پرسپولیس ب در راه لیگ یک؛ نقشه سرخها برای نجات استعدادهایی که مفت از دست میروند
مشکل پرسپولیس در سالهای اخیر کمبود استعداد جوان نبوده؛ مسئله اصلی، فاصله بزرگی است که میان فوتبال پایه و تیم بزرگسالان ایجاد شده است.
بازیکنی که از تیم جوانان یا امید پرسپولیس به تیم اصلی میرسد، ناگهان باید برای گرفتن جای بازیکنان باتجربه و ملیپوش رقابت کند. نتیجه در بسیاری از موارد قابل پیشبینی است؛ جوانان در تمرین حضور دارند، در لیست مسابقه قرار میگیرند اما دقایق کافی برای رشد به دست نمیآورند.
گزارشهای اخیر درباره آکادمی پرسپولیس نیز همین مسئله را برجسته کردهاند. سهیل صحرایی، علیرضا عنایتزاده، یعقوب براجعه، امیرحسین محمودی و محمد گندمی از جمله بازیکنانی بودهاند که در مقاطع مختلف به تیم بزرگسالان رسیدهاند اما میزان بازی آنها محدود بوده است.
پرسپولیس حالا به این نتیجه رسیده که تنها دعوت بازیکن جوان به تمرین تیم اصلی برای توسعه او کافی نیست. استعداد ۱۹ تا ۲۲ ساله بیش از هر چیز به بازی رسمی و مستمر در فوتبال بزرگسالان نیاز دارد.
تیم دوم پرسپولیس دقیقاً قرار است چه کاری انجام دهد؟
ایده «پرسپولیس ب» در ظاهر ساده است؛ بازیکنی که هنوز برای ترکیب اصلی مهدی تارتار آماده نیست، به جای نشستن روی نیمکت یا انتقال فوری به یک باشگاه دیگر، در تیم دوم پرسپولیس بازی کند.
تفاوت مهم این مدل با انتقال قرضی در میزان کنترل باشگاه است.
وقتی بازیکن جوان به تیم دیگری قرض داده میشود، پرسپولیس عملاً کنترل مستقیمی بر تعداد بازی، پست مورد استفاده، شیوه تمرین و روند توسعه او ندارد. اما در یک تیم ب، باشگاه میتواند سیستم فنی، برنامه بدنسازی و حتی نیازهای تیم بزرگسالان را مستقیماً به تیم دوم منتقل کند.
به این ترتیب اگر تیم اصلی به یک مدافع راست، هافبک دفاعی یا وینگر جوان نیاز داشته باشد، کادر فنی میتواند بازیکنی را که ماهها در فوتبال بزرگسالان بازی کرده، مستقیماً بالا بکشد.
این همان حلقهای است که اکنون میان آکادمی و تیم اصلی پرسپولیس وجود ندارد.
براجعه، صحرایی و عنایتزاده؛ نمونههای روشن مشکل پرسپولیس
پنجره نقلوانتقالات تابستانی امسال بار دیگر ضعف این ساختار را نشان داد.
شماری از بازیکنان جوان پرسپولیس از جمله یعقوب براجعه، سهیل صحرایی، مجتبی فخریان و علیرضا عنایتزاده به صورت قرضی از جمع سرخپوشان خارج شدند تا در تیمهای دیگر فرصت بیشتری برای بازی پیدا کنند. گزارشهای نقلوانتقالاتی تأکید کردهاند هدف باشگاه این است که این بازیکنان با کسب تجربه دوباره به پرسپولیس بازگردند.
عنایتزاده برای نمونه به صورت قرضی راهی مس شهر بابک شد. او پیشتر در تیم اصلی پرسپولیس بازی کرده بود اما برای رسیدن به دقایق بیشتر ناچار شد مسیر لیگ یک را انتخاب کند.
اگر پرسپولیس تیم ب خود را در همان سطح رقابتی در اختیار داشت، چنین بازیکنانی میتوانستند بدون خروج از ساختار باشگاه، همان تجربه را به دست بیاورند.
از دید اقتصادی نیز تفاوت بزرگی ایجاد میشود. بازیکنی که دو فصل بدون بازی روی نیمکت مانده، هنگام جدایی ارزش نقلوانتقالاتی محدودی دارد. اما همان بازیکن اگر ۳۰ یا ۴۰ مسابقه رسمی در لیگ یک انجام دهد، ممکن است به یک دارایی قابل توجه تبدیل شود.
پروژهای که قرار بود با فولاد نوین شروع شود
راهاندازی تیم دوم پرسپولیس طی هفتههای گذشته وارد مراحل جدیتری شد.
در اواخر مرداد گزارشهایی منتشر شد که باشگاه در آستانه خرید امتیاز فولاد نوین اهواز، تیم دوم فولاد خوزستان در لیگ یک، قرار دارد. در همان مقطع حتی نام سیدجلال حسینی به عنوان گزینه هدایت تیم دوم پرسپولیس مطرح شد.
اما این سناریو به مرحله نهایی نرسید و پرسپولیس سراغ گزینههای دیگری رفت.
همین تغییر مسیر نشان میدهد پروژه «پرسپولیس ب» برخلاف یک ایده رسانهای، به خرید یک سهمیه واقعی گره خورده و باشگاه در تلاش است تیم دوم را از سطح مناسبی از فوتبال ایران آغاز کند.
حضور مستقیم در لیگ یک مزیت بزرگی دارد؛ بازیکن جوان به جای بازی مقابل همسنوسالهای خودش، با فوتبالیستهای حرفهای، بازیکنان باتجربه و تیمهایی که برای صعود به لیگ برتر میجنگند روبهرو خواهد شد.
شرط عجیب فرد البرز؛ تیم را بخرید اما مربی هم با تیم میآید!
پس از منتفی شدن گزینه فولاد نوین، مذاکرات با باشگاه فرد البرز در دستور کار قرار گرفت.
بر اساس آخرین گزارش منتشرشده در ۱۴ شهریور، پرسپولیس برای خرید سهمیه این تیم مذاکراتی انجام داده اما توافق نهایی حاصل نشده است. دلیل اختلاف نیز پیشنهادی غیرمعمول از سوی طرف مقابل عنوان شده است.
طبق این گزارش، مالک، مدیرعامل و سرمربی فرد البرز یک نفر است و در جریان مذاکره پیشنهاد کرده در صورت واگذاری سهمیه، خودش و اعضای کادر فنیاش یک فصل هدایت «پرسپولیس ب» را ادامه دهند.
این شرط مورد استقبال مدیران پرسپولیس قرار نگرفته و مذاکرات فعلاً به نتیجه نرسیده است.
از منظر پروژه فنی پرسپولیس نیز پذیرش چنین شرطی چندان منطقی به نظر نمیرسد؛ زیرا تیم دوم قرار نیست صرفاً یک باشگاه با پیراهن و نام جدید باشد.
پرسپولیس سهمیه نمیخواهد؛ یک کارخانه بازیکن میخواهد
اگر هدف فقط داشتن یک تیم در لیگ یک باشد، خرید سهمیه و حفظ همان کادر سابق شاید سادهترین مسیر باشد؛ اما فلسفه تیم دوم چیز دیگری است.
پرسپولیس باید بتواند مربی تیم ب را با نیازهای سرمربی تیم بزرگسالان هماهنگ کند. سیستم بازی، پست بازیکنان، تمرینات و حتی انتخاب نفرات باید در خدمت توسعه بازیکن برای تیم اصلی باشد.
در چنین سیستمی مدیران فنی باید مرتب عملکرد بازیکنان را بررسی کنند. بهترینها بالا میآیند، عدهای یک فصل دیگر در تیم ب میمانند و بازیکنانی که به سطح مورد انتظار نمیرسند میتوانند با ارزش بالاتری فروخته شوند.
این مدل برای باشگاهی مانند پرسپولیس که هر سال برای خرید بازیکن لیگ برتری هزینههای سنگین میکند، میتواند به مرور اثر اقتصادی بزرگی داشته باشد.
به جای خرید همه نیازهای تیم از بازار، بخشی از ترکیب میتواند توسط خود باشگاه تولید شود.
آکادمی پرسپولیس تغییر کرده؛ حلقه آخر هنوز وجود ندارد
باشگاه در فصل جاری ساختار تیمهای پایه خود را نیز مشخص کرده است. بر اساس اعلام رسمی، اردلان آشتیانی هدایت نونهالان، مسعود زارعی نوجوانان، احسان خرسندی جوانان و بهادر عبدی تیم امید پرسپولیس را برعهده دارند. این تصمیمها در دوره مدیریت پیمان حدادی و با حضور محسن خلیلی و ادموند بزیک در ساختار ورزشی و آکادمی اتخاذ شده است.
اما حتی بهترین آکادمی هم بدون مرحله انتقال به فوتبال حرفهای ناقص میماند.
بازیکن میتواند تا ۱۹ یا ۲۰ سالگی در لیگهای پایه بدرخشد، اما تفاوت فوتبال جوانان با لیگ یک و لیگ برتر بسیار زیاد است. پرسپولیس ب میتواند همین خلأ را پر کند.
جالب اینکه ایده تیم دوم برای پرسپولیس کاملاً تازه نیست. این باشگاه در سالهای گذشته نیز تیم «پرسپولیس ب» یا «پرسپولیس نوین» داشته و تیم دوم سرخها در فصل ۱۲-۲۰۱۱ قهرمان لیگ استان تهران شد و به دسته سوم صعود کرد، اما این ساختار در سالهای بعد استمرار پیدا نکرد.
این بار چالش اصلی دقیقاً همین است: تداوم پروژه.
چرا پرسپولیس ب میتواند از یک خرید بزرگ مهمتر باشد؟
هوادار معمولاً در فصل نقلوانتقالات منتظر مهاجم خارجی، ستاره ملیپوش یا خرید چند میلیون دلاری است؛ اما ایجاد یک مسیر دائمی برای ورود استعدادها به تیم اصلی میتواند از نظر بلندمدت ارزش بسیار بیشتری داشته باشد.
یک بازیکن جوان موفق فقط هزینه خرید را کاهش نمیدهد. اگر در پرسپولیس مطرح شود، ممکن است بعداً به لیگ خارجی منتقل شود و درآمد نقلوانتقالاتی برای باشگاه ایجاد کند.
ضمن اینکه بازیکن آکادمی معمولاً ارتباط عاطفی بیشتری با باشگاه دارد و برای تبدیل شدن به مهره اصلی انگیزه بالایی خواهد داشت.
نمونه بازیکنانی مانند براجعه، صحرایی و عنایتزاده نشان داده مشکل اصلی، پیدا کردن استعداد نیست؛ مشکل ساختن استعداد پس از خروج از فوتبال پایه است.
پرسپولیس ب؛ پروژهای که نباید فقط به تغییر نام یک تیم ختم شود
آخرین وضعیت نشان میدهد مذاکرات با فرد البرز فعلاً متوقف شده، اما اصل پروژه کنار گذاشته نشده و پرسپولیس همچنان به دنبال سهمیهای برای حضور تیم دوم در لیگ یک است.
موفقیت این طرح اما تنها با خرید امتیاز تضمین نمیشود.
پرسپولیس ب زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که کادر فنی آن مستقیماً با تیم بزرگسالان ارتباط داشته باشد، بهترین استعدادهای آکادمی در آن بازی کنند و باشگاه به جای نتیجهگرایی کوتاهمدت، توسعه بازیکن را اولویت اصلی قرار دهد.
اگر چنین ساختاری شکل بگیرد، بازیکن جوان پرسپولیس دیگر مجبور نیست بین نیمکت تیم اصلی و جدایی از باشگاه یکی را انتخاب کند.
او مسیر سومی خواهد داشت: بازی کند، ساخته شود و بعد برای پوشیدن پیراهن تیم اول برگردد.
و شاید همین «پرسپولیس ب» در سالهای آینده بیشتر از بسیاری از خریدهای پرهزینه نقلوانتقالاتی به کار سرخها بیاید.