استقلال و پروژه میلیاردی عبور از فوتبال؛ این همه تیمداری واقعاً ارزشش را داشت؟
تغییر مسیر استقلال اتفاق کوچکی نبود. علی تاجرنیا در خرداد امسال اعلام کرد استقلال در بیش از ۱۴ رشته ورزشی فعالیت دارد و هدف مدیریت این بوده که باشگاه از وضعیت تمرکز تقریباً کامل بر فوتبال خارج شود. بخشی از همین سیاست نیز به شهرستانها منتقل شد؛ کشتی آزاد به جویبار رفت، کشتی فرنگی در قم فعالیت کرد و والیبال استقلال در گنبد شکل گرفت.
از این منظر، پروژه استقلال یک منطق قابل دفاع داشت. نام «باشگاه» اصولاً نباید فقط مترادف با تیم فوتبال بزرگسالان باشد و نمونههای بزرگ جهان نیز معمولاً ساختاری فراتر از یک تیم دارند. برای استقلال هم بازگشت به ورزشهای دیگر، بهویژه پس از سالها غیبت گسترده در ورزش زنان، میتوانست بازسازی بخشی از هویت تاریخی باشگاه باشد.
مشکل از جایی آغاز میشود که سؤال دوم مطرح شود: این گسترش با چه هزینهای و بر اساس چه مدل اقتصادی انجام شده است؟
پیش از رسیدن به پول، البته باید یک واقعیت را پذیرفت؛ استقلال از لحاظ نتیجه ورزشی دست خالی نمانده است.
جامهایی که نشان دادند پروژه استقلال فقط تبلیغاتی نبود
یکی از موفقترین تیمهای تازه استقلال، تیم بسکتبال زنان بود. آبیها در نخستین فصل حضور خود به فینال لیگ برتر رسیدند و پس از عدم حضور آکادمی سحر در مسابقه دوم فینال، قهرمانی استقلال قطعی شد. بنابراین اولین حضور این باشگاه در لیگ برتر بسکتبال زنان با جام به پایان رسید.
در فوتسال زنان نیز استقلال فصل فوقالعادهای داشت. کمیته انضباطی دیدار نیمهتمام استقلال و هیئت فوتبال خراسان رضوی را ۳ بر صفر به سود آبیها اعلام کرد تا استقلال در فاصله سه هفته تا پایان مسابقات ۵۱ امتیازی شود و ۹ امتیاز با تیم دوم فاصله داشته باشد. با توجه به برگزار نشدن ادامه مسابقات و برتری استقلال از نظر تفاضل گل و دیدارهای رودررو، قهرمانی تیم قطعی شد.
اما شاید مقتدرانهترین قهرمانی استقلال در کشتی فرنگی رقم خورد. استقلال قم در مرحله نیمهنهایی لیگ برتر دانشگاه آزاد را ۸ بر ۲ شکست داد و در فینال نیز با همان نتیجه ۸ بر ۲ نفت و گاز زاگرس جنوبی را کنار زد تا در نخستین حضورش جام قهرمانی را به دست بیاورد.
هندبال مردان هم به یک پروژه موفق دیگر تبدیل شد. استقلال کازرون فصل را با ۳۱ امتیاز از ۱۶ مسابقه و تنها یک شکست به پایان رساند و بالاتر از مس کرمان و سپاهان قهرمان لیگ برتر شد.
در ورزش زنان نیز تاجرنیا بعدها از قهرمانی استقلال در فوتسال، بسکتبال و گلف سخن گفت و حتی تأکید کرد معدل موفقیت تیمهای زنان باشگاه از تیمهای مردان بالاتر بوده است.
یک اصلاح مهم درباره قهرمانی بسکتبال مردان استقلال
در ارزیابی کارنامه استقلال باید میان لیگ برتر بسکتبال مردان و مسابقات انتخابی سوپرلیگ غرب آسیا تفاوت گذاشت.
