پرونده یاسر آسانی و استقلال؛ بازیکن غیرمجاز یا یک استثنا در پنجره بسته؟
استقلال فصل جدید را با یک پیروزی پرگل آغاز کرد، اما هنوز تکلیف حقوقی یکی از مهمترین بازیکنانش مشخص نیست. باشگاه مس شهربابک پس از شکست ۴ بر صفر برابر استقلال، اعتراض رسمی خود نسبت به استفاده از یاسر آسانی را ثبت کرد و این شکایت روز ۲۵ مرداد به کمیته انضباطی رسید. تازهترین گزارشها نیز حاکی از آن است که فدراسیون فوتبال برای روشن شدن وضعیت این بازیکن از فیفا استعلام کرده و هنوز پاسخ رسمی دریافت نشده است.
بنابراین در شرایط فعلی نمیتوان با قطعیت از پیروزی ۳ بر صفر مس یا تبرئه استقلال صحبت کرد؛ اما اسناد منتشرشده و مقررات فیفا اجازه میدهد نقاط کلیدی این پرونده را بررسی کنیم.
سؤال اول؛ آیا یاسر آسانی واقعاً قراردادش را فسخ کرده بود؟
درباره محتوای نامه ۲۳ تیر تقریباً ابهامی وجود ندارد. نامهای که یوری زایتسف، وکیل آسانی، در تاریخ ۱۴ جولای ۲۰۲۶ برای استقلال ارسال کرده، صرفاً «هشدار برای فسخ احتمالی» نیست. در متن منتشرشده صراحتاً اعلام شده که بازیکن قرارداد کاری خود با استقلال را با اثر فوری فسخ میکند. وکیل آسانی همچنین به ماده 14bis مقررات وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا استناد کرده و مطالبات پرداختنشده را یکی از دلایل تصمیم بازیکن دانسته است.
این نکته اهمیت زیادی دارد، چون در پروندههای بینالمللی لازم نیست ابتدا فیفا فسخ را «ثبت» کند تا یک طرف بتواند اراده خود برای پایان قرارداد را اعلام کند. در یکی از آرای منتشرشده CAS نیز دادگاه ابتدا با بررسی زمان ارسال و دریافت نامهها مشخص کرده قرارداد در تاریخی معین به ابتکار یکی از طرفین خاتمه یافته و بعد از آن سراغ این سؤال رفته که آیا فسخ دارای دلیل موجه بوده است یا خیر.
در نتیجه، عبارتهایی مانند «چون فسخ در پرتال فیفا ثبت نشده، پس اصولاً فسخی اتفاق نیفتاده» دستکم به این سادگی قابل پذیرش نیست.
البته یک موضوع دیگر باید جداگانه بررسی شود: آیا آسانی حق فسخ داشته است؟ ماده 14bis فیفا برای فسخ به دلیل مطالبات عقبافتاده شرایطی تعیین کرده؛ از جمله وجود بدهی معادل دستکم دو حقوق ماهانه و دادن اخطار کتبی با حداقل ۱۵ روز مهلت برای رفع تخلف. از اطلاعات عمومی موجود نمیتوان با اطمینان گفت تمام شروط این ماده در پرونده آسانی رعایت شده است. بنابراین «وقوع اعلام فسخ» را نباید با «موجه بودن فسخ» یکی دانست.
پنجره استقلال دقیقاً چه چیزی را ممنوع کرده است؟
این شاید مهمترین بخش پرونده باشد.
طبق بند ۴ ماده ۱۷ مقررات RSTP فیفا، باشگاهی که مشمول این مجازات شود، برای دو دوره کامل و متوالی ثبت بازیکن از ثبت بازیکنان جدید در سطح داخلی و بینالمللی محروم خواهد شد. متن مقررات صراحتاً از عبارت «registering any new players» استفاده میکند؛ نه ممنوعیت انعقاد هر نوع قرارداد.
این تفاوت کوچک نیست.
یک باشگاه دارای پنجره بسته میتواند با بازیکنی که از قبل در اختیار دارد درباره شرایط مالی یا مدت همکاری مذاکره کند و حتی در مواردی قرارداد او را تمدید کند؛ مسئله اصلی این است که آیا برای استفاده از آن بازیکن ثبت جدیدی لازم میشود یا خیر.
مقررات فیفا نیز قرارداد استخدامی و ثبت ورزشی بازیکن را دو مفهوم کاملاً یکسان نمیداند. ماده ۵ میگوید بازیکن برای حضور در فوتبال سازمانیافته باید نزد فدراسیون مربوطه ثبت شده باشد و ماده ۸ نیز مقرر میکند درخواست ثبت بازیکن حرفهای همراه با نسخه قرارداد ارائه شود. بنابراین ممکن است یک بازیکن قرارداد جدیدی داشته باشد، اما از نظر وضعیت ثبتی همچنان همان بازیکن ثبتشده قبلی باشگاه باشد.
از همینجا دفاع حقوقی استقلال قابل فهم میشود.
«بازیکن جدید» یا «بازیکن قدیمی با قرارداد جدید»؟
یک استدلال به سود استقلال این است که یاسر آسانی در فصل گذشته بازیکن همین باشگاه بوده، برای استقلال بازی کرده و در فهرست آن قرار داشته است. بر این اساس، حتی اگر طرفین پس از اختلافات تابستان قرارداد یا توافق تازهای تنظیم کرده باشند، آسانی از منظر ورزشی الزاماً «بازیکن جدید» محسوب نمیشود.
اما این استدلال بهتنهایی پرونده را نمیبندد.
معیار اصلی نمیتواند صرفاً این باشد که «آسانی پارسال هم در استقلال بازی کرده است». سؤال تعیینکننده این است که پس از نامه فسخ ۲۳ تیر، وضعیت ثبت ورزشی او چه تغییری کرده؟
اگر نام آسانی در سیستم ثبت فدراسیون و فهرست استقلال باقی مانده، کارت و ثبت او لغو نشده و بازگشتش نیازمند یک فرآیند ثبت جدید نبوده باشد، دفاع استقلال بسیار قویتر خواهد شد؛ زیرا ممنوعیت ماده ۱۷ ناظر بر ثبت «بازیکن جدید» است.
اما اگر فسخ باعث خروج قانونی او از فهرست یا پایان ثبت قبلی شده باشد و برای بازگشت مجبور به ثبت دوباره شده باشد، وضعیت کاملاً تغییر میکند. در این سناریو استقلال باید توضیح دهد چگونه در دورهای که طبق حکم فیفا حق ثبت بازیکن جدید نداشته، دوباره آسانی را ثبت کرده است.
پس گره اصلی پرونده نه فقط «قرارداد جدید»، بلکه ضرورت یا عدم ضرورت «ثبت جدید» است.
پرونده اندونگ چرا برای استقلال نگرانکننده است؟
ماجرای دیدیه اندونگ یک سابقه مهم در همین باشگاه ایجاد کرده است. پس از نامه فسخ اندونگ، سازمان لیگ نام او را از فهرست استقلال خارج کرد و کارت بازیاش را فاقد اعتبار دانست؛ فدراسیون نیز بعداً این تصمیم را تأیید کرد. در آن پرونده، دیدگاه مطرحشده این بود که بازگشت اندونگ پس از فسخ نیازمند ثبت تازه است و پنجره بسته استقلال مانع آن میشود.
همین سابقه میتواند برای استقلال در پرونده آسانی خطرساز باشد.
البته یک تفاوت مهم وجود دارد. گزارشها درباره آسانی نشان میدهد کارت بازی او برای فصل جدید صادر شده و استقلال نیز با اتکا به بررسی حقوقی خود از این بازیکن استفاده کرده است. بنابراین ابتدا باید مشخص شود آیا وضعیت ثبت آسانی اساساً مشابه اندونگ بوده یا سازمان لیگ هیچگاه ثبت قبلی او را پایانیافته تلقی نکرده است.
صدور کارت بازی بهتنهایی لزوماً تمام اختلاف حقوقی را خاتمه نمیدهد، اما بدون تردید یکی از مهمترین مستندات دفاع استقلال خواهد بود؛ بهویژه اگر مشخص شود باشگاه پیش از مسابقه تمام اطلاعات مربوط به وضعیت بازیکن را در اختیار مراجع ثبت قرار داده است.
خارجی بودن آسانی به این معنا نیست که قوانین ایران بیاثر است
در برخی تحلیلها گفته میشود چون آسانی بازیکنی آلبانیایی است، وضعیت او فقط براساس مقررات فیفا سنجیده میشود. این گزاره نیازمند اصلاح است.
رابطه قراردادی آسانی با استقلال به دلیل داشتن بُعد بینالمللی تحت مقررات و سازوکارهای فیفا اهمیت ویژهای دارد، اما صلاحیت بازی در مسابقات داخلی و فرآیند ثبت داخلی همچنان با مقررات فدراسیون فوتبال ایران و سازمان لیگ ارتباط مستقیم دارد. خود RSTP نیز تصریح میکند که فدراسیونهای عضو مقررات داخلی خود را دارند و بخشهایی از مقررات فیفا باید بدون تغییر در این نظام داخلی اعمال شود.
به همین دلیل است که اکنون کمیته انضباطی ایران رسیدگیکننده شکایت مس است، در حالی که برای روشن شدن ابعاد بینالمللی پرونده از فیفا نیز استعلام گرفته شده است.
استقلال واقعاً با خطر باخت ۳ بر صفر مواجه است؟
بله، ریسک وجود دارد؛ اما باخت انضباطی در شرایط فعلی قطعی نیست.
در رویه انضباطی فدراسیون فوتبال، استفاده از بازیکنی که غیرمجاز تشخیص داده شود میتواند به تغییر نتیجه و اعلام نتیجه ۳ بر صفر منجر شود و نمونههای متعددی از چنین آرایی وجود دارد.
اما قبل از رسیدن به آن مرحله، کمیته باید به یک سؤال مقدماتی پاسخ دهد: یاسر آسانی در زمان بازی با مس شهربابک بازیکن مجاز استقلال بوده یا خیر؟
برای پاسخ، حداقل چهار موضوع باید روشن شود: اثر حقوقی نامه ۲۳ تیر، وضعیت ثبت آسانی بعد از آن نامه، ماهیت توافقی که برای بازگشت انجام شده و اینکه صدور کارت بازی براساس چه مدارک و استعلامهایی صورت گرفته است.
اینجاست که استعلام فعلی فدراسیون از فیفا اهمیت پیدا میکند.
استقلال قمار کرد؛ اما هنوز نمیتوان نتیجه را اعلام کرد
استدلال استقلال درباره تفاوت «بازیکن جدید» و «قرارداد جدید» از نظر متن ماده ۱۷ فیفا قابل بحث و دفاع است. مقررات واقعاً باشگاه را از ثبت بازیکنان جدید محروم کرده و نگفته باشگاه حتی نمیتواند با بازیکنان قبلی خود قرارداد تازه یا تمدید قرارداد داشته باشد.
اما یک اشتباه در این تحلیل میتواند همهچیز را تغییر دهد: آسانی فقط به این دلیل که فصل گذشته برای استقلال بازی کرده، برای همیشه «بازیکن قدیمی» محسوب نمیشود. آنچه اهمیت دارد وضعیت ثبتی او در لحظه بازگشت است.
اگر فسخ ۲۳ تیر قرارداد را خاتمه داده اما ثبت ورزشی آسانی نزد استقلال همچنان برقرار مانده باشد، آبیها دفاع جدی در اختیار دارند. اگر در مقابل ثبت قبلی نیز پایان یافته و برای حضور دوباره بازیکن یک ثبت جدید صورت گرفته باشد، ماده ۱۷ میتواند به مشکل بزرگی برای استقلال تبدیل شود.
سابقه پرونده اندونگ نیز نشان میدهد فدراسیون فوتبال دستکم در یک مورد مشابه نگاه سختگیرانهای به آثار فسخ داشته است. شاید به همین دلیل، استفاده از آسانی پیش از دریافت یک پاسخ کاملاً شفاف حقوقی تصمیمی پرریسک بود.
حالا سرنوشت چهار گل استقلال به یک پرسش فنی حقوقی گره خورده است: یاسر آسانی بعد از ۲۳ تیر فقط قرارداد تازهای داشت یا برای استقلال «دوباره ثبت» شد؟
پاسخ همین سؤال میتواند تفاوت میان تأیید پیروزی ۴ بر صفر استقلال و یکی از جنجالیترین آرای انضباطی فصل را رقم بزند.