استقلال نوین؛ راهحل حقوقی یا فقط تغییر تابلو؟ ابهام بزرگ در انتصاب ساعده سیما
گسترش استقلال به رشتههای مختلف یکی از پروژههای اصلی مدیریت علی تاجرنیا در فصل گذشته بود.
خود تاجرنیا در مهر ۱۴۰۴ اعلام کرد استقلال در ۲۰ رشته ورزشی تیم دارد و این اتفاق را بخشی از حرکت باشگاه به سمت تبدیلشدن به یک «باشگاه واقعی» توصیف کرد.
فعالیت آبیها تنها به رشتههای نزدیک به فوتبال محدود نبود و مجموعه استقلال در رشتههای مختلف مردان و زنان توسعه پیدا کرد. همین توسعه سریع، یک سؤال مدیریتی ایجاد کرد: آیا ساختار حقوقی، مالی و اداری باشگاه هم با همان سرعت توسعه پیدا کرده بود؟
گزارش خبرگزاری آنا در هفته گذشته پاسخ منفی به این سؤال میدهد. این خبرگزاری نوشته است اساسنامه موجود استقلال فعالیت رشتههای غیرفوتبالی را پوشش نمیداد و همچنین درباره استقرار بعضی تیمها در شهرستانها، در حالی که محدوده مجوز باشگاه تهران عنوان شده بود، ایرادهایی مطرح شده بود.
اما این موارد فعلاً بر اساس گزارش رسانهای مطرح شدهاند و انتشار یک رأی رسمی AFC یا حکم انضباطی مشخص که استقلال را به دلیل چندرشتهای بودن محکوم کرده باشد، در منابع بررسیشده پیدا نشد.
این تفاوت مهم است.
آیا تاجرنیا واقعاً «قانون AFC را زیر پا گذاشت»؟
اینجا باید روایت اولیه را اصلاح کرد.
ماده ۱۲ مقررات مجوز حرفهای AFC در نسخه ۲۰۲۶ میگوید متقاضی مجوز باید یک «باشگاه فوتبال» باشد؛ یعنی شخص حقوقیای که مسئولیت کامل تیم فوتبال شرکتکننده در رقابتهای داخلی و بینالمللی را برعهده دارد. همچنین هر تغییر مهم در شکل حقوقی، ساختار گروه یا هویت باشگاه باید در فرآیند مجوز حرفهای اعلام شود.
اما از این ماده نمیتوان یک حکم کلی استخراج کرد که «مالک یک باشگاه فوتبال به هیچ عنوان نمیتواند در بسکتبال، والیبال، کشتی یا رشته دیگری فعالیت داشته باشد».
اتفاقاً مقررات AFC درباره ساختار گروه حقوقی بسیار جزئیتر است. باشگاه باید شرکتهای تابعه، شرکتهای وابسته، نهادهای کنترلکننده و فعالیت اصلی هر یک از آنها را به مرجع صدور مجوز معرفی کند.
بنابراین اصل مسئله بیشتر بر محور شفافیت شخصیت حقوقی و مرزبندی مالی فعالیت فوتبال قرار دارد.
در نتیجه، عبارت «تاجرنیا قانون AFC را ذبح کرد» برای یک گزارش خبری قابل دفاع نیست مگر سند رسمی از نقض مشخص مقررات ارائه شود.
تعبیر دقیقتر این است: استقلال ابتدا فعالیت چندرشتهای خود را توسعه داد و بعد ناچار شد ساختار حقوقی آن را بازطراحی کند.
همین تقدم و تأخر، البته خودش محل نقد مدیریتی است.
استقلال نوین چرا تشکیل شد؟
خبرگزاری آنا گزارش داده است شرکت «استقلال نوین» برای حل همین مشکلات ثبت شده و قرار است مدیرعامل و هیئتمدیرهای مستقل داشته باشد تا فعالیت رشتههای غیرفوتبالی در قالب آن انجام شود.
طبق این ساختار، فعالیت فوتبال باشگاه از ورزشهای دیگر تفکیک خواهد شد و سازمانهای جداگانهای برای بخش زنان و مردان شکل میگیرد.
این اقدام از نظر اصول مدیریت شرکتی قابل فهم است.
اگر یک مجموعه ورزشی در بیش از ۲۰ رشته فعالیت کند، تفکیک حسابها، قراردادها، بدهیها، درآمدها و مسئولیت مدیران میتواند شفافیت بیشتری ایجاد کند.
اما ایجاد یک شرکت جدید به معنای آن نیست که این شرکت از نگاه AFC کاملاً «نامرئی» میشود.
استقلال نوین را نمیتوان از AFC پنهان کرد
این شاید مهمترین نکته حقوقی ماجرا باشد.
مقررات AFC باشگاه متقاضی مجوز را موظف میکند تمام ساختار گروه حقوقی خود را اعلام کند؛ از جمله شرکتهای تابعه و وابسته و میزان مالکیت و فعالیت اصلی آنها.
علاوه بر این، مقررات مالی AFC چیزی به نام «محدوده گزارشگری» تعریف میکند. شرکتهایی که درآمد، هزینه یا خدمات مرتبط با فعالیت فوتبال دارند، ممکن است همچنان لازم باشد در این محدوده قرار گیرند. AFC حتی درباره ارتباط شرکتهای گروه با برند، داراییها و امکانات باشگاه نیز قواعد گزارشگری دارد.
پس اگر «استقلال نوین» واقعاً یک شرکت زیرمجموعه استقلال باشد، راهحل ماجرا پنهانکردن آن نیست؛ اتفاقاً ساختار مالکیتش باید شفاف باشد.
به همین علت عبارت «شرکت جدید برای دور زدن AFC» بدون سند، نتیجهگیری بیش از حدی است.
این شرکت میتواند راهی برای انطباق بهتر با مقررات باشد، به شرط آنکه استقلال رابطه مالی، مالکیتی و برند میان دو مجموعه را شفاف گزارش کند.
حتی فوتبال زنان میتواند در همان ساختار باشد
یک نکته دیگر نیز ادعای ممنوعیت مطلق فعالیتهای دیگر را تضعیف میکند.
در مقررات ۲۰۲۶ AFC صراحتاً از توسعه فوتبال زنان حمایت شده و آمده است که باشگاه میتواند تیم زنان را در همان شخصیت حقوقی یا در شخصیت حقوقی دیگری که در محدوده گزارشگری قرار دارد، داشته باشد.
بنابراین فوتبال و فوتسال زنان را هم نباید با رشتههایی مانند گلف یا چوگان از نظر مقررات AFC یکسان فرض کرد.
این موضوع در بررسی سمت جدید ساعده سیما نیز اهمیت دارد.
ساعده سیما حالا چه سمتی دارد؟
طبق گزارش تازه آنا، در ساختار جدید استقلال، سازمان فوتبال و فوتسال زنان بهصورت مستقل از سازمان مردان فعالیت میکند و مدیریت این بخش به ساعده سیما سپرده شده است.
سیما از اردیبهشت ۱۴۰۴ سخنگوی استقلال بود. هنگام انتصاب او اعلام شد که دارای کارشناسی ارشد حقوق از دانشگاه تهران است و حدود ۱۵ سال سابقه در فعالیتهای حقوقی، ورزشی و رسانهای دارد؛ از جمله حضور در کمیته ورزش شورای شهر تهران و سابقه مشاوره و مدیریت اجرایی در مجموعههای ورزشی.
بنابراین اینکه گفته شود او «هیچ سابقه ورزشی ندارد» نیز دقیق نیست.
اما یک سؤال مشروع همچنان وجود دارد: سوابق مشخص او در مدیریت حرفهای فوتبال و فوتسال زنان چیست و باشگاه با چه شاخصهایی این مسئولیت تخصصی را به او سپرده است؟
این پرسش با حمله شخصی تفاوت دارد.
دوران سخنگویی ساعده سیما بدون انتقاد نبود
سیما در دوران سخنگویی استقلال بارها هدف انتقاد رسانههای ورزشی قرار گرفت.
ورزش سه در بهمن ۱۴۰۴ گزارش مفصلی با عنوان «سخنگوی ساکت استقلال» منتشر کرد و درباره کاهش حضور رسانهای او با وجود حفظ سمت پرسشهایی مطرح کرد.
رسانههای دیگر نیز در ماههای ابتدایی فعالیت او، بعضی اظهارات و عملکرد اطلاعرسانی باشگاه را نقد کردند.
این انتقادها خودبهخود اثبات نمیکنند که عملکرد سیما «ناموفق» بوده است؛ همانطور که انتصاب جدید نیز اثبات نمیکند عملکرد قبلی او موفق بوده.
مسئله اصلی، نبود یک ارزیابی عمومی و قابل سنجش است.
باشگاه میتواند بهسادگی توضیح دهد که براساس کدام تجربه، شاخص عملکرد یا برنامه پیشنهادی، مدیر سابق سخنگویی را برای مدیریت فوتبال و فوتسال زنان مناسب دیده است.
آیا سمت جدید واقعاً «ارتقا» محسوب میشود؟
این هم موضوعی است که نباید بدون دیدن چارت و سطح اختیارات قطعی تلقی شود.
خبرآنلاین انتصاب جدید را «ارتقا» توصیف کرده و پرسیده چرا فردی که عملکردش در سخنگویی مورد انتقاد بوده، مسئولیت بزرگتری دریافت کرده است.
اما برای اینکه از لحاظ اداری ثابت شود انتقال از سخنگویی به مدیریت سازمان فوتبال و فوتسال زنان واقعاً ارتقای سازمانی بوده، باید جایگاه دو پست در ساختار مصوب، سطح اختیار، بودجه و نوع قرارداد مشخص باشد.
پس اصل انتصاب تأیید شده، اما عبارت «پاداش دادن به عملکرد ضعیف» یک قضاوت تحلیلی است، نه یک واقعیت اثباتشده.
ماجرای لوگوی دو ستاره استقلال چه بود؟
یکی دیگر از ایرادهای مطرحشده به دوره نخست فعالیت چندرشتهای استقلال، استفاده تیمهای غیرفوتبالی از لوگوی دو ستاره بود.
خبرگزاری آنا گزارش کرده این تیمها فصل گذشته با نشان فوتبال استقلال وارد مسابقات میشدند و در ساختار جدید قرار است برای «استقلال نوین» لوگوی جداگانهای طراحی شود.
اما درباره اینکه استفاده از لوگوی دو ستاره دقیقاً ناقض کدام ماده AFC بوده، در متن مقرراتی که بررسی شد حکم مستقیمی پیدا نشد.
آنچه AFC صراحتاً درباره لوگو میگوید این است که تغییر هویت، از جمله نام یا لوگوی متقاضی مجوز، میتواند در فرآیند مجوز حرفهای موضوع مهمی باشد و باید مطابق مقررات مدیریت شود.
بنابراین تفکیک برند میتواند تصمیم حقوقی و تجاری منطقی باشد، ولی تعبیر «استفاده غیرقانونی از دو ستاره» بدون ارائه سند رسمی نیازمند احتیاط است.
نقد اصلی به تاجرنیا کجاست؟
برای نقد مدیریت استقلال نیازی به بزرگنمایی مقررات AFC نیست.
نقد قدرتمندتر این است که باشگاه ابتدا پروژهای بسیار بزرگ ــ ورود به ۲۰ رشته ــ را آغاز کرد و بعداً برای حل مسائل شخصیت حقوقی، اساسنامه، محل فعالیت، مدیریت مستقل و برند به سراغ تأسیس شرکت جدید رفت.
در مدیریت حرفهای معمولاً مسیر باید برعکس باشد:
ابتدا ساختار حقوقی و مالی طراحی شود، منابع مشخص شوند، حوزه مسئولیت مدیران تعیین شود و سپس پروژه توسعه آغاز شود.
اگر استقلال اکنون با «استقلال نوین» این عقبماندگی ساختاری را جبران میکند، نفس اصلاح قابل دفاع است؛ اما این سؤال باقی میماند که چرا چنین زیرساختی قبل از توسعه ۲۰ رشتهای طراحی نشده بود.
استقلال نوین؛ اصلاح واقعی یا انتقال مشکل به یک شرکت دیگر؟
پاسخ هنوز مشخص نیست.
ثبت شرکت مستقل میتواند اقدامی حرفهای باشد اگر نتیجه آن حسابهای جدا، بودجه شفاف، هیئتمدیره پاسخگو، گزارش عملکرد رشتهها و جلوگیری از مصرف منابع فوتبال بدون مصوبه روشن باشد.
اما اگر فقط نامها و چارتها تغییر کنند و همچنان درباره هزینه هر تیم، منبع تأمین مالی، معیار انتخاب مدیران و رابطه مالی استقلال و استقلال نوین اطلاعاتی منتشر نشود، منتقدان حق خواهند داشت بپرسند این تحول چه چیزی را در عمل تغییر داده است.
همین موضوع درباره ساعده سیما نیز صدق میکند.
انتقاد معتبر این نیست که «چرا این فرد ارتقا گرفت»؛ سؤال حرفهایتر این است که شرح وظایف، برنامه، بودجه، شاخص ارزیابی و سابقه مرتبط مدیر جدید فوتبال و فوتسال زنان چیست؟
استقلال بیش از تغییر تابلو به شفافیت نیاز دارد
«استقلال نوین» را نمیتوان فعلاً نه پروژهای برای «دور زدن قانون» نامید و نه نسخه قطعی حل مشکلات باشگاه.
مقررات AFC بر استقلال و شفافیت شخصیت حقوقی فوتبال، اعلام ساختار گروه و گزارشگری مالی تأکید دارند؛ بنابراین ایجاد یک شرکت مجزا میتواند بخشی از مسیر اصلاح باشد، اما خود این شرکت نیز باید در ساختار مالکیتی و مالی استقلال شفاف باشد.
از سوی دیگر، استقلال اکنون فرصتی دارد تا نقد اصلی یک سال گذشته را پاسخ دهد: آیا توسعه چندرشتهای بر مبنای یک برنامه اقتصادی و مدیریتی پایدار انجام شده یا ابتدا برند استقلال در دهها رشته گسترش یافته و ساختار لازم بعداً ساخته شده است؟
پاسخ این سؤال با طراحی لوگوی جدید مشخص نمیشود.
شفافیت بودجه، صورتهای مالی، چارت حقوقی، معیار انتصاب مدیران و گزارش عملکرد رشتههاست که نشان خواهد داد «استقلال نوین» واقعاً مدل تازهای از مدیریت است یا فقط نام تازهای برای ساختاری قدیمی.