گلایه تلخ پزشک قهرمان آسیا؛ ۳۵ سال انتظار برای پاداش استقلال
استقلال روز ۷ مرداد ۱۳۷۰، برابر با ۲۹ ژوئیه ۱۹۹۱، در فینال جام باشگاههای آسیا با نتیجه دو بر یک لیائونینگ چین را شکست داد و برای دومین بار قهرمان قاره شد. گلهای استقلال را رضا حسنزاده و صمد مرفاوی به ثمر رساندند و تیم منصور پورحیدری یکی از مهمترین افتخارات تاریخ فوتبال باشگاهی ایران را ثبت کرد. کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز دو قهرمانی استقلال در سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۹۱ را در فهرست افتخارات رسمی این باشگاه ثبت کرده است.
آن تیم فقط مجموعهای از ستارههای شناختهشده نبود. احمدرضا عابدزاده، مجید نامجومطلق، شاهین و شاهرخ بیانی، صمد مرفاوی، عباس سرخاب و رضا حسنزاده در زمین دیده میشدند، اما مربیان، پزشکان، تدارکات و دیگر اعضای کادر نیز بخشی از عملیات دشوار استقلال در داکا بودند. فدراسیون فوتبال در گزارش سالگرد قهرمانی، مرفاوی را بهترین گلزن، سرخاب را بهترین بازیکن، عابدزاده را بهترین دروازهبان و نامجومطلق را تکنیکیترین بازیکن آن دوره معرفی کرده است.
یکی از افرادی که پشت صحنه این موفقیت حضور داشت، علیاصغر شهرآبادی، پزشک وقت استقلال بود؛ فردی که به گفته خودش در دهههای ۶۰ و ۷۰ همراه تیم فعالیت میکرد و قهرمانی داکا و نایبقهرمانی دوره بعد جام باشگاههای آسیا را از نزدیک تجربه کرد.
روایت شهرآبادی از ۲۶ سرم و داروهای شخصی
شهرآبادی میگوید پیش از اعزام استقلال به بنگلادش، وضعیت آبوهوا و شرایط بهداشتی کشور میزبان را بررسی کرده بود. گرمای شدید، رطوبت بالا و نگرانی از بیماریهای عفونی باعث شد او ۲۶ سرم و مقدار قابلتوجهی آنتیبیوتیک از تهران همراه تیم ببرد. به روایت پزشک سابق استقلال، تمام هزینه این داروها را شخصاً پرداخت کرد و هیچ صورتحسابی به باشگاه ارائه نداد.
این ادعا از سوی شهرآبادی مطرح شده و سند مالی مستقلی از آن دوران در دسترس عمومی نیست؛ بااینحال، روایت او تصویر روشنی از وضعیت فوتبال ایران در ابتدای دهه ۷۰ ارائه میکند. در دورهای که امکانات پزشکی، سفرهای بینالمللی و ساختارهای حرفهای باشگاهها با امروز قابل مقایسه نبود، آمادهسازی بهداشتی تیم تا حد زیادی به ابتکار و احساس مسئولیت اعضای کادر وابسته بود.
اهمیت نقش پزشک در سفر داکا فقط به درمان مصدومیتهای احتمالی محدود نمیشد. استقلال باید در شرایط شرجی، تقویم فشرده و محیطی متفاوت از تهران بازی میکرد. جلوگیری از کمآبی بدن، گرمازدگی، مشکلات گوارشی و بیماریهای عفونی میتوانست مستقیماً بر آمادگی بازیکنان اثر بگذارد. از این منظر، تجهیزات پزشکی همراه تیم بخشی از برنامه مسابقه بود، حتی اگر در تصاویر جشن قهرمانی دیده نشد.
وقتی پزشک و سرمربی پول هتل را پرداخت کردند
بخش دیگری از صحبتهای شهرآبادی به یکی از سفرهای داخلی استقلال مربوط است. او ادعا میکند تیم پس از یک مسابقه در اهواز به دلیل پرداختنشدن هزینه اقامت، اجازه خروج از هتل را نداشت و او به همراه منصور پورحیدری مبلغ لازم را از جیب خود پرداخت کرد. شهرآبادی میگوید پورحیدری بعدها بخشی از پول او را برگرداند، اما این مبلغ نیز از منابع شخصی سرمربی تأمین شده بود، نه حساب باشگاه.
این روایت، مستقل از رقم دقیق هزینه، یک واقعیت مهم درباره آن نسل از فوتبال ایران را یادآوری میکند: بخشی از موفقیت تیمهای بزرگ با فداکاری شخصی اعضایی ساخته شد که گاهی مسئولیتهای مالی باشگاه را نیز بر عهده میگرفتند.
پرداخت هزینه دارو یا هتل از جیب پزشک و سرمربی نباید بهعنوان الگوی مطلوب مدیریت ورزشی ستایش شود. این اقدامات ممکن است نشانه تعهد فردی باشند، اما همزمان از ضعف ساختار مالی باشگاه حکایت میکنند. در یک مجموعه حرفهای، هزینههای سفر، درمان و اقامت باید پیشاپیش تأمین و مستند شوند؛ نه اینکه اعضای کادر برای جلوگیری از بحران، پسانداز شخصی خود را خرج کنند.
پاداشی که پس از ۳۵ سال نرسید
تلخترین بخش صحبتهای پزشک سابق استقلال به پاداش قهرمانی آسیا مربوط است. شهرآبادی میگوید پس از پیروزی در بنگلادش، برای اعضای تیم خط تلفن ثابت در نظر گرفته شد، اما هنگامی که برای دریافت سهم خود اقدام کرد، به او گفتند نامش در نوبت قرار دارد. به گفته او، پس از گذشت ۳۵ سال همچنان آن خط تلفن یا جایگزینی برای آن دریافت نشده است.
خط تلفن ثابت در ابتدای دهه ۷۰، برخلاف امروز، امتیازی با ارزش اقتصادی و اجتماعی قابلتوجه بود. واگذاری تلفن ممکن بود زمان زیادی طول بکشد و برخورداری از یک خط آماده، پاداشی جدی محسوب میشد. بنابراین، گلایه شهرآبادی را نمیتوان فقط به انتظار برای یک وسیله ارتباطی تقلیل داد؛ مسئله اصلی او ظاهراً حذفشدن از فهرست افرادی است که باشگاه بابت قهرمانی از آنان قدردانی کرد.
بااینحال، مدرک عمومی درباره فهرست کامل دریافتکنندگان خطوط تلفن، نهاد اهداکننده و علت تحویلنشدن سهم شهرآبادی منتشر نشده است. به همین دلیل، این بخش باید بهعنوان روایت پزشک سابق استقلال مطرح شود و باشگاه یا مدیران وقت میتوانند درباره آن توضیح بدهند.
استقلال چند ماه بعد دوباره فینالیست آسیا شد
موفقیت استقلال در سال ۱۳۷۰ به قهرمانی داکا محدود نماند. این تیم در دوره بعدی جام باشگاههای آسیا نیز تا فینال پیش رفت و روز ۲۲ دسامبر ۱۹۹۱ مقابل الهلال عربستان قرار گرفت. مسابقه با تساوی یک بر یک پایان یافت و الهلال در ضربات پنالتی قهرمان شد. AFC این دیدار را نخستین قهرمانی آسیایی الهلال و یکی از مشهورترین تقابلهای تاریخی دو باشگاه معرفی کرده است.
شهرآبادی میگوید پیش از مراحل پایانی آن مسابقات، مدیران استقلال وعده داده بودند در صورت قهرمانی، به هر عضو تیم ۱۰۰ هزار تومان پاداش بدهند. به روایت او، بازیکنان استقلال در همان سفر از پاداشهای بسیار بزرگتر الهلال مطلع شدند و این مقایسه بر روحیه تیم تأثیر منفی گذاشت. این ارزیابی، خاطره و برداشت شخصی او از فضای اردو است و نمیتوان آن را علت قطعی شکست در ضربات پنالتی دانست.
نکته مهم این است که پاداش ۱۰۰ هزار تومانی مشروط به قهرمانی در دوره دوم بود و استقلال در آن فینال نایبقهرمان شد. بنابراین، پاداشی که شهرآبادی میگوید پس از ۳۵ سال دریافت نکرده، همان خط تلفن وعدهدادهشده پس از قهرمانی داکاست، نه مبلغ مشروط مربوط به بازی الهلال.
«فقط قلعهنویی با من تماس میگیرد»
شهرآبادی در بخش دیگری از مصاحبه گفته است اکنون به دلیل مشکلات مالی در حومه مشهد زندگی میکند و بیماری همسرش نیز هزینههای درمانی زیادی به خانواده تحمیل کرده است. او مدعی است مدیران پیشین استقلال در دوره مشکلات اقتصادی به او کمک نکردهاند و از میان بازیکنان آن نسل، امیر قلعهنویی همچنان با او تماس میگیرد و احوالش را جویا میشود.
این گفتهها شرح وضعیت شخصی اوست و اطلاعات پزشکی یا مالی مستقلی برای ارزیابی جزئیات آن منتشر نشده است. بااینحال، اصل پیام روشن است: یکی از اعضای تیم قهرمان آسیا احساس میکند باشگاهی که بخشی از تاریخش را ساخته، ارتباط خود را با او قطع کرده است.
شهرآبادی تأکید کرده از بازیکنان قدیمی انتظار مالی ندارد و میداند هرکدام درگیر زندگی خود هستند. گلایه اصلی او متوجه ساختار باشگاه است؛ ساختاری که میتواند حداقل در سالگردهای تاریخی، اعضای کادر فنی، پزشکی و اجرایی را شناسایی و از آنان قدردانی کند.
چرا عوامل پشت صحنه سریعتر فراموش میشوند؟
حافظه هواداری معمولاً حول گلزنان، کاپیتان، دروازهبان و سرمربی شکل میگیرد. تصاویر تلویزیونی نیز بازیکنانی را ثبت میکنند که جام را بالای سر میبرند؛ در نتیجه پزشک، فیزیوتراپ، تدارکات و مدیر اجرایی بهتدریج از روایت عمومی حذف میشوند.
باشگاه حرفهای نباید حافظه تاریخی خود را صرفاً به شبکههای اجتماعی و خاطرات هواداران واگذار کند. ایجاد آرشیو کامل اعضای تیمهای قهرمان، ثبت مصاحبههای تاریخ شفاهی، دعوت از پیشکسوتان و عوامل اجرایی در مراسم سالگرد و بررسی مطالبات قدیمی، اقداماتی کمهزینهتر از خرید یک بازیکن هستند، اما میتوانند پیوند باشگاه با گذشته را تقویت کنند.
استقلال در منابع رسمی AFC بهعنوان قهرمان دو دوره جام باشگاههای آسیا و نایبقهرمان دو دوره دیگر شناخته میشود. چنین سابقهای فقط متعلق به بازیکنان حاضر در زمین نیست؛ همه افرادی که در آمادهسازی، درمان، سفر و مدیریت تیم نقش داشتهاند، بخشی از این میراثاند.
باشگاه استقلال چه کاری میتواند انجام دهد؟
نخستین اقدام، تماس رسمی با شهرآبادی و شنیدن مستند روایت اوست. باشگاه میتواند سوابق اداری موجود، فهرست اعضای کاروان، پاداشهای مصوب و اسناد مربوط به واگذاری خط تلفن را بررسی کند. حتی در صورت نبود امکان اجرای دقیق یک وعده ۳۵ ساله، میتوان با قدردانی رسمی یا جبران نمادین، پیام روشنی درباره حفظ حرمت پیشکسوتان ارسال کرد.
اقدام دوم، تشکیل بانک اطلاعاتی اعضای تیمهای تاریخی است. استقلال نباید هر سال فقط اسامی مشهور ترکیب اصلی را بازنشر کند؛ پزشکان، فیزیوتراپها، تدارکات، مترجمان و مدیرانی که در مأموریتهای آسیایی حضور داشتند نیز باید ثبت شوند.
موضوع سوم، طراحی سازوکاری برای حمایت از پیشکسوتان آسیبپذیر است. باشگاه الزام قانونی ندارد تمام مشکلات مالی اعضای سابق را حل کند، اما میتواند از ظرفیت بیمه، حامیان مالی، صندوق پیشکسوتان و خدمات درمانی استفاده کند تا چهرههای تاریخی آن در دوره بیماری یا بحران کاملاً تنها نمانند.
دومین ستاره فقط حاصل گلها نبود
قهرمانی ۷ مرداد ۱۳۷۰ با گلهای رضا حسنزاده و صمد مرفاوی در تاریخ ثبت شده است، اما رسیدن به آن جام به مجموعهای بزرگتر از یازده بازیکن نیاز داشت. روایت علیاصغر شهرآبادی یادآوری میکند که بخشی از هزینه موفقیتهای تاریخی فوتبال ایران را افرادی پرداختند که نامشان کمتر روی سکوها فریاد زده شد.
ادعاهای مربوط به خرید دارو، پرداخت هتل و تحویلنشدن خط تلفن نیازمند بررسی اسناد باشگاه است و نباید بدون قید بهعنوان واقعیت قطعی تاریخی ثبت شود. اما حتی پیش از این بررسی، یک نکته روشن است: عضوی از کادر تیم قهرمان آسیا احساس فراموششدن دارد و باشگاه میتواند با یک تماس، دعوت یا گفتوگوی رسمی، نخستین قدم را برای اصلاح این وضعیت بردارد.
هفتم مرداد فقط روز نمایش جام و بازنشر تصاویر قدیمی نیست. این سالگرد فرصتی برای پرسیدن یک سؤال مهم است: باشگاه استقلال تا چه اندازه از افرادی که ستارههای روی پیراهنش را ساختهاند، مراقبت کرده است؟ پاسخ به همین پرسش میتواند تفاوت میان بزرگداشت واقعی تاریخ و استفاده تبلیغاتی از آن را نشان دهد.