیانه و حتی عقد قرارداد با برخی افراد مطرح است؛ مسائلی که از نگاه مرفاوی قابل قبول نیست. او معتقد است در فوتبال حرفهای، مخفیکاری معنایی ندارد و اگر تصمیمی گرفته میشود، باید مسئولیت آن بهطور شفاف پذیرفته شود.
استقلال بدون مدیرعامل و تبعات آن
نبود مدیرعامل ثابت در استقلال، یکی دیگر از محورهای انتقاد مرفاوی است. او با اشاره به استعفای مدیرعامل پیشین و شایعات درباره بازگشت دوباره همان فرد، این رفتوبرگشتها را عجیب توصیف میکند. از نظر او، وقتی مدیری تیم را خودش بسته و با دو شکست از مسئولیت کنار میکشد، پرسشهای جدی درباره پاسخگویی و ثبات مدیریتی مطرح میشود. با این حال، مرفاوی از تلاشهای تاجرنیا که به گفته او بهتنهایی بار زیادی را به دوش میکشد، قدردانی میکند؛ هرچند معتقد است این تلاشها الزاماً به موفقیت منجر نشده است.
حرفهایگری در فوتبال و ماجرای گزینهشدن یحیی گلمحمدی
در واکنش به شایعات درباره گزینهشدن یحیی گلمحمدی برای استقلال، مرفاوی نگاهی واقعگرایانه دارد. او فوتبال امروز را حرفهای میداند و معتقد است بحث رنگها نباید بیش از حد بزرگ شود. به گفته او، در سالهای گذشته بازیکنان زیادی بین استقلال و پرسپولیس جابهجا شدهاند. هرچند مرفاوی شخصاً علاقهای به حضور یک مربی سابق پرسپولیس روی نیمکت استقلال ندارد، اما تأکید میکند که در فوتبال حرفهای، این موضوع نمیتواند مانع بزرگی باشد، به شرط آنکه هواداران آن را بپذیرند.
افت کیفیت لیگ و نقش مسائل مالی
مرفاوی در بخش دیگری از صحبتهایش، به کیفیت پایین لیگ برتر ایران اشاره میکند. او معتقد است فاصله فنی تیمها زیاد نیست و هر تیمی میتواند تیم دیگر را شکست دهد. این وضعیت نشان میدهد مشکل اصلی، بیشتر به مسائل مالی و ساختاری بازمیگردد تا تفاوتهای فنی. از نگاه او، همین شرایط باعث شده نتایج غیرقابل پیشبینی افزایش پیدا کند و ثبات از تیمها گرفته شود.
جذب بازیکنان خارجی و مسئولیت تصمیمگیران
انتقاد تند مرفاوی به نحوه جذب برخی بازیکنان خارجی استقلال، یکی از صریحترین بخشهای این گفتوگوست. او با اشاره به بازیکنانی مانند موسی جنپو و نازون، این پرسش را مطرح میکند که چه کسانی این نفرات را به استقلال آوردند. از نظر او، وقتی بازیکنی مدام مصدوم است یا بازیکن دیگری حتی پس از ماهها از نظر بدنی پیشرفت نمیکند، نشاندهنده ضعف در فرآیند انتخاب و نظارت است. مرفاوی تأکید میکند همین افراد همچنان در هیئتمدیره حضور دارند، اما در نهایت همه تقصیرها متوجه ساپینتو شد.
قراردادهای پرحاشیه و هزینههای پنهان
مرفاوی با اشاره به قرارداد آلکثیر، نمونهای از تصمیمات پرهزینه مدیریتی را یادآوری میکند. به گفته او، مدیری که بدون توجه به حساسیتهای هواداری و سابقه بازیکن، چنین قراردادی بست و باعث ضرر باشگاه شد، اکنون مشخص نیست کجاست و چه پاسخی باید بدهد. این مثال، از نگاه مرفاوی، نمادی از فقدان پاسخگویی در ساختار مدیریتی استقلال است.
جمعبندی
مجموعه اظهارات صمد مرفاوی، تصویری نگرانکننده اما واقعگرایانه از وضعیت کنونی استقلال ترسیم میکند؛ باشگاهی که با وجود ظرفیتهای فنی و هواداری عظیم، درگیر تصمیمات مبهم، تغییرات شتابزده و ساختار مدیریتی ناپایدار است. از جدایی ساپینتو گرفته تا انتخاب سهراب بختیاریزاده، از ابهام در کمیته فنی تا نبود مدیرعامل ثابت، همه این عوامل نشان میدهد استقلال بیش از هر چیز به شفافیت، ثبات و حرفهایگری نیاز دارد. مسیری که اگر اصلاح نشود، حتی بهترین مربیان و بازیکنان هم نمیتوانند تضمینکننده موفقیت پایدار آبیها باشند.






