نسخه عارف برای دیپلماسی پساجنگ؛ سفرای سابق اتاق فکر دولت میشوند؟
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهوری، در نشست روز دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ با جمعی از سفرای ادوار، از سفیر بهعنوان نماینده عالی جمهوری اسلامی در کشور محل مأموریت یاد کرد. تعبیر او مبنی بر اینکه «سفیر ایران در هر کشور، رئیسجمهوری اسلامی ایران در آن کشور است»، بیش از آنکه توصیفی حقوقی باشد، پیامی مدیریتی درباره جایگاه سفرا در هماهنگی روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی محسوب میشود.
عارف همچنین مدعی شد ایران با اتکا به سابقه تمدنی و دیپلماتهای باتجربه، در عرصه دیپلماسی «دست برتر» را دارد. این گزاره در سطح سیاسی حامل اعتماد به توان مذاکرهکنندگان ایرانی است؛ بااینحال، دست برتر در دیپلماسی را نمیتوان صرفاً با سابقه افراد سنجید. میزان اجرای توافقها، توسعه تجارت خارجی، کاهش هزینههای سیاسی، مدیریت بحرانها و توانایی دفاع از منافع کشور، شاخصهای عملیتری برای ارزیابی چنین ادعایی هستند.
ایران وارد «شرایط پساجنگ» شده است
محور اصلی سخنان معاون اول رئیسجمهوری، ضرورت آمادهسازی سیاست خارجی برای دورهای بود که او آن را «شرایط پساجنگ» نامید. عارف گفت دشمنان از زمان آغاز فعالیت دولت چهاردهم، دو جنگ و یک «شبهکودتا» را به کشور تحمیل کردهاند، اما به اهداف اعلامی خود نرسیدهاند و اکنون جهان از ایران انتظار نقشآفرینی بیشتری دارد. او مذاکره و گفتوگو را ابزار دفاع از منافع ملی معرفی کرد.
در گزارش عمومی این نشست، جزئیات بیشتری درباره منظور دقیق عارف از «دو جنگ» و «شبهکودتا» ارائه نشده است. بنابراین، این عبارات باید بهعنوان توصیف و ارزیابی معاون اول رئیسجمهوری بازتاب داده شوند، نه مفاهیمی که تعریف و مصداق آنها رسماً تشریح شده باشد.
بهکارگیری عبارت «پساجنگ» نشان میدهد دولت دیپلماسی را فقط ابزاری برای مهار بحرانهای امنیتی نمیبیند. در چنین دورهای، سیاست خارجی باید همزمان چند مأموریت را دنبال کند: کاهش احتمال بازگشت درگیری، ترمیم روابط منطقهای، جذب منابع برای بازسازی، حفظ مسیرهای تجاری و ایجاد اجماع داخلی درباره خطوط اصلی مذاکره.
تمجید ویژه عارف از سیدعباس عراقچی
معاون اول رئیسجمهوری در این نشست از سیدعباس عراقچی بهعنوان دیپلماتی برجسته، شجاع، صبور و کمحرف نام برد. او همچنین گفت تلاش دستگاه دیپلماسی به تدوین یک «سند یادداشت تفاهم» منجر شده که حتی منتقدان داخل دولت نیز آن را سندی ارزشمند ارزیابی میکنند.
بااینحال، در خبر منتشرشده نام، طرف مقابل و موضوع این یادداشت تفاهم مشخص نشده است. در نتیجه، نمیتوان آن را با اطمینان به یک پرونده مذاکراتی خاص نسبت داد. انتشار توضیحات بیشتر درباره مفاد، تعهدات و آثار احتمالی این سند میتواند به ارزیابی دقیقتر عملکرد دستگاه دیپلماسی کمک کند.
تمجید عارف از عراقچی در کنار تأکید بر گفتوگو، این پیام را منتقل میکند که دولت همچنان مذاکره را یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی میداند؛ اما نتیجهبخشبودن مذاکره به پشتوانه داخلی، هماهنگی دستگاهها و امکان اجرای تعهدات بستگی دارد. توافقی که در سطح دیپلماتیک امضا شود ولی در دستگاههای اجرایی معطل بماند، نمیتواند به دستاورد ملموس برای جامعه تبدیل شود.
مجمع سفرای ادوار چگونه میتواند به دولت کمک کند؟
پیشنهاد مهم عارف، تشکیل منظم «مجمع سفرای ادوار» و استفاده از آن بهعنوان اتاق فکر دیپلماسی بود. او با انتقاد از آثار قانون منع بهکارگیری بازنشستگان گفت این محدودیت، کشور را از تجربه بخشی از مدیران و دیپلماتهای باسابقه محروم کرده است. معاون اول رئیسجمهوری همچنین به تجربه استفاده از استانداران سابق با گرایشهای سیاسی متفاوت برای حل مشکلات یک استان اشاره کرد.
سفیران سابق معمولاً شبکهای از ارتباطات، شناخت فرهنگی و تجربه مذاکراتی دارند که جایگزینی سریع آن ممکن نیست. فردی که چند سال در یک کشور مأموریت داشته، تنها با ساختار سیاسی آن آشنا نیست؛ بلکه رفتار نهادهای اقتصادی، رسانهها، احزاب و گروههای اثرگذار آن کشور را نیز میشناسد.
اتاق فکر پیشنهادی زمانی مؤثر خواهد بود که به محفلی تشریفاتی تبدیل نشود. تعیین مأموریتهای پژوهشی مشخص، تهیه گزارشهای کوتاه برای پروندههای فوری، ارزیابی توافقهای اجرانشده و انتقال تجربه به دیپلماتهای جوان میتواند برای این مجمع کارکرد عملی ایجاد کند.
در مقابل، مرز فعالیت آن باید روشن باشد. سفرای سابق نباید به کانالی برای دیپلماسی موازی یا انتقال پیامهای تأییدنشده تبدیل شوند. تصمیم نهایی و ارتباط رسمی با دولتهای خارجی باید در ساختار قانونی وزارت امور خارجه باقی بماند.
هشدار درباره توافقهای اجرانشده با همسایگان
بخشی از سفرای حاضر در نشست، تنها بر استفاده از نیروهای بازنشسته تمرکز نکردند و از مشکلات ساختاری سیاست خارجی نیز سخن گفتند. غلامرضا انصاری هشدار داد ابهام در رویکرد ایران نسبت به منطقه و همسایگان سبب شده است برخی اسناد امضاشده به مرحله اجرا نرسند؛ اتفاقی که میتواند به اعتبار کشور لطمه بزند. بهمن حسینپور نیز توسعه همکاریهای اقتصادی با همسایگان را برای پایداری روابط خارجی ضروری دانست.
این انتقاد یکی از مهمترین بخشهای نشست بود. شمار توافقهای امضاشده، بهتنهایی معیار موفقیت دیپلماسی نیست. هر سند باید به پروژه، تجارت، سرمایهگذاری یا همکاری قابلاندازهگیری تبدیل شود. تشکیل یک سامانه برای اعلام وضعیت توافقها، دستگاه مسئول، مهلت اجرا و علت تأخیر میتواند فاصله میان دیپلماسی رسمی و نتیجه اقتصادی را کاهش دهد.
سفارتخانهها نیز در این مدل باید از مراکز عمدتاً سیاسی به واحدهای فعال اقتصادی تبدیل شوند. شناسایی موانع صادرات، پیگیری مطالبات شرکتها، معرفی فرصتهای سرمایهگذاری و حل مشکلات حملونقل و نقلوانتقال مالی میتواند دستاورد سیاست خارجی را برای فعالان اقتصادی و مردم ملموستر کند.
دیپلماسی در ایران هنوز برای افکار عمومی توضیح داده نشده است
مرتضی سرمدی و جعفر مهاجر در این نشست گفتند دستاوردهای دیپلماسی بهدرستی برای جامعه تبیین نشده و همین مسئله باعث شده است برخی افراد، مذاکره را معادل عقبنشینی یا پذیرش خواستههای طرف مقابل بدانند. دیگر حاضران نیز بر احیای دانشکده روابط بینالملل، حمایت از سفرا و تعریف مأموریتهای پژوهشی برای دیپلماتهای بازنشسته تأکید کردند.
توضیح دیپلماسی برای افکار عمومی به معنای تبلیغ یکطرفه نیست. دولت باید علاوه بر بیان موفقیتها، هزینهها، محدودیتها و امتیازهای متقابل هر توافق را نیز تشریح کند. ابهام طولانیمدت میتواند زمینه شایعه و قطبیشدن بحث سیاست خارجی را فراهم کند.
شفافیت البته نباید مذاکرات محرمانه را مختل کند. راهحل، انتشار گزارشهای دورهای پس از پایان مراحل حساس است؛ گزارشهایی که نشان دهند هدف مذاکره چه بوده، چه چیزی به دست آمده و اجرای توافق در چه مرحلهای قرار دارد.
بودجه نظامی ۲۰۲۷ آمریکا چه پیامی داشت؟
غلامرضا انصاری در بخش دیگری از نشست مدعی شد در بودجه سال ۲۰۲۷ آمریکا، تلاش شده اسرائیل بیش از گذشته در ساختار نظامی و امنیتی واشنگتن ادغام شود. این تعبیر، تحلیل او از جهتگیری بودجه است و نباید آن را عبارتی رسمی از اسناد آمریکا تلقی کرد.
سند رسمی بودجه پیشنهادی دولت آمریکا برای سال مالی ۲۰۲۷، مجموع منابع دفاع ملی را ۱.۵ تریلیون دلار در نظر گرفته که نسبت به سطح مصوب سال ۲۰۲۶ حدود ۴۴ درصد افزایش دارد. همکاری دفاعی آمریکا و اسرائیل نیز موضوع جدیدی نیست؛ اسناد رسمی از کمکهای امنیتی سالانه و تأمین مالی برنامههای مشترک دفاع موشکی، از جمله سامانههای گنبد آهنین، فلاخن داوود و آرو، حکایت دارند.
برای ایران، پیام اصلی این روند لزوماً ورود به رقابت هزینهای نیست. تقویت بازدارندگی، توسعه فناوری، همکاری منطقهای و حفظ مسیر مذاکره میتوانند اجزای مکمل یک راهبرد باشند. اتکای صرف به هرکدام از این ابزارها، بدون هماهنگی با سایر بخشها، احتمال خطای محاسباتی را افزایش میدهد.
سیاست خارجی تکصدا، سیاست داخلی چندصدا
منصور معظمی در این نشست پیشنهاد کرد معاونان بینالملل دستگاههای اجرایی از میان دیپلماتهای حرفهای انتخاب شوند. او خواهان «تکصدایی در سیاست خارجی و چندصدایی در سیاست داخلی» شد؛ دیدگاهی که با تأکید محمد خزاعی بر هماهنگی نمایندگیهای خارجی و سخنان نصرتالله تاجیک درباره ارتباط انسجام داخلی با قدرت خارجی همجهت بود.
تکصدایی خارجی به معنای حذف نقد داخلی نیست. دولت، مجلس، دانشگاهها و جریانهای سیاسی میتوانند درباره سیاست خارجی اختلاف نظر داشته باشند، اما پس از اتخاذ تصمیم رسمی، پیامهای متناقض از سوی دستگاههای مختلف میتواند اعتبار مذاکرهکننده را کاهش دهد.
در مجموع، طرح تبدیل سفرای ادوار به اتاق فکر میتواند گامی برای استفاده دوباره از سرمایه انسانی دیپلماسی باشد. موفقیت آن اما با تعداد جلسات سنجیده نخواهد شد. ارائه پیشنهادهای قابلاجرا، پیگیری توافقهای معطلمانده، تقویت دیپلماسی اقتصادی و ایجاد ارتباط منظم با وزارت امور خارجه، معیارهایی هستند که مشخص میکنند این مجمع به نهادی اثرگذار تبدیل شده یا تنها تشکلی جدید به ساختار اداری کشور افزوده است.