«میدی» کجایی؟ رفاقت تاج و اینفانتینو در آزمون جام جهانی چه نمرهای گرفت؟
تصاویر متعدد مهدی تاج و جیانی اینفانتینو طی سالهای گذشته نشان میدهد میان رئیس فدراسیون فوتبال ایران و بالاترین مقام اجرایی فیفا کانال ارتباطی مستقیمی وجود داشته است. اینفانتینو در سال ۲۰۱۸ به تهران سفر کرد، در نشستهای بعدی نیز بارها با تاج دیدار داشت و پس از انتخاب مجدد او برای ریاست فدراسیون در سال ۲۰۲۵ پیام تبریک منتشر کرد. بااینحال، عکس مشترک، پیام تبریک و صمیمیت کلامی بهتنهایی معیار نفوذ در ساختار فوتبال جهان نیستند.
ماجرای «میدی» از کجا آمد؟
عبارت «میدی» براساس روایتهایی مطرح شده که از سخنان خود مهدی تاج درباره نوع خطاب اینفانتینو به او نقل شدهاند. مدرک مستقلی مانند فیلم کامل یا متن رسمی فیفا که نشان دهد رئیس فیفا دقیقاً این عبارت را در چه شرایطی به کار برده، در منابع عمومی در دسترس نیست؛ بنابراین این بخش را باید روایت تاج از صمیمیت رابطه دانست، نه سندی مستقل درباره میزان نفوذ فدراسیون ایران.
تاج پیش از جام جهانی همچنین نقل کرده بود که اینفانتینو برای حضور ایران تضمین داده و گفته است بهخاطر «قلب مهدی» میخواهد تیم ملی شرایط مناسبی داشته باشد. رسانهها همان زمان هشدار دادند که تضمین شفاهی رئیس فیفا الزاماً قدرت تغییر تصمیمهای مهاجرتی دولت آمریکا را ندارد.
این تفاوت مهمی است: ممکن است دو مدیر واقعاً رابطه دوستانه داشته باشند، اما دوستی با توانایی تحمیل تصمیم به دولت میزبان یکسان نیست.
کارنامه وعدهها؛ بازیکنان رفتند، اما بحران حل نشد
بازیکنان تیم ملی سرانجام ویزای آمریکا را دریافت کردند، اما این مجوزها تنها ۱۰ روز پیش از نخستین مسابقه ایران صادر شد. تعدادی از عوامل اجرایی و مدیریتی همچنان از ورود به آمریکا محروم ماندند و طبق گزارش رویترز، ۱۵ عضو فدراسیون و کاروان ایران ویزا نگرفتند. مهدی محمدنبی، سرپرست تیم ملی، نیز از جمله افراد جامانده بود.
مشکلات فقط به تعداد ویزاهای صادرنشده محدود نبود. تیم ملی بهدلیل ابهام درباره ورود به آمریکا، محل اردوی خود را در آخرین روزها از توسان آریزونا به تیخوانای مکزیک منتقل کرد. فیفا این تغییر را تأیید کرد و برنامه رفتوآمد مرزی برای مسابقات ایران شکل گرفت.
در آغاز مسابقات، کاروان ایران تنها اجازه داشت یک روز پیش از بازی وارد آمریکا شود و باید همان روز پایان مسابقه خاک این کشور را ترک میکرد. برای دیدار سوم در سیاتل، این محدودیت اندکی کاهش یافت و تیم دو روز پیش از مسابقه اجازه ورود گرفت، اما الزام خروج در روز بازی پابرجا ماند.
بنابراین نمیتوان گفت رایزنیها کاملاً بینتیجه بودند؛ بازیکنان وارد آمریکا شدند، اردو به مکزیک انتقال یافت و برای مسابقه سوم یک روز فرصت بیشتر ایجاد شد. اما این نتایج با تصویری که از «تضمین بدون مشکل» ارائه شده بود فاصله زیادی داشت.
