درخشش گلاره عباسی در «بامداد خمار»؛ نزهت چگونه با یک سکانس فصل دوم را تصاحب کرد؟
«بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار و تهیهکنندگی محمدحسین قاسمی، اقتباسی از رمان مشهور فتانه حاجسیدجوادی است. فصل دوم این مجموعه از ۲۲ تیر ۱۴۰۵ در پلتفرم شیدا آغاز شده و ادامه ماجرای محبوبه و عشقی را روایت میکند که تصمیمهای او و مناسبات خانوادهاش را تحت تأثیر قرار داده است.
گلاره عباسی در این سریال نقش نزهت، خواهر بزرگتر محبوبه را بازی میکند؛ زنی ازدواجکرده که بیش از دو خواهر کوچکترش با قواعد خانواده کنار آمده و از نظر نگرش و رفتار، به مادر خانواده نزدیکتر است. نزهت در ظاهر شخصیتی حاشیهای است، اما جایگاهش میان زنان خانواده و تجربهای که از ازدواج دارد، او را به یکی از عناصر مهم در داوری درباره انتخاب محبوبه تبدیل میکند.
نکته مهم اینجاست که فیلمنامه از ابتدا زمان زیادی به نزهت اختصاص نمیدهد. او در فصل اول بیشتر در دیدارهای خانوادگی، گفتوگوهای کوتاه و واکنشهای محدود دیده میشود. بااینحال، گلاره عباسی در همین فرصتها تصویری روشن از زنی میسازد که هم محصول تربیت سنتی خانواده است و هم نسبت به خواهرانش علاقه و حساسیت واقعی دارد.
هنر استفاده از فرصتهای کوتاه
بازی در نقشهای مکمل و کمحضور، گاهی دشوارتر از ایفای شخصیت اصلی است. بازیگر نقش اصلی زمان کافی دارد تا از مسیر مجموعهای از اتفاقها، دیالوگها و فراز و فرودهای داستانی خود را به مخاطب معرفی کند؛ اما بازیگر نقش فرعی باید با کمترین ابزار، شخصیت را در ذهن تماشاگر تثبیت کند.
گلاره عباسی در نقش نزهت دقیقاً از همین روش استفاده میکند. او بهجای آنکه با حرکات بزرگ، لحن اغراقآمیز یا واکنشهای نمایشی توجه مخاطب را طلب کند، شخصیت را از طریق جزئیات میسازد: نحوه نشستن، ریتم حرف زدن، طرز نگاه کردن به خواهران، میزان صمیمیتش با مادر و اطمینانی که در دفاع از مناسبات خانوادگی دارد.
در فصل اول، این جزئیات حکم کاشتهای داستانی را دارند. مخاطب بهتدریج متوجه میشود نزهت چه جایگاهی دارد، چگونه درباره ازدواج فکر میکند و چرا از پیوند محبوبه با منصور خوشحال است. این شناخت مقدماتی در فصل دوم اهمیت پیدا میکند؛ جایی که نزهت باید در مدتی کوتاه از شادی و اطمینان، به ناباوری، آشفتگی و خشم برسد. یک نقد تازه نیز همین رویارویی دو خواهر را نقطه برداشت تمام زمینهسازیهای فصل اول برای شخصیت نزهت دانسته است.
رویارویی محبوبه و نزهت؛ سکانسی با دو مسیر احساسی
در سکانس ملاقات دو خواهر، وضعیت محبوبه از همان ابتدا برای مخاطب روشن است. او با اضطراب وارد خانه نزهت میشود و میداند اعترافی که در پیش دارد، میتواند زندگی و روابط خانوادگیاش را تغییر دهد. مکثها، نگرانیها و دشواری شروع گفتوگو، همه نشان میدهند محبوبه بهسمت لحظهای انفجاری حرکت میکند.
اما کار نزهت پیچیدهتر است. او سکانس را در حالی آغاز میکند که از حضور خواهرش و نزدیک شدن مراسم عقد او با منصور خوشحال است. در نگاه نزهت، همهچیز مطابق انتظار خانواده پیش میرود و محبوبه نیز سرانجام در مسیر امن و قابلقبولی قرار گرفته است.
گلاره عباسی این رضایت را با بازی پرزرقوبرق نشان نمیدهد. شادی نزهت در سرعت بیان، برق نگاه، حالت صورت و انرژی رفتارش دیده میشود. او با خواهرش راحت حرف میزند، از آینده میگوید و هنوز هیچ نشانهای از بحرانی که چند لحظه بعد آغاز میشود، در رفتارش وجود ندارد.
این آرامش سبب میشود تغییر بعدی شخصیت اثر بیشتری داشته باشد. زمانی که محبوبه حقیقت را بیان میکند، جهان ذهنی نزهت ناگهان فرومیریزد. او فقط با تصمیمی برخلاف نظر خانواده مواجه نشده؛ بلکه میفهمد خواهرش در تمام این مدت واقعیتی مهم را پنهان کرده و پیوندی را زیر سؤال برده که نزهت آن را قطعی و مطلوب میدانسته است.
تغییر حالت بدون بازی اغراقآمیز
مهمترین امتیاز بازی گلاره عباسی در این سکانس، نحوه عبور از دو وضعیت متضاد است. نزهت در چند دقیقه باید از رضایت و هیجان بهتآلود به خشم، درماندگی و نگرانی برسد. چنین تغییری ممکن است در اجرای ضعیف، ناگهانی و تصنعی جلوه کند؛ اما عباسی واکنش را مرحلهبهمرحله پیش میبرد.
ابتدا نگاهش تغییر میکند. بعد ریتم کلام آرام قبلی از بین میرود. مکثها بیشتر میشوند و آشفتگی به حرکات صورت و بدن راه پیدا میکند. او مدتی تلاش میکند آنچه شنیده را بفهمد و سپس واکنش احساسیاش شدت میگیرد. در نتیجه، خشم نزهت صرفاً یک فریاد یا واکنش بیرونی نیست؛ مخاطب مسیر شکلگیری آن را میبیند.
این اجرا به تماشاگر اجازه میدهد حتی بدون موافقت با قضاوت نزهت، احساس او را درک کند. نزهت نماینده خانوادهای است که تصور میکند ازدواج برنامهریزیشده محبوبه بهترین انتخاب برای اوست. واکنش او از ترکیب علاقه خواهرانه، ترس از رسوایی، وفاداری به قواعد خانواده و ناتوانی در پذیرش تصمیم محبوبه شکل میگیرد.
همین چندلایگی مانع تبدیل شدن نزهت به یک شخصیت صرفاً سختگیر میشود. عباسی او را نه در جایگاه شرور قصه، بلکه بهعنوان زنی نمایش میدهد که جهان را براساس معیارهای خودش میشناسد و اکنون ناگهان با اتفاقی خارج از آن چارچوب مواجه شده است.
چرا مخاطب با نزهت همراه میشود؟
همراهی با یک شخصیت به معنای تأیید تصمیمها و عقاید او نیست. مخاطب ممکن است عشق و انتخاب محبوبه را بفهمد، اما همزمان شوک نزهت را نیز باور کند. این همان نقطهای است که بازی عباسی به موفقیت میرسد.
او خشم نزهت را از علاقهاش به محبوبه جدا نمیکند. حتی در لحظهای که خواهر بزرگتر ناراحت و عصبانی است، میتوان نگرانی او را نیز دید. این نگرانی فقط درباره آبروی خانواده نیست؛ نزهت تصور میکند محبوبه تصمیمی خطرناک گرفته و آیندهاش را در معرض نابودی قرار داده است.
از سوی دیگر، بازی عباسی با فضای تاریخی و اجتماعی سریال هماهنگ است. نزهت زنی متعلق به خانوادهای مرفه و سنتی در تهران قدیم است و آزادی تصمیمگیری او نیز محدود به چارچوبهای همان خانواده بوده است. بنابراین مواجهه با سرکشی محبوبه، برایش تنها یک اختلاف خواهرانه نیست؛ بلکه شکستن نظمی است که خودش سالها آن را پذیرفته و براساس آن زندگی کرده است.
ادامه یک همکاری موفق با نرگس آبیار
«بامداد خمار» نخستین همکاری گلاره عباسی و نرگس آبیار نیست. عباسی پیشتر در آثاری چون «اشیا از آنچه در آینه میبینید به شما نزدیکترند»، «شیار ۱۴۳»، «نفس» و «ابلق» مقابل دوربین این کارگردان قرار گرفته بود. این همکاری مستمر نشان میدهد آبیار به توانایی عباسی در جان بخشیدن به نقشهای مکمل و شخصیتهایی با جهان درونی پیچیده اعتماد دارد.
یکی از مهمترین نتایج این همکاری، نقش شهلا در فیلم «ابلق» بود؛ نقشی که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن سیونهمین جشنواره فیلم فجر را برای گلاره عباسی به همراه داشت. پایگاه رسمی جشنواره فیلم فجر نیز نام او را بهعنوان برنده این بخش ثبت کرده است.
در هر دو شخصیت شهلا و نزهت، بازیگر با زنانی روبهروست که بخش مهمی از هویتشان در نسبت با خانواده و قواعد اجتماعی شکل گرفته است. عباسی بهخوبی میداند چگونه پشت ظاهر آرام و رفتار روزمره این زنان، ترس، خشم، حسرت یا ناتوانی پنهان را آشکار کند.
نقشهای کوچک چگونه بزرگ میشوند؟
درخشش گلاره عباسی در فصل دوم «بامداد خمار» یادآوری میکند که اندازه نقش را نمیتوان فقط با تعداد سکانسها سنجید. برخی شخصیتها مدت زیادی در قاب حضور دارند، اما تأثیر عمیقی باقی نمیگذارند؛ برخی دیگر با چند حضور دقیق، به بخشی جداییناپذیر از حافظه مخاطب تبدیل میشوند.
نزهت از گروه دوم است. عباسی در فصل اول شخصیت را با جزئیات کوچک بنا میکند و در فصل دوم، در سکانس رویارویی با محبوبه، حاصل آن زمینهسازی را به نمایش میگذارد. تغییر کنترلشده حالات، هماهنگی نگاه و بیان و پرهیز از احساساتگرایی افراطی باعث میشود این مواجهه به یکی از لحظات قابلتوجه فصل تازه تبدیل شود.
گلاره عباسی بار دیگر نشان میدهد بازیگر حرفهای برای دیدهشدن لزوماً به نقش اول یا سکانسهای متعدد نیاز ندارد. کافی است شخصیت را درست بشناسد، جهان ذهنی او را بسازد و در لحظهای که داستان فرصت میدهد، دقیق عمل کند. نزهت شاید در مرکز روایت «بامداد خمار» نباشد، اما بازی عباسی کاری میکند حضورش در یکی از مهمترین بزنگاههای قصه فراموش نشود.