لیگ ۱۸ تیمی، VAR و شکایت مس به CAS؛ سه پرونده داغ فوتبال ایران روی میز مدیران
محمدرضا تهرانی، رئیس کارگروه ورزش حزب مؤتلفه اسلامی، در ابتدای این نشست مهمترین انتقاد خود را متوجه افزایش تعداد تیمهای لیگ برتر کرد. از نگاه او، فوتبالی که با ساختار ۱۶ تیمی نیز با مشکلات متعدد برنامهریزی، مالی و زیرساختی مواجه بود، اکنون با اضافه شدن دو باشگاه ممکن است با فصلی طولانیتر و فرسایشیتر روبهرو شود.
این نگرانی با تقویم رسمی فصل جدید نیز بیارتباط نیست. لیگ برتر فصل ۱۴۰۶-۱۴۰۵ با ۱۸ تیم و ۳۴ هفته مسابقه برگزار میشود؛ در حالی که رقابتهای فصل گذشته به دلیل شرایط جنگی نیمهتمام باقی ماند. فدراسیون فوتبال همچنین تصمیم گرفته در پایان فصل جدید چهار تیم سقوط کنند تا لیگ بعدی دوباره با ۱۶ تیم برگزار شود.
این یعنی افزایش تعداد تیمها نه یک اصلاح دائمی، بلکه راهکاری موقت برای مدیریت پیامدهای فصل نیمهتمام بوده است. بااینحال، پیامد آن برای باشگاهها واقعی است: چهار مسابقه بیشتر نسبت به لیگ ۱۶ تیمی، سفرهای بیشتر، هزینه بالاتر و فشردگی شدیدتر برای تیمهایی که همزمان در جام حذفی و رقابتهای آسیایی نیز حضور دارند.
فدراسیون حتی برای سازگار کردن فهرست تیمها با لیگ ۱۸ تیمی، سهمیه بازیکنان زیر ۲۳ سال و برخی ظرفیتهای نقلوانتقالاتی را افزایش داده است.
علی خسروی: محدودیت سنی داوران کنار رفت
بخش مهم دیگری از جلسه به داوری اختصاص داشت. علی خسروی، داور بینالمللی سابق و عضو کمیته داوران فدراسیون فوتبال، اعلام کرد محدودیتهای سنی که در گذشته باعث کنار رفتن برخی داوران باتجربه میشد، برای فصل جدید مورد بازنگری قرار گرفته و معیار اصلی استفاده از داوران باید کیفیت و آمادگی آنان باشد.
این سیاست میتواند از یک جهت به حفظ داوران باتجربه کمک کند، اما موفقیت آن به ارزیابی مستمر آمادگی جسمانی و عملکرد فنی وابسته خواهد بود. تجربه بینالمللی نیز نشان میدهد سن بهتنهایی نمیتواند معیار تعیین صلاحیت داور باشد و آزمونهای آمادگی جسمانی، تصمیمگیری و عملکرد عملی اهمیت بیشتری دارند.
خسروی همچنین بر لزوم پاک ماندن ساختار داوری تأکید کرد و با اشارهای صریح به نحوه صدور احکام و انتصابها گفت دیگر نباید تصمیمات داوری خارج از ساختار رسمی و در جلسات غیررسمی گرفته شود.
اهمیت این موضع زمانی بیشتر میشود که داوری فوتبال ایران در سالهای اخیر بارها با اتهامها، حاشیهها و اعتراض باشگاهها روبهرو بوده است. خسروی پیشتر نیز درباره مسائل مالی و حتی ادعاهای مربوط به پرداخت پول با عنوان داوری اظهارات جنجالی مطرح کرده بود.
همه بازیهای لیگ با VAR؛ اما خبری از فناوری خط دروازه نیست
یکی از مهمترین وعدههای مطرحشده، استفاده از کمکداور ویدئویی در مسابقات فصل جدید است.
رئیس دپارتمان داوران فدراسیون فوتبال پیشتر اعلام کرده بود تمام مسابقات بیستوششمین دوره لیگ برتر با VAR برگزار خواهد شد. این وعده در صورت تحقق میتواند یکی از مهمترین تغییرات زیرساختی فصل جدید باشد.
خسروی نیز در نشست اخیر تأکید کرد VAR و امکانات لازم در اختیار مسابقات قرار خواهد گرفت، اما فوتبال ایران همچنان فاقد فناوری خط دروازه یا Goal-Line Technology است.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد. VAR میتواند صحنههای گل، پنالتی، اخراج مستقیم و اشتباه در تشخیص هویت بازیکنان را بررسی کند، اما فناوری خط دروازه سیستمی مستقل است که در کسری از ثانیه مشخص میکند توپ بهطور کامل از خط گذشته یا خیر.
بنابراین حتی با اجرای VAR در تمام مسابقات، فوتبال ایران هنوز از یکی از فناوریهای استاندارد بسیاری از لیگهای بزرگ جهان محروم خواهد بود.
دستمزد داوران؛ حلقهای که همچنان ضعیف است
خسروی صراحتاً پایین بودن دستمزد داوران را پذیرفت و گفت کمیته داوران برای افزایش دریافتی آنان تلاش کرده است.
این مسئله پیشتر نیز بارها مطرح شده بود. بر اساس ارقام اعلامشده از سوی خسروی در فصل گذشته، دستمزد داور وسط برای هر مسابقه لیگ برتر حدود ۱۵ میلیون تومان و دریافتی کمکداوران حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیون تومان بود؛ داور VAR نیز رقمی نزدیک به ۱۰ میلیون تومان دریافت میکرد.
با توجه به حجم تمرین، سفر، فشار روانی و میزان انتقاد عمومی از قضاوتها، این ارقام همچنان یکی از موضوعات مورد اعتراض جامعه داوری است.
هدف بزرگتر کمیته داوران نیز بازگرداندن نماینده ایران به سطح اول داوری جهان است. فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ داور مستقلی به نمایندگی از ایران نداشت و علیرضا فغانی نیز بهعنوان نماینده استرالیا قضاوت کرد. خسروی در یکی از اظهارات اخیر خود حتی از هدفگذاری برای حضور داور ایرانی در جام جهانی ۲۰۳۴ سخن گفته بود.
بنابراین حضور در جام جهانیهای آینده تنها با آموزش داخلی ممکن نیست؛ داوران ایرانی به سهم بیشتر در مسابقات AFC و حضور مؤثرتر مدیران ایرانی در ساختارهای داوری قاره نیز نیاز دارند.
مدیرعامل ذوبآهن: نتیجهگرایی دشمن بازیکنسازی شده است
جواد محمدی، مدیرعامل باشگاه ذوبآهن، بخش دیگری از بحث را به ساختار باشگاهداری و آکادمی اختصاص داد.
او معتقد است فشار شدید برای کسب نتیجه باعث شده مدیران و مربیان قدرت ریسک خود را از دست بدهند. وقتی آینده شغلی یک مربی به نتیجه چند مسابقه وابسته باشد، طبیعی است که استفاده از بازیکن جوان برای او پرریسکتر از میدان دادن به بازیکنان باتجربه باشد.
ذوبآهن سالها یکی از باشگاههای شناختهشده ایران در زمینه پرورش بازیکن بوده و محمدی میگوید تمام مربیان آکادمی فعلی باشگاه بومی هستند. برنامه کادر فنی نیز استفاده همزمان از جوانان و بازیکنان باتجربه در تیم بزرگسالان است.
این سیاست در شرایط اقتصادی کنونی فوتبال ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند. باشگاهی که قادر به تربیت بازیکن باشد، علاوه بر کاهش هزینه خرید، میتواند از فروش و انتقال بازیکنان نیز درآمد کسب کند.
بدهی سنگین ذوبآهن چگونه کاهش یافت؟
بخش قابل توجهی از سخنان مدیرعامل ذوبآهن به وضعیت مالی این باشگاه اختصاص داشت.
محمدی اعلام کرد هنگام بازگشت دوبارهاش به مدیریت باشگاه، ذوبآهن حدود ۴۶۰ میلیارد تومان زیان انباشته، نزدیک به ۲۰۰ میلیارد تومان تعهد جاری و تعداد زیادی چک برگشتی داشته است. به گفته او، حسابهای باشگاه نیز در مقطعی با محدودیت مواجه بود.
او مدعی شد طی حدود هفت ماه بخش بزرگی از این مشکلات مدیریت شده و بدهیها اکنون به زیر ۲۰۰ میلیارد تومان رسیدهاند.
همزمان ساختار مالکیتی مجموعه ذوبآهن نیز در حال تغییر بوده است. گزارشهای ماههای گذشته نشان میداد انتقال مالکیت کارخانه ذوبآهن به بانک رفاه در دستور کار قرار گرفته و تصمیمات کلان باشگاه نیز به این تغییر مرتبط شده است.
محمدی در نشست اخیر از حمایت بانک رفاه سخن گفت، اما در عین حال تأکید کرد هدف ایدهآل باشگاه باید حرکت به سمت خودکفایی باشد.
حق پخش؛ کلید گمشده خودکفایی باشگاهها
مدیرعامل ذوبآهن بار دیگر موضوع قدیمی حق پخش تلویزیونی را مطرح کرد.
باشگاههای ایرانی سالهاست معتقدند بدون دریافت سهم واقعی از درآمد پخش مسابقات، صحبت از خصوصیسازی و خودکفایی کامل دشوار است. در بسیاری از لیگهای حرفهای جهان، حق پخش بزرگترین یا یکی از مهمترین منابع درآمد باشگاهها محسوب میشود.
در ایران اما باشگاهها همچنان وابستگی زیادی به شرکتهای صنعتی، بانکها، دولت یا سهامداران عمده دارند.
ذوبآهن نیز با وجود تأکید بر انضباط مالی و توسعه آکادمی، هنوز از حمایت مجموعه صنعتی و سهامدار خود استفاده میکند. در نتیجه، مطالبه حق پخش در سخنان محمدی صرفاً یک درخواست درآمدی نیست؛ بلکه بخشی از بحث بزرگتر درباره مدل اقتصادی باشگاهداری ایران است.
پرونده مس رفسنجان؛ اختلافی که به CAS رسید
جنجالیترین بخش نشست به امیرفرشاد تفکری، مدیرعامل مس رفسنجان، اختصاص داشت.
او بار دیگر تصمیم هیئترئیسه فدراسیون فوتبال برای برگزاری مسابقه پلیآف میان مس رفسنجان و تیم سوم لیگ یک را «غیرقانونی» دانست و گفت باشگاه برای اعتراض به این تصمیم به دیوان داوری ورزش یا CAS مراجعه کرده است.
پس از نیمهتمام ماندن لیگ، فدراسیون تصمیم گرفت مس رفسنجان بهعنوان تیم انتهای جدول برای حفظ سهمیه خود در پلیآف با صنعت نفت آبادان مسابقه دهد. صنعت نفت با کسب جایگاه لازم در لیگ یک به این دیدار رسید.
اما مس حاضر به برگزاری مسابقه نشد.
کمیته انضباطی در ادامه، صنعت نفت را با نتیجه سه بر صفر برنده اعلام کرد، مس به لیگ یک سقوط کرد و باشگاه رفسنجانی نیز به پرداخت ۶۰۰ میلیون تومان جریمه محکوم شد.
تفکری میگوید باشگاه ۱۱ استدلال حقوقی علیه مصوبه فدراسیون ارائه کرده و حتی با وجود پذیرش حضور در لیگ دسته اول، شکایت بینالمللی خود را دنبال خواهد کرد.
چرا پرونده مس برای کل فوتبال ایران مهم است؟
اعتراض مس فقط درباره سرنوشت یک تیم نیست.
اگر CAS در نهایت وارد ماهیت پرونده شود و تصمیم فدراسیون فوتبال را بررسی کند، نتیجه میتواند درباره حدود اختیارات هیئترئیسه در شرایط اضطراری و نحوه تغییر مقررات مسابقات اهمیت داشته باشد.
در مقابل، فدراسیون استدلال کرده بود که به دلیل نیمهتمام ماندن مسابقات و شرایط استثنایی، برای تعیین تعداد تیمهای فصل بعد و تکمیل سهمیه هجدهم نیاز به راهکاری ویژه وجود داشته است.
تا زمانی که رأی نهایی مرجع رسیدگی صادر نشده، نمیتوان درباره درستی حقوقی ادعای هیچیک از طرفین حکم قطعی داد.
جمعبندی؛ فصل جدید پیش از شروع هم پرحاشیه است
نشست اخیر عملاً مجموعهای از مهمترین مشکلات ساختاری فوتبال ایران را کنار یکدیگر قرار داد: لیگ ۱۸ تیمی و تقویم ۳۴ هفتهای، فشار مالی باشگاهها، پایین بودن دستمزد داوران، اجرای VAR، فقدان فناوری خط دروازه، بحران درآمدزایی و حق پخش و در نهایت پروندهای که ممکن است به رأی دیوان داوری ورزش ختم شود.
وجه مشترک تمام این مسائل یک موضوع است؛ فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به ثبات مقررات و مدیریت بلندمدت نیاز دارد.
اضافه کردن دو تیم، افزایش تعداد بازیکنان، استفاده از VAR یا تغییر مقررات داوری میتواند بخشی از مشکلات را حل کند، اما بدون مدل اقتصادی پایدار برای باشگاهها، ساختار حرفهای داوری و مقرراتی که پیش از آغاز مسابقات برای همه قابل پیشبینی باشد، حاشیهها دوباره بازخواهند گشت.
بیستوششمین دوره لیگ برتر با ۱۸ تیم آغاز شده؛ فصلی که از همان ابتدا نه فقط رقابت داخل زمین، بلکه تصمیمهای مدیریتی و حقوقی بیرون زمین نیز بخش مهمی از داستان آن خواهد بود.