لیگ برتر بدون حتی یک مربی خارجی؛ ۱۸ نیمکت کاملاً ایرانی / فرصت تاریخی یا زنگ خطر افت کیفیت؟
کمتر از یک هفته به آغاز لیگ بیستوششم باقی مانده و برخلاف بسیاری از دورههای گذشته، این بار خبری از نامهای برزیلی، کروات، پرتغالی یا اسپانیایی روی نیمکت تیمهای لیگ برتر نیست.
فصل گذشته چهرههایی مانند ریکاردو ساپینتو، دراگان اسکوچیچ و اوسمار ویرا بخشی از فضای فنی لیگ ایران بودند، اما در فصل جدید هر ۱۸ باشگاه کار خود را با یک سرمربی ایرانی آغاز میکنند.
این اتفاق از یک سو میتواند نقطه عطفی برای مربیگری ایران باشد و از سوی دیگر، نبود کامل جریان فنی خارجی میتواند خطر بستهشدن فضای رقابتی و کاهش تبادل دانش را به همراه داشته باشد.
لیگ برتر ۱۸ تیمی شد؛ ۱۸ مربی ایرانی در خط شروع
فصل جدید یک تفاوت ساختاری مهم نیز دارد. لیگ برتر که سالها با ۱۶ تیم برگزار میشد، در دوره بیستوششم به ۱۸ تیم افزایش پیدا کرده است. سازمان لیگ نیز برنامه سه هفته نخست را منتشر کرده و مسابقات هفته اول از جمعه ۲۳ مرداد آغاز میشود.
طبق آخرین فهرست منتشرشده، ترکیب نیمکتهای لیگ بیستوششم چنین است:
| تیم | سرمربی |
|---|---|
| استقلال | سهراب بختیاریزاده |
| پرسپولیس | مهدی تارتار |
| تراکتور | جواد نکونام |
| سپاهان | محرم نویدکیا |
| گلگهر | مهدی رحمتی |
| چادرملو | محمدسعید اخباری |
| فولاد | حمید مطهری |
| ذوبآهن | عبدالله ویسی |
| آلومینیوم | پیروز قربانی |
| شمسآذر | وحید رضایی |
| خیبر | فراز کمالوند |
| ملوان | مازیار زارع |
| استقلال خوزستان | امیر خلیفهاصل |
| فجرسپاسی | رسول خطیبی |
| پیکان | ساکت الهامی |
| نساجی | مجتبی حسینی |
| مس شهر بابک | قاسم شهبا |
| صنعت نفت آبادان | غلامرضا خلیفه |
آخرین فهرست جامجم که امروز منتشر شده، تغییر مهم تراکتور را نیز لحاظ کرده است؛ جواد نکونام در آخرین روزهای پیشفصل جانشین محمد ربیعی شده است.
پرسپولیس و استقلال؛ فشار اصلی روی تارتار و بختیاریزاده
ایرانیشدن نیمکتها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که حتی استقلال و پرسپولیس نیز برخلاف دورههای مختلف گذشته سراغ گزینه خارجی نرفتهاند.
مهدی تارتار در پرسپولیس بزرگترین مأموریت دوران مربیگری خود را آغاز میکند. او با ۳۵۸ مسابقه، باسابقهترین سرمربی حاضر در فصل جدید معرفی شده و تجربه فراوانی در تیمهای مختلف دارد؛ با این حال هدایت تیمی که هوادارانش چیزی کمتر از قهرمانی نمیخواهند، با تمام پروژههای گذشته او متفاوت است.
در سوی دیگر، سهراب بختیاریزاده استقلال را هدایت خواهد کرد. فشار روی نیمکت آبیها نیز کمتر نیست؛ بهخصوص اینکه باشگاههای بزرگ ایران معمولاً پس از چند نتیجه ضعیف خیلی سریع وارد فضای تغییر سرمربی میشوند.
این دو مربی عملاً مهمترین ویترین آزمایش «اعتماد به مربی ایرانی» در فصل جدید خواهند بود.
اگر استقلال و پرسپولیس نتایج خوبی بگیرند، مدافعان استفاده از مربیان داخلی دست بالاتر را خواهند داشت؛ اما چند شکست متوالی کافی است تا بحث بازگشت مربی خارجی دوباره به فضای فوتبال ایران بازگردد.
تراکتور با نکونام؛ تغییر مربی حتی قبل از شروع لیگ
نیمکت تراکتور مثال جالبی برای تحلیل شرایط فعلی است.
تا روز گذشته برخی فهرستها هنوز محمد ربیعی را سرمربی تراکتور معرفی میکردند، اما در آخرین تغییرات جواد نکونام جای او را گرفت. منابع امروز نیز نکونام را سرمربی قهرمان فصل گذشته معرفی کردهاند.
همین اتفاق یک واقعیت مهم را نشان میدهد: ایرانیشدن کامل نیمکتها الزاماً به معنی رسیدن باشگاهها به ثبات و برنامهریزی بلندمدت نیست.
ذوبآهن نیز در آستانه شروع فصل عبدالله ویسی را جایگزین سیروس پورموسوی کرد و پیکان بعد از جدایی سعید دقیقی به سراغ ساکت الهامی رفت.
بنابراین اگر قرار باشد حضور مربیان ایرانی نتیجه مثبتی برای فوتبال کشور داشته باشد، صرف انتخاب آنها کافی نیست؛ باشگاهها باید زمان و اختیار لازم را نیز در اختیارشان قرار دهند.
فرصت طلایی برای نسل تازه مربیان ایرانی
بخش امیدوارکننده ماجرا، افزایش فرصت برای مربیانی است که شاید در شرایط دیگر شانس حضور در سطح اول فوتبال کشور را پیدا نمیکردند.
بررسی آماری نیمکتهای لیگ قبل از آخرین تغییرات نشان میداد میانگین سابقه حضور سرمربیان فصل جدید در لیگ برتر کمتر از شش فصل است و بخش بزرگی از آنها کمتر از پنج دوره تجربه حضور در لیگ دارند.
پیروز قربانی، قاسم شهبا، وحید رضایی و تعدادی دیگر از مربیان فرصت دارند جایگاه خود را در سطح اول فوتبال ایران تثبیت کنند.
این اتفاق میتواند در بلندمدت برای فوتبال ایران مفید باشد. هیچ کشوری بدون دادن فرصت واقعی به نسل تازه، نمیتواند مربی سطح بالا تولید کند.
مربی جوان تنها با حضور در کلاسهای مربیگری رشد نمیکند؛ باید مدیریت بازیکن، فشار هوادار، شکست، مسابقه خارج از خانه و بحرانهای یک فصل طولانی را تجربه کند.
لیگ بیستوششم دقیقاً چنین آزمایشگاهی خواهد بود.
اما حذف مربیان خارجی الزاماً خبر خوبی نیست
در سوی مقابل، تبدیلشدن لیگ به یک فضای صددرصد داخلی نیز بدون خطر نیست.
مربی خارجی باکیفیت میتواند ایدهای را وارد فوتبال یک کشور کند که در ساختار داخلی وجود ندارد. روش تمرین، آنالیز داده، تاکتیکهای روز، بدنسازی، مدیریت رختکن و شیوه استفاده از بازیکنان جوان از جمله حوزههایی هستند که حضور مربیان صاحبدانش خارجی میتواند به انتقال تجربه کمک کند.
مشکل فوتبال ایران در سالهای گذشته اصل «خارجیبودن» مربی نبود؛ مسئله کیفیت انتخاب بود.
فوتبال ایران هم مربیان خارجی موفق دیده و هم افرادی که بدون رزومه قابلقبول وارد کشور شدند، قراردادهای سنگین بستند و بدون اثر فنی جدی جدا شدند.
بنابراین حذف مربی خارجی ضعیف میتواند مثبت باشد، اما حذف کامل رقابت خارجی از بازار مربیگری الزاماً به معنی پیشرفت نیست.
آیا مسائل اقتصادی مربیان خارجی را کنار زد؟
یکی از متغیرهای مهم، پول است.
قرارداد مربیان خارجی به ارز بسته میشود و افزایش نرخ ارز میتواند هزینه واقعی آنها را برای باشگاه ایرانی چند برابر کند. علاوه بر رقم قرارداد، انتقال پول، مالیات، اسکان کادر خارجی و احتمال ایجاد پرونده حقوقی نیز هزینههای دیگری به باشگاه تحمیل میکند.
گزارش خبرگزاری دانشجو نیز مسائل اقتصادی و هزینه بالای قرارداد مربیان خارجی را از عوامل مؤثر بر گرایش باشگاهها به گزینه داخلی دانسته است.
در چنین وضعیتی مدیر باشگاه ممکن است به این نتیجه برسد که استخدام مربی ایرانی ریسک مالی بسیار کمتری دارد.
این تصمیم از نظر اقتصادی قابلفهم است، اما اگر تنها معیار انتخاب «ارزانتر بودن» باشد، نمیتوان از آن بهعنوان برنامه توسعه مربیگری ایران یاد کرد.
اعتماد واقعی زمانی شکل میگیرد که مدیر باشگاه از بین چند گزینه، مربی ایرانی را به دلیل برنامه بهتر، رزومه مناسبتر و شناخت فنی بالاتر انتخاب کند؛ نه صرفاً چون امکان جذب گزینه خارجی وجود ندارد.
خطر بزرگ؛ مربیان ایرانی خیلی زود قربانی نشوند
مشکل تاریخی فوتبال ایران تنها انتخاب مربی نیست؛ صبر نکردن برای مربی نیز هست.
یک باشگاه ممکن است در تابستان از پروژه سهساله، جوانگرایی و فوتبال مالکانه حرف بزند، اما بعد از چهار هفته و دو شکست سرمربی را برکنار کند.
اگر چنین الگویی ادامه پیدا کند، ایرانیشدن نیمکتها دستاورد بزرگی ایجاد نخواهد کرد.
مربی جوان برای ساخت تیم به زمان نیاز دارد. پیروز قربانی یا قاسم شهبا نمیتوانند در چند هفته همان تجربهای را داشته باشند که مربیای با بیش از ۳۰۰ مسابقه لیگ برتری در اختیار دارد.
باشگاهها باید مشخص کنند هدفشان چیست؛ بقا، سهمیه آسیایی، قهرمانی یا توسعه بازیکن.
بدون تعریف هدف، ارزیابی عملکرد مربی نیز سلیقهای خواهد شد.
هفته اول؛ نخستین محک ۱۸ مربی ایرانی
لیگ از جمعه ۲۳ مرداد با پنج مسابقه آغاز میشود. تراکتور میزبان پیکان خواهد بود، خیبر برابر فجرسپاسی قرار میگیرد، استقلال از مس شهر بابک پذیرایی میکند، استقلال خوزستان با آلومینیوم بازی دارد و چادرملو مقابل سپاهان قرار میگیرد. گلگهر و نساجی نیز همان روز دیدار خواهند کرد و سه مسابقه دیگر شنبه برگزار میشود.
همین برنامه خیلی سریع چند مربی را زیر فشار قرار میدهد.
در هفته سوم استقلال و سپاهان به مصاف هم میروند و تراکتور نیز میزبان پرسپولیس خواهد بود؛ یعنی چهار مربی ایرانی مدعی قهرمانی در همان هفتههای ابتدایی مستقیم مقابل یکدیگر قرار خواهند گرفت.
نتایج این بازیها میتواند خیلی زود فضای عمومی درباره کیفیت نیمکتهای ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد.
لیگ بدون خارجی؛ فرصت تاریخی یا محصول اجبار؟
پاسخ نهایی را نمیتوان پیش از شروع مسابقات داد.
اگر مربیان ایرانی بتوانند فوتبال باکیفیتتری ارائه دهند، بازیکنان جوان بیشتری بسازند و در رقابتهای آسیایی نیز عملکرد مناسبی داشته باشند، لیگ بیستوششم میتواند به یکی از مهمترین فصول در مسیر استقلال فنی مربیگری ایران تبدیل شود.
اما اگر لیگ از نظر تاکتیکی کمتنوع شود، باشگاهها مدام مربی عوض کنند و انتخابها بر اساس روابط به جای رزومه و توانایی فنی انجام شود، نبود مربی خارجی نه نقطه قوت بلکه علامتی از بستهترشدن فوتبال ایران خواهد بود.
برای نخستینبار بعد از سالها، مربیان ایرانی دیگر نمیتوانند بگویند فرصت کافی در اختیارشان قرار نگرفته است؛ تمام ۱۸ نیمکت لیگ در دست آنهاست. حالا میدان برای اثبات توانایی باز شده و از جمعه ۲۳ مرداد، نتیجه این آزمایش بزرگ کمکم مشخص خواهد شد.