سناتورهای آمریکا قطعنامه توقف جنگ با ایران را ارائه کردند؛ فشار بر ترامپ در واشنگتن بالا گرفت
گروهی از سناتورهای دموکرات آمریکا تازهترین قطعنامه مرتبط با اختیارات جنگی رئیسجمهور را برای پایاندادن به عملیات نظامی علیه ایران ارائه کردهاند. گزارشهای منتشرشده در بامداد شنبه از مشارکت ۱۱ سناتور در این ابتکار خبر میدهند؛ اقدامی که ادامه ماهها تلاش مخالفان جنگ در سنا برای وادارکردن دولت دونالد ترامپ به دریافت مجوز کنگره برای ادامه عملیات نظامی است.
جان هیکنلوپر، سناتور دموکرات ایالت کلرادو، در واکنش به این اقدام، جنگ را «غیرقانونی» خوانده و با اشاره به کشتهشدن آمریکاییها، افزایش قیمت سوخت و کود و کاهش ذخایر تسلیحاتی خواستار پایان فوری درگیری شده است. البته تعبیر «جنگ غیرقانونی» موضع هیکنلوپر و شماری از دموکراتهای کنگره است؛ کاخ سفید این برداشت حقوقی را قبول ندارد و در ماههای گذشته استدلال کرده که رئیسجمهور در چارچوب اختیارات فرماندهی کل قوا اقدام کرده است.
جنگ آمریکا و ایران چگونه به ماه ششم رسید؟
عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد. وزارت دفاع آمریکا در همان ماه نخست اعلام کرده بود که نیروهای فرماندهی مرکزی آمریکا هزاران هدف را در ایران هدف قرار دادهاند. در ماههای بعد چند دوره آتشبس و مذاکره شکل گرفت، اما درگیریها بهطور کامل متوقف نشد و در ژوئیه بار دیگر شدت گرفت.
همین رفتوبرگشت میان جنگ و آتشبس، اختلاف حقوقی مهمی در واشنگتن ایجاد کرده است. دولت ترامپ در مقطعی اعلام کرد «خصومتها» با آتشبس آوریل پایان یافتهاند و بنابراین محدودیت زمانی قانون اختیارات جنگی از نو قابل محاسبه است. مخالفان این استدلال میگویند عملیات دریایی، محاصره، حملات و حضور نیروهای آمریکایی نشان میدهد درگیری عملاً ادامه داشته است.
به همین دلیل، اقدام تازه سناتورها صرفاً یک موضعگیری سیاسی علیه ترامپ نیست؛ بلکه بخشی از نزاع چندماهه میان قوه مجریه و کنگره بر سر این پرسش است که چه نهادی حق دارد ادامه جنگ با ایران را تعیین کند.
تلفات آمریکا به ۱۸ کشته و ۶۸۹ مجروح رسید
یکی از مهمترین اصلاحات نسبت به آمارهای اولیه جنگ، تعداد تلفات نیروهای آمریکایی است. تازهترین گزارش ABC News در ۶ اوت، با استناد به دادههای وزارت دفاع، شمار نظامیان آمریکایی کشتهشده از آغاز جنگ را ۱۸ نفر و تعداد مجروحان را دستکم ۶۸۹ نفر اعلام میکند.
این آمار مدتی با ابهام همراه بود، زیرا پنتاگون نحوه دستهبندی تلفات را تغییر داد و بخشی از کشتهها و مجروحان مرحله جدید جنگ را در عنوان «عملیاتهای برونمرزی» ثبت کرد، نه زیر عنوان اولیه عملیات علیه ایران. این موضوع اعتراض برخی سناتورها را به دنبال داشت و تامی داکورث نیز طرحی برای الزام پنتاگون به ارائه یک آمار تجمیعی از کل تلفات جنگ ارائه کرده است.
بنابراین عبارت «حدود ۲۰ کشته و صدها مجروح» برای توصیف کلی ابعاد تلفات نزدیک به واقعیت است، اما آخرین رقم قابل اتکا در زمان تنظیم این گزارش، ۱۸ کشته و حداقل ۶۸۹ مجروح است.
ذخایر موشکی آمریکا واقعاً تمام شده است؟
ادعای «تمامشدن ذخایر نظامی آمریکا» نیز نیازمند تفکیک است. گزارش رویترز در چهارم اوت نشان داد ارتش آمریکا بخش عمده ذخیره جهانی موشکهای دوربرد دقیق خود، بهخصوص ATACMS و PrSM، را در پنج ماه جنگ مصرف کرده است. این به معنای تمامشدن کل زرادخانه آمریکا نیست.
رویترز روز جمعه نیز گزارش داد افزایش تولید ATACMS برای جبران ذخایر مصرفشده زمانبر خواهد بود. مدیرعامل راینمتال گفته است بازسازی ظرفیت این ذخایر نه در دو سال، بلکه در بازهای طولانیتر انجام خواهد شد. دونالد ترامپ در مقابل تأکید کرده آمریکا از برخی مهمات ذخایر بسیار بزرگی دارد، هرچند پذیرفته است موجودی بعضی انواع تسلیحات محدودتر شده است.
گزارشهای دیگر همچنین از مصرف قابلتوجه موشکهای پاتریوت، THAAD و تاماهاوک خبر دادهاند. بنابراین نگرانی درباره آمادگی نظامی آمریکا واقعی است، اما تعبیر «آمریکا دیگر موشک ندارد» تصویر دقیقی از وضعیت نیست.
جنگ ایران قیمت بنزین آمریکا را بالا برد
هزینه اقتصادی جنگ اکنون به یکی از نقاط اصلی فشار بر کاخ سفید تبدیل شده است. انجمن خودروی آمریکا، AAA، در آخرین گزارش منتشرشده متوسط قیمت بنزین معمولی در آمریکا را ۴.۰۹ دلار برای هر گالن اعلام کرده بود؛ رقمی نزدیک به یک دلار بیشتر از مدت مشابه سال گذشته. AAA بیثباتی در تنگه هرمز و قیمت بالای نفت خام را از عوامل اصلی ماندگاری نرخهای بالای بنزین دانسته است.
فشار فقط به پمپبنزین محدود نمیشود. هیکنلوپر پیشتر با استناد به گزارشی درباره کشاورزان کلرادو گفته بود افزایش قیمت گازوئیل و کود، هزینه تولید کشاورزی را بالا برده است. کودهای نیتروژنی وابستگی شدیدی به قیمت گاز طبیعی دارند و اختلال در بازار انرژی میتواند بهسرعت به قیمت نهادههای کشاورزی منتقل شود.
این مسئله از نظر سیاسی نیز اهمیت دارد؛ زیرا انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر برگزار میشود و هزینه زندگی، بنزین و تورم از موضوعات حساس برای رأیدهندگان هستند.
قطعنامه کنگره میتواند جنگ را متوقف کند؟
قانون اختیارات جنگی آمریکا از دهه ۱۹۷۰ برای محدودکردن امکان ورود طولانیمدت رئیسجمهور به درگیری نظامی بدون مجوز کنگره طراحی شده است. سناتورهایی مانند تیم کین، آدام شیف و هیکنلوپر در ماههای گذشته بارها تلاش کردهاند از همین سازوکار برای محدودکردن عملیات علیه ایران استفاده کنند.
تلاشها نتایج متفاوتی داشتهاند. مجلس نمایندگان در چند نوبت به قطعنامههای محدودکننده اختیارات ترامپ رأی مثبت داده و حتی تعدادی از جمهوریخواهان به دموکراتها پیوستهاند. در سنا نیز آرای مخالف جنگ افزایش یافته، اما برخی قطعنامهها با اختلاف بسیار اندک شکست خوردهاند. در ۲۳ ژوئیه، مجلس نمایندگان با رأی ۲۱۴ در برابر ۲۰۸ یک قطعنامه محدودکننده را تصویب کرد، اما سنا ساعاتی بعد با رأی ۴۹ در برابر ۴۷ مانع پیشرفت طرح مشابه شد.
اثر حقوقی قطعنامه تازه نیز به قالب دقیق آن، تصویب در دو مجلس و واکنش رئیسجمهور بستگی دارد. کاخ سفید در موارد قبلی صراحتاً با چنین قطعنامههایی مخالفت کرده و استدلال کرده است که آنها اختیارات قانونی رئیسجمهور را محدود میکنند.
آیا همزمان با قطعنامه، پایان جنگ نزدیک شده است؟
نکته مهم این است که فشار کنگره درست زمانی افزایش یافته که مسیر دیپلماتیک نیز فعالتر شده است. یک مقام آمریکایی روز جمعه به رویترز گفت واشنگتن انتظار دارد ایران و عمان بهزودی درباره چارچوب عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز به توافق برسند و در صورت اجرای تعهدات، آمریکا آماده کاهش محاصره بنادر ایران است.
آسوشیتدپرس نیز گزارش داده دو طرف به توافقی درباره تنگه هرمز نزدیک شدهاند؛ آبراهی که در شرایط عادی حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. با این حال اختلاف بر سر میزان کنترل ایران بر مسیر کشتیرانی و شرایط عبور کشتیها همچنان باقی است.
در نتیجه، قطعنامه تازه سناتورها بیش از آنکه بهتنهایی پایان جنگ را تضمین کند، فشار سیاسی تازهای بر ترامپ در زمانی حساس ایجاد میکند. کاخ سفید همزمان با سه چالش روبهروست: هزینه اقتصادی جنگ، کاهش ذخایر برخی مهمات و نارضایتی رو به رشد در کنگره؛ در مقابل، دولت همچنان تأکید دارد که توان نظامی آمریکا پابرجاست و راه دیپلماسی برای رسیدن به توافق با ایران باز مانده است.
با ورود جنگ به ششمین ماه، مهمترین سؤال دیگر صرفاً ادامه یا توقف حملات نیست؛ بلکه این است که آیا مذاکرات بر سر تنگه هرمز پیش از آنکه فشار اقتصادی، نظامی و سیاسی در واشنگتن بیشتر شود، میتواند به یک توافق پایدار و پایان درگیری منتهی شود؟