وطنپرستی فقط با شعار ثابت نمیشود؛ آقای قلعهنویی، درباره پاداشهای میلیاردی شفافسازی کنید
کمتر کسی است که در اهمیت حمایت از تیم ملی فوتبال ایران تردید داشته باشد. تیم ملی متعلق به همه مردم است و موفقیت آن میتواند شادی و همبستگی ملی ایجاد کند. اما همین جایگاه ویژه باعث میشود که کادر فنی و مدیران فوتبال نیز بیش از هر زمان دیگری در برابر افکار عمومی پاسخگو باشند.
در سالهای گذشته، امیر قلعهنویی بارها از وطندوستی، تعصب ملی و افتخار خدمت به فوتبال ایران سخن گفته است. این سخنان در ذات خود قابل احترام است، اما افکار عمومی امروز تنها به شعارها توجه نمیکند؛ بلکه عملکرد، شفافیت و نحوه برخورد با منابع مالی عمومی را نیز معیار قضاوت قرار میدهد.
گزارشها درباره پاداشها چه میگویند؟
در هفتههای گذشته، گزارشهایی در رسانهها منتشر شد که از پرداخت مبالغ قابل توجهی از محل پاداش صعود تیم ملی ایران به جام جهانی به اعضای کادر فنی خبر میداد. خود امیر قلعهنویی نیز اصل اختصاص سهمی از پاداش صعود به کادر فنی را تأیید کرده است، اما جزئیات دقیق سهم هر فرد، مبنای محاسبه و نحوه تصویب این پرداختها بهصورت رسمی و شفاف منتشر نشده است.
در همین فاصله، ارقامی در حدود ۱۴۰ میلیارد تومان درباره سهم احتمالی سرمربی تیم ملی در فضای رسانهای مطرح شد؛ رقمی که تاکنون تأیید رسمی و مستند درباره آن منتشر نشده و همین موضوع باعث شکلگیری پرسشهای فراوان شده است.
در چنین شرایطی، طبیعی است که مردم انتظار داشته باشند فدراسیون فوتبال و مسئولان مربوطه با انتشار اطلاعات دقیق، به این ابهامات پایان دهند.
عملکرد فنی؛ معیار اصلی قضاوت
هیچ مربیای تنها با یک نتیجه موفق یا ناموفق قضاوت نمیشود و فوتبال مجموعهای از عوامل مختلف است. با این حال، وقتی صحبت از پاداشهای چند ده یا چند صد میلیارد تومانی مطرح میشود، عملکرد فنی نیز بهطور طبیعی زیر ذرهبین قرار میگیرد.
تیم ملی ایران اگرچه توانست به جام جهانی صعود کند، اما در جام ملتهای آسیا به هدف اصلی یعنی قهرمانی نرسید و در جام جهانی نیز نتوانست به موفقیتی فراتر از انتظار دست پیدا کند.
همین موضوع این سؤال را مطرح میکند که اگر پاداشهای بزرگ برای موفقیتها در نظر گرفته میشود، آیا سازوکاری برای ارزیابی عملکرد نهایی نیز وجود دارد؟ آیا میزان پاداش با میزان موفقیت ورزشی تناسب دارد؟
این پرسشها نه حمله به یک شخص، بلکه مطالبهای درباره نحوه هزینهکرد منابع مالی فوتبال کشور است.
مردم حق دارند بدانند
فوتبال ملی با احساسات میلیونها ایرانی گره خورده است. بخش قابل توجهی از منابع مالی این حوزه نیز بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به سرمایههای عمومی، حمایتهای دولتی، اسپانسرها و درآمدهایی وابسته است که به نام تیم ملی به دست میآید.
به همین دلیل، افکار عمومی حق دارد بداند:
- مجموع پاداش اختصاصیافته به کادر فنی چقدر بوده است؟
- سهم هر یک از اعضای کادر فنی چگونه تعیین شده است؟
- چه نهادی این مبالغ را تصویب کرده است؟
- منابع پرداخت این پاداشها دقیقاً چه بوده است؟
- آیا گزارش رسمی و قابل دسترسی برای مردم وجود دارد؟
شفافیت، نه تنها از اعتبار مدیران و مربیان کم نمیکند، بلکه اعتماد عمومی را افزایش میدهد.
وطنپرستی فقط در کلمات معنا پیدا نمیکند
اگر کسی از وطنپرستی سخن میگوید، افکار عمومی انتظار دارد این نگاه در تصمیمهای شخصی نیز دیده شود. در بسیاری از کشورها، ورزشکاران، مربیان و مدیران در شرایط دشوار اقتصادی یا بحرانهای ملی، داوطلبانه از بخشی از درآمد یا پاداش خود صرفنظر کرده یا آن را به امور عمومی اختصاص دادهاند.
چنین اقدامی الزام قانونی نیست، اما میتواند پیامی روشن برای جامعه داشته باشد؛ اینکه منافع ملی بر منافع شخصی اولویت دارد.
در همین چارچوب، این پرسش نیز قابل طرح است که اگر ارقام مطرحشده درباره پاداشها صحت داشته باشد، آیا امکان آن وجود دارد که بخشی از این منابع به فوتبال پایه، توسعه زیرساختهای ورزشی، مناطق محروم یا امور خیریه اختصاص یابد؟
سکوت، ابهام را بیشتر میکند
یکی از مشکلات اصلی در فوتبال ایران، نبود اطلاعرسانی دقیق درباره قراردادها و پاداشهاست. هر بار که عددی در رسانهها مطرح میشود، بهجای انتشار اسناد رسمی، فضای رسانهای پر از گمانهزنی میشود.
اگر رقم ۱۴۰ میلیارد تومان نادرست است، بهترین راه پایان دادن به شایعات، انتشار اطلاعات دقیق است. اگر این رقم صحیح نیست، اعلام رقم واقعی میتواند بسیاری از سوءبرداشتها را از بین ببرد. اگر هم سازوکار پرداخت مطابق مقررات بوده، ارائه مستندات بهترین پاسخ به افکار عمومی خواهد بود.
مطالبهای برای همه، نه فقط یک نفر
این گزارش صرفاً درباره یک فرد نیست. مسئله اصلی، ضرورت پاسخگویی و شفافیت در فوتبال ایران است؛ اصلی که باید درباره همه مدیران، مربیان و مسئولان رعایت شود.
وقتی از مردم انتظار حمایت از تیم ملی وجود دارد، طبیعی است که مردم نیز انتظار داشته باشند از نحوه هزینهکرد منابع، قراردادها و پاداشها مطلع باشند. این مطالبه نه سیاسی است و نه شخصی؛ بلکه بخشی از حق جامعه برای اطلاع از نحوه مدیریت سرمایههای ملی است.
جمعبندی
امیر قلعهنویی اگر خود را خدمتگزار فوتبال ایران و دلسوز این کشور میداند، فرصت مناسبی در اختیار دارد تا با شفافسازی درباره قرارداد، پاداشها و نحوه دریافت آنها، به ابهامات پایان دهد.
در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: اگر گزارشهای منتشرشده درباره پاداشهای کلان درست است، این مبالغ دقیقاً بر چه اساسی تعیین شدهاند، چه نهادی آنها را تصویب کرده و چرا جزئیات آن بهصورت رسمی در اختیار مردم قرار نگرفته است؟
اعتماد عمومی با شعار ساخته نمیشود؛ با شفافیت، پاسخگویی و پذیرش مسئولیت شکل میگیرد. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، فوتبال ایران به همین سه اصل نیاز داشته باشد.