گوشت بوفالوی هند وارد سفره ایرانی‌ها شد؛ واردات ارزان‌تر است یا حمایت از دامدار؟

گوشت بوفالوی هند وارد سفره ایرانی‌ها شد؛ واردات ارزان‌تر است یا حمایت از دامدار؟
واردات گوشت بوفالو از هند دوباره به یکی از بحث‌های مهم بازار گوشت ایران تبدیل شده است. محصولی که زمانی عمدتاً برای مصارف صنعتی وارد می‌شد، طی دو سال اخیر برای برخی قطعات مجوز مصرف خانوار نیز گرفته و حالا بخشی از برنامه دولت و واردکنندگان برای جبران کسری بازار محسوب می‌شود. برنامه فعلی از واردات ۴۰ تا ۵۰ هزار تن گوشت از مبادی مختلف سخن می‌گوید که حدود هشت تا ۱۰ هزار تن آن می‌تواند از هند تأمین شود. در مقابل، دامداران می‌گویند بخشی از ارزی که برای واردات اختصاص می‌یابد اگر صرف سرمایه در گردش، خوراک دام و افزایش بهره‌وری شود، امکان تقویت تولید داخلی وجود دارد. جدال اصلی حالا نه بر سر سلامت گوشت بوفالو، بلکه بر سر این پرسش است: برای تنظیم بازار، واردات مقرون‌به‌صرفه‌تر است یا تولید داخلی؟
۱۱:۴۷ - ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

بحث درباره گوشت بوفالوی هندی در شرایطی دوباره بالا گرفته که بازار گوشت قرمز ایران همچنان با فشار هزینه تولید و محدودیت قدرت خرید خانوار روبه‌روست.

رضا سالمی، دبیر انجمن واردکنندگان گوشت و فرآورده‌های خام دامی، در میزگرد تازه ایسنا گفته است گوشت بوفالوی هند پیش از سال ۱۴۰۳ عمدتاً با مجوز مصرف صنعتی وارد می‌شد، اما طی حدود دو سال گذشته واردات برخی قطعات برای مصرف خانوار نیز مجاز شده است.

وزارت جهاد کشاورزی نیز در آذر ۱۴۰۴ سقف ارزی ثبت سفارش قطعات وکیوم‌شده گوشت بوفالو از هند را ۴.۵ یورو به ازای هر کیلوگرم تعیین کرده بود.

این عدد اهمیت زیادی دارد، زیرا دقیقاً در مرکز بحث اقتصادی میان تولیدکنندگان و واردکنندگان قرار گرفته است.

هند چقدر گوشت بوفالو صادر می‌کند؟

هند یکی از بازیگران بزرگ این بازار است.

آمار رسمی سازمان توسعه صادرات محصولات کشاورزی و غذایی هند، APEDA، نشان می‌دهد این کشور در سال مالی ۲۰۲۴-۲۰۲۵ مجموعاً یک میلیون و ۲۵۴ هزار و ۷۷۵ تن گوشت بوفالو به ارزش بیش از ۴.۰۶ میلیارد دلار صادر کرده است.

ویتنام، مصر، مالزی، عراق و عربستان سعودی نیز جزو مقاصد اصلی صادرات این محصول بوده‌اند.

بنابراین برنامه ایران برای واردات هشت تا ۱۰ هزار تن از هند، در مقایسه با ظرفیت صادراتی این کشور رقم بزرگی محسوب نمی‌شود؛ این حجم کمتر از یک درصد صادرات سالانه بوفالوی هند است.

از نگاه تأمین‌کننده، در نتیجه هند می‌تواند یکی از مبادی نسبتاً پایدار برای ایران باشد؛ البته مسئله نقل‌وانتقال پول، حمل، استاندارد دامپزشکی و مسیرهای تجاری همچنان تعیین‌کننده است.

تفاوت گوشت بوفالو و گوساله چیست؟

یکی از حساس‌ترین بخش‌های این پرونده به نحوه عرضه در بازار مربوط می‌شود.

سالمی می‌گوید گوشت بوفالو از نظر سلامت یا ارزش غذایی، محصول مسئله‌داری نیست و اختلاف اصلی به ویژگی‌های ظاهری و بافت آن برمی‌گردد.

به گفته او، گوشت بوفالو آهن بالاتری دارد و پس از تماس با هوا ممکن است رنگ آن سریع‌تر تغییر کند. بافت آن نیز نسبت به گوشت معمول گوساله فیبری‌تر و سفت‌تر توصیف شده و برای پخت می‌تواند به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. همین ویژگی‌ها باعث شده بود در گذشته بیشتر به صنایع غذایی، رستوران‌ها و فرآورده‌های گوشتی اختصاص یابد.

اما مسئله اصلی از نظر انجمن واردکنندگان، شفافیت در فروش است.

طبق اظهارات سالمی، قیمت جهانی بوفالو به‌طور متوسط حدود ۱.۵ تا دو یورو کمتر از گوشت گوساله است و مواردی وجود دارد که محصول واردشده با عنوان بوفالو، در شبکه فروش با نام گوشت گوساله و حتی با قیمت مشابه آن عرضه می‌شود.

اگر چنین اتفاقی رخ دهد، مسئله دیگر کیفیت یا سلامت نیست؛ مسئله حقوق مصرف‌کننده است.

گوشت بوفالو باید با نام واقعی، منشأ مشخص و قیمت متناسب با خودش فروخته شود.

قرار است چقدر گوشت وارد ایران شود؟

طبق برنامه مطرح‌شده از سوی انجمن واردکنندگان و معاونت توسعه بازرگانی، حجم واردات موردنظر برای جبران کسری فعلی حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار تن است.

سالمی تأکید کرده این برنامه قرار نیست مشابه واردات بسیار سنگین سال ۱۴۰۳ باشد و هدف آن جایگزینی تولید داخل نیست.

از این میزان، برنامه هند حدود هشت تا ۱۰ هزار تن در سال عنوان شده است؛ یعنی اگر برنامه کل ۴۰ هزار تن باشد، سهم هند می‌تواند ۲۰ تا ۲۵ درصد باشد و اگر واردات به ۵۰ هزار تن برسد، سهم هند حدود ۱۶ تا ۲۰ درصد خواهد بود.

اما ایران قرار نیست فقط از هند خرید کند.

پاکستان، هند و برزیل؛ سه مسیر برای تأمین گوشت

طرح واردکنندگان بر تقسیم منابع تأمین براساس زمان استوار است.

پاکستان نزدیک‌ترین گزینه معرفی شده است. به گفته سالمی، دام و گوشت گرم پاکستان می‌تواند ظرف حدود یک هفته به ایران برسد و گوشت منجمد آن بسته به شیوه حمل بین یک هفته تا حدود یک ماه زمان نیاز دارد.

هند گزینه میان‌مدت است و برزیل در دسته تأمین‌کنندگان بلندمدت قرار می‌گیرد.

برای واردات از برزیل حتی در صورت تصمیم فوری، زمان تقریبی دو ماه و نیم تا سه ماه عنوان شده است. تغییر بعضی مسیرهای حمل و محدودیت‌های بندری نیز می‌تواند زمان و هزینه را افزایش دهد.

استدلال واردکنندگان این است که تکیه بر یک کشور ریسک بازار را افزایش می‌دهد؛ اگر یک مسیر دریایی، بندر یا کشور با مشکل مواجه شود، عرضه داخلی تحت فشار قرار خواهد گرفت.

افغانستان هم وارد برنامه شد

برای دام سبک نیز چند سناریو مطرح شده است.

افغانستان یکی از گزینه‌های کوتاه‌مدت است، اما طبق توضیحات انجمن، قرار نیست دام زنده افغانستان مستقیماً وارد شبکه داخلی شود؛ دام در مرز کشتار و لاشه آن وارد کشور خواهد شد.

قزاقستان و روسیه گزینه‌های میان‌مدت و مغولستان یکی از گزینه‌های بلندمدت اعلام شده‌اند. با این حال سرمای شدید و افزایش قیمت گوشت در مغولستان باعث شده تا زمان انجام این گفت‌وگو قرارداد قطعی برای واردات از آن کشور منعقد نشود.

دامداران چه می‌گویند؟

طرف دیگر بحث، تولیدکنندگان داخلی هستند.

افشین دادرس، مدیرعامل اتحادیه دام سبک، معتقد است دولت می‌تواند حداقل بخشی از ارزی را که برای واردات اختصاص می‌دهد، به تقویت دامدار داخلی بدهد.

منطق تولیدکنندگان ساده است: واردات ارزان ممکن است در کوتاه‌مدت قیمت بازار را کنترل کند، اما اگر قیمت فروش دام داخلی را تحت فشار قرار دهد، دامدار انگیزه نگهداری دام مولد و سرمایه‌گذاری برای دوره بعد را از دست می‌دهد.

نتیجه می‌تواند وابستگی بیشتر به واردات در سال‌های بعد باشد.

این نگرانی در شرایطی مطرح می‌شود که دولت طبق سیاست‌های برنامه هفتم موظف به حرکت به سمت حدود ۹۰ درصد خوداتکایی در محصولات اساسی از جمله گوشت قرمز است.

بنابراین دولت همزمان با دو هدف روبه‌روست: مصرف‌کننده گوشت ارزان‌تر می‌خواهد و تولیدکننده نیز باید بتواند اقتصادی بماند.

واردات گوشت ارزان‌تر است یا واردات علوفه؟

سالمی برای دفاع از واردات مستقیم یک محاسبه مهم مطرح کرده است.

او می‌گوید اگر خوراک دام از خارج وارد شود، تولید هر کیلوگرم گوشت در داخل حدود هشت تا ۹ یورو ارزبری دارد، در حالی که امکان واردات همان گوشت با حدود پنج یورو وجود دارد.

بر اساس این استدلال، به جای اینکه ارز صرف واردات خوراک شود و پس از چند ماه به گوشت تبدیل شود، واردات مستقیم گوشت ارزبری کمتری خواهد داشت.

اما دادرس با تعمیم چنین محاسبه‌ای به کل تولید دام سبک مخالف است.

او می‌گوید خوراک گوسفند فقط نهاده وارداتی نیست؛ جو داخلی، پس‌چر مزارع، بقایای زراعی و منابع جایگزین می‌توانند بخشی از نیاز دام را تأمین کنند. طبق گفته او حدود ۶۰ درصد جو مورد نیاز در داخل تولید می‌شود.

بنابراین اختلاف اصلی در فرض محاسبه است: آیا باید دام ایرانی را با خوراک کاملاً وارداتی سنجید یا با ترکیبی از مرتع، بقایای کشاورزی و نهاده؟

یک خطای مهم در محاسبه هزینه مرغ

در همین میزگرد یک محاسبه نیز نیازمند اصلاح جدی است.

سالمی برای مقایسه مرغ و گوشت قرمز گفته است تولید یک کیلوگرم مرغ حدود سه کیلوگرم نهاده نیاز دارد و اگر هر تن نهاده ۳۰۰ یورو باشد، هزینه این سه کیلو «حدود ۹ یورو» می‌شود.

اما محاسبه درست چنین است:

هر تن ۱۰۰۰ کیلوگرم است؛ بنابراین نهاده ۳۰۰ یورویی در هر تن، کیلویی ۰.۳ یورو قیمت دارد. سه کیلو از آن ۰.۹ یورو می‌شود، نه ۹ یورو.

این خطای یک مرتبه بزرگی است و نشان می‌دهد ارقام ارائه‌شده در بحث ارزبری باید پیش از تبدیل‌شدن به مبنای سیاست‌گذاری دوباره بررسی شوند.

پنج میلیون رأس دام اضافه چقدر خوراک می‌خواهد؟

محاسبه دیگر از نظر ریاضی سازگار است.

اگر پنج میلیون رأس گوسفند هرکدام به‌طور متوسط ۴۰ کیلوگرم وزن داشته باشند، کل وزن زنده آنها ۲۰۰ میلیون کیلوگرم می‌شود.

اگر فرض کنیم به ازای هر کیلو افزایش وزن، هشت کیلو خوراک مصرف شده باشد، رقم مورد نیاز به ۱.۶ میلیارد کیلو یا ۱.۶ میلیون تن خوراک می‌رسد. سالمی همین عدد را مطرح کرده است.

اما اختلاف بر سر این است که این ۱.۶ میلیون تن از کجا باید تأمین شود.

واردکنندگان می‌گویند این مقدار نهاده یا آب بیشتری می‌خواهد؛ دامداران معتقدند بخشی از آن از جو داخلی، بقایای کشاورزی، پس‌چر و علوفه‌های جایگزین قابل تأمین است.

آب؛ استدلال مهم طرفداران واردات

سالمی عدد قابل‌توجه دیگری نیز مطرح کرده است: برای تولید علوفه موردنیاز جهت افزایش ۱۰۰ هزار تنی تولید گوشت، حدود ۲.۵ میلیارد مترمکعب آب لازم است. او همچنین برداشت سالانه آب ایران را حدود ۸۰ تا ۹۰ میلیارد مترمکعب عنوان کرده و بخش عمده آن را مربوط به کشاورزی دانسته است.

این عدد ۲.۵ میلیارد مترمکعب فعلاً یک برآورد مطرح‌شده از سوی انجمن واردکنندگان است و در گزارش منتشرشده مستند مستقلی برای روش محاسبه آن ارائه نشده؛ بنابراین نباید بدون بررسی بیشتر آن را یک ضریب قطعی علمی تلقی کرد.

دادرس نیز دقیقاً روی همین نقطه دست می‌گذارد و می‌گوید فناوری، اصلاح نژاد، جیره‌های جدید، سورگوم و روش‌های جدید کشاورزی می‌توانند مصرف منابع به ازای تولید را کاهش دهند.

واردات یا تولید؟ پاسخ احتمالاً هیچ‌کدام به‌تنهایی نیست

نکته جالب این است که در پایان بحث، مواضع دو طرف آن‌قدر که در ابتدا به نظر می‌رسد از هم دور نیست.

واردکنندگان از واردات محدود و هدفمند صحبت می‌کنند، نه جایگزینی کامل تولید داخل.

دادرس نیز می‌گوید کاهش پایدار واردات و تقویت تولید داخلی یک برنامه چهار تا پنج‌ساله می‌خواهد و در دوره گذار واردات محدود برای جبران کسری بازار ضروری است.

بنابراین اختلاف اصلی درباره اصل واردات نیست؛ درباره حجم، زمان، قیمت و نحوه حمایت همزمان از تولیدکننده است.

اگر واردات در فصل وفور دام و با قیمتی انجام شود که بازار دامدار داخلی را تخریب کند، می‌تواند تولید سال بعد را کاهش دهد. اگر واردات کاملاً متوقف شود و تولید داخلی توان پاسخ سریع به کسری را نداشته باشد، مصرف‌کننده با کمبود و جهش قیمت مواجه می‌شود.

گوشت بوفالو باید با نام واقعی فروخته شود

در میان تمام اختلافات اقتصادی، یک اصل تقریباً محل توافق است: مصرف‌کننده باید بداند چه چیزی می‌خرد.

گوشت بوفالو اگر با استاندارد دامپزشکی وارد شده باشد، نباید صرفاً به دلیل بوفالوبودن محصول ناسالم تلقی شود. اما از آنجا که قیمت جهانی آن پایین‌تر از بسیاری از قطعات گوساله است، عرضه آن با عنوان «گوشت گوساله» می‌تواند مصداق گمراه‌کردن خریدار باشد.

با برنامه واردات هشت تا ۱۰ هزار تنی از هند، این موضوع دیگر یک بحث حاشیه‌ای نیست.

بازار گوشت ایران احتمالاً در ماه‌های آینده شاهد حضور بیشتر مبادی پاکستان، هند، برزیل و آسیای مرکزی خواهد بود. سؤال اصلی این نیست که ایران «واردکننده باشد یا تولیدکننده»؛ بلکه این است که سیاست‌گذار چگونه می‌تواند کسری کوتاه‌مدت بازار را با واردات جبران کند، بدون اینکه ظرفیت تولید سال آینده را قربانی ارزانی امروز کند.

اگر این تعادل برقرار نشود، هر دو سناریو هزینه دارد: واردات بیش از حد می‌تواند دامدار را از بازار خارج کند و واردات کمتر از نیاز نیز می‌تواند قیمت گوشت را دوباره تحت فشار قرار دهد.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پرطرفدارترین