خود فدراسیون هم از فیفا انتقاد کرد
مهمترین داوری درباره نتیجه دیپلماسی تاج نه از سوی منتقدان داخلی، بلکه از درون کاروان ایران مطرح شد. مهدی محمدنبی به رویترز گفت اینفانتینو نتوانسته وعدههای خود برای دسترسی کامل فدراسیون ایران را عملی کند و از «نبود هماهنگی» در روند ویزاها انتقاد کرد. او تأکید داشت آشفتگی ایجادشده، سازگاری و آمادهسازی بازیکنان را مختل کرده است.
سعید عزتاللهی نیز گفته بود فیفا به فدراسیون وعده صدور ویزای عوامل ضروری را داده، در حالی که تیم در جریان مسابقات به حضور همان نیروهای پشتیبانی نیاز داشت.
در مقابل، اینفانتینو اعلام کرد فیفا قادر نیست درباره تصمیمهای مهاجرتی به کشورهای میزبان دستور بدهد. این سخن از نظر حقوق حاکمیتی درست است؛ صدور ویزا در اختیار دولت آمریکاست و رئیس فیفا نمیتواند شخصاً اداره مهاجرت یک کشور را وادار به صدور مجوز کند.
اما این توضیح تمام مسئولیت فیفا را از بین نمیبرد.
فیفا چه کاری میتوانست انجام دهد؟
فیفا در فرایند انتخاب میزبان جام جهانی، مجموعهای از الزامات میزبانی، تضمینهای دولتی و تعهدات مرتبط با برگزاری مسابقات و حقوق شرکتکنندگان را دریافت میکند. راهنمای رسمی میزبانی جام جهانی ۲۰۲۶ صراحتاً به تضمینهای دولتها، الزامات میزبانی و اصول حقوق بشری اشاره کرده بود.
این تضمینها به معنای حذف اختیار امنیتی دولت میزبان نیستند، اما به فیفا امکان میدهند پیش از تورنمنت، جدول زمانی مشخصی برای ویزاها تعیین کند، اختلافها را زودتر شناسایی کند، گزینه جایگزین آماده داشته باشد و از دولت میزبان توضیح رسمی بخواهد.
فیفا برای هواداران نیز سامانه FIFA PASS را با همکاری وزارت خارجه آمریکا راهاندازی کرد تا دارندگان بلیت به وقت مصاحبه سریعتر دسترسی پیدا کنند؛ هرچند وقت مصاحبه تضمین صدور ویزا نبود. این نمونه نشان میدهد فیفا توان ایجاد سازوکار اجرایی و مذاکره با دولت آمریکا را داشت.
پرسش اصلی درباره ایران این نیست که چرا اینفانتینو شخصاً ویزا صادر نکرد؛ پرسش این است که چرا با وجود هشدارهای چندماهه، ویزای بازیکنان فقط ۱۰ روز مانده به بازی صادر شد و انتقال اردو در آخرین روزها اتفاق افتاد.
حتی تاج نیز نتوانست وارد کانادا شود
نمادینترین شکست این دیپلماسی شاید پیش از آغاز جام جهانی رخ داد. مهدی تاج و دو مقام دیگر فدراسیون برای شرکت در کنگره فیفا به کانادا رفتند، اما اجازه ورود دریافت نکردند. یک مقام دولت کانادا اصل جلوگیری از ورود مسئولان ایرانی را تأیید کرد و دفتر وزیر مهاجرت اعلام کرد افراد مرتبط با سپاه پاسداران از نظر کانادا قابل پذیرش نیستند. فیفا نیز در آن مقطع پاسخ علنی و تعیینکنندهای درباره وضعیت ایران ارائه نکرد.
وقتی رئیس یک فدراسیون حتی برای حضور در کنگره سازمانی که ادعای رابطه نزدیک با رئیس آن را دارد با چنین مانعی مواجه میشود، روشن است که رابطه شخصی نمیتواند جای تضمینهای حقوقی، برنامه جایگزین و مذاکرات نهادی را بگیرد.
آیا مشکلات جام جهانی تقصیر تاج بود؟
همه مشکلات را نمیتوان به مهدی تاج نسبت داد. ایران و آمریکا در شرایطی کمسابقه و پرتنش قرار داشتند و مقامهای آمریکایی رد ویزای برخی افراد را به ملاحظات امنیتی و ارتباط احتمالی با سپاه نسبت دادند. ایران نیز خواهان صدور ویزا برای بازیکنان و عواملی بود که خدمت سربازی خود را در سپاه گذرانده بودند.
بااینحال، مسئولیت مدیریتی تاج از جایی آغاز میشود که او یک رابطه شخصی را بهعنوان «تضمین» عمومی معرفی کرد. مدیری که به افکار عمومی اطمینان میدهد مشکلی وجود نخواهد داشت، باید توضیح دهد چرا سناریوی جایگزین زودتر طراحی نشد و چه تعهد مکتوبی از فیفا گرفته شده بود.
انتقاد اصلی این نیست که چرا تاج نتوانست سیاست خارجی آمریکا را تغییر دهد؛ مسئله این است که چرا توانایی اینفانتینو بیش از اندازه واقعی نمایش داده شد.
دیپلماسی فوتبال را چگونه باید سنجید؟
رابطه بینالمللی را نمیتوان با تعداد دستدادنها یا خطابشدن با نام کوچک سنجید. برای ارزیابی عملکرد فدراسیون باید چند شاخص روشن منتشر شود:
چه تعداد از اعضای کاروان در موعد مقرر ویزا گرفتند؟ چند درخواست رد شد؟ فیفا چه تضمین مکتوبی ارائه کرد؟ انتقال اردو چه هزینهای داشت؟ آیا فدراسیون از دولت میزبان یا فیفا جبران خسارت خواست؟ چه اقدام رسمی برای جلوگیری از تکرار این تجربه انجام شده است؟
براساس دادههای موجود، کارنامه نهایی ترکیبی اما ناموفق است. حضور بازیکنان ایران تأمین شد و حذف کامل تیم از مسابقات اتفاق نیفتاد؛ اما دسترسی کامل عوامل ضروری، ثبات اردوی آمادهسازی و شرایط برابر با دیگر تیمها محقق نشد.
نتیجه؛ «میدی» برای فوتبال ایران امتیاز نمیآورد
صمیمیت شخصی در مدیریت بینالمللی بیارزش نیست. دسترسی مستقیم به رئیس فیفا میتواند تماسها را سریعتر و مذاکره را آسانتر کند، اما ارزش آن زمانی مشخص میشود که به تصمیم، تضمین، امتیاز یا حل بحران منجر شود.
در جام جهانی ۲۰۲۶، این رابطه نتوانست از صدور دیرهنگام ویزا، حذف عوامل پشتیبانی، انتقال اضطراری اردو و محدودیت رفتوآمد جلوگیری کند. حتی اگر بخشی از تسهیلات نهایی حاصل رایزنی تاج و اینفانتینو بوده باشد، نتیجه با وعدههای اولیه فاصله داشت.
بنابراین مسئله واقعی این نیست که اینفانتینو تاج را «مهدی»، «میدی» یا با عنوان رسمی صدا میزند. پرسش این است که فدراسیون فوتبال ایران از این دسترسی چه سند، تضمین و دستاورد قابل اندازهگیری به دست آورده است.
تا زمانی که پاسخ این پرسش منتشر نشود، «رفاقت با رئیس فیفا» بیشتر یک روایت تبلیغاتی باقی میماند تا دستاوردی برای فوتبال ایران. تاریخ نیز عکسهای مشترک را به یاد نمیسپارد؛ آنچه میماند، کیفیت شرایطی است که مدیران برای تیم ملی، بازیکنان و هواداران فراهم کردهاند.