نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۹۴۶

حمایت خاص مایلی‌کهن از سهراب بختیاری‌زاده؛ معجزه‌گر نیست

حمایت خاص مایلی‌کهن از سهراب بختیاری‌زاده؛ معجزه‌گر نیست
محمد مایلی‌کهن با حضور در بازی جنجالی ملوان و تراکتور بار دیگر به متن فوتبال ایران بازگشت و از اخلاق، حاشیه‌ها، تیم ۹۸، مربیان جوان و آینده مدیریت ورزش گفت.
۱۶:۲۳ - ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
وانانیوز|

محمد مایلی‌کهن در تاریخ فوتبال ایران تنها یک مربی یا بازیکن سابق نیست، بلکه چهره‌ای است که نامش همواره با موضع‌گیری، صراحت و کنشگری گره خورده است. سرمربی اسبق تیم ملی و عضو موثر تیمی که بعدها با عنوان تیم ۹۸ به یکی از نمادهای افتخار فوتبال ایران تبدیل شد، حالا سال‌هاست از کانون رسمی قدرت در فوتبال فاصله گرفته اما هر بار که لب به سخن می‌گشاید، بار دیگر نگاه‌ها را به سمت خود می‌کشاند. حضور او در بازی جنجالی ملوان و تراکتور در انزلی، بهانه‌ای شد تا مایلی‌کهن نه فقط درباره یک مسابقه، بلکه درباره وضعیت کلی فوتبال ایران، اخلاق حرفه‌ای، نسل جدید مربیان و حتی شایستگی‌های مدیریتی در سطح کلان کشور سخن بگوید.

بازگشت به ورزشگاه و زخم کهنه حاشیه‌ها

بازی ملوان و تراکتور اگرچه بدون تماشاگر برگزار شد، اما از نظر تنش و حاشیه، یکی از پرسر و صداترین مسابقات فصل بود. مایلی‌کهن که سابقه هدایت ملوان و مربیگری در تبریز را در کارنامه دارد، این مسابقه را حساس اما کم‌کیفیت توصیف می‌کند. از نگاه او، حساسیت بیش از حد، جای فوتبال را گرفته و برخوردهایی را رقم زده که مایه تاسف است. مایلی‌کهن با صراحت می‌گوید ادعای معلم اخلاق بودن ندارد، اما آنچه در این بازی دید حتی او را که سال‌ها فضای پرتنش فوتبال ایران را تجربه کرده، آزرده کرده است.

درگیری چهره‌ها و مسئولیت بزرگان فوتبال

درگیری لفظی میان مازیار زارع و خداداد عزیزی، دو چهره شناخته‌شده فوتبال ایران، یکی از نقاط اوج حاشیه‌های این مسابقه بود. مایلی‌کهن با پرهیز از عنوان شاگرد و استاد، این افراد را همچون فرزندان خود می‌داند و تاکید می‌کند که الفاظ رد و بدل شده در شأن بزرگان فوتبال نبوده است. او از تلاش خود برای تماس با این دو چهره و درخواست برای اصلاح رفتار سخن می‌گوید، تلاشی که به نتیجه نرسید. در نگاه مایلی‌کهن، بزرگان فوتبال مسئولیتی فراتر از نتیجه دارند و رفتار آنها الگوی نسل جوان است.

نقد رفتار بازیکنان باتجربه

پرونده بازی ملوان و تراکتور به کمیته انضباطی کشیده شد و مایلی‌کهن نیز در میان اتفاقاتی که دیده، به رفتار شجاع خلیل‌زاده اشاره می‌کند. او بدون تعارف می‌گوید از بازیکنی با این میزان تجربه انتظار رفتاری متفاوت و شایسته‌تر می‌رود. این نقد، در امتداد نگاه کلی او به فوتبال ایران است؛ فوتبالی که به باورش بیش از حد درگیر حاشیه شده است.

چرا حاشیه بر متن غلبه کرده است

مایلی‌کهن ریشه حاشیه‌زدگی فوتبال ایران را در کم‌رنگ شدن خود فوتبال می‌داند. به اعتقاد او، وقتی گرمای فنی و جذابیت درون زمین کاهش می‌یابد، حاشیه‌ها به‌طور طبیعی پررنگ می‌شوند تا ضعف‌ها را بپوشانند. او با یادآوری دوران بازیگری و مربیگری خود، اذعان می‌کند که اعتراض و پرخاشگری در فوتبال همواره وجود داشته، اما خط قرمز او توهین به تیم‌ها و هواداران بوده است؛ خط قرمزی که امروز بارها شکسته می‌شود.

تیم ۹۸ و تفاوتی که هنوز حس می‌شود

پرسش درباره مقایسه نسل‌ها، مایلی‌کهن را به یاد تیمی می‌اندازد که به باور او معنای واقعی تیم بودن را داشت. تیم ملی اواخر دهه هفتاد، مجموعه‌ای بود که همه اعضایش خالصانه در خدمت پیراهن ایران بودند. او با مرور افتخارات آن دوران، از سومی جام ملت‌های آسیا، انتخاب بهترین بازیکن و آقای گل مسابقات از ایران، حضور چند بازیکن در تیم منتخب و کسب کاپ اخلاق سخن می‌گوید. حتی در فوتسال، تیمی که چهارم جهان شد و آقای گل مسابقات را از ایران معرفی کرد. این افتخارات، به گفته مایلی‌کهن، محصول همدلی و هویت مشترک بود.

محبوبیتی فراتر از نتایج

مایلی‌کهن در پاسخ به این پرسش که آیا آن تیم بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت، خاطره‌ای معنادار نقل می‌کند. او از کمبود امکانات و حتی نداشتن زمین تمرین مناسب برای تیم ملی می‌گوید، اما تاکید دارد محبوبیت آن نسل از تیم ملی، نتیجه تاثیرگذاری اجتماعی بود. خاطره استقبال شخصیتی که پیش‌تر منتقد فوتبال بود، نشان می‌دهد که موفقیت‌های آن تیم چگونه نگاه جامعه را تغییر داد و فوتبال را به بخشی از احساس مشترک مردم تبدیل کرد.

لیگ بی‌تماشاگر و کاهش جذابیت

نگاه مایلی‌کهن به لیگ برتر امروز، نگاهی انتقادی اما همراه با امید است. او معتقد است نبود تماشاگر، گرما و جذابیت مسابقات را گرفته و حتی به افزایش درگیری‌ها دامن زده است. از دید او، حضور هواداران بازیکنان را وادار می‌کند روی کیفیت فنی تمرکز کنند. با این حال، مایلی‌کهن تاکید می‌کند که فوتبال ایران همچنان بازیکنان باکیفیت و مهم‌تر از آن، مربیان جوان باشخصیت دارد.

ستایش مربیان جوان و منش حرفه‌ای

مایلی‌کهن با نام بردن از محرم نویدکیا، قاسم حدادی‌فر، امیر خلیفه‌اصل و سهراب بختیاری‌زاده، بر اهمیت ادب، متانت و جوانمردی در مربیگری تاکید می‌کند. او ادبیات این مربیان در برد و باخت را نمونه می‌داند و معتقد است فوتبال ایران بیش از هر چیز به چنین الگوهایی نیاز دارد. در نگاه او، شخصیت مربی به اندازه دانش فنی اهمیت دارد.

استقلال، انتظار قهرمانی و واقعیت زمان

دفاع مایلی‌کهن از سهراب بختیاری‌زاده در استقلال، بر پایه واقع‌بینی است. او یادآوری می‌کند که این مربی در گذشته عملکرد بدی نداشته و تیمش متحمل شکست‌های سنگین نشده است. از نظر مایلی‌کهن، هواداران باید در نظر بگیرند که یک مربی بدون بستن تیم، قادر به معجزه نیست و نیاز به زمان دارد. این نگاه را او به شرایط احتمالی یحیی گل‌محمدی در پرسپولیس نیز تعمیم می‌دهد.

تجربه وحید هاشمیان و شکاف فرهنگی

ماجرای حضور کوتاه‌مدت وحید هاشمیان در پرسپولیس، از نظر مایلی‌کهن بیش از آنکه فنی باشد، فرهنگی است. او منش و شخصیت هاشمیان را شایسته می‌داند، اما تفاوت فرهنگ فوتبال ایران با اروپا را مانعی جدی می‌خواند. مایلی‌کهن به ساختار باشگاهی در ایران اشاره می‌کند و این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا اساسا باشگاه به معنای واقعی وجود دارد یا نه.

کنشگری اجتماعی و حاشیه‌های شخصی

مایلی‌کهن در بخش دیگری از صحبت‌هایش به حاشیه‌های شخصی، از جمله اختلافات رسانه‌ای و ماجرای حمایت از رفتگران اشاره می‌کند. او تاکید دارد که این کنش‌ها برایش عجیب نبوده و از موضع انسانی و اجتماعی نشات گرفته است. کناره‌گیری او از فوتبال نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند؛ تصمیمی که به گفته خودش آگاهانه و برای همیشه بوده است.

نگاه فراتر از فوتبال به مدیریت کشور

شاید جنجالی‌ترین بخش صحبت‌های مایلی‌کهن، جایی باشد که از شایستگی افراد در سطح مدیریت کلان کشور سخن می‌گوید. او معتقد است ایران از کمبود شخصیت‌های توانمند رنج نمی‌برد و نام‌هایی چون رسول خادم و علیرضا دبیر را مثال می‌زند. حتی با وجود اختلاف سلیقه، مایلی‌کهن بر توانمندی و خدمات این چهره‌ها تاکید دارد و معتقد است جامعه نباید به‌سرعت افراد موثر را تخریب کند.

جمع‌بندی

محمد مایلی‌کهن همچنان همان چهره صریح، منتقد و دلسوز فوتبال ایران است؛ فردی که از تیم ۹۸ تا لیگ امروز، یک خط فکری ثابت دارد. او فوتبال را جدا از اخلاق، فرهنگ و مسئولیت اجتماعی نمی‌بیند و نقدهایش ریشه در تجربه‌ای طولانی دارد. حضور دوباره او در ورزشگاه، بیش از یک بازگشت ساده، یادآور این واقعیت است که فوتبال ایران همچنان به صداهای منتقد و مستقل نیاز دارد؛ صداهایی که فراتر از نتیجه، به هویت و آینده این ورزش می‌اندیشند.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط