پیام معنادار پزشکیان درباره توافق با آمریکا؛ «مرکز ثقل سیاست خارجی» یا آغاز نبرد بر سر اجرا؟
مسعود پزشکیان در پیامی که از حساب او در شبکه اجتماعی ایکس نقل شده، اعلام کرد تفاهمنامه اخیر حاصل خرد جمعی اعضای شورای عالی امنیت ملی بوده و همه اعضا با آن همدل هستند. او همچنین این سند را «مرکز ثقل روابط خارجی» ایران در آینده توصیف کرد و گفت باید طرف مقابل را به رعایت تعهدات امضاشده وادار کرد.
این موضع را نمیتوان صرفاً دفاع سیاسی از یک توافق دیپلماتیک دانست. رئیسجمهور عملاً سه پیام ارسال کرده است: تصمیم برای پذیرش تفاهمنامه یک تصمیم فردی یا صرفاً دولتی نبوده، مسیر آینده سیاست خارجی به سرنوشت اجرای آن پیوند خورده و ایران اعتماد بدون ضمانت به آمریکا ندارد.
منظور پزشکیان کدام تفاهمنامه است؟
اشاره رئیسجمهور به «یادداشت تفاهم اسلامآباد» میان ایران و آمریکاست؛ سندی که پس از میانجیگری پاکستان، بهصورت دیجیتال به امضای مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ رسید. دولت پاکستان نیز بهعنوان میانجی از امضای آن استقبال کرد و مذاکرات بعدی برای اجرای مفاد سند با حضور ایران، آمریکا، پاکستان و قطر آغاز شد.
متن منتشرشده این یادداشت تفاهم شامل ۱۴ بند است و فقط به برنامه هستهای محدود نمیشود. توقف عملیات نظامی در جبهههای مختلف، احترام به حاکمیت دو کشور، بازگشایی مسیرهای دریایی، تعیین تکلیف تردد در تنگه هرمز، رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و آغاز مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی در آن گنجانده شده است.
به همین دلیل، تعبیر «مرکز ثقل روابط خارجی» از منظر گستردگی موضوعات سند قابل فهم است. این تفاهمنامه در صورت اجرا میتواند همزمان روابط ایران با آمریکا، کشورهای حاشیه خلیج فارس، عمان، پاکستان، قطر، لبنان و دیگر بازیگران منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
چهار محور کلیدی تفاهمنامه اسلامآباد
نخستین محور سند، توقف جنگ و جلوگیری از بازگشت عملیات نظامی است. براساس متن منتشرشده، دو طرف و متحدان درگیر آنها باید عملیات نظامی را متوقف کنند و از آغاز جنگ، تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. موضوع لبنان نیز بهصورت مشخص در همین بند آمده است.
محور دوم، تنگه هرمز و امنیت تجارت دریایی است. آمریکا باید محاصره و مزاحمت دریایی علیه ایران را متوقف کند و ایران نیز ترتیبات لازم را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری در یک دوره مشخص فراهم سازد. متن همچنین ایران و عمان را مسئول گفتوگو درباره شکل آینده اداره و خدمات دریایی تنگه معرفی میکند.
محور سوم به اقتصاد، نفت و تحریمها مربوط است. در متن، از صدور مجوزهای لازم برای صادرات نفت ایران، آزادسازی داراییهای مسدودشده و طراحی یک برنامه اقتصادی و بازسازی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری سخن گفته شده است. رفع کامل انواع تحریمها نیز به توافق نهایی و برنامه زمانی مورد توافق طرفین موکول شده است.
محور چهارم، پرونده هستهای و توافق نهایی است. ایران در این سند تأکید میکند که سلاح هستهای تولید یا خریداری نخواهد کرد و درباره ذخایر مواد غنیشده و چارچوب آینده غنیسازی مذاکره خواهد شد. توافق نهایی نیز باید با یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل تأیید شود.
آیا همه اعضای شورای عالی امنیت ملی موافق بودند؟
پزشکیان در پیام تازه خود از همدلی همه اعضای شورای عالی امنیت ملی سخن گفته است. پیشتر پایگاه اطلاعرسانی دولت نوشته بود «قریب به اتفاق» اعضای شورا با متن تفاهمنامه همراهی کردهاند. رئیسجمهور همچنین در اظهارنظری جداگانه گفته بود از ۱۳ عضو شورا، ۱۲ نفر به انجام مذاکره رأی دادهاند.
این دو گزاره الزاماً متناقض نیستند. رأیگیری درباره اصل ورود به مذاکره، همراهی با متن نهایی و همدلی سیاسی برای حفظ توافق میتوانند سه مرحله متفاوت باشند. بااینحال، استفاده از عبارت «همه اعضا» احتمالاً با هدف تقویت پشتوانه داخلی سند و پاسخ به منتقدانی صورت گرفته که تفاهمنامه را تصمیمی محدود به دولت معرفی میکنند.
پزشکیان با برجستهکردن نقش شورا میکوشد هزینه سیاسی توافق را میان مجموعه ساختار حاکمیتی توزیع کند. در مقابل، در صورت موفقیت نیز تفاهمنامه بهعنوان دستاورد یک تصمیم جمعی معرفی خواهد شد، نه نتیجه عملکرد یک شخص یا یک جناح.
چرا رئیسجمهور از «وادار کردن دشمن» سخن گفت؟
این عبارت نشان میدهد دولت ایران امضای سند را معادل اجرای قطعی آن نمیداند. تفاهمنامه اسلامآباد یک توافق مقدماتی است و خود سند نیز دستیابی به توافق نهایی را به اجرای چند بند اولیه وابسته کرده است.
براساس بند ۱۳، آغاز مذاکرات توافق نهایی منوط به شروع و ادامه اجرای بندهای مربوط به توقف جنگ، مسائل دریایی، فروش نفت و آزادسازی داراییهای ایران است. مقامهای وزارت خارجه نیز گفتهاند اجرای تعهدات طرف مقابل باید در عمل بررسی شود و صرف امضای سند کافی نیست.
در اواخر خرداد، سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرده بود مجوزهای مرتبط با فروش نفت صادر شده، اما روند دسترسی کامل ایران به داراییهای مسدودشده همچنان در حال پیگیری است. او تأکید کرد تا پیششرطهای تعیینشده اجرا نشوند، مذاکرات اصلی برای توافق نهایی آغاز نخواهد شد.
بنابراین منظور از «وادار کردن» میتواند استفاده از ابزارهای سیاسی، حقوقی، دیپلماتیک و متقابل برای بالا بردن هزینه نقض توافق باشد. حضور میانجیها، سازوکار حل اختلاف و نظارت بینالمللی نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند.
سازوکار نظارت بر اجرای توافق چیست؟
در نخستین نشست سطح بالای پس از امضای تفاهمنامه که در بورگناشتوک سوئیس برگزار شد، طرفها با تشکیل کمیتهای عالی برای نظارت سیاسی بر مذاکرات موافقت کردند. کارگروههای جداگانهای نیز برای موضوعات هستهای، تحریمها، نظارت و حل اختلاف در نظر گرفته شد.
همچنین یک خط ارتباطی برای جلوگیری از سوءتفاهم و حادثه در تنگه هرمز و یک هسته کاهش تنش درباره لبنان ایجاد شد. این ساختار نشان میدهد تفاهمنامه فقط بر اعتماد سیاسی تکیه ندارد، بلکه برای مدیریت بحرانهای احتمالی نیز کانالهایی پیشبینی شده است.
بااینحال، این سازوکارها تا زمانی که هزینه مشخصی برای نقض تعهدات ایجاد نکنند، تضمین مطلق محسوب نمیشوند. ضمانت اصلی توافق نهایی قرار است قطعنامه الزامآور شورای امنیت باشد؛ مرحلهای که هنوز فرا نرسیده است. این نتیجه از ساختار خود سند و بند چهاردهم آن به دست میآید.
اختلاف روایت تهران و واشنگتن؛ نقطه خطر توافق
یکی از مهمترین چالشها، تفاوت روایت دو کشور از برخی مفاد است. متن فارسی منتشرشده میگوید ایران سلاح هستهای نخواهد ساخت و درباره چارچوب آینده غنیسازی مذاکره میکند. در مقابل، کاخ سفید توافق را بهگونهای معرفی کرده که گویا مسیر غنیسازی ایران نیز بسته خواهد شد.
این اختلاف تنها یک تفاوت تبلیغاتی نیست. اگر تهران غنیسازی را موضوع مذاکره و واشنگتن حذف آن را نتیجه از پیش تعیینشده بداند، مذاکرات توافق نهایی با یک شکاف جدی آغاز خواهد شد.
روایت دو طرف از تنگه هرمز، نحوه رفع تحریمها، مبلغ برنامه بازسازی و جدول زمانی خروج نیروهای آمریکایی نیز باید در اسناد اجرایی دقیق شود. هرچه عبارات مبهمتر باقی بمانند، امکان ارائه تفسیرهای متناقض و متهمکردن طرف مقابل به نقض توافق بیشتر خواهد شد.
امنیت همپیمانان ایران چگونه ارتقا مییابد؟
پزشکیان در پیام خود گفته است این تفاهمنامه امنیت کشور، منطقه و همپیمانان ایران را افزایش میدهد. این بخش از سخنان او احتمالاً به بند مربوط به توقف جنگ در همه جبههها، بهویژه لبنان، اشاره دارد.
در نشست بورگناشتوک نیز یک سازوکار کاهش تنش با مشارکت لبنان و میانجیها ایجاد شد تا توقف عملیات نظامی در این جبهه کنترل شود. بنابراین سند اسلامآباد برخلاف یک توافق صرفاً دوجانبه، بخشی از معادلات امنیتی متحدان منطقهای ایران را نیز پوشش میدهد.
اما همین گستردگی، اجرای توافق را دشوارتر میکند. هر حادثه در لبنان، خلیج فارس یا تنگه هرمز ممکن است به اختلافی درباره مسئولیت طرفها و دامنه تعهدات تبدیل شود.
سه آزمون تعیینکننده پیش روی تفاهمنامه
نخستین آزمون، تداوم توقف عملیات نظامی و پرهیز از تهدیدهای تازه است. بدون ثبات امنیتی، دیگر بخشهای سند نیز عملاً قابل اجرا نخواهند بود.
دومین آزمون، لمسشدن آثار اقتصادی توافق است. دسترسی واقعی به درآمدهای نفتی و داراییهای مسدودشده باید در عملکرد بانکها، تجارت خارجی و تأمین مالی کشور مشاهده شود؛ نه اینکه فقط مجوزهایی روی کاغذ صادر شوند.
سومین آزمون، تبدیل تفاهمنامه موقت به یک توافق نهایی شفاف است. سند فعلی بسیاری از مسائل اصلی را به مذاکرات بعدی موکول کرده و موفقیت آن به حل اختلافات درباره هستهای، تحریمها، امنیت دریایی و تضمینهای اجرایی بستگی دارد.
جمعبندی؛ امضا پایان کار نبود
پیام تازه مسعود پزشکیان را باید تلاش برای تثبیت تفاهمنامه اسلامآباد بهعنوان محور اصلی سیاست خارجی ایران دانست. رئیسجمهور میخواهد نشان دهد این سند از حمایت ساختار تصمیمگیری امنیت ملی برخوردار است و سرنوشت روابط آینده ایران با آمریکا و منطقه به اجرای آن گره خورده است.
بااینحال، تأکید او بر ضرورت وادارکردن طرف مقابل به پایبندی، نشاندهنده بیاعتمادی عمیق و شکنندگی مسیر پیش روست. هنوز میان امضای یک یادداشت تفاهم، اجرای بندهای اقتصادی و امنیتی و رسیدن به توافق نهایی فاصله قابلتوجهی وجود دارد.
تفاهمنامه اسلامآباد تنها زمانی به «مرکز ثقل روابط خارجی» ایران تبدیل خواهد شد که آتشبس پایدار بماند، تعهدات نفتی و مالی اجرا شوند، اختلاف روایتها کاهش یابد و توافق نهایی به ضمانت حقوقی معتبر برسد. در غیر این صورت، همین سند میتواند به جای نقطه آغاز نظم تازه، به پرونده دیگری از اتهام متقابل به بدعهدی تبدیل شود.
