استقلال ۴ - مس شهربابک صفر؛ اولین نشانههای «استقلالِ بختیاریزاده» و تولد یک هویت تازه با سیستم ۳-۴-۲-۱
استقلال جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ در ورزشگاه شهدای شهر قدس مقابل مس شهربابک قرار گرفت و نخستین دیدار فصل خود را با نتیجه چهار بر صفر به پایان رساند.
سعید سحرخیزان در دقایق ۴۵+۱ و ۵۵ دو بار گلزنی کرد، محمدحسین اسلامی در دقیقه ۸۸ سومین گل را زد و اسماعیل قلیزاده نیز در دقیقه ۹۰+۲ نتیجه را چهار بر صفر کرد. این برد استقلال را موقتاً در صدر جدول هفته نخست قرار داد.
نکته مهم این بود که هر چهار گل استقلال تقریباً از مسیر متفاوتی شکل گرفتند؛ موضوعی که بخشی از ادعای مطرحشده درباره تنوع روشهای حمله آبیها را تقویت میکند.
گل نخست با توپ بلند و سریع سامان فلاح پشت خط دفاع شکل گرفت، گل دوم حاصل چرخش و پاس عمقی امیرمحمد رزاقینیا بود، گل سوم از یک ضدحمله سریع و پاس عرضی یاسر آسانی به اسلامی به دست آمد و در گل چهارم نیز حملهای سریع با مشارکت محمدرضا آزادی، صالح حردانی و قلیزاده تکمیل شد.
پس استقلال فقط از یک الگوی ثابت برای رسیدن به دروازه استفاده نکرد.
مهمترین تغییر استقلال؛ ۳-۴-۲-۱ به جای فوتبال محتاطانه
سهراب بختیاریزاده استقلال را با آرایش پایه ۳-۴-۲-۱ به میدان فرستاد.
سامان فلاح، عارف آقاسی و رستم آشورماتوف سه مدافع مرکزی بودند؛ صالح حردانی در سمت راست و حسین گودرزی در سمت چپ نقش وینگبک را داشتند؛ امیرمحمد رزاقینیا و اسماعیل قلیزاده دو بازیکن مرکزی بودند و یاسر آسانی و علیرضا کوشکی پشت سر سعید سحرخیزان فعالیت میکردند.
همین چینش، نقطه شروع تحلیل استقلال جدید است.
وقتی حردانی و گودرزی هنگام مالکیت جلو میرفتند، سه مدافع مرکزی پشت توپ باقی میماندند و آسانی و کوشکی میتوانستند از کنارهها به مناطق داخلی زمین حرکت کنند. در چنین حالتی، شمای کلی استقلال در برخی حملات میتوانست به ساختاری شبیه ۳-۲-۵ نزدیک شود؛ سه مدافع در عقب، دو هافبک برای گردش توپ و پنج بازیکن در ارتفاع بالاتر زمین.
البته بدون دادههای ردیابی بازیکنان نمیتوان ۳-۲-۵ را آرایش ثابت استقلال نامید؛ اما ترکیب اعلامشده و شرح وظایف وینگبکها نشان میدهد کادر فنی از ابتدا به دنبال افزایش نفرات در خطوط بالاتر بوده است. گزارش پیش از مسابقه نیز حردانی و گودرزی را دو وینگبکی معرفی کرده بود که هنگام حمله تا نزدیکی محوطه جریمه اضافه میشوند.
راز زوج رزاقینیا و قلیزاده در مرکز زمین
یکی از جسورانهترین تصمیمهای بختیاریزاده، سپردن مرکز زمین به امیرمحمد رزاقینیا و اسماعیل قلیزاده بود.
در غیاب روزبه چشمی، استقلال به جای استفاده از یک هافبک کاملاً تدافعی و یک بازیکن باتجربهتر، دو بازیکن جوان را کنار هم قرار داد.
اما نقش این دو یکسان نبود.
رزاقینیا در بسیاری از صحنهها وظیفه اتصال خط دفاع به بخش هجومی را داشت و بهترین نمونه آن گل دوم بود؛ جایی که پس از دریافت توپ، با چرخش از فشار خارج شد و پاس عمقی دقیقش سحرخیزان را تکبهتک کرد.
قلیزاده آزادی بیشتری برای جلو رفتن داشت. گل دقیقه ۹۲ او نیز نشان داد این بازیکن در دقایق پایانی هنوز اجازه داشت خود را به قلب محوطه حریف برساند.
بنابراین توصیف قلیزاده بهعنوان یک «هافبک باکستوباکس» از نظر حرکات دیدهشده در این مسابقه قابل دفاع است، هرچند هنوز برای اینکه این عنوان را نقش دائمی او در سیستم بختیاریزاده بدانیم، به چند بازی دیگر نیاز داریم.
آسانی و کوشکی؛ دو شماره ۱۰ به جای دو وینگر کلاسیک
یاسر آسانی و علیرضا کوشکی نیز نقش جالبی داشتند.
این دو روی کاغذ پشت سحرخیزان قرار گرفتند و طبق تحلیل پیش از مسابقه، آزادی داشتند مرتب جای خود را تغییر دهند. کوشکی بیشتر از نیمفضای چپ به دفاع مس حمله میکرد و آسانی نیز امکان جابهجایی بین مرکز و سمت راست را داشت.
مزیت چنین آرایشی روشن است.
وقتی وینگبک عرض زمین را میسازد، بازیکن هجومی مجبور نیست کنار خط بماند. او میتواند به داخل حرکت کند، بین خطوط صاحب توپ شود و فاصله کمتری با مهاجم نوک داشته باشد.
در گل سوم دقیقاً یکی از ویژگیهای آسانی دیده شد. استقلال پس از کرنر مس با سرعت ضدحمله زد، آسانی توپ را دریافت کرد و به جای تلاش برای تمامکردن حرکت، پاس عرضی مناسب به محمدحسین اسلامی داد تا بازیکن تعویضی گل بزند.
این همان چیزی است که یک تیم برای رهایی از وابستگی به یک ستاره نیاز دارد: بازیکن تأثیرگذار باشد، اما مجبور نباشد تمام حمله را خودش تمام کند.
سحرخیزان؛ برنده بزرگ هفته اول استقلال
در میان تمام بحثهای تاکتیکی، نباید از مهمترین اتفاق فردی مسابقه عبور کرد؛ دبل سعید سحرخیزان.
مهاجم استقلال پیش از شروع فصل نیز در سه مسابقه تدارکاتی سه گل زده و یک پاس گل داده بود و مقابل مس همان آمادگی را به مسابقه رسمی منتقل کرد.
گل اول از هوشیاری برای دنبالکردن توپ پشت خط دفاع به دست آمد. در گل دوم، سحرخیزان حرکت در عمق را دقیق انجام داد، دروازهبان را دریبل کرد و ضربه نهایی را زد.
برای سیستم ۳-۴-۲-۱، مهاجمی که فقط داخل محوطه منتظر ارسال بماند کافی نیست. نفر شماره ۹ باید پشت دفاع حرکت کند، مدافعان را عقب ببرد و برای آسانی و کوشکی فضا ایجاد کند.
سحرخیزان در اولین مسابقه حداقل نشان داد میتواند این نقش را ایفا کند.
استقلال فقط مالکیت نمیخواست؛ انتقال سریع هم داشت
یکی از نکات مثبت نمایش استقلال، تضادنداشتن «فوتبال مالکانه» با حمله سریع بود.
گاهی تصور میشود تیمی که قصد بازیسازی از عقب دارد باید در تمام موقعیتها با پاسهای کوتاه جلو برود. استقلال مقابل مس چنین رویکرد خشک و تکبعدی نداشت.
وقتی فضا پشت دفاع وجود داشت، پاس مستقیم سامان فلاح به سحرخیزان انتخاب شد. وقتی امکان شکستن خط میانی با پاس وجود داشت، رزاقینیا توپ عمقی داد. زمانی که مس برای کرنر جلو کشید، استقلال با سرعت ضدحمله زد.
این تنوع شاید مهمتر از خود چهار گل باشد.
یک تیم مدعی اگر تنها یک روش برای حمله داشته باشد، پس از چند هفته برای رقبا قابل پیشبینی میشود. استقلال در نخستین مسابقه نشان داد حداقل در سطح ایده، قرار است هم از مالکیت و هم از انتقال استفاده کند.
حرف بختیاریزاده بعد از بازی، تحلیل تاکتیکی را تأیید کرد
صحبتهای سرمربی استقلال بعد از مسابقه نیز نشان داد آنچه در زمین دیده شد اتفاقی نبوده است.
بختیاریزاده توضیح داد که حتی پس از گلزنی، از بازیکنانش خواسته استقرار در فضاهای مناسب، شعاع حرکتی صحیح و نظم تیمی را حفظ کنند و تأکید کرد نتیجه نباید باعث کنار گذاشتهشدن اصول فنی شود. او گفت از عملکرد بازیکنان بیشتر از خود پیروزی خوشحال است و اتحاد تیم را حتی بالاتر از برخی مسائل تاکتیکی میداند.
این بخش شاید مهمترین نشانه برای آینده باشد.
بسیاری از تیمها وقتی دو بر صفر جلو میافتند شکل مسابقهشان عوض میشود؛ فاصله خطوط بیشتر میشود و بازیکنان به دنبال حرکات فردی میروند. استقلال اما دو گل دیگر خود را در دقایق ۸۸ و ۹۲ زد.
یعنی تیم حداقل در این مسابقه تا پایان دنبال اجرای حمله ماند.
اما چرا نباید با یک برد چهارگله هیجانزده شد؟
تمام نکات مثبت باید کنار یک واقعیت مهم قرار بگیرد: مس شهربابک برای اولین بار در تاریخ خود در لیگ برتر بازی میکرد.
این تیم فصل گذشته از لیگ آزادگان صعود کرده و نخستین تجربهاش در بالاترین سطح فوتبال ایران را مقابل استقلال پشت سر گذاشت.
قاسم شهبا، سرمربی مس، نیز پس از مسابقه کیفیت بالای استقلال و اشتباهات فردی تیم خودش را از دلایل اصلی نتیجه دانست و نمایش آبیها را فوقالعاده توصیف کرد.
سه گل استقلال نیز در نیمه دوم و دو گل در دقایق پایانی به ثمر رسید. این موضوع نشان میدهد عدد چهار بر صفر لزوماً به معنای ۹۰ دقیقه برتری مطلق و بدون چالش نیست.
مس هنوز باید با سرعت تصمیمگیری، فشار و کیفیت فردی لیگ برتر تطبیق پیدا کند. در هفتههای آینده حریفانی خواهند آمد که بهتر پرس میکنند، فضای کمتری بین خطوط میدهند و اشتباهات دفاعی این مسابقه را تکرار نمیکنند.
آزمون واقعی سیستم سه دفاعه هنوز در راه است
مهمترین سؤال درباره سیستم جدید استقلال زمانی پاسخ داده میشود که آبیها مقابل تیمهای پرقدرتتر قرار بگیرند.
در آرایش سه دفاعه، بالا رفتن همزمان وینگبکها میتواند فضای زیادی پشت آنها ایجاد کند. اگر حریف بتواند در لحظه ازدسترفتن توپ از فشار اول استقلال عبور کند، سه مدافع مرکزی ممکن است در فضاهای بسیار بزرگی مجبور به دفاع شوند.
همچنین مشخص نیست زوج جوان رزاقینیا و قلیزاده زیر پرس شدید حریفان مدعی نیز همین کیفیت گردش توپ را حفظ خواهد کرد یا خیر.
پس برای سنجش واقعی این استقلال باید منتظر بازیهایی ماند که حریف توان پرس از بالا، مهاجمان سریع و هافبکهای مسلطتری داشته باشد.
استقلال بختیاریزاده صاحب هویت شده است؟
بعد از تنها یک هفته، پاسخ قطعی «بله» نیست؛ اما میتوان گفت نشانههای یک هویت قابل تشخیص دیده شد.
سه مدافع برای شروع بازی، دو وینگبک تهاجمی، دو هافبک جوان و متحرک، دو بازیکن آزاد پشت مهاجم و شماره ۹ی که مرتب به عمق میزند، چارچوب روشنی ایجاد کرده است. استقلال همچنین چهار گل خود را با روشهای متفاوت ساخت و تا پایان مسابقه نظم هجومیاش را کنار نگذاشت.
از همه مهمتر، این تیم در نخستین بازی فصل بیش از آنکه مجموعهای از نامهای بزرگ به نظر برسد، شبیه یک واحد هماهنگ بود.
البته خطکش واقعی در هفتههای بعد قرار دارد. اگر استقلال بتواند همین ساختار را برابر حریفانی با پرس سنگینتر و کیفیت فردی بالاتر حفظ کند، آن وقت میتوان گفت سهراب بختیاریزاده فقط یک برد چهارگله به دست نیاورده؛ بلکه نسخه تازهای از استقلال را ساخته است.
فعلاً پیام هفته اول روشن است: آبیها نتیجه گرفتند، اما چیزی که بیش از چهار گل ارزش داشت، تلاش برای رسیدن به نتیجه از دل یک ایده فوتبالی بود.