پایان دوران ساپینتو در استقلال؛ نقدهای تند شاهرخ بیانی از دلالی، مدیریت و آینده تیم
پایان همکاری استقلال با ریکاردو ساپینتو، نهتنها یک تغییر فنی، بلکه آغاز موجی از نقدهای جدی از سوی پیشکسوتان این باشگاه بزرگ فوتبال ایران بود. در حالیکه هواداران هنوز درگیر تحلیل عملکرد فنی سرمربی پرتغالی هستند، بسیاری از چهرههای باسابقه استقلال بر مسائل مدیریتی، فرآیند جذب مربی و بیتوجهی به سرمایه انسانی باشگاه تأکید دارند. یکی از صریحترین این انتقادات از سوی شاهرخ بیانی، کاپیتان و مربی اسبق استقلال مطرح شده است؛ او با شفافیت بیسابقهای درباره پشتپردههای تصمیمات اخیر در باشگاه سخن گفته است.
بیتوجهی استقلال به تجربه پیشکسوتان
بیانی در گفتوگوی خود از مدیریت استقلال بهدلیل بیاعتنایی به چهرههای با تجربه و دلسوز انتقاد کرد. به گفته او، استقلال به جای بهرهبرداری از ظرفیتهایی مانند حسن روشن و دیگر پیشکسوتان، به افرادی خارج از بدنه باشگاه چون کلارنس سیدورف اعتماد کرده است. انتقادی که ریشه در فقدان سیستم مشاوره فنی منسجم دارد؛ سیستمی که میتوانست مانع از تصمیمات پرهزینه و اشتباه در سالهای اخیر شود. بیانی اعتقاد دارد مدیران باید صدای اهل فن را بشنوند تا استقلال دوباره به مسیر حرفهای بازگردد.
انضباط تیمی و اعتماد به کادر جدید
بیانی نسبت به آینده استقلال در دوره سهراب بختیاریزاده ابراز امیدواری کرد و تأکید داشت که اگر انضباط در تیم حاکم شود، موفقیت حتمی است. او اقدام بختیاریزاده در کنار گذاشتن برخی بازیکنان به دلایل انضباطی را “بهترین تصمیم ممکن” دانست و گفت: آنچه استقلال را به موفقیت میرساند، نه تعداد بازیکنان بلکه کیفیت و نظم آنهاست. او با اشاره به دوران موفق پرسپولیس با برانکو تأکید کرد که حتی با ۱۴ بازیکن مؤثر میتوان قهرمان شد، مشروط به آنکه تیم از نظر ذهنی و رفتاری منظم عمل کند.
پرونده دلالی و آسیبهای مالی در استقلال
شاهرخ بیانی در سخنان خود پا را فراتر گذاشته و از وجود دلالی و فساد مالی در فرایند جذب مربیان خارجی پرده برداشت. او کلارنس سیدورف را متهم به دلالی دانست و مدعی شد اسناد مربوط به سوءاستفاده مالی او از ایرانیان مقیم کانادا را در اختیار مدیران وقت باشگاه قرار داده بود. به باور بیانی، در آن زمان هشدار لازم داده شد؛ اما گوش شنوایی وجود نداشت و نتیجه این بیاعتنایی آسیب به اعتبار باشگاه بود. وی همچنین ریکاردو ساپینتو را نیز در همین چارچوب قرار داد و صراحتاً گفت که این مربی «برای دلالی آمد، نه مربیگری».
نقد تند به عملکرد ساپینتو و انگیزههای مالی
بیانی در ادامه تحلیل خود از دوره ساپینتو، عملکرد این مربی پرتغالی را زیر سؤال برد و مدعی شد در دیدار حساس مقابل الحسین، ترکیب استقلال چنان چیده شد که باشگاه شکست بخورد و زمینه برای اخراج ساپینتو فراهم شود تا او بتواند تمام مبلغ قراردادش را دریافت کند. این ادعا هرچند از سوی باشگاه تأیید نشده، اما نشان از بیاعتمادی عمیق بخشی از پیشکسوتان به فرآیندهای مالی و قراردادهای خارجی در استقلال دارد؛ فرآیندهایی که در سالهای اخیر بارها موجب پرداخت غرامتهای سنگین شده است.
ضرورت تشکیل کمیته فنی مستقل
به باور بیانی، یکی از راههای مقابله با دلالی و بینظمیهای مدیریتی، تشکیل کمیته فنی مستقل و شفاف در باشگاه است. او مدعی است که این پیشنهاد را پیشتر به مدیران استقلال ارائه کرده، اما با مخالفت غیرمنطقی مواجه شده است. به گفته او، برخی مدیران نگران بودند اعضای کمیته برای دستیابی به صندلی سرمربیگری لابی کنند، در حالیکه بیانی معتقد است ساختار جمعی و نظارت گروهی از بروز چنین اتفاقاتی جلوگیری میکند. در نهایت، با تأخیر چندماهه این کمیته تشکیل شد، ولی همان مدیران بهگفته بیانی، خود دچار رفتارهای لابیگونه شدند.
فابیو کاریله و احتمال یک پرونده جدید مالی
بیانی ضمن هشدار درباره شکایت فابیو کاریله از استقلال، تأکید کرد اگر این شکایت به نتیجه برسد، مسئولیت مالی آن باید به مدیرعامل وقت، علی نظری جویباری، بازگردد. به اعتقاد او، کاریله مربی حرفهای و باتجربهای است و اگر سند حقوقی محکمی نداشت، اعتبار خود را در پروندهای بیاساس به خطر نمیانداخت. این مسئله، بار دیگر ضعف نظارت حقوقی در انعقاد قراردادهای خارجی باشگاه را یادآور میشود؛ ضعفی که میتواند بار مالی سنگینی را بر دوش استقلال بگذارد.
ریشه بحران استقلال در تصمیمگیریهای غیرحرفهای
تحلیل سخنان شاهرخ بیانی نشان میدهد که بحران کنونی استقلال تنها به مسائل فنی محدود نیست بلکه ریشههای عمیقی در ساختار مدیریتی و تصمیمگیریهای غیرحرفهای دارد. از انتخاب مربی گرفته تا امضای قراردادهای بدون پشتوانه، فقدان مشاوره فنی، بیاعتمادی میان مدیران و پیشکسوتان و فضای مبهم مالی، مجموعهای از عوامل هستند که مانع از پیشرفت این باشگاه مردمی شدهاند.
جمعبندی
دوران ریکاردو ساپینتو در استقلال بهعنوان مثالی واضح از چالشهای مزمن مدیریت در فوتبال ایران قابل تحلیل است. سخنان تند شاهرخ بیانی تنها بازتاب یک اعتراض شخصی نیست، بلکه هشدار درباره روندی است که اگر اصلاح نشود، آینده استقلال را به مخاطره میاندازد. تشکیل کمیتههای فنی منسجم، استفاده از تجربه پیشکسوتان، شفافسازی قراردادهای خارجی و اولویت دادن به انضباط تیمی میتواند مسیر بازسازی اعتماد هواداران و بازگشت استقلال به مسیر حرفهای باشد. این گفتوگو نشان میدهد که فاصله میان تصمیمسازان باشگاه و سرمایه انسانی آن هنوز برقرار است؛ فاصلهای که برای بازگشت استقلال به قله فوتبال ایران، باید هرچه زودتر از میان برداشته شود.






