پایان دراماتیک یک امپراتوری؛ پشتپرده خروج غیرمنتظره افشین پیروانی از پرسپولیس
ماجرای برکناری سرپرست پرسپولیس، حالا در میان شگفتی، به یکی از غریبترین سوژههای فوتبال ایران بدل شده است؛ حکایتی تلخ که ثابت میکند ویترین این فوتبال چنان از سوژه واقعی تهی شده که عدهای کمر بستهاند تا از یک جابهجایی ساده، بحرانی خودساخته و کاذب خلق کنند.
تاریخ به ما میگوید صندلی سرپرستی و مربیگری در سرخابیها، هرگز ملک طلقِ کسی نبوده است. چهرههایی که به طرفةالعینی میآیند و با وزش نسیمی میروند؛ گاه با استعفایی مصلحتی و گاه با برکناری دستوری. مگر قرار بود افشین پیروانی تا ابدالدهر نگهبان نیمکت سرخها بماند؟ او هم مثل محمود خوردبین تکرارنشدنی، یا حتی بزرگتر از همه آنها یعنی علی پروین، روزی باید با این پیراهن و پست وداع میکرد.
حقیقت این است: حتی اگر سفر بیموقع و بحثبرانگیز به آمریکا هم در کار نبود، چرخ روزگار برای او بهانه دیگری برای جدایی از پرسپولیس میتراشید. در فوتبالی که هنوز تقویم لیگش در ابهام است و کسی نمیداند کاروان تیم ملی، رنگ جام جهانی ۲۰۲۶ را میبیند یا نه، این همه مته به خشخاش گذاشتن برای ماندن یا نماندن یک سرپرست، چیزی جز بیسوژگی در برهوت این فوتبال نیست.