فصل لیگ برتر مردان به دلیل شرایط ایجادشده بدون معرفی قهرمان خاتمه پیدا کرد؛ بنابراین از نظر رسمی نمیتوان استقلال را قهرمان همان دوره لیگ برتر مردان نامید.
استقلال بعدتر در مسابقات تعیین نماینده ایران در سوپرلیگ غرب آسیا عملکرد موفقی داشت و پس از شکست ۹۴ بر ۸۹ در مسابقه رفت مقابل نفت آبادان، بازی برگشت را ۹۳ بر ۷۸ برد و با تفاضل بهتر در رتبه نخست قرار گرفت.
این تفاوت شاید در ظاهر جزئی به نظر برسد، اما برای محاسبه دقیق تعداد قهرمانیهای پروژه چندرشتهای استقلال اهمیت دارد.
همه تیمهای استقلال قهرمان نشدند
ویترین پر از جام نباید باعث شود نیمه دیگر کارنامه دیده نشود.
استقلال در کشتی آزاد با تیم جویبار به مقام دوم رسید. بسکتبال با ویلچر استقلال زنجان نیز دوم شد. هندبال زنان فصل را در رتبه چهارم به پایان رساند و برخی تیمهای والیبال استقلال در گنبد، بجنورد و والیبال ساحلی مشهد نتوانستند روی سکو قرار بگیرند. تیم فوتسال مردان نیز با وجود رسیدن به مرحله پلیآف، موفق به صعود به لیگ برتر نشد.
بنابراین تصویر دقیقتر این است: استقلال در نخستین سال گسترش فعالیت خود موفقیت ورزشی چشمگیری داشته، اما نه در همه رشتهها.
با این وجود برای پروژهای که بسیاری از تیمهایش تازه شکل گرفته بودند، کسب چند عنوان قهرمانی و نایبقهرمانی را نمیتوان نتیجهای ضعیف دانست.
سؤال ۸۰۰ میلیاردی؛ این جامها چقدر برای استقلال تمام شدند؟
اینجا بحث اصلی آغاز میشود.
در روزهای اخیر گزارشی منتشر شده که بر اساس «شنیدهها»، قراردادها و تعهدات مالی تیمهای غیرفوتبالی استقلال در فصل گذشته حدود ۸۰۰ میلیارد تومان بوده و حتی هزینههای سفر، اسکان و هتل نیز در این رقم محاسبه نشده است. این عدد تاکنون بهعنوان یک رقم حسابرسیشده از سوی باشگاه منتشر نشده و بنابراین باید با احتیاط به آن نگاه کرد.
اتفاقاً همین نبود شفافیت، یکی از مهمترین مشکلات پروژه است. آخرین صورت مالی منتشرشده استقلال جزئیات روشنی از هزینه هر یک از رشتههای غیرفوتبالی ارائه نمیکند؛ در نتیجه در حال حاضر امکان محاسبه دقیق «هزینه هر جام» یا بازده اقتصادی بسکتبال، کشتی، فوتسال و هندبال وجود ندارد.
وقتی یک باشگاه دهها تیم ایجاد میکند، پاسخ به این سؤال که هر رشته چقدر هزینه و چقدر درآمد داشته، نباید به حدس و شنیدهها وابسته باشد.
صورت مالی استقلال چرا نگرانی را بیشتر میکند؟
نگرانی زمانی جدیتر میشود که وضعیت کلی اقتصاد باشگاه را ببینیم.
براساس بررسی صورت مالی ششماهه استقلال، باشگاه حدود ۱۷۹۳ میلیارد تومان درآمد عملیاتی ثبت کرده که نزدیک به ۱۷۳۵ میلیارد تومان آن مربوط به صنایع پتروشیمی خلیج فارس، یعنی مجموعه مالک باشگاه بوده است. به بیان دیگر، حدود ۹۷ درصد درآمد عملیاتی استقلال به مالک خود وابسته بوده و سهم درآمدی که میتوان آن را مستقل از هلدینگ در نظر گرفت، حدود سه درصد بوده است.
همزمان جریان نقد عملیاتی باشگاه در این دوره حدود ۸۸۳ میلیارد تومان منفی گزارش شده و مجموع بدهی استقلال از حدود ۱۹۵۵ میلیارد تومان به بیش از ۴۵۴۶ میلیارد تومان افزایش یافته است.
این اعداد الزاماً ثابت نمیکنند که تشکیل تیمهای غیرفوتبالی تصمیم اشتباهی بوده؛ بخش اصلی هزینه باشگاه همچنان به فوتبال مربوط است. اما یک هشدار بسیار مهم ایجاد میکنند: توسعه یک باشگاه چندرشتهای بدون درآمد مستقل پایدار میتواند به جای سرمایهگذاری، تبدیل به تعهد مالی دائمی شود.
حتی خود تاجرنیا نیز پیشتر اعلام کرده بود مجمع باشگاه از مدیران خواسته هزینههای فصل جدید کاهش پیدا کند و استقلال باید همزمان به دنبال درآمدزایی بیشتر باشد.
مشکل بزرگتر از پول؛ استقلال هنوز زیرساخت کافی ندارد
مسئله فقط قرارداد ورزشکاران نیست.
در همان ماههای ابتدایی شروع پروژه، انتقادهایی مطرح شد که استقلال با وجود تشکیل تیمهای متعدد، برای برخی رشتهها از جمله بسکتبال و هندبال حتی سالن تمرینی اختصاصی ندارد.
این شاید مرز میان «تیمداری» و «باشگاهداری» واقعی باشد.
اگر استقلال هر سال بازیکنان آماده را جذب کند، تیمی گرانقیمت ببندد، برای یک فصل جام بگیرد و سال بعد با تغییر مدیر همهچیز متوقف شود، باشگاه چندرشتهای ساخته نشده است؛ فقط مجموعهای از تیمهای موقت تشکیل شدهاند.
باشگاهداری واقعی زمانی شکل میگیرد که سالن، آکادمی، تیمهای پایه، درآمد تجاری، اسپانسر مستقل و برنامه چندساله وجود داشته باشد.
پس پروژه چندرشتهای استقلال موفق بود یا شکست خورد؟
از نظر ورزشی پاسخ تا حد زیادی مثبت است. قهرمانی در کشتی فرنگی، هندبال مردان، بسکتبال زنان و فوتسال زنان در نخستین سال فعالیت گسترده، کارنامهای است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. حضور جدی زنان نیز یکی از قابل دفاعترین بخشهای این سیاست بوده و خود مدیریت باشگاه اعلام کرده اکنون بیش از ۱۴ رشته زیر چتر استقلال فعالیت دارند.
اما از نظر اقتصادی هنوز مدرک کافی برای صدور حکم موفقیت وجود ندارد.
تا زمانی که استقلال به تفکیک اعلام نکند هر رشته چه بودجهای دریافت کرده، چقدر درآمد تجاری ایجاد کرده و چه زیرساخت ماندگاری ساخته شده، مقایسه هزینه و دستاورد کامل نخواهد بود. این ابهام وقتی جدیتر میشود که صورتهای مالی از وابستگی بسیار بالای باشگاه به مالک و رشد قابل توجه بدهیها حکایت میکنند.
به همین دلیل، سؤال اصلی دیگر این نیست که «آیا استقلال در رشتههای دیگر جام گرفت؟» پاسخ این سؤال روشن است؛ بله و اتفاقاً زیاد هم گرفت.
سؤال تعیینکننده این است که آیا استقلال میتواند پنج سال دیگر نیز همین تیمها را داشته باشد، بدون آنکه حیات آنها به نام مدیرعامل وقت یا تزریق مستمر منابع هلدینگ وابسته باشد؟
اگر پاسخ مثبت باشد، فصل گذشته را باید آغاز دوباره یک باشگاه بزرگ چندرشتهای دانست. اگر پاسخ منفی باشد، این جامها ممکن است در آینده بیشتر از آنکه نشانه تولد یک ساختار جدید باشند، یادگار گرانترین تجربه تیمداری کوتاهمدت استقلال شوند.