کد خبر: ۶۵۸۲۵۴

حسرت یک خروج مثل سیلوا در اوج!

پرسپولیس
دو سال آزمون و خطا دیگر بس است، پرسپولیس دیگر نمی‌تواند با خاطره‌ها زندگی کند.باشگاهی که می‌خواهد دوباره اقتدار یک دهه قبل را تکرار کند، باید شجاعت تصمیم‌های سخت را داشته باشد؛ حتی اگر این تصمیم‌ها به مذاق فضای حقیقی و مجازی خوش نیاید.
۱۰:۰۵ - ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

یک سال قبل، اسماعیل کارتال قصد داشت پرسپولیس را وارد مسیر جوانگرایی کند. در فهرست خروج او چند نام بزرگ دیده می‌شد؛ بازیکنانی بزرگ ، پرافتخار و محبوب، اما نزدیک به پایان مسیر. فشارها بالا گرفت، مدیریت عقب نشست و کارتال هم که دیگر قصد بازگشت نداشت، عملا چراغ سبز تمدیدها را داد.

بعد جنگ دوازده روزه رسید و بهترین بهانه برای رفتن او فراهم شد. مربی ترک رفت، آن بازیکنان ماندند و پروژه جوانگرایی دفن شد.

فرصت از دست رفته

حالا اما پرسپولیس دوباره به همان نقطه رسیده است؛ نقطه تصمیم. سروش رفیعی، امید عالیشاه، مرتضی پورعلی‌گنجی و شاید چند نام دیگر. کسی منکر کیفیت، سابقه و اثرگذاری آنها نیست.بحث اصلا بر سر احترام نیست؛ موضوع بر سر آینده باشگاه است.

بازی با فولاد یک نمونه روشن بود. اگر امید عالیشاه همان دقایق نخست بازی،مصدوم نمی‌شد، آیا اوسمار به محمودی جوان میدان می‌داد؟بعید بود.اما همان فرصت اجباری نشان داد پرسپولیس چه سرمایه‌هایی را دارد اما آنها را دیر می‌بیند. امثال محمودی هستند، فقط باید فضا پیدا کنند تا ناگهان کاندید جدی مسافر جام جهانی شوند.

فرمولی که در همه دنیا جواب می‌دهد

در باشگاه‌های بزرگ، نسل‌ها جابه‌جا می‌شوند. اگر مسی به عنوان بهترین بازیکن تاریخ فوتبال، نه تنها باشگاه بارسلونا، آنجا را ترک نمی‌کرد، شاید یامال هرگز این‌قدر زود فرصت چهره شدن پیدا نمی‌کرد.

فرمول ساده، ثابت و تغییرناپذیر است؛ هرچه ستاره‌های قدیمی دیرتر بروند، نسل بعدی دیرتر متولد می‌شود.

احساسات یا منافع باشگاه؟

مشکل فوتبال ما این است که بعضی بازیکنان تا وقتی بیرونشان نکنند، نمی‌روند. اما باشگاه نباید اسیر احساسات شود. همان‌طور که نسل قبل رفت تا نوبت به سروش، امید و وحید امیری برسد، حالا هم باید این چرخه ادامه پیدا کند.

پرسپولیس باید تابستان را با خریدهایی شروع کند که آینده تیم را بیمه کنند، نه با تمدیدهایی که فقط گذشته را نگه می‌دارند. مدیریت و سرمربی(هر کسی که باشد)، باید بی‌ترس از هیاهو تصمیم بگیرند.

وقت خداحافظی‌های محترمانه رسیده است. پرسپولیس برای دوباره بزرگ شدن، اول باید قدرت جوان‌تر شدن داشته باشد.

هنر رفتن در اوج

در تاریخ رئال مادرید شاید کمتر بازیکنی را بتوان پیدا کرد که از دنی کارواخال پرافتخارتر باشد. کاپیتانی که تقریباً به هر افتخاری که یک فوتبالیست می‌تواند به دست بیاورد، رسیده است. با این حال او هم در نقطه‌ای قرار گرفت که باید درباره آینده‌اش تصمیم می‌گرفت. مصدومیت شدید رباط صلیبی نشان داد حتی بزرگ‌ترین ستاره‌ها هم نمی‌توانند برای همیشه به گذشته تکیه کنند.

فوتبال حرفه‌ای پر از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد بزرگان دقیقاً در زمان مناسب از صحنه کنار رفته‌اند. کمتر کسی روزهای افت زین‌الدین زیدان را به خاطر دارد. از اریک کانتونا هم تصویری جز یک اسطوره در ذهن فوتبال باقی نمانده است. تونی کروس نیز زمانی خداحافظی کرد که هنوز در بالاترین سطح فوتبال جهان بازی می‌کرد. آنها فهمیده بودند که ماندن بیش از اندازه، گاهی می‌تواند بخشی از میراث یک فوتبالیست را خدشه‌دار کند.

خاطره خوب یا فصل اضافی؟

همین مسئله درباره پرسپولیس هم صدق می‌کند. اگر سروش رفیعی یا هر بازیکن باتجربه دیگری صرفاً به واسطه روابط با فلان شخص معروف ،فشار فضای مجازی یا ملاحظات بیرونی یک فصل دیگر بماند، هیچ تضمینی وجود ندارد که پایان داستان به زیبایی امروز باشد. فوتبال بی‌رحم‌تر از آن است که برای کسی استثنا قائل شود. چرا باید حسرت دیدن یک وداع در اوج مثل سیلوا یا دی بروین با لباس سیتی را بخوریم؟ کاش این چیزها را هم از فوتبال روز جهان تقلید کنیم.


قید قرارداد زدن سخت است…

البته این نکته مهم را هم باید در نظر گرفت با توجه به عواقب جنگ اخیر ، وضعیت فعلی کشور و ریاضت اقتصادی که مشمول فوتبال هم خواهد شد، خیلی‌ها شاید به واسطه قراردادهای انچنانی واقعا دل، دل کندن نداشته باشند، اما در اینجا باشگاه است که باید تصمیم سخت و نهایی را بگیرد.

 

 
منبع: خبرآنلاین
ارسال نظر
captcha
جدیدترین اخبار
روی خط