کد خبر: ۶۶۲۷۱۳

شفاف‌سازی یا چراغ سبز به قراردادهای نجومی؟ پرسش بزرگ از مهدی تاج

مهدی تاج
مهدی تاج می‌گوید سقف بودجه باشگاه‌های فوتبال حذف شده، اما قرارداد بازیکنان و هزینه تیم‌ها باید در معرض دید مردم قرار بگیرد. وعده‌ای که در ظاهر گامی به‌سوی شفافیت است، ولی یک پرسش اساسی را بی‌پاسخ می‌گذارد: انتشار قراردادهای سنگین دقیقاً چگونه مانع ولخرجی باشگاه‌هایی می‌شود که درآمد پایدار ندارند و بخشی از هزینه‌هایشان مستقیم یا غیرمستقیم از منابع عمومی یا شرکت‌های مادر تأمین می‌شود؟
۱۰:۳۵ - ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

رئیس فدراسیون فوتبال اعلام کرده است در فصل جدید دیگر مقررات سابق سقف بودجه اجرا نمی‌شود و آیین‌نامه مالی تازه‌ای در اختیار باشگاه‌ها قرار گرفته است.

به گفته مهدی تاج، باشگاه‌ها باید رقم قراردادها و هزینه‌های خود را منتشر کنند و در صورت خودداری از این اقدام، سازمان لیگ اطلاعات قراردادها را در اختیار افکار عمومی خواهد گذاشت. او همچنین از تشکیل هیئتی پنج‌نفره برای بررسی صورت‌های مالی باشگاه‌ها خبر داده و گفته مردم باید بتوانند مدیران را کنترل کنند.

آیین‌نامه «انضباط، شفافیت و ثبات مالی» که جایگزین مقررات سقف بودجه شده، در شهریور ۱۴۰۴ در هیئت‌رئیسه فدراسیون و در دی همان سال در مجمع عمومی تصویب شده و ۲۸ تیر ۱۴۰۵ برای اجرا به باشگاه‌های لیگ برتر ابلاغ شده است. هدف اعلامی آن نیز رسیدن تدریجی باشگاه‌ها به ثبات مالی، شفافیت، مدیریت زیان انباشته و کاهش وابستگی به شرکت‌های مادر تا سال ۱۴۰۹ است.

در نتیجه، تصمیم جدید روی کاغذ فقط «برداشتن سقف» نیست؛ فدراسیون ادعا می‌کند قصد دارد یک نظام نظارت مالی مبتنی بر درآمد، هزینه، بدهی و صورت‌های مالی را جایگزین محدودیت عددی قبلی کند.

اما اجرای چنین مدلی بسیار مهم‌تر از عنوان آن است.

یک نکته مهم؛ سقف بودجه با سقف قرارداد فرق دارد

در بخشی از واکنش‌ها، حذف «سقف بودجه» با حذف «سقف قرارداد بازیکنان» یکسان در نظر گرفته شده است؛ در حالی که این دو مفهوم تفاوت دارند.

مقررات قبلی برای مجموع هزینه‌های قابل ثبت هر باشگاه محدودیت تعیین می‌کرد، نه اینکه الزاماً برای دستمزد تک‌تک بازیکنان یک عدد ثابت و یکسان وجود داشته باشد. باشگاه می‌توانست بخش بزرگی از بودجه خود را به چند بازیکن اختصاص دهد و برای بقیه نفرات هزینه کمتری در نظر بگیرد.

حذف سقف بودجه به این معناست که دیگر یک عدد مطلق و واحد برای تمام باشگاه‌ها تعیین نمی‌شود. در مدل جدید، دست‌کم براساس توضیحات منتشرشده، قرار است توان مالی واقعی، درآمد، بدهی، سرمایه و صورت‌های مالی هر باشگاه ملاک قرار گیرد.

اصل این تغییر لزوماً اشتباه نیست. یک باشگاه دارای درآمد تجاری بالا، فروش بازیکن، حق پخش، اسپانسر و بلیت‌فروشی نباید با باشگاهی که تقریباً هیچ درآمد مستقلی ندارد، محدودیت مالی یکسانی داشته باشد.

مشکل فوتبال ایران دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که درآمد واقعی و قابل اتکای باشگاه‌ها مشخص نیست، اما هزینه‌ها با سرعت زیادی افزایش پیدا می‌کند.

چرا افکار عمومی به وعده شفاف‌سازی بدبین است؟

انتقاد مطرح‌شده در یادداشت اولیه، بیش از آنکه متوجه اصل انتشار قراردادها باشد، به سابقه اجرای مقررات مالی در فوتبال ایران مربوط است.

فوتبال ایران در فصل‌های گذشته نیز مقررات سقف بودجه، محدودیت قرارداد، کنترل اسناد مالی و برخورد با قراردادهای خارج از ضابطه را تجربه کرده است. با وجود این، همواره شایعاتی درباره الحاقیه‌های پنهان، پرداخت از سوی حامیان، قراردادهای جانبی، پاداش‌های نامحدود و ثبت ارقام غیرواقعی مطرح بوده است.

تا زمانی که رقم منتشرشده با گردش حساب، اظهارنامه مالیاتی، پرداخت بیمه، قرارداد ایجنت و صورت مالی باشگاه تطبیق داده نشود، انتشار یک عدد در سایت سازمان لیگ لزوماً شفافیت ایجاد نمی‌کند.

باشگاهی می‌تواند قرارداد پایه بازیکن را منتشر کند، اما بخش مهمی از دریافتی او را تحت عناوینی مانند پاداش، حق امضا، مسکن، خودرو، ارز، کمک اسپانسر یا قرارداد تبلیغاتی بپردازد.

به همین دلیل، مسئله اصلی فقط این نیست که مردم بدانند روی یک برگه چه رقمی نوشته شده است. پرسش اصلی این است که بازیکن در پایان فصل واقعاً چه مبلغی دریافت کرده و پول آن از کجا تأمین شده است؟

انتشار قرارداد، جلوی ولخرجی را نمی‌گیرد

شفافیت یک ابزار نظارتی مهم است، اما به‌تنهایی سیاست کنترل هزینه محسوب نمی‌شود.

ممکن است یک باشگاه قراردادی بسیار سنگین را به‌صورت کاملاً شفاف منتشر کند، اما همچنان بیش از درآمدش هزینه کند، بدهی تازه بسازد و در پایان برای پرداخت مطالبات بازیکنان به مالک یا منابع بیرونی وابسته شود.

در چنین شرایطی مردم رقم قرارداد را می‌بینند، اما توان جلوگیری از ثبت آن را ندارند. هوادار نیز اختیار عزل مدیر، توقف پرداخت یا رد قرارداد را در دست ندارد. بنابراین جمله «مردم مدیران را کنترل کنند» بدون ایجاد سازوکار حقوقی و اجرایی، ممکن است به انتقال مسئولیت نظارت از فدراسیون به افکار عمومی تبدیل شود.

نظارت اصلی باید پیش از ثبت قرارداد انجام شود؛ نه زمانی که تعهد مالی ایجاد شده و باشگاه موظف به پرداخت آن است.

مرحله نظارت لازم
پیش از قرارداد اثبات منبع تأمین پول
زمان ثبت تطبیق مبلغ با بودجه و درآمد
طول فصل کنترل پرداخت‌های واقعی
پایان فصل انتشار صورت مالی حسابرسی‌شده
زمان تخلف اعمال جریمه مالی و ورزشی
قرارداد ایجنت افشای کارمزد و ذی‌نفع نهایی

اگر باشگاهی توان پرداخت قرارداد را ندارد، نباید صرفاً با انتشار رقم آن مجوز ثبت دریافت کند.

دنیا فقط قراردادها را منتشر نمی‌کند

استناد تاج به رویه‌های بین‌المللی درباره شفافیت مالی درست است، اما نظام‌های معتبر فقط به انتشار رقم قرارداد اکتفا نمی‌کنند.

مقررات پایداری مالی یوفا هزینه دستمزد بازیکنان و مربیان، نقل‌وانتقالات و کارمزد ایجنت‌ها را به درآمد واقعی باشگاه مرتبط کرده است. در مدل یوفا، مجموع این هزینه‌ها از فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ نباید بیش از ۷۰ درصد درآمد باشگاه باشد و تخلف می‌تواند به جریمه مالی و محدودیت ورزشی منجر شود.

یوفا همچنین باشگاه‌ها را ملزم به ارائه ترازنامه، صورت سود و زیان، جریان نقدی، تغییرات حقوق مالکانه و گزارش‌های حسابرسی مستقل می‌کند. نداشتن بدهی سررسیدشده به بازیکنان، باشگاه‌ها، کارکنان و نهادهای مالیاتی نیز بخشی از این نظام است.

مقررات مجوز حرفه‌ای کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز بر بودجه سالانه، صورت‌های مالی حسابرسی‌شده و تسویه بدهی‌های معوق تأکید دارد.

بنابراین الگوبرداری واقعی از فوتبال جهان به این معنا نیست که فقط قرارداد یک مهاجم منتشر شود. باشگاه باید نشان دهد:

  • درآمدش چقدر است؛

  • این درآمد از چه منابعی آمده است؛

  • مجموع هزینه تیم بزرگسالان چه نسبتی با درآمد دارد؛

  • چه میزان بدهی و زیان انباشته دارد؛

  • قراردادها واقعاً چگونه پرداخت شده‌اند؛

  • و در صورت تخلف، چه مجازاتی در انتظار مدیران و باشگاه خواهد بود.

هیئت پنج‌نفره چه اختیاری دارد؟

مهدی تاج از پیش‌بینی یک هیئت پنج‌نفره برای بررسی صورت‌های مالی باشگاه‌ها خبر داده است، اما در اظهارات منتشرشده جزئیاتی درباره ترکیب اعضا، میزان استقلال، دسترسی به حساب‌ها، زمان انتشار گزارش‌ها و ضمانت اجرای تصمیمات این هیئت ارائه نشده است.

اگر اعضای این هیئت مستقیماً از ساختار فوتبال انتخاب شوند و گزارش‌های آنان نیز محرمانه باقی بماند، نمی‌توان انتظار نظارتی مستقل و قابل اعتماد داشت.

برای افزایش اعتبار، دست‌کم باید نماینده حسابرسی مستقل، کارشناس مالی، نماینده سازمان لیگ، متخصص حقوق ورزشی و یک ناظر خارج از ساختار اجرایی فوتبال در این هیئت حضور داشته باشند.

آرای هیئت نیز باید همراه با مستندات منتشر شود. مردم باید بدانند چرا قرارداد یک باشگاه تأیید و قرارداد باشگاه دیگری رد شده است.

شفافیتی که فقط نتیجه نهایی را اعلام کند و فرآیند تصمیم‌گیری را پنهان نگه دارد، خود می‌تواند منشأ ابهام تازه‌ای شود.

قرارداد نجومی را چگونه باید تعریف کرد؟

عبارت «قرارداد نجومی» در فوتبال ایران بسیار استفاده می‌شود، اما تعریف حقوقی و اقتصادی روشنی ندارد.

ممکن است قرارداد ۱۰۰ میلیارد تومانی برای باشگاهی با درآمد چند هزار میلیارد تومانی قابل پرداخت باشد، اما قرارداد ۳۰ میلیارد تومانی برای باشگاهی بدون درآمد و دارای بدهی، غیرمسئولانه تلقی شود.

بنابراین بزرگی عدد به‌تنهایی معیار مناسبی نیست. قرارداد زمانی مسئله‌ساز است که با درآمد، توان پرداخت، عملکرد بازیکن و شرایط بازار تناسب نداشته باشد.

برای ارزیابی دقیق‌تر، سازمان لیگ می‌تواند علاوه بر مبلغ قرارداد، شاخص‌هایی مانند تعداد بازی، دقایق حضور، گل، پاس گل، میزان مصدومیت و هزینه هر دقیقه بازی را نیز در پایان فصل منتشر کند.

در این صورت افکار عمومی می‌تواند تشخیص دهد کدام بازیکن متناسب با دریافتی خود عملکرد داشته و کدام قرارداد به زیان باشگاه تمام شده است.

مشکل اصلی، بازیکن نیست؛ مدیر بدون مسئولیت است

بخش مهمی از انتقادهای عمومی متوجه بازیکنان است، اما بازیکن معمولاً رقمی را می‌پذیرد که مدیر باشگاه به او پیشنهاد می‌دهد.

مسئولیت اصلی بر عهده مدیری است که بدون درآمد کافی تعهد ایجاد می‌کند، قراردادی بالاتر از توان مالی باشگاه می‌بندد یا برای موفقیت کوتاه‌مدت، بدهی بلندمدت برجای می‌گذارد.

اگر مدیری بداند شکست مالی هیچ پیامد شخصی برای او ندارد، احتمال ولخرجی افزایش پیدا می‌کند. ممکن است مدیر پس از یک فصل کنار برود، اما بدهی قراردادها برای مدیر بعدی، مالک و در نهایت سهامدار یا شرکت مادر باقی بماند.

نظام مالی جدید زمانی جدی گرفته می‌شود که مدیران متخلف نیز با محرومیت، مسئولیت جبران خسارت یا ممنوعیت فعالیت روبه‌رو شوند. جریمه‌کردن باشگاه به‌تنهایی ممکن است هزینه تخلف مدیر را دوباره از جیب همان باشگاه پرداخت کند.

آزمون واقعی شفاف‌سازی چه زمانی است؟

وعده انتشار قراردادها را باید مثبت دانست، اما این وعده تنها نقطه شروع است.

آزمون واقعی زمانی فرا می‌رسد که نخستین باشگاه از انتشار رقم‌ها خودداری کند. آیا سازمان لیگ بدون ملاحظه نام و قدرت آن باشگاه، قراردادها را منتشر خواهد کرد؟

آزمون دوم زمانی است که میان رقم منتشرشده و پرداخت واقعی اختلاف پیدا شود. آیا قرارداد بازیکن اصلاح می‌شود؟ آیا مدیر پاسخگو خواهد بود؟ آیا باشگاه با محدودیت ثبت بازیکن مواجه می‌شود؟

آزمون سوم نیز مربوط به باشگاه زیان‌دهی است که با وجود بدهی، قراردادهای تازه و سنگین امضا می‌کند. آیا فدراسیون پیش از ثبت قرارداد وارد عمل خواهد شد یا فقط چند ماه بعد گزارشی درباره بدهی‌های آن منتشر می‌کند؟

شفاف‌سازی نباید نمایش رسانه‌ای باشد

نگرانی مردم از قراردادهای فوتبال فقط نتیجه بزرگ‌بودن اعداد نیست؛ این نگرانی از نبود تناسب میان هزینه و پاسخگویی ناشی می‌شود.

هوادار می‌بیند باشگاهی درآمد پایدار ندارد، زیرساخت مناسبی ایجاد نکرده و بدهکار است، اما همچنان در بازار نقل‌وانتقالات تعهدهای تازه ایجاد می‌کند. در چنین فضایی، انتشار رقم قرارداد بدون اعلام منبع پول، ممکن است به‌جای افزایش اعتماد، خشم عمومی را بیشتر کند.

با این حال، راه‌حل نیز پنهان‌کردن قراردادها یا بازگرداندن یک سقف عددی ناکارآمد نیست. فوتبال ایران به مدلی نیاز دارد که هزینه را به درآمد واقعی پیوند بزند، تمام پرداخت‌های جانبی را ثبت کند، صورت‌های مالی را در اختیار مردم بگذارد و برای متخلفان ضمانت اجرای روشن داشته باشد.

پرسش از مهدی تاج این نیست که آیا قراردادها منتشر می‌شوند یا خیر. پرسش اصلی این است:

پس از انتشار یک قرارداد غیرمنطقی، چه نهادی و با چه اختیاری جلوی ثبت، پرداخت و انتقال هزینه آن به منابع عمومی را خواهد گرفت؟

تا زمانی که پاسخ روشنی به این پرسش داده نشود، شفاف‌سازی ممکن است چیزی بیشتر از نمایش اعدادی بزرگ مقابل مردمی نباشد که هیچ اختیاری برای تغییر آنها ندارند.

 

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط