کد خبر: ۶۶۴۰۷۶

از «لگد به در» تا «از پنجره برگشتی»؛ جنگ پیشکسوتان پرسپولیس به کجا می‌رسد؟

مرتضی فنونی‌زاده
یک در بسته در طبقه چهارم ساختمان باشگاه پرسپولیس، حالا به نماد یک اختلاف بزرگ‌تر تبدیل شده است. محسن خلیلی از دو پیشکسوتی گفته که به ادعای او برای دیدار با مدیرعامل به طبقه چهارم رفته‌اند، با لگد به در زده‌اند و «سهم‌خواهی» کرده‌اند؛ مرتضی فنونی‌زاده اما روایت کاملاً متفاوتی دارد و نه‌تنها ماجرای لگد زدن و درگیری فیزیکی را رد می‌کند، بلکه مستقیماً صلاحیت خلیلی برای سرپرستی پرسپولیس را زیر سؤال برده است. پشت این جدال لفظی اما مسئله‌ای مهم‌تر دیده می‌شود؛ اختلافی قدیمی بر سر جایگاه پیشکسوتان، استعدادیابی و این سؤال که «احترام به بزرگان باشگاه» دقیقاً تا کجا باید بر مناسبات اداری یک باشگاه حرفه‌ای اثر بگذارد.
۱۳:۳۳ - ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

تنش میان مرتضی فنونی‌زاده و محسن خلیلی دیگر یک اختلاف معمولی میان دو چهره قدیمی پرسپولیس نیست. طی کمتر از ۲۴ ساعت، روایت یک اتفاق در ساختمان باشگاه به مجموعه‌ای از اتهام‌ها، کنایه‌ها و پاسخ‌های بسیار تند تبدیل شده؛ اتفاقی که حتی مشخص نیست طرفین درباره تمام جزئیات آن روایت یکسانی داشته باشند.

ماجرا از صحبت‌های محسن خلیلی پس از دیدار پرسپولیس و شمس‌آذر دوباره به صدر اخبار رسید. مدیر تیم پرسپولیس بدون نام بردن از افراد مدعی شد دو پیشکسوت برای ملاقات با پیمان حدادی به باشگاه رفته و پس از مواجه شدن با شرایطی که امکان دیدار مدیرعامل فراهم نبوده، به طبقه چهارم رفته‌اند و با لگد به در زده و اعتراض کرده‌اند. خلیلی در همان صحبت‌ها از لزوم «حفظ حرمت باشگاه» و کنار گذاشتن «سهم‌خواهی» سخن گفت. پیگیری رسانه‌ها بعداً مشخص کرد منظور او مرتضی فنونی‌زاده و بهروز سلطانی بوده است.

روایت فنونی‌زاده؛ «درِ مدیرعامل نبود»

مهم‌ترین بخش پاسخ فنونی‌زاده، تکذیب اصل روایت خلیلی نیست؛ بلکه تغییر جزئیات صحنه است.

فنونی‌زاده می‌گوید دری که مقابل آنها بسته بوده، درب ورودی طبقه چهارم و لابی منتهی به چند اتاق از جمله دفتر مدیرعامل بوده و نه درِ اتاق پیمان حدادی. او تأکید کرده حدود ۱۰ دقیقه پشت در منتظر مانده‌اند و در نهایت بهروز سلطانی چند بار محکم در زده، اما ادعای لگد زدن یا شکستن در را قبول ندارد. او همچنین می‌گوید یکی از کارکنان باشگاه به آنها گفته بود که به دستور خلیلی در باز نشده است؛ ادعایی که فعلاً از سوی یک منبع مستقل تأیید نشده است.

همین تفاوت در جزئیات اهمیت زیادی دارد. در روایت خلیلی، دو پیشکسوت بدون رعایت تشریفات اداری به طبقه مدیرعامل می‌روند و رفتارشان مصداق برهم زدن آرامش باشگاه است؛ در روایت فنونی‌زاده، دو چهره قدیمی برای پیگیری امور پیشکسوتان مراجعه کرده‌اند و از بسته ماندن دری ناراحت شده‌اند که به اعتقاد آنها در دوره مدیران قبلی همیشه به روی بزرگان باشگاه باز بوده است.

در حال حاضر هیچ‌کدام از این دو روایت را نمی‌توان صرفاً بر اساس اظهارات طرفین به عنوان نسخه قطعی ماجرا پذیرفت.

حتی زمان اتفاق هم یک معماست

نکته جالب‌تر این است که ظاهراً ممکن است دو اتفاق متفاوت با یکدیگر ترکیب شده باشند.

فنونی‌زاده در گفت‌وگوی دیگری توضیح داده که یک برخورد مربوط به پیش از اردوی ترکیه پرسپولیس بوده؛ زمانی که او و سلطانی برای پیگیری زمین، لباس و امکانات تمرین پیشکسوتان به باشگاه مراجعه کرده‌اند. او در عین حال از اتفاق دیگری در چند روز اخیر گفته که در آن، پس از جمله‌ای از سوی خلیلی، میان او و بهروز سلطانی درگیری لفظی ایجاد شده است. گزارش‌های منتشرشده نیز به وجود دو مقطع زمانی متفاوت در این اختلاف اشاره کرده‌اند.

این موضوع احتمالاً بخشی از تناقض موجود در روایت‌ها را توضیح می‌دهد. آنچه اکنون با عنوان «ماجرای درِ اتاق مدیرعامل» مطرح شده، ظاهراً فقط یک برخورد چنددقیقه‌ای نیست، بلکه نقطه انفجار اختلافی است که از هفته‌ها قبل میان برخی پیشکسوتان و مدیریت ورزشی باشگاه شکل گرفته بود.

پشت درِ طبقه چهارم، پای ۲۷ میلیون تومان هم وسط است

کلید اصلی ماجرا شاید در عبارت «سهم‌خواهی» باشد.

فنونی‌زاده خودش تأیید کرده که یکی از عوامل ناراحتی او و چند پیشکسوت دیگر، پایان همکاری آنها با باشگاه در بخش استعدادیابی بوده است. طبق روایت او، پنج پیشکسوت شامل خودش، بهروز سلطانی، مجتبی محرمی، شاه‌محمدی و نعیم‌آبادی در مقطعی برای استعدادیابی با باشگاه همکاری می‌کردند و مبلغ مصوب ماهانه ۳۰ میلیون تومان بوده که دریافتی آنها را حدود ۲۷ میلیون تومان اعلام کرده است. او مدعی است این همکاری با تصمیمی که خلیلی در آن نقش داشته، متوقف شده است.

ورزش سه نیز گزارش کرده کنار گذاشته شدن این افراد از استعدادیابی یکی از ریشه‌های اصلی اختلاف بوده است. البته همان گزارش یادآوری می‌کند که درباره سازوکار و خروجی دقیق این پروژه استعدادیابی از ابتدا ابهام‌هایی وجود داشته و حتی درباره ماهیت چنین همکاری‌هایی بحث‌هایی مطرح بوده است.

اینجا دعوا از مسئله «احترام» وارد حوزه‌ای پیچیده‌تر می‌شود. وقتی یک پیشکسوت همزمان جایگاه نمادین در تاریخ باشگاه دارد و قرارداد کاری یا مالی نیز با همان باشگاه داشته، مرز میان مطالبه احترام، درخواست همکاری و آنچه مدیر فعلی «سهم‌خواهی» می‌نامد بسیار حساس می‌شود.

فنونی‌زاده صراحتاً می‌گوید مسئله برای او پول نیست و حتی حاضر است در پایین‌ترین جایگاه اجرایی برای پرسپولیس کار کند؛ اما در همان مصاحبه تأیید می‌کند کنار گذاشته شدن از استعدادیابی در شکل گرفتن ناراحتی‌ها نقش داشته است.

حمله مستقیم به خلیلی؛ از «سایپایی» تا مقایسه با خوردبین و پیروانی

پاسخ فنونی‌زاده خیلی زود از توضیح یک اتفاق اداری فراتر رفت و به نقد مستقیم جایگاه محسن خلیلی رسید.

او خلیلی را با محمود خوردبین و افشین پیروانی مقایسه کرد و گفت سرپرست فعلی در «حد و اندازه» این جایگاه نیست. حتی سابقه حضور خلیلی در پرسپولیس را در برابر چهره‌های قدیمی قرار داد و با اشاره به سابقه او در سایپا، عملاً تعلق پرسپولیسی خلیلی را نیز زیر سؤال برد.

با این حال، از نظر رسمی خلیلی بدون حکم در این جایگاه ننشسته است. او در خرداد ۱۴۰۵ با تصمیم مدیرعامل و تأیید هیئت‌مدیره مأمور پیگیری امور تیم و جانشینی افشین پیروانی شد و همزمان سمت معاون ورزشی باشگاه را نیز در اختیار داشت. بنابراین نقد صلاحیت او یک موضع شخصی از سوی فنونی‌زاده است، نه نشانه‌ای از غیررسمی بودن حضور خلیلی.

کنایه فنونی‌زاده درباره اینکه خلیلی «از در بیرون رفت و از پنجره یا پشت‌بام برگشت» نیز به یک سابقه واقعی مدیریتی اشاره دارد؛ خلیلی در آبان ۱۴۰۳ از مدیریت آکادمی پرسپولیس کنار رفت و باشگاه حسین بادامکی را جایگزین او کرد، اما بعدها دوباره به ساختار مدیریتی پرسپولیس بازگشت.

مشکل پرسپولیس بزرگ‌تر از دعوای خلیلی و فنونی‌زاده است

وجه مهم‌تر این اتفاق، مسئله‌ای است که تقریباً در تمام باشگاه‌های بزرگ ایران وجود دارد: جایگاه پیشکسوت دقیقاً چیست؟

پیشکسوتان سرمایه تاریخی باشگاه‌اند و حفظ ارتباط با آنها بخشی از هویت یک تیم بزرگ محسوب می‌شود. اما از سوی دیگر، یک باشگاه حرفه‌ای نمی‌تواند بدون سازوکار مشخص اداری اداره شود؛ ملاقات با مدیرعامل، ورود به بخش‌های مدیریتی، قراردادهای استعدادیابی و پرداخت‌های مالی باید قواعد روشن داشته باشند.

اگر پیشکسوت بداند برای ورود، ملاقات و پیگیری امور دقیقاً باید از چه مسیری اقدام کند و اگر باشگاه نیز ساختاری دائمی برای ارتباط با بزرگانش داشته باشد، احتمال اینکه یک در بسته به بحران رسانه‌ای تبدیل شود بسیار کمتر خواهد شد.

در این ماجرا هر دو طرف بر یک واژه مشترک تأکید می‌کنند: احترام. خلیلی می‌گوید حرمت باشگاه باید حفظ شود و فنونی‌زاده می‌گوید باشگاه باید حرمت پیشکسوت را نگه دارد. مشکل دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که تعریف دو طرف از احترام یکسان نیست.

دوربین‌های باشگاه می‌توانند پایان این دعوا باشند؟

فنونی‌زاده هرگونه برخورد فیزیکی با خلیلی را رد کرده و گفته اگر ادعایی درباره زد و خورد وجود دارد، تصاویر دوربین‌های باشگاه منتشر شود. او همچنین پذیرفته که بهروز سلطانی در جریان مشاجره بسیار عصبانی شده و حتی جمله‌ای تهدیدآمیز درباره پرت کردن خلیلی از طبقه ساختمان به زبان آورده، هرچند تأکید کرده این تهدید به برخورد فیزیکی منجر نشده است.

بنابراین اکنون ساده‌ترین راه برای خارج کردن ماجرا از فضای «ادعا در برابر ادعا»، روشن شدن جزئیات بر اساس شواهد قابل بررسی است.

تا آن زمان، چیزی که قطعی به نظر می‌رسد نه شکستن یک در، بلکه شکافی است که میان بخشی از پیشکسوتان پرسپولیس و مدیران فعلی باشگاه شکل گرفته است؛ شکافی که اگر مدیریت نشود، احتمالاً با یک مصاحبه تمام نخواهد شد.

ماجرای طبقه چهارم شاید با چند ضربه به یک در آغاز شده باشد، اما حالا سؤال بزرگ‌تری پیش روی پرسپولیس قرار دارد: باشگاهی با این حجم از تاریخ و پیشکسوت، چگونه می‌تواند هم احترام نسل‌های قدیمی را حفظ کند و هم اجازه ندهد مناسبات عاطفی جای ساختار حرفه‌ای را بگیرد؟

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط