افشاگری تند شاهرخ بیانی درباره استقلال؛ «رضاییان ۲۰۰ میلیارد میخواست» / هشدار جدی به سهراب بختیاریزاده
مهمترین موضع شاهرخ بیانی درباره نیمکت استقلال، حمایت صریح او از سهراب بختیاریزاده است. باشگاه استقلال در ۳۱ خرداد قرارداد بختیاریزاده را برای دو فصل تمدید کرد؛ تصمیمی که پس از بررسی گزینههای مختلف برای نیمکت آبیها گرفته شد.
بیانی معتقد است یکی از بزرگترین امتیازات سهراب، شناخت او از فضای استقلال است. بختیاریزاده سابقه بازی برای آبیها را دارد و پیش از این نیز در مقاطع مختلف روی نیمکت تیم نشسته است.
او با اشاره به شرایط پیچیده استقلال گفت بختیاریزاده در دورهای مسئولیت را قبول کرده که پیدا کردن مربی مناسب برای تیم آسان نبوده و از این جهت تصمیم او را نوعی «مردانگی» برای کمک به باشگاه میداند.
البته حمایت بیانی بدون شرط نیست. او تأکید میکند استقلال برای حضور همزمان در رقابتهای داخلی و آسیایی نمیتواند تنها به یک سرمربی و کادری محدود متکی باشد.
هشدار بیانی به استقلال؛ سهراب به دستیار خارجی نیاز دارد
پیشکسوت استقلال معتقد است کادر فنی آبیها باید حتماً تقویت شود. او از اوزجان بیزاتی به عنوان یکی از اعضای خارجی کادر نام برد اما تأکید کرد حضور یک مربی خارجی دیگر در کنار سهراب میتواند کیفیت فنی نیمکت را افزایش دهد.
بیزاتی، مربی ترکیهای دارای مدرک پرو لایسنس یوفا، از اسفند ۱۴۰۴ به کادر استقلال اضافه شد. او سابقه فعالیت در چندین باشگاه فوتبال ترکیه و همچنین دستیاری ارسون یانال در تیم ملی ترکیه را دارد.
بیانی میگوید استقلال با توجه به حجم مسابقات نمیتواند تمام مسئولیتهای فنی را بر دوش سرمربی بگذارد. از نگاه او تعداد بیشتر دستیاران متخصص، آنالیز دقیقتر رقبا و تقسیم مسئولیتها میتواند شانس موفقیت استقلال را بالا ببرد.
هدف مورد انتظار او نیز روشن است: استقلال باید فصل آینده حداقل یک جام کسب کند.
جمله جنجالی درباره رامین رضاییان؛ «۲۰۰ میلیارد میخواست»
اما بخش خبرساز صحبتهای شاهرخ بیانی به رامین رضاییان اختصاص داشت.
بیانی مدعی شد قرارداد رضاییان با استقلال حدود ۱۰۰ میلیارد تومان بوده اما برای ادامه همکاری، درخواست رقمی در حدود ۲۰۰ میلیارد تومان مطرح شده است. او با انتقاد شدید از چنین ارقامی پرسید فوتبال ایران چه اندازه درآمد و ارزش اقتصادی دارد که قرارداد یک بازیکن باید به ۲۰۰ میلیارد تومان برسد؟
این ادعا امروز در رسانههای ورزشی نیز با تیتر «رامین رضاییان از استقلال ۲۰۰ میلیارد پول میخواست» بازتاب پیدا کرده است.
با این حال یک نکته درباره این اعداد اهمیت دارد: رقم ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیارد تومان در حال حاضر در قالب اظهارات بیانی و گزارشهای رسانهای مطرح شده و جزئیات کامل مالی قرارداد رضاییان به صورت عمومی و در قالب سند رسمی باشگاه منتشر نشده است؛ بنابراین باید این ارقام را به گوینده نسبت داد.
اختلاف استقلال و رضاییان بر سر پول جدی بود؟
نشانههایی وجود دارد که موضوع مالی واقعاً یکی از محورهای مذاکرات طرفین بوده است.
علی تاجرنیا، رئیس هیئتمدیره و سرپرست وقت باشگاه استقلال، اول مرداد گفته بود اگر رضاییان با «رقم فصل گذشته» حاضر به ادامه همکاری باشد، استقلال خواهان حفظ اوست. این صحبت نشان میداد دو طرف دستکم درباره شرایط مالی فصل جدید به توافق آسانی نرسیده بودند.
بیانی اما موضع بسیار تندتری دارد. او معتقد است قرارداد قبلی رضاییان نیز به اندازه کافی بالا بوده و پرداخت رقم بسیار بیشتر به یک بازیکن میتواند ساختار پرداخت تیم را بههم بریزد؛ چرا که سایر بازیکنان نیز طبیعتاً قرارداد خود را با گرانترین عضو تیم مقایسه خواهند کرد.
این همان مسئلهای است که طی سالهای اخیر در فوتبال ایران بارها محل بحث بوده است: افزایش رقم یک قرارداد شاخص، میتواند بهسرعت سطح توقع سایر بازیکنان و مدیران برنامه را بالا ببرد.
حمله شاهرخ بیانی به فوتبال ایران؛ «دست یک مشت دلال افتاده»
انتقاد بیانی فقط متوجه رامین رضاییان نیست. بخش اصلی گلایه او به ساختار فوتبال ایران بازمیگردد.
او معتقد است رقم قرارداد بازیکنان به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرده اما همزمان زیرساخت، آکادمی، زمین تمرین و پرورش بازیکن به همان نسبت رشد نکرده است.
بیانی باشگاههایی مانند هما، بانک ملی و پاس را مثال میزند؛ مجموعههایی که در دورهای نقش مهمی در معرفی بازیکنان به فوتبال ایران داشتند اما امروز یا از سطح اول فوتبال کنار رفتهاند یا دیگر جایگاه سابق را ندارند.
از نگاه او اگر حتی بخشی از پولی که برای قرارداد یک بازیکن پرداخت میشود به آکادمی اختصاص پیدا کند، امکان معرفی چندین استعداد جدید وجود خواهد داشت.
همین جاست که جمله تند او مطرح میشود: «فوتبال ما دست یک مشت دلال است.»
بیانی معتقد است گردش پول بدون سرمایهگذاری اصولی در فوتبال پایه، چرخهای ایجاد کرده که باشگاهها به جای تولید بازیکن، مجبورند هر سال برای خرید چهرههای آماده هزینه بیشتری پرداخت کنند.
مقایسه تلخ استقلال با باشگاههای عربستان و قطر
بیانی برای توضیح فاصله فوتبال ایران با کشورهای منطقه سراغ تجربه شخصی خود رفته است.
او میگوید حدود ۳۰ سال قبل که به فوتبال قطر رفته بود، باشگاهش چند زمین تمرین در اختیار داشت؛ در حالی که امروز همچنان یکی از مشکلات اساسی باشگاههای بزرگ ایران داشتن زمین تمرین استاندارد و امکانات پایدار است.
او همچنین رشد فوتبال عربستان را مثال میزند؛ کشوری که در سالهای اخیر سرمایهگذاری سنگینی در ورزشگاه، زیرساخت و جذب بازیکنان مطرح انجام داده است.
به اعتقاد بیانی، مسئله فقط خرید ستاره نیست. تفاوت اصلی زمانی آشکار میشود که سرمایهگذاری روی ورزشگاهها، آکادمیها و امکانات تمرینی در کنار جذب بازیکن صورت میگیرد.
«با این وضعیت خواب قهرمانی آسیا را ببینیم»
تلخترین بخش صحبتهای پیشکسوت استقلال به عملکرد باشگاههای ایرانی در آسیا اختصاص دارد.
او میگوید شکست نمایندگان ایران در رقابتهای آسیایی به اتفاقی عادی تبدیل شده و بدون زیرساخت مناسب، انتظار قهرمانی واقعبینانه نیست.
نتایج فصل اخیر نیز بخشی از نگرانی او را توضیح میدهد. تراکتور به عنوان نماینده ایران در لیگ نخبگان آسیا توانست از مرحله لیگ عبور کند اما در مرحله یکهشتم نهایی با شکست ۳ بر صفر برابر شبابالاهلی حذف شد. استقلال نیز در لیگ قهرمانان آسیا ۲ در مرحله یکهشتم نهایی مقابل الحسین اردن از مسابقات کنار رفت.
برای نسلی مانند شاهرخ بیانی، این مقایسه دردناکتر است؛ زیرا استقلال سابقه دو قهرمانی در جام باشگاههای آسیا را دارد و بخش مهمی از اعتبار تاریخی این باشگاه نیز به موفقیتهای قارهای مربوط میشود.
استقلال سهراب میتواند جام بگیرد؟
با وجود تمام انتقادها، بیانی نسبت به فصل آینده استقلال کاملاً ناامید نیست.
او «اتحاد تیمی» را کلید موفقیت بختیاریزاده میداند. از نگاه هافبک سابق آبیها، اگر سرمربی بتواند بازیکنان، کادر فنی و فضای اطراف تیم را متحد نگه دارد، استقلال ظرفیت رقابت برای جام را خواهد داشت.
اما پیام اصلی صحبتهای شاهرخ بیانی فراتر از حمایت از یک مربی است: سهراب بختیاریزاده به تنهایی نمیتواند مشکلات استقلال را حل کند.
تقویت کادر فنی، کنترل هزینه قرارداد بازیکنان، مدیریت پروندههایی مانند رامین رضاییان، توجه دوباره به آکادمی و فراهم کردن زیرساخت مناسب، مجموعه عواملی هستند که میتوانند نتیجه فصل آینده را تعیین کنند.
بیانی در نهایت تصویری متناقض از فوتبال ایران ترسیم میکند؛ فوتبالی که قراردادهای چند ده و حتی چند صد میلیاردی در آن مطرح میشود، اما همچنان دغدغه زمین تمرین، آکادمی و امکانات اولیه دارد. از نگاه او تا زمانی که این تناقض حل نشود، فاصله باشگاههای ایرانی با قدرتهای جدید فوتبال آسیا نهتنها کمتر نمیشود، بلکه احتمالاً بیشتر هم خواهد شد.