پشتپرده «تولید داخل» در صنعت دخانیات؛ سهم کشاورز ایرانی از بازار میلیاردی سیگار کجاست؟
در اقتصاد ایران کمتر صنعتی را میتوان یافت که همزمان از بازار مصرف گسترده، گردش مالی قابلتوجه و حضور پررنگ شرکتهای بینالمللی برخوردار باشد، اما همچنان پرسشهای جدی درباره میزان واقعی داخلیسازی و سهم تولیدکنندگان ایرانی در آن وجود داشته باشد. صنعت دخانیات یکی از همین نمونههاست؛ صنعتی که سالهاست با عنوان «تولید داخل» فعالیت میکند، اما بررسی دقیقتر زنجیره تامین آن، روایت دیگری را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد.
تولید داخل یا مونتاژ در پوشش بومیسازی؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره صنعت دخانیات، میزان واقعی انتقال فناوری و بومیسازی در این حوزه است. شرکتهای فعال از خطوط تولید، اشتغالزایی و سرمایهگذاری سخن میگویند، اما منتقدان معتقدند بخش مهمی از ارزش افزوده این صنعت همچنان خارج از مرزهای ایران شکل میگیرد.
در بسیاری از صنایع، زمانی میتوان از انتقال فناوری سخن گفت که دانش فنی، فرمولاسیون، فناوریهای کلیدی و زنجیره تامین بهتدریج در داخل کشور شکل بگیرد. اما در صنعت دخانیات، همچنان پرسشهایی درباره میزان وابستگی به مواد اولیه فرآوریشده، اسانسها، فناوریهای اختصاصی و دانش فنی خارجی وجود دارد.
پرسش مهم اینجاست؛ پس از سالها فعالیت شرکتهای بزرگ دخانیاتی در ایران، چه میزان دانش فنی پایدار به متخصصان ایرانی منتقل شده است؟ چه فناوری راهبردی بومیسازی شده و چه سهمی از ارزش افزوده این صنعت در داخل کشور باقی میماند؟
این سوالات زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که شعار «تولید داخل» به یکی از مهمترین ابزارهای تبلیغاتی این صنعت تبدیل شده است.
روایت تلخ توتونکاران شمال کشور
شاید مهمترین بخش این پرونده را بتوان در مزارع گلستان، گیلان و مازندران جستوجو کرد؛ مناطقی که روزگاری قلب تپنده تولید توتون ایران محسوب میشدند.
هزاران خانوار روستایی در این استانها سالها از محل کشت توتون امرار معاش میکردند و زنجیرهای از تولید، اشتغال و ارزشآفرینی پیرامون این محصول شکل گرفته بود. اما امروز بسیاری از فعالان این بخش از کاهش صرفه اقتصادی، افت تقاضا و محدود شدن بازار خرید محصول داخلی سخن میگویند.
برخی کارشناسان کشاورزی معتقدند هرچه وابستگی صنعت به مواد اولیه وارداتی افزایش پیدا کند، سهم کشاورز ایرانی کوچکتر خواهد شد. نتیجه چنین روندی نیز چیزی جز تضعیف کشاورزی بومی، کاهش سطح زیر کشت و از بین رفتن تدریجی مزیتهای تاریخی کشور در این حوزه نخواهد بود.
در سالهایی که مسئولان بر حمایت از تولید داخلی تاکید دارند، این پرسش مطرح است که چرا بخش مهمی از ظرفیت کشاورزان ایرانی نتوانسته جایگاه خود را در زنجیره تامین صنعت دخانیات حفظ کند؟
سود اصلی در کدام نقطه زنجیره قرار دارد؟
بررسی اقتصاد صنعت دخانیات نشان میدهد سود اصلی این بازار الزاماً در مرحله تولید نهایی محصول ایجاد نمیشود. بخش مهمی از ارزش افزوده در حوزههایی مانند مالکیت برند، فرمولاسیون، فناوریهای اختصاصی، تامین مواد اولیه و شبکههای بینالمللی توزیع شکل میگیرد.
به همین دلیل برخی تحلیلگران اقتصادی معتقدند اگر سهم ایران به مونتاژ، بستهبندی یا تولید کارمزدی محدود شود، بخش قابلتوجهی از منافع واقعی این صنعت خارج از کشور باقی خواهد ماند؛ در حالی که هزینههای زیرساختی، زیستمحیطی و بخشی از تبعات اجتماعی و درمانی آن در داخل کشور مدیریت میشود.
این تحلیلگران معتقدند برای ارزیابی واقعی میزان داخلیسازی در صنعت دخانیات، صرف وجود کارخانه و خط تولید کافی نیست؛ بلکه باید مشخص شود چه میزان از فناوری، دانش فنی، زنجیره تامین و ارزش افزوده در اختیار بازیگران ایرانی قرار گرفته است.
سهم تولید ملی از بازار دخانیات چقدر است؟
در شرایطی که حمایت از تولید ملی به یکی از اولویتهای اقتصادی کشور تبدیل شده، انتظار افکار عمومی این است که سهم واقعی کشاورزان، تولیدکنندگان و متخصصان ایرانی در صنایع بزرگ بهصورت شفاف مشخص شود.
صنعت دخانیات نیز از این قاعده مستثنی نیست. افکار عمومی حق دارد بداند پس از سالها فعالیت شرکتهای بزرگ در این بازار، چه میزان از ظرفیت کشاورزی کشور تقویت شده، چه فناوریهایی به داخل منتقل شده و چه سهمی از منافع اقتصادی این صنعت در اختیار فعالان ایرانی قرار گرفته است.
امروز پرسش اصلی نه درباره فعالیت یا عدم فعالیت صنعت دخانیات، بلکه درباره کیفیت حضور آن در اقتصاد ایران است؛ اینکه آیا این صنعت توانسته به توسعه پایدار تولید داخلی کمک کند یا همچنان بخش مهمی از زنجیره ارزش آن در خارج از کشور باقی مانده است؟
پاسخ شفاف به این سوال، میتواند تصویر دقیقتری از واقعیت «تولید داخل» در یکی از بزرگترین بازارهای مصرفی کشور ارائه دهد؛ بازاری که گردش مالی آن هر سال بزرگتر میشود، اما همچنان ابهامات مهمی درباره سهم واقعی تولیدکننده و کشاورز ایرانی در آن وجود دارد.