کد خبر: ۶۶۴۰۱۲

چرا استقلال و پرسپولیس ورزشگاه اختصاصی ندارند؟ حلقه گمشده درآمدزایی فوتبال ایران

 ورزشگاه آزادی
ورزشگاه اختصاصی در فوتبال مدرن دیگر فقط محل برگزاری ۱۵ یا ۲۰ مسابقه خانگی در سال نیست؛ یک دارایی اقتصادی است که از بلیت‌فروشی و جایگاه‌های VIP تا فروشگاه، موزه، رستوران، تبلیغات، حق نام‌گذاری و رویدادهای غیرورزشی برای باشگاه پول تولید می‌کند. بااین‌حال استقلال و پرسپولیس با وجود میلیون‌ها هوادار، هنوز کنترل یک ورزشگاه بزرگ و استاندارد برای برگزاری مسابقات خود را در اختیار ندارند. تازه‌ترین مقررات مالی فوتبال ایران نیز به‌صراحت از زیان انباشته، ضعف درآمد عملیاتی و وابستگی باشگاه‌ها به دولت و مجموعه‌های خصولتی به‌عنوان مشکلات اصلی فوتبال کشور نام می‌برد؛ همان ساختاری که رؤیای استادیوم اختصاصی را سال‌ها عقب انداخته است.
۱۴:۰۰ - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

در فوتبال امروز، ارزش یک ورزشگاه به تعداد صندلی‌هایش محدود نمی‌شود. باشگاهی که کنترل اقتصادی ورزشگاه خود را در اختیار دارد، می‌تواند تقریباً در تمام طول سال از آن درآمد کسب کند؛ از فروش بلیت و خدمات ویژه روز مسابقه گرفته تا تور ورزشگاه، فروش محصولات هواداری، موزه، رستوران، فضاهای تجاری، تبلیغات و برگزاری کنسرت یا رویدادهای شرکتی.

نمونه آشکار این مدل، رئال مادرید است. صورت‌های مالی رسمی این باشگاه برای فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ نشان می‌دهد درآمد عملیاتی رئال به رکورد یک میلیارد و ۲۲۱ میلیون یورو رسیده و فقط درآمد ورزشگاه سانتیاگو برنابئو ۳۶۳ میلیون یورو بوده است؛ درحالی‌که این رقم در فصل ۲۰۱۹-۲۰۱۸ و قبل از بازسازی ورزشگاه ۱۷۵ میلیون یورو بود. یعنی درآمد استادیوم در این مدت بیش از دو برابر شده است.

برنابئو چگونه به «کارخانه پول‌سازی» تبدیل شد؟

پروژه بازسازی برنابئو البته ارزان نبوده است. رئال مادرید تا پایان فصل گذشته حدود یک میلیارد و ۴۰۸ میلیون یورو برای این پروژه سرمایه‌گذاری کرده، اما هدف از این هزینه صرفاً ساخت سکوهای زیباتر نبود. باشگاه به دنبال تبدیل ورزشگاه به مرکزی بود که حتی زمانی که مسابقه‌ای برگزار نمی‌شود، همچنان درآمد ایجاد کند.

درآمد ورزشگاهی رئال در سال مالی اخیر ۱۱ درصد دیگر افزایش یافته و نسبت به آخرین فصل قبل از آغاز بازسازی ۱۰۷ درصد رشد کرده است. این مثال یک نکته اساسی را روشن می‌کند: استادیوم مدرن برای باشگاه حرفه‌ای «هزینه ساختمانی» نیست؛ اگر مدل کسب‌وکار صحیح داشته باشد، یک سرمایه‌گذاری بلندمدت است.

البته نمی‌توان نسخه یک میلیارد یورویی مادرید را مستقیماً برای تهران تجویز کرد. درآمد، قدرت خرید هوادار، بازار تبلیغات و نظام بانکی ایران با اسپانیا قابل مقایسه نیست. اما اصل اقتصادی یکی است؛ باشگاهی که اختیار بهره‌برداری از خانه خود را ندارد، بخشی از مهم‌ترین ظرفیت تجاری برندش را نیز در اختیار ندارد.

استقلال و پرسپولیس ورزشگاه دارند؛ اما نه آن ورزشگاهی که تصور می‌شود

در ادبیات رسانه‌ای گاهی از مجموعه شهید کاظمی به‌عنوان ورزشگاه اختصاصی پرسپولیس و مجموعه ناصر حجازی یا دیگر اماکن در اختیار استقلال به‌عنوان ورزشگاه اختصاصی این دو باشگاه یاد می‌شود. اما باید میان مجموعه تمرینی یا ورزشگاه در اختیار باشگاه و ورزشگاه خانگی بزرگ و درآمدزا برای مسابقات لیگ و آسیا تفاوت قائل شد.

مدیرکل ورزش و جوانان استان تهران پیش‌تر به‌صراحت اعلام کرده بود مجموعه‌های شهید کاظمی و امام رضا در اختیار پرسپولیس و استقلال قرار دارند، اما این دو باشگاه مالک آنها نیستند.

استقلال نیز در سایت رسمی خود مجموعه ناصر حجازی را «استادیوم اختصاصی» معرفی می‌کند و از ظرفیت‌های تجاری اماکن اختصاصی باشگاه برای جذب شریک اقتصادی سخن گفته است، اما بازی‌های بزرگ این تیم همچنان در ورزشگاه‌هایی مانند آزادی برگزار می‌شود.

همین وضعیت درباره پرسپولیس وجود دارد. شهید کاظمی یک پایگاه تمرینی مهم برای این باشگاه است، اما جایگزینی برای استادیومی ده‌ها هزار نفری با امکانات تجاری، جایگاه‌های VIP، شبکه گسترده فروش و ظرفیت میزبانی مسابقات بزرگ محسوب نمی‌شود.

ورزشگاه آزادی؛ نماد وابستگی دو باشگاه بزرگ ایران

استقلال و پرسپولیس برای بزرگ‌ترین مسابقات خود عملاً به ورزشگاه آزادی وابسته‌اند؛ مجموعه‌ای که تحت مدیریت باشگاه‌ها نیست. ماجرای طولانی بازسازی آزادی نیز نشان داده این وابستگی تا چه اندازه می‌تواند برنامه تجاری و حتی ورزشی باشگاه‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

در ماه‌های گذشته چند زمان متفاوت برای بازگشایی آزادی اعلام شد. تازه‌ترین توضیحات از آماده‌شدن ورزشگاه در اواخر تابستان حکایت دارد و مهدی تاج نیز تأخیر را به روند تعویض چمن مرتبط دانسته است. به این ترتیب دو باشگاه پرهوادار کشور حتی درباره زمان بازگشت به اصلی‌ترین ورزشگاه خانگی خود تصمیم‌گیر نهایی نیستند.

مسئله فقط محل بازی نیست. وقتی مدیریت تجاری ورزشگاه در اختیار باشگاه نباشد، طراحی بلندمدت برای جایگاه‌های ویژه، فروش سالانه صندلی‌ها، رستوران، فروشگاه، موزه، تور استادیوم یا فروش حق نام‌گذاری بسیار دشوارتر می‌شود.

مشکل اصلی فوتبال ایران فقط پول ساخت ورزشگاه نیست

ساخت یک ورزشگاه مدرن پروژه‌ای بسیار سرمایه‌بر است، اما اگر تنها مانع، کمبود پول بود، احتمالاً طی چند دهه گذشته حداقل یکی از باشگاه‌های بزرگ ایران راه‌حلی پیدا می‌کرد. مشکل عمیق‌تر، مدل اقتصادی خود باشگاه‌هاست.

سازمان لیگ در مرداد ۱۴۰۵ هنگام تشریح دستورالعمل جدید «بازی جوانمردانه مالی» فهرستی کم‌سابقه و صریح از مشکلات اقتصادی باشگاه‌های ایرانی منتشر کرد: سرمایه اولیه پایین، حقوق مالکانه منفی، زیان انباشته، ناتوانی در ایجاد درآمد عملیاتی، جریان نقد عملیاتی منفی، وابستگی به دولت و شرکت‌های خصولتی و ابهام در مناسبات مالی.

باشگاهی با چنین ترازنامه‌ای چگونه می‌تواند وارد پروژه‌ای چند هزار میلیارد تومانی شود که بازگشت سرمایه آن شاید بیش از یک دهه زمان ببرد؟

مدیری که عمر مدیریتش ممکن است یک یا دو فصل باشد نیز انگیزه کمتری دارد سرمایه باشگاه را وارد پروژه‌ای کند که نتیجه آن در دوره مدیران بعدی دیده می‌شود. خرید یک مهاجم جدید اثر فوری و رسانه‌ای دارد؛ ساخت زیرساخت، زمین، آکادمی یا ورزشگاه اثر بلندمدت دارد. همین تفاوت، یکی از ریشه‌های غلبه هزینه جاری بر سرمایه‌گذاری زیرساختی در فوتبال ایران است.

آیا AFC باشگاه‌ها را مجبور به داشتن ورزشگاه اختصاصی می‌کند؟

یک تصور اشتباه این است که کنفدراسیون فوتبال آسیا همه باشگاه‌های حرفه‌ای را ملزم کرده مالک استادیوم اختصاصی باشند. مقررات صدور مجوز باشگاهی AFC در نسخه ۲۰۲۶ چنین الزامی ندارد.

طبق ماده ۱۷، باشگاه باید یک ورزشگاه واجد شرایط در اختیار داشته باشد؛ اما دو راه دارد: یا مالک ورزشگاه باشد یا قرارداد کتبی با مالک ارائه کند که استفاده از آن ورزشگاه را برای مسابقات فصل آینده تضمین کند.

بنابراین مسئله فوتبال ایران الزاماً «ساخت ورزشگاه از صفر» نیست. یک راه واقع‌بینانه‌تر می‌تواند واگذاری حق بهره‌برداری بلندمدت ۲۰ یا ۳۰ ساله از یک مجموعه به باشگاه باشد؛ به شکلی که باشگاه امنیت حقوقی کافی برای سرمایه‌گذاری، بازسازی و درآمدزایی داشته باشد.

اگر قرارداد بهره‌برداری هر سال قابل تغییر باشد، هیچ سرمایه‌گذاری حاضر نیست برای ساخت فروشگاه، جایگاه VIP، هتل، پارکینگ یا مراکز تجاری میلیاردها تومان هزینه کند.

خصوصی‌سازی سرخابی‌ها چرا مشکل ورزشگاه را حل نکرد؟

مالکیت استقلال و پرسپولیس در سال ۱۴۰۳ از دولت به مجموعه‌های اقتصادی منتقل شد؛ استقلال به مجموعه‌ای به محوریت هلدینگ خلیج فارس و بخش عمده سهام پرسپولیس به کنسرسیومی بانکی واگذار شد. این اقدام به حل مشکل مالکیت مشترک دو باشگاه و پرونده مجوز حرفه‌ای کمک کرد، اما به‌خودی‌خود مدل اقتصادی آنها را متحول نکرد.

تفاوت بزرگی میان «انتقال سهام از یک نهاد عمومی به یک مجموعه اقتصادی دیگر» و شکل‌گیری یک باشگاه واقعاً خودگردان وجود دارد.

معیار واقعی خصوصی‌سازی این است که باشگاه چه مقدار از هزینه‌های خود را از فعالیت خودش تأمین می‌کند: بلیت، حق پخش، اسپانسر، فروش بازیکن، محصولات هواداری، آکادمی و دارایی‌های تجاری. اتفاقاً سازمان لیگ در آیین‌نامه مالی جدید، کاهش وابستگی به منابع غیرعملیاتی و افزایش درآمد عملیاتی را به‌عنوان یکی از اهداف اصلی پنج‌ساله مطرح کرده است.

حق پخش؛ ضلع دیگر بحران ورزشگاه اختصاصی

سرمایه‌گذاری بلندمدت زمانی امکان‌پذیر است که باشگاه جریان درآمدی قابل پیش‌بینی داشته باشد. در فوتبال ایران پرونده حق پخش تلویزیونی هنوز یکی از پیچیده‌ترین مسائل اقتصادی است. در بودجه سال ۱۴۰۵ برای حق پخش مسابقات ورزشی داخلی ۴۷۰ میلیارد تومان پیش‌بینی شده، اما نسبت درآمد واقعی فوتبال از تلویزیون به بازار بالقوه و نحوه توزیع آن همچنان محل بحث است.

وقتی یک باشگاه نتواند برای چند سال آینده درآمد خود از حق پخش، بلیت، تبلیغات و بهره‌برداری ورزشگاه را با اطمینان پیش‌بینی کند، تأمین مالی پروژه‌ای بزرگ تقریباً غیرممکن می‌شود.

بانک یا سرمایه‌گذار برای ساخت ورزشگاه به وعده هوادار میلیونی و محبوبیت برند وام نمی‌دهد؛ جریان نقدی، وثیقه، حق بهره‌برداری و قرارداد بلندمدت می‌خواهد.

راه‌حل چیست؛ ساخت استادیوم یا واگذاری بلندمدت؟

برای استقلال و پرسپولیس شاید واقع‌بینانه‌ترین مسیر، ساخت فوری یک ورزشگاه عظیم از نقطه صفر نباشد. فوتبال ایران ابتدا باید مدل مالکیت و بهره‌برداری را اصلاح کند.

واگذاری بلندمدت یک مجموعه مناسب، اجازه توسعه تجاری اطراف آن، تضمین حقوق باشگاه در بلیت‌فروشی و تبلیغات، امکان فروش حق نام‌گذاری و ایجاد فروشگاه، موزه و فضاهای پذیرایی می‌تواند آغاز مسیر باشد. باشگاه پس از ایجاد جریان درآمدی پایدار، قدرت بیشتری برای توسعه یا ساخت استادیوم جدید خواهد داشت.

از سوی دیگر صدور مجوز حرفه‌ای داخلی می‌تواند به‌تدریج امتیاز بیشتری برای باشگاه‌هایی در نظر بگیرد که در زیرساخت، آکادمی، زمین تمرین و ورزشگاه سرمایه‌گذاری می‌کنند. مقررات جدید مالی سازمان لیگ نیز اگر واقعاً اجرا شود، می‌تواند مدیران را از مسابقه صرف برای افزایش هزینه قرارداد بازیکنان به سمت خلق دارایی و درآمد عملیاتی سوق دهد.

استادیوم اختصاصی؛ آخرین قطعه پازل حرفه‌ای‌شدن فوتبال ایران

استقلال و پرسپولیس از نظر تعداد هوادار، توجه رسانه‌ای و قدرت برند، ظرفیت اقتصادی قابل توجهی دارند. مسئله این است که بخش مهمی از این ظرفیت هنوز به دارایی مولد تبدیل نشده است.

ورزشگاه اختصاصی به‌تنهایی فوتبال ایران را نجات نمی‌دهد؛ همان‌طور که ساخت یک ساختمان بزرگ بدون مدل کسب‌وکار می‌تواند فقط بدهی جدید ایجاد کند. تجربه برنابئو نشان می‌دهد موفقیت زمانی حاصل می‌شود که ورزشگاه بخشی از یک اکوسیستم تجاری شامل بلیت، گردشگری، خدمات VIP، بازاریابی و رویداد باشد.

فوتبال ایران برای رسیدن به چنین نقطه‌ای بیش از بتن و صندلی به امنیت سرمایه‌گذاری، مدیریت پایدار، درآمد عملیاتی و اختیار بهره‌برداری تجاری نیاز دارد. تا زمانی که باشگاه‌ها عمده انرژی خود را صرف تأمین بودجه فصل بعد و پرداخت قرارداد بازیکنان کنند، ورزشگاه اختصاصی همچنان رؤیایی دور باقی می‌ماند.

اما اگر باشگاه از «تیم فوتبالی که هر سال بودجه مصرف می‌کند» به «بنگاه ورزشی که دارایی و درآمد تولید می‌کند» تبدیل شود، استادیوم دیگر یک آرزوی تجملی نخواهد بود؛ همان چیزی خواهد شد که در فوتبال حرفه‌ای جهان هست: کارخانه درآمدزایی باشگاه.

 

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط