کد خبر: ۶۶۴۰۶۶

پرسپولیس تارتار چه شکلی شد؟ از پرس مرگبار تا یک هشدار جدی در برد مقابل شمس‌آذر

پرسپولیس تارتار چه شکلی شد؟ از پرس مرگبار تا یک هشدار جدی در برد مقابل شمس‌آذر
پرسپولیس فصل بیست‌وششم لیگ برتر را با یک برد مهم و امیدوارکننده آغاز کرد؛ پیروزی ۲ بر صفر مقابل شمس‌آذر که فراتر از سه امتیاز هفته نخست، نخستین تصویر جدی از تیم مهدی تارتار را به نمایش گذاشت. سرخپوشان در قزوین تیمی سریع، متحرک و علاقه‌مند به پرس و انتقال فوری بودند، اما پشت این نمایش جذاب یک سؤال مهم هم باقی ماند: اگر حریف پرس پرسپولیس را بشکند یا راه ضدحمله را ببندد، پلن دوم تارتار چیست؟
۱۱:۴۳ - ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

پرسپولیس در نخستین مسابقه فصل ۱۴۰۵-۰۶ لیگ برتر، شمس‌آذر را در قزوین با نتیجه ۲ بر صفر شکست داد. محمدمهدی محبی در دقیقه ۱۲ و محمد عمری در دقیقه ۱۵ دو گل تیم مهدی تارتار را به ثمر رساندند تا سرخپوشان خیلی زود کنترل مسابقه را در اختیار بگیرند. این پیروزی از نظر نتیجه نیز اهمیت زیادی داشت؛ استقلال، سپاهان و تراکتور هفته نخست را با برد آغاز کرده بودند و پرسپولیس برای عقب نماندن از رقبای مستقیم خود نیاز به سه امتیاز داشت.

اما آنچه برد مقابل شمس‌آذر را قابل بررسی می‌کند، فقط نتیجه نیست. اولین مسابقه رسمی مهدی تارتار روی نیمکت پرسپولیس نشانه‌هایی از تغییر هویت این تیم داشت؛ هویتی که بیش از گذشته بر تحرک بازیکنان هجومی، جابه‌جایی مداوم، فشار روی صاحب توپ و کوتاه کردن مسیر رسیدن از توپ‌گیری به موقعیت گل استوار شده است.

پرسپولیس جدید؛ چهار مهره هجومی با نقش‌های شناور

تارتار مقابل شمس‌آذر با تیوی بیفوما، محمد عمری، محمدمهدی محبی و علی علیپور وارد زمین شد؛ چهار بازیکنی که قرار نبود در تمام مسابقه به یک منطقه مشخص محدود بمانند. ترکیب ابتدایی پرسپولیس نیز نشان می‌داد سرمربی جدید می‌خواهد از همان هفته اول، تعداد قابل توجهی بازیکن با خصوصیات هجومی را همزمان در زمین داشته باشد.

مهم‌ترین ویژگی این آرایش، قابلیت جابه‌جایی بود. علیپور می‌توانست مدافعان میانی را در عمق درگیر کند، بیفوما در بعضی حملات از خط اول فاصله بگیرد و به عنوان مهاجم سایه یا بازیکن رابط ظاهر شود و عمری و محبی نیز با حرکت از کناره‌ها به فضای مرکزی، شکل خط حمله را تغییر دهند.

نتیجه چنین ساختاری این بود که دفاع شمس‌آذر همیشه با یک سؤال روبه‌رو بود: کدام بازیکن را باید دنبال کند؟

وقتی بازیکن هجومی دائماً منطقه فعالیت خود را تغییر می‌دهد، مدافع حریف نیز ناچار به تصمیم‌گیری می‌شود؛ یا باید همراه او حرکت کند و فضای پشت سرش را باز بگذارد یا منطقه خود را حفظ کند و اجازه دریافت توپ بین خطوط را بدهد. پرسپولیس در نیمه نخست تلاش کرد دقیقاً از همین تردید استفاده کند.

پرس فقط برای دفاع نبود؛ مسیر کوتاه پرسپولیس تا دروازه

یکی دیگر از نکات مهم تیم تارتار، نگاه متفاوت به پرس بود. پرسپولیس صرفاً برای جلوگیری از حمله شمس‌آذر فشار نمی‌آورد؛ توپ‌گیری به خودی خود بخشی از طراحی حمله محسوب می‌شد.

گل دوم بهترین نمونه است. محمد عمری در میانه زمین توپ را از بازیکن شمس‌آذر گرفت، بدون اتلاف زمان به سمت دروازه حرکت کرد و خودش ضربه نهایی را زد. گزارش مسابقه نیز گل دقیقه ۱۵ را حاصل توپ‌گیری عمری، پیشروی سریع و ضربه نهایی او توصیف می‌کند.

این صحنه بخش مهمی از ایده پرسپولیس را نشان می‌دهد: کاهش فاصله زمانی میان بازپس‌گیری توپ و ایجاد موقعیت.

زمانی که حریف در حال ساخت حمله است و ناگهان توپ را از دست می‌دهد، معمولاً سازمان دفاعی کاملی ندارد. تارتار می‌خواهد بازیکنانش از همین چند ثانیه استفاده کنند؛ یعنی به جای بازگرداندن توپ به عقب و آغاز یک مالکیت طولانی، سریع به فضای خالی حمله کنند.

با حضور بازیکنانی مثل عمری، محبی و بیفوما که توان حمل توپ و تغییر سرعت دارند، این مدل می‌تواند یکی از خطرناک‌ترین سلاح‌های پرسپولیس در فصل جدید باشد.

نقش متفاوت بیفوما در خط حمله پرسپولیس

ارزش بیفوما نیز الزاماً به دریبل، شوت یا آمار مستقیم گل و پاس گل محدود نیست. در ساختار هجومی پرسپولیس، او می‌تواند بازیکنی باشد که میان خط هافبک و حمله ارتباط برقرار می‌کند.

وقتی علیپور در عمق قرار می‌گیرد، عقب آمدن بیفوما می‌تواند یکی از مدافعان یا هافبک‌های حریف را از منطقه اصلی خود خارج کند. همین حرکت امکان فرار عمری، محبی یا حتی نفوذ مدافعان کناری را افزایش می‌دهد.

اتفاقاً نقش مدافعان کناری هم در این ساختار قابل توجه بود. ابوالفضل جلالی در سمت چپ آزادی بیشتری برای نفوذ داشت و گل اول نیز روی ارسال او و ضربه محمدمهدی محبی شکل گرفت. در سمت مقابل، مجید عیدی وظایف محتاطانه‌تری داشت. این عدم تقارن می‌تواند یکی از ابزارهای تاکتیکی تارتار برای ایجاد برتری عددی در یک سمت زمین باشد.

هشدار بزرگ؛ فاصله‌ای که می‌تواند پرسپولیس را دو تکه کند

با تمام نکات مثبت، نمایش پرسپولیس بدون ایراد نبود.

در بعضی دقایق، خط اول فشار سرخپوشان فاصله زیادی از خط میانی پیدا می‌کرد. مهاجمان جلو می‌رفتند تا ساخت بازی شمس‌آذر را مختل کنند اما هافبک‌ها همیشه با همان سرعت بالا نمی‌آمدند. نتیجه، شکل‌گیری فضایی میان دو خط بود.

مقابل شمس‌آذر این مسئله خسارت بزرگی ایجاد نکرد، اما مقابل تیم‌هایی که هافبک‌های باکیفیت‌تری دارند، شرایط می‌تواند کاملاً متفاوت باشد.

اگر حریف بتواند از فشار اولیه عبور کند، ناگهان فضایی در مرکز زمین به دست می‌آورد که امکان حمله مستقیم به خط دفاعی پرسپولیس را فراهم می‌کند. بنابراین موفقیت پرس را نباید فقط با تعداد توپ‌گیری‌ها سنجید؛ سؤال مهم‌تر این است که پرسپولیس بعد از شکسته شدن پرس چه ساختاری دارد؟

این همان مسئله‌ای است که در مسابقات بزرگ‌تر می‌تواند تعیین‌کننده باشد.

مشکل دوم؛ وقتی حریف عقب بنشیند چه اتفاقی می‌افتد؟

پرس و انتقال سریع زمانی بیشترین کارایی را دارد که حریف برای بازی کردن تلاش کند و فضا در زمین ایجاد شود. اما همه رقبا چنین فرصتی به پرسپولیس نخواهند داد.

ممکن است تیمی با بلوک دفاعی پایین مقابل سرخپوشان قرار بگیرد، فضاهای پشت خط دفاع را ببندد و عمداً مالکیت توپ را در اختیار پرسپولیس بگذارد. آن زمان دیگر توپ‌گیری و دویدن در فضای باز راه‌حل اصلی نخواهد بود.

اینجاست که کیفیت بازی‌سازی، گردش سریع توپ، پاس بین خطوط و خلاقیت هافبک‌های میانی اهمیت پیدا می‌کند. گزارش‌های پس از مسابقه نیز به این نکته اشاره کرده‌اند که پرسپولیس فعلاً یک هافبک میانی کاملاً خلاق و پاسور در اختیار ندارد و بخش مهمی از حملاتش مقابل شمس‌آذر از جناحین شکل گرفت.

بنابراین یکی از بزرگ‌ترین آزمون‌های تاکتیکی تارتار زمانی خواهد بود که حریف پرس نمی‌شود، جلو نمی‌آید و فضای انتقال را از پرسپولیس می‌گیرد.

چالش مهم تارتار؛ حفظ تمرکز و ضرب‌آهنگ در ۹۰ دقیقه

نکته دیگری که از بازی نخست نمی‌توان نادیده گرفت، نوسان ریتم پرسپولیس بود. شروع سرخپوشان فوق‌العاده سریع بود؛ دو گل در پانزده دقیقه و چند فرصت دیگر در نیمه نخست نشان داد تیم تارتار می‌تواند حریف را زیر فشار قرار دهد. اما این شدت در تمام ۹۰ دقیقه حفظ نشد.

خود تارتار نیز بعد از مسابقه پذیرفت که شمس‌آذر در نیمه دوم عملکرد بهتری داشته و پرسپولیس باید ایرادهایش را برطرف کند. او البته به شرایط چمن و وضعیت جسمانی بعضی بازیکنان نیز اشاره کرد.

برای تیمی که می‌خواهد مدعی قهرمانی باشد، حفظ تمرکز و کنترل ضرب‌آهنگ به اندازه شروع انفجاری اهمیت دارد. پرسپولیس قرار نیست تمام مسابقات را در پانزده دقیقه نخست تعیین تکلیف کند. گاهی باید برتری یک بر صفر را برای مدت طولانی مدیریت کند، گاهی باید بعد از دقیقه ۷۰ به گل برسد و گاهی نیز پس از عقب افتادن، ریتم مسابقه را تغییر دهد.

سه امتیاز مهم، اما سؤال اصلی هنوز باقی است

قضاوت قطعی درباره پرسپولیس مهدی تارتار بعد از تنها یک مسابقه منطقی نیست. این تیم تغییرات زیادی داشته و حتی در همین بازی نخست نیز تارتار از تغییر آرایش استفاده کرد؛ پرسپولیس مسابقه را با ساختار چهار دفاعه آغاز کرد و در ادامه با ورود حسین ابرقویی به سیستم سه‌دفاعه رفت؛ نشانه‌ای که احتمالاً از انعطاف تاکتیکی سرمربی جدید در طول فصل خبر می‌دهد.

با این حال اولین تصویر جذاب بود: پرسپولیسی سریع‌تر، متحرک‌تر و علاقه‌مند به حمله بلافاصله پس از توپ‌گیری.

برد مقابل شمس‌آذر بنابراین فقط سه امتیاز نبود؛ اولین نشانه از هویتی بود که تارتار می‌خواهد در پرسپولیس بسازد. هویتی بر پایه تحرک، فشار، توپ‌گیری و انتقال سریع.

اما مسیر قهرمانی فقط با یک سلاح طی نمی‌شود.

سؤال اصلی پرسپولیس تارتار از همین هفته اول مشخص شده است: روزی که حریف راه پرس و انتقال سریع را ببندد، سرخپوشان برای رسیدن به دروازه چه نقشه دیگری خواهند داشت؟ پاسخ این سؤال احتمالاً مشخص می‌کند پرسپولیس جدید فقط تیمی جذاب است یا واقعاً می‌تواند تا پایان فصل یک مدعی قهرمانی باقی بماند.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط