ادعاهای جنجالی آرمان درویش درباره سینماگران؛ از «دوران پس از جمهوری اسلامی» تا ماجرای حذف از پلتفرم
آرمان درویش در نهمین قسمت برنامه «وضعیت» با محوریت نقش و مسئولیت سینماگران در بحرانهای ملی حضور یافت؛ گفتوگویی که عنوان آن نیز با محور «من را حذف کردند چون پای این وطن ایستادم» منتشر شده است. در این برنامه، درویش روایت خود را از فضای سینما در روزهای جنگ و پیش از آن بیان کرد و مدعی شد بخشی از جریان سینمایی کشور در تحلیلهای داخلی خود، پایان نظام را محتمل یا حتی قطعی میدانسته است.
به گفته درویش، این نگاه فقط مربوط به روزهای ابتدایی جنگ نبود، بلکه از ماهها قبل و در فضای جشنواره فیلم فجر نیز نشانههایی از آن دیده میشد. او مدعی شد برخی سینماگران «بقای خود» را نه در همراهی با کشور در روزهای بحرانی، بلکه در شرایطی میدیدند که آن را «بعد از جمهوری اسلامی» تصور میکردند. این بخش از سخنان او در رسانههایی مانند فارس، همشهری و کیهان بازتاب گستردهای داشت.
اتهام به «الیگارشی سینما»؛ بحث قدیمی با ادبیات تازه
یکی از بخشهای مهم سخنان درویش، انتقاد او از چیزی بود که «الیگارشی سینما» نامید. او مدعی شد گروهی از فعالان سینما به دلیل برخورداری از حمایت مالی، ارتباطات تثبیتشده و جایگاه همیشگی در چرخه تولید، در روزهای بحران حاضر به پرداخت هزینه برای همراهی با کشور نبودهاند. این ادعا از آن جهت جنجالی است که به یکی از قدیمیترین بحثهای سینمای ایران بازمیگردد: تمرکز منابع، بودجهها، پروژهها و فرصتها در دست گروهی محدود از چهرهها و تهیهکنندگان.
درویش در ادامه مدعی شد در همان روزهایی که کشور درگیر فضای جنگی و فشار خارجی بوده، برخی فعالان سینما به جای واکنش به شرایط کشور، دنبال افزایش بودجه پروژههای خود بودهاند. او از موردی سخن گفت که به گفته خودش، یک تهیهکننده با استناد به افزایش هزینههای تولید، درخواست بودجه بیشتر کرده بود؛ اقدامی که درویش آن را غیرمنتظره و قابل انتقاد دانست. این ادعا نیز در گزارشهای رسانهای بازنشر شده، اما تا این لحظه نام تهیهکننده یا پروژه مورد اشاره بهصورت رسمی اعلام نشده است.
جدول محورهای اصلی سخنان آرمان درویش
| محور سخنان | مضمون ادعا | وضعیت اطلاعات منتشرشده |
|---|---|---|
| فضای سینما پیش از جنگ | برخی سینماگران پایان جمهوری اسلامی را قطعی میدانستند | ادعا از سوی درویش؛ بدون ذکر نام افراد |
| جشنواره فجر | شکلگیری نگاه «دوران پس از جمهوری اسلامی» از همان مقطع | روایت شخصی درویش در گفتوگو |
| الیگارشی سینما | انتقاد از تمرکز قدرت و بودجه در دست گروهی خاص | ادعای تحلیلی و انتقادی |
| بودجه پروژهها | درخواست بودجه بیشتر در روزهای جنگ | ادعا بدون معرفی پروژه یا تهیهکننده |
| حذف از پلتفرم | حذف نام و تصویر درویش پس از مواضع وطندوستانه | گزارش رسانهای و واکنش خود درویش |
| واکنش احساسی | گریه هنگام شنیدن خبر شهادت رهبر شهید | نقلقول منتشرشده از گفتوگو |
چرا سخنان درویش حساس شد؟
حساسیت سخنان آرمان درویش از چند جهت قابل توضیح است. نخست اینکه او مستقیماً بخشی از جامعه سینمایی را به داشتن محاسبه سیاسی درباره «پایان نظام» متهم کرده است. دوم اینکه این ادعاها به روزهای جنگ، شهادت، موضعگیری هنرمندان و نسبت فرهنگ با امنیت ملی پیوند خورده است. سوم اینکه درویش از درون خود سینما سخن میگوید و همین باعث شده روایت او از نگاه رسانههای نزدیک به جریانهای رسمی، وزن بیشتری پیدا کند.
با این حال، از زاویه رسانهای باید میان «روایت یک بازیگر» و «اثبات یک رفتار سازمانیافته» تفکیک قائل شد. درویش نامی از افراد، پروژهها یا تهیهکنندگان مورد اشاره نبرده و منابع منتشرکننده نیز عمدتاً سخنان او را بازتاب دادهاند، نه اینکه مستقلاً همه ادعاها را راستیآزمایی کرده باشند. بنابراین بهتر است این موضوع فعلاً در قالب یک ادعای جنجالی و قابل پیگیری دیده شود، نه یک پرونده قطعی و مستند علیه کل سینمای ایران.
ماجرای حذف از پلتفرم نمایش خانگی
بخش دیگری از حواشی اخیر آرمان درویش به حذف نام و تصویر او از یک پلتفرم نمایش خانگی مربوط میشود. خبرگزاری صداوسیما گزارش داده بود که درویش در واکنش به حذف نامش از فهرست بازیگران در برخی سکوهای نمایش فیلم، در صفحه خود نوشت: «حذف نام از پلتفرم مهم نیست، باید در یاد مردم بمانیم… تا ابد برای ایران.» مشرق نیز این اتفاق را به مواضع وطندوستانه او در روزهای جنگ نسبت داد.
در این بخش هم باید با دقت خبری رفتار کرد. گزارشهای موجود از حذف نام و تصویر درویش سخن گفتهاند، اما درباره روند بازگرداندن کامل نام یا علت رسمی این اقدام، اطلاعیه روشن و مستقلی از پلتفرم مورد اشاره در منابع عمومی دیده نمیشود. بنابراین ادعای حذف در فضای رسانهای بازتاب یافته، اما چرایی حقوقی، فنی یا مدیریتی آن همچنان نیازمند توضیح رسمی پلتفرم است.
اشکهای درویش پس از خبر شهادت رهبر شهید
درویش در بخش دیگری از سخنان خود به لحظه انتشار خبر شهادت رهبر شهید اشاره کرد و گفت که ناخودآگاه شروع به گریه کرده و آن لحظه را «تصویری بسیار ترسناک» توصیف کرده است. این بخش از گفتوگو، بار احساسی سخنان او را پررنگتر کرد و باعث شد روایتش فقط در سطح نقد صنفی سینما باقی نماند، بلکه به بحثی درباره وطن، امنیت، ترس جمعی و مسئولیت چهرههای فرهنگی در بزنگاههای تاریخی تبدیل شود.
از همین زاویه، درویش تلاش کرده خود را در جایگاه هنرمندی قرار دهد که در روزهای بحران «طرف ایران» ایستاده است. این موضع برای بخشی از مخاطبان قابل تحسین و برای بخشی دیگر ممکن است سیاسی و مناقشهبرانگیز تلقی شود. اما در هر دو حالت، سخنان او نشان میدهد شکاف میان هنرمندان درباره نحوه مواجهه با بحرانهای ملی، همچنان یکی از مسائل حلنشده فضای فرهنگی ایران است.
پیام این ماجرا برای سینمای ایران چیست؟
ماجرای اخیر آرمان درویش، فارغ از موافقت یا مخالفت با مواضع او، یک پیام روشن دارد: سینمای ایران دیگر فقط با مسئله تولید فیلم، فروش گیشه و جشنواره روبهرو نیست؛ بلکه نسبت آن با سیاست، جنگ، امنیت ملی، افکار عمومی و پلتفرمهای نمایش خانگی نیز به مسئلهای جدی تبدیل شده است. در چنین فضایی، سکوت، موضعگیری یا حتی انتخاب واژهها میتواند پیامد حرفهای و رسانهای داشته باشد.
از طرف دیگر، اگر ادعاهایی مانند «الیگارشی سینما» یا «بودجهخواهی در روزهای جنگ» قرار است به بحثی سازنده تبدیل شود، باید از سطح کنایه و اتهام کلی عبور کند و با شفافیت، سند، نام پروژهها، سازوکار بودجهدهی و پاسخ نهادهای مسئول همراه شود. در غیر این صورت، چنین سخنانی بیشتر به دو قطبیسازی فضای فرهنگی منجر میشود تا اصلاح ساختار سینما.
جمعبندی
آرمان درویش با سخنان تازه خود، یکی از جنجالیترین بحثهای فرهنگی روز را رقم زده است. او مدعی شده برخی سینماگران از ماهها پیش از جنگ، پایان جمهوری اسلامی را قطعی میدانستند و برای دوران پس از آن برنامهریزی ذهنی یا حرفهای داشتند. او همچنین از «الیگارشی سینما»، درخواست بودجه بیشتر در روزهای جنگ، حذف نامش از پلتفرم نمایش خانگی و واکنش احساسیاش به خبر شهادت رهبر شهید سخن گفته است.
اهمیت این اظهارات در آن است که همزمان چند پرونده حساس را کنار هم قرار میدهد: نقش هنرمندان در بحران، شفافیت بودجههای سینمایی، قدرت پلتفرمها، موضعگیری سیاسی بازیگران و شکافهای درونی جامعه سینمایی. با این حال، بخش مهمی از گفتههای درویش همچنان در سطح ادعاست و برای تبدیل شدن به یک پرونده مستند، نیازمند توضیح افراد، نهادها و پلتفرمهای مورد اشاره خواهد بود. تا آن زمان، این ماجرا بیش از هر چیز نشانهای از التهاب تازه در نسبت سیاست و سینمای ایران است.