هزینههای سنگین و تصمیمهای بیثمر؛ استقلال در چنبره پول پاشی بیهدف
دو سال از واگذاری باشگاه استقلال به هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس میگذرد؛ مجموعهای که با پشتوانه مالی قدرتمند، امید به بازسازی یکی از پرافتخارترین تیمهای فوتبال ایران را زنده کرده بود. اما آنچه در عمل رخ داد، بیشتر شباهت به یک سلسله تغییرات مدیریتی پیدرپی داشت تا برنامهای بلندمدت برای رشد. از زمان تغییر مالک تا کنون چندین مدیر بر صندلی ریاست استقلال نشستهاند و نهایتاً علی تاجرنیا و علی نظری جویباری به عنوان آخرین تصمیمسازان منصوب شدند. این تغییرات سریع، پیام روشنی برای ناظران داشت: نبود ثبات، فقدان برنامه و ناهماهنگی مداوم میان تصمیمگیران.
در همین دوره، سطح انتظارات از استقلال به دلیل پشتوانه مالی جدید به شدت افزایش یافت. استقلال به تعبیر اهالی فوتبال “پولدارترین تیم لیگ برتر” است، اما ثروت به تنهایی نتوانسته مسیر حرفهای و منظم برای این باشگاه ترسیم کند.
هزینههای میلیاردی و پرسشهای بیپاسخ در مدیریت فنی
در پایان فصل گذشته، استقلال با صرف هزینههای غیرمعمول وارد مرحلهای شد که به گواه کارشناسان، بیش از آنکه نتیجه بیاورد، هزینه تولید کرد. یکی از موارد مهم، جذب کلارنس سیدورف به عنوان مشاور فنی بود؛ تصمیمی که در ابتدا بسیاری از دوستداران باشگاه آن را نشانه حرفهایتر شدن مدیریت دانستند. انتظار میرفت سیدورف با تجربه بینالمللیاش بتواند نقش تعیینکنندهای در انتخاب مربیان و بازیکنان داشته باشد، اما خروجی این همکاری ناامیدکننده بود.
به جز یاسر آسانی، هیچ نیروی مؤثر دیگری از مسیر توصیههای سیدورف به جمع آبیها اضافه نشد. اکنون نیز خبر قطع همکاری او با استقلال، آن هم در مقطع حساس فصل، شگفتی و انتقاد گستردهای در میان هواداران برانگیخته است. این وضعیت پرسشی جدی ایجاد کرده: چرا مدیریتی که با شعار حرفهایسازی آغاز شده بود، تا این حد در دام تصمیمهای بدون بازده گرفتار شده است؟
ریکاردو ساپینتو و هزینه سنگین یک تجربه ناموفق
در این میان، بررسی کارنامه مربی پرتغالی استقلال یعنی ریکاردو ساپینتو و همکارانش نشان میدهد که پرونده فنی باشگاه نیز خالی از ابهام نیست. حضور ساپینتو به همراه تیمی متشکل از آنتونیو آدان، موسی جنپو و دوکنز نازون، اگرچه در ظاهر نشانهای از جذب نیروهای با تجربه خارجی بود، اما در واقع با هزینههای دلاری سنگینی همراه شد.
براساس برآوردها، حداقل قرارداد ساپینتو و گروه پرتغالیاش معادل حدود ۴۰۰ هزار دلار بوده و با توجه به نرخ فعلی دلار در بازار ایران، چیزی نزدیک به ۴۰۰ میلیارد تومان هزینه بر باشگاه تحمیل کرده است. این رقم هنگفت، زمانی معنای بیشتری پیدا میکند که بدانیم خروجی فنی استقلال در فصل جاری نه به قهرمانی منجر شده و نه به ثبات عملکردی، بلکه بیشتر با آشفتگی در ترکیب تیم و اعتراض هواداران همراه بوده است.
سیدورف و پرسش بزرگ در کارنامه استقلال
سؤال اساسی امروز هواداران این است: سیدورف چرا آمد و چرا رفت؟ وقتی مدیران استقلال از همکاری با چهرهای شناختهشده در فوتبال جهان سخن گفتند، بسیاری تصور کردند با ورود او عصر تازهای آغاز میشود؛ عصری که در آن تصمیمگیریها مبتنی بر دانش فنی و نگاه بینالمللی خواهد بود. اما اکنون که خبر قطع همکاری او منتشر شده، به نظر میرسد این انتظار به واقعیت تبدیل نشده است.
برخی معتقدند بسته بودن پنجره نقلوانتقالاتی باشگاه احتمالاً مانع ایفای نقش فعال سیدورف شده، اما واقعیت این است که حتی در دورهای که پنجره باز بود، پیشنهادهای او برای جذب بازیکن نتوانست تأثیری ملموس داشته باشد. سؤال اینجاست: اگر مشاور خارجی نتواند در مسیر تصمیمهای باشگاه اثرگذاری داشته باشد، اساساً دلیل حضور او چیست و چرا باید منابع مالی کلان صرف چنین همکاریهایی شود؟
مدیریت مالی یا هزینهکرد بیبرنامه؟
با نزدیک شدن به پایان فصل، تصویر کلی از عملکرد استقلال بیش از پیش روشن میشود. حجم هزینهها، بهویژه در بخش فنی، بسیار بیشتر از دستاوردهای فنی و مدیریتی بوده است. این موضوع بهویژه برای مجموعه پتروشیمی خلیج فارس که انتظار بازده و اعتبار از سرمایهگذاری خود دارد، جای تأمل دارد.
در شرکتهای بزرگ، چنین هزینهکردهایی معمولاً بر پایه ارزیابی بازگشت سرمایه انجام میشود؛ اما در استقلال به نظر میرسد معیار تصمیمگیری بیشتر بر احساسات، فشار هواداری یا عادت دیرینه به “پولپاشی” استوار بوده است. نتیجه، مجموعهای از قراردادهای دلاری، بدهیهای انباشته و بیثباتی مدیریتی است.
واکنش هواداران و سکوت هلدینگ
رفتار هواداران استقلال در هفتههای اخیر بازتابی از همین بحران مدیریتی است. آنان از یکسو نگران آینده تیم هستند و از سوی دیگر پاسخ شفافی از مدیران نمیگیرند. پرسش مهمتر اما متوجه مدیران هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس است؛ آیا آنان از جزئیات عملکرد باشگاه تحت مالکیت خود آگاهاند؟
صبر و سکوت مدیران ارشد این هلدینگ در برابر هزینههایی که نه به موفقیت فنی منجر شده و نه اعتبار اجتماعی، حیرتانگیز است. پیشکسوتان استقلال بارها هشدار دادهاند که بیتوجهی به روند تصمیمسازی فعلی، میتواند آینده باشگاه را در مسیر نگرانکنندهای قرار دهد؛ مسیری که در آن منابع مالی به جای ساختن، صرف تکرار اشتباهات مدیریتی میشود.
استقلال؛ ثروت بدون راهبرد
واقعیت تلخ امروز استقلال این است که پول، جای برنامه را گرفته است. باشگاهی با پشتوانه عظیم مالی، اما بدون راهبرد شفاف برای رشد؛ تیمی پرهزینه، اما کمثمر؛ مدیریتی پرادعا، اما بیثبات. اگر قرار باشد باشگاه استقلال با تکیه بر سرمایه هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس مسیر حرفهای را طی کند، ابتدا باید الگوی مدیریتی خود را بازتعریف کند.
بازگشت به اصول حسابرسی دقیق، انتخاب مدیران فوتبالی، و تعیین چشمانداز واقعی برای تیم، تنها راه خروج از وضعیت فعلی است. تا زمانی که استقلال از نگاه تبلیغاتی و هیجانی فاصله نگیرد، حتی میلیاردها تومان دیگر هم نمیتواند نام این باشگاه را بار دیگر در صدر فوتبال ایران تثبیت کند.
جمعبندی تحلیلی:
باشگاه استقلال در آستانه نقطه عطفی قرار دارد؛ نقطهای که باید میان ادامه مسیر پرهزینه و بیبرنامه یا آغاز اصلاحات مدیریتی یکی را برگزیند. علیرغم سرمایهگذاری سنگین هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس، بازده فنی و مدیریتی باشگاه با سطح انتظار مطابقت ندارد. اگر استقلال نتواند میان ثروت و تدبیر تعادل برقرار کند، خطر تداوم بحران و فرسایش اعتبار دیرینهاش جدی خواهد بود. اکنون بیش از هر زمان دیگر، ضرورت بازنگری در سیاست پولپاشی و بازگشت به اصول حرفهای مدیریت فوتبال احساس میشود.






