نامه تاجگردون به پزشکیان درباره خاموشیها؛ برق در جنوب «رفاه» نیست، شرط زندگی است
تاجگردون در نامهای که روز یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ منتشر شد، ضمن پذیرش دشواریهای دولت برای مدیریت ناترازی برق، از رئیسجمهور خواست شرایط اقلیمی مناطق جنوبی در برنامه محدودیت مصرف لحاظ شود. او تأکید کرد خاموشی در منطقهای با دمای ۲۵ تا ۳۰ درجه، پیامدی مشابه قطع برق در شهری با دمای نزدیک به ۵۰ درجه ندارد.
رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس چهار مطالبه اصلی را مطرح کرده است: بازنگری جدول خاموشیها براساس دما و رطوبت، اضافهشدن شاخص «عدالت اقلیمی» به تصمیمهای وزارت نیرو، توسعه زیرساختهای تولید و انتقال برق در جنوب و ایجاد سازوکاری برای اطلاعرسانی شفاف و پاسخگویی مستمر.
او در پایان نامه نیز تلاش کرده مطالبه خود را نه بهعنوان درخواست یک امتیاز منطقهای، بلکه بهعنوان پیشنهادی برای حکمرانی عادلانه معرفی کند؛ چنانکه نوشته است این نامه «اعتراض نیست؛ نامه اعتماد است».
مساوات در خاموشی با عدالت در خاموشی چه تفاوتی دارد؟
مهمترین بخش تحلیلی نامه تاجگردون، تفکیک دو مفهوم «مساوات» و «عدالت» است. مساوات یعنی همه مناطق، برای مثال روزانه دو ساعت خاموشی داشته باشند؛ اما عدالت به این معناست که تأثیر همان دو ساعت قطعی برق بر زندگی مردم نیز بررسی شود.
قطع برق در یک شهر معتدل ممکن است به خاموششدن روشنایی، توقف آسانسور یا اختلال موقت در اینترنت منجر شود. اما در مناطق گرم و مرطوب جنوبی، ازکارافتادن کولر میتواند دمای فضای بسته را در مدت کوتاهی به سطح خطرناک برساند. بنابراین مدت یکسان خاموشی، الزاماً آسیب یکسانی ایجاد نمیکند.
سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است گرمای شدید خطر گرمازدگی، آسیب کلیوی و تشدید بیماریهای قلبی، تنفسی و دیابت را افزایش میدهد. سالمندان، کودکان، زنان باردار و بیماران مزمن نیز آسیبپذیری بیشتری دارند. این سازمان همچنین تصریح کرده است که قطع برق و ازکارافتادن سیستمهای سرمایشی میتواند پیامدهای بهداشتی موج گرما را تشدید کند.
از این منظر، جمله تاجگردون مبنی بر اینکه «برق در جنوب تنها وسیله رفاه نیست» صرفاً یک تعبیر سیاسی یا احساسی محسوب نمیشود؛ بلکه مبنای بهداشتی قابل بررسی دارد.
ناترازی برق ایران چقدر است؟
مطالبه کاهش خاموشیها در جنوب در شرایطی مطرح شده که صنعت برق هنوز با شکاف میان تولید قابل اتکا و تقاضای اوج مصرف مواجه است. یک ارزیابی منتشرشده در خبرگزاری جمهوری اسلامی، ناترازی برق در سناریوی واقعبینانه تابستان ۱۴۰۵ را حدود ۱۳ هزار و ۶۰۰ مگاوات برآورد کرده است؛ رقمی که حدود هزار و ۱۰۰ مگاوات کمتر از سال گذشته اعلام شده است.
در مقابل، معاون توانیر روز ۲۰ تیر اعلام کرد تا زمانی که تقاضا از سقف پیشبینیشده ۷۳ هزار و ۵۰۰ مگاوات عبور نکند، امکان حفظ پایداری شبکه و جلوگیری از محدودیت خانگی وجود دارد. چند روز بعد نیز گزارش شد مصرف برق کشور به مرز ۷۵ هزار مگاوات نزدیک شده و وزارت نیرو برای کاهش خاموشی در مناطق گرمسیری تلاش میکند.
این اعداد در ظاهر متفاوتاند، اما الزاماً یکدیگر را نقض نمیکنند. میزان ناترازی به دمای روز، مقدار مصرف، آمادهبودن نیروگاهها، تولید برقآبی، محدودیت سوخت، توان انتقال شبکه و همکاری بخشهای خانگی و صنعتی وابسته است. ممکن است شبکه در یک روز بدون کسری اداره شود، اما در هفته گرمتر با کمبود چند هزار مگاواتی مواجه شود.
آغاز خاموشیهای برنامهریزیشده از ۲۲ تیر نیز نشان میدهد خطر کمبود در روزهای اوج مصرف همچنان جدی است. توانیر اعلام کرده ادامه این محدودیتها به دمای هوا و نحوه مصرف مشترکان بستگی دارد.
هرمزگان از جدول خاموشی خارج شد؛ نخستین نشانه عدالت اقلیمی؟
همزمان با انتشار نامه تاجگردون، احمد مرادی جراره، نماینده هرمزگان، اعلام کرد وزیر نیرو با خارجشدن این استان از برنامه خاموشیهای برنامهریزیشده موافقت کرده است. او گرمای شدید، شرایط ویژه استان و ضرورت حفظ فعالیت مراکز درمانی، خدماتی و اقتصادی را از دلایل این درخواست عنوان کرد.
این تصمیم، دستکم بر اساس اعلام نماینده مجلس، نشان میدهد اجرای سیاست متفاوت برای مناطق گرمسیری امکانپذیر است. بااینحال، معافیت کامل یک استان بدون انتشار معیارهای دقیق میتواند مطالبه مشابهی را در خوزستان، بوشهر، جنوب فارس، کرمان، سیستانوبلوچستان و مناطق گرمسیری کهگیلویهوبویراحمد ایجاد کند.
به همین دلیل، پیشنهاد تاجگردون زمانی به یک سیاست ملی قابل دفاع تبدیل میشود که از تصمیمهای موردی و مذاکرات استانی عبور کند. وزارت نیرو باید روشن کند چه دمایی، با چه میزان رطوبت و برای چه مدتی، یک منطقه را مشمول کاهش یا لغو خاموشی میکند.
شاخص عدالت اقلیمی چگونه محاسبه شود؟
«عدالت اقلیمی» نباید به یک عبارت زیبا در مکاتبات اداری محدود بماند. این شاخص میتواند براساس مجموعهای از دادههای قابل اندازهگیری طراحی شود؛ از جمله میانگین و بیشینه دما، رطوبت، طول دوره گرمای شدید، وابستگی خانوارها به تجهیزات سرمایشی و تعداد افراد آسیبپذیر هر منطقه.
میزان خاموشیهای قبلی، ظرفیت شبکه توزیع، تعداد بیمارستانها و مراکز حیاتی، وضعیت سکونتگاههای فرسوده، درآمد خانوارها و امکان دسترسی به مولد اضطراری نیز باید در محاسبات وارد شود. منطقهای که بسیاری از ساکنان آن توان خرید موتور برق یا سیستم خورشیدی ندارند، در برابر خاموشی آسیبپذیرتر است.
اجرای چنین الگویی میتواند به جای معافیت کامل، به کاهش زمان قطعی، انتقال خاموشی به ساعات کمخطرتر یا اولویتبندی محلهها منجر شود. برای مثال، قطع برق در میانه روز یا ساعات گرم شب در جنوب، پیامدی متفاوت از خاموشی کوتاه در ابتدای صبح دارد.
آیا معافیت جنوب، فشار خاموشی را به استانهای دیگر منتقل میکند؟
مهمترین انتقاد احتمالی به پیشنهاد تاجگردون این است که برق شبکه سراسری محدود است و کاهش خاموشی در یک منطقه، ممکن است محدودیت بیشتری به منطقه دیگری تحمیل کند. این نگرانی واقعی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
به همین دلیل، عدالت اقلیمی فقط با تغییر جدول خاموشی محقق نمیشود. توسعه ظرفیت تولید، کاهش تلفات شبکه، نوسازی خطوط انتقال و استفاده از سرمایه صنایع نفت، گاز و پتروشیمی برای احداث نیروگاههای جدید باید همزمان دنبال شود.
ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور در سال ۱۴۰۵ از مرز ۱۰۰ هزار مگاوات عبور کرده، اما ظرفیت اسمی با برق قابل تحویل در ساعت اوج یکسان نیست. خروج واحدها برای تعمیر، افت راندمان در گرما، محدودیت شبکه و کاهش تولید برخی نیروگاهها میتواند بخش قابل توجهی از این ظرفیت را غیرقابل استفاده کند.
صنایع بزرگ جنوب نیز میتوانند با احداث نیروگاههای اختصاصی، انرژی تجدیدپذیر و سامانههای ذخیرهسازی، بخشی از فشار شبکه عمومی را کاهش دهند. این همان بخش میانمدت نامه تاجگردون است که اهمیت آن از اصلاح موقت جدول خاموشی کمتر نیست.
آزمون دولت پزشکیان در مدیریت برق
نامه تاجگردون دولت را در برابر یک انتخاب ساده میان «خاموشی» و «بدون خاموشی» قرار نمیدهد. مسئله اصلی، چگونگی توزیع کمبود در شرایطی است که تأمین کامل برق برای همه مشترکان همیشه امکانپذیر نیست.
دولت از یک سو باید شبکه را پایدار نگه دارد و از خاموشی سراسری جلوگیری کند و از سوی دیگر، آثار تصمیمهای خود را بر سلامت، معیشت و اعتماد عمومی بسنجد. تقسیم عددی قطعی برق ممکن است روی کاغذ منصفانه به نظر برسد، اما نادیدهگرفتن شدت گرما و آسیبپذیری مردم میتواند احساس تبعیض ایجاد کند.
انتشار عمومی الگوریتم خاموشیها، اعلام دلایل تغییر جدول هر استان و ارائه گزارش روزانه از تولید، مصرف و کسری شبکه، نخستین گام برای جلب اعتماد عمومی است. مردم زمانی محدودیت را راحتتر میپذیرند که بدانند چرا برق قطع شده، قطعی چقدر ادامه دارد و سهم دیگر بخشها از مدیریت مصرف چیست.
نامه رئیس کمیسیون برنامه و بودجه، فراتر از یک مطالبه محلی، بحثی ملی را مطرح کرده است: آیا در مدیریت بحران انرژی باید با همه مناطق یکسان رفتار کرد یا با توجه به شرایط متفاوت، تصمیمهای متفاوت گرفت؟
پاسخ منطقی احتمالاً در ترکیبی از این دو رویکرد قرار دارد. قواعد باید ملی، شفاف و برای همه یکسان باشند؛ اما خروجی آن قواعد باید دما، رطوبت، سلامت و میزان آسیبپذیری هر منطقه را در نظر بگیرد. در چنین الگویی، کاهش خاموشی جنوب امتیاز ویژه نیست؛ تلاشی برای تقسیم عادلانهتر پیامدهای ناترازی برق است.