جواب عجیب دستیار تارتار به انتقادها؛ «تراکتور محتاط بود، ما هم محتاط بودیم» / مشکل پرسپولیس دقیقاً همین نیست؟
مهدی تارتار فصل را برای پرسپولیس خوب آغاز کرد. دو پیروزی مقابل شمسآذر و استقلال خوزستان، شش امتیاز از دو مسابقه نخست برای سرخها به همراه داشت و فرصت داد کادر فنی جدید در فضایی نسبتاً آرام کارش را جلو ببرد.
اما فوتبال در پرسپولیس معمولاً زمان زیادی برای آرامش باقی نمیگذارد.
شکست یک بر صفر برابر تراکتور در هفته سوم، اولین باخت فصل بود؛ آن هم مسابقهای که تا دقیقه ۹۰ بدون گل پیش رفت و سرانجام تومیسلاو اشترکالی تنها چند دقیقه پس از ورود به زمین از اشتباه دانیال ایری استفاده کرد و دروازه پیام نیازمند را باز کرد.
اگر مسئله فقط همین شکست بود، شاید واکنشها به این شدت نمیرسید. آنچه انتقادات را بالا برد، برداشت بخشی از رسانهها و هواداران از نوع مواجهه پرسپولیس با یک بازی بزرگ بود.
انتقاد اصلی از تارتار چیست؛ نتیجه یا مدل بازی؟
پرسپولیس در تبریز فرصت گلزنی هم داشت و نمیتوان مسابقه را اینطور توصیف کرد که سرخها ۹۰ دقیقه هیچ حملهای انجام ندادند.
در دقیقه ۲۹ همکاری علی علیپور و بیفوما میتوانست یک موقعیت جدی بسازد، در دقیقه ۴۵ نیز پرسپولیس دوباره تا نزدیکی دروازه میزبان پیش رفت و دقیقه ۵۱ علیپور فرصت بسیار خوبی برای باز کردن دروازه تراکتور داشت که ضربهاش پس از برخورد به محمد دانشگر راهی بیرون شد. حتی پوریا شهرآبادی در وقتهای تلفشده موقعیتی جدی به دست آورد.
بنابراین عبارت «ترسو بازی کردن» یک ارزیابی انتقادی از نمایش پرسپولیس است، نه یک واقعیت آماری قابل اندازهگیری.
اما ریشه این انتقاد روشن است.
مخالفان شیوه بازی تارتار معتقدند پرسپولیس بهخصوص در ادامه مسابقه به جای افزایش فشار روی تراکتور، بیش از اندازه به حفظ ساختار دفاعی اهمیت داد و با توجه به مهرههایی که روی نیمکت داشت، میتوانست ریسک بیشتری انجام دهد.
همین موضوع حالا به مهمترین بحث پیرامون کادر فنی تبدیل شده است.
جمله وحید فاضلی که همهچیز را جنجالی کرد
وحید فاضلی پس از مسابقه در برنامه «افترمچ» رسانه رسمی پرسپولیس درباره این انتقادات صحبت کرد.
عنوانی که خود کانال رسمی باشگاه برای بخش مربوط به صحبتهای او منتشر کرد، کاملاً گویاست:
«وحید فاضلی: هر دو تیم محتاطانه بازی کردند / تعویض هجومی دقیقه ۸۶ تراکتور شجاعانه بازی کردن بود؟!»
همین جمله با واکنش زیادی مواجه شد.
از نگاه فاضلی، نباید فقط پرسپولیس را بابت محتاط بودن زیر سؤال برد، زیرا تراکتور نیز با احتیاط بازی کرده و سرمربی میزبان تا دقیقه ۸۶ برای انجام برخی تغییرات هجومی صبر کرده است.
این استدلال از یک منظر قابل فهم است: فاضلی تلاش میکند مسابقه را در چارچوب تاکتیک هر دو تیم تحلیل کند و بگوید پایین بودن ریسک فقط تصمیم پرسپولیس نبوده است.
اما اشکال منتقدان جای دیگری است.
سؤال درباره پرسپولیس بود، نه تراکتور
انتقادی که کادر فنی پرسپولیس با آن مواجه شده این نیست که «چرا تراکتور هجومی بازی نکرد؟»
سؤال این است که چرا پرسپولیس با توجه به ظرفیت فنی و نیمکت خود، برای بردن مسابقه ریسک بیشتری نکرد.
در چنین شرایطی، توضیح درباره اینکه امیرحسین حسینزاده در چه منطقهای بازی کرده، مهدی ترابی چه زمانی وارد شده یا جواد نکونام چرا اشترکالی را زودتر کنار شهریار مغانلو قرار نداده، پاسخ مستقیمی به سؤال درباره تصمیمات تارتار نیست.
اتفاقاً ترکیب و تعویضهای رسمی بازی نشان میدهد نکونام در دقیقه ۸۶ به صورت همزمان سه تغییر انجام داد؛ مهدی ترابی و تومیسلاو اشترکالی وارد زمین شدند و مهاجم کروات فقط چهار دقیقه زمان نیاز داشت تا گل پیروزی را بزند.
به همین دلیل، پاسخ «تراکتور هم محتاط بود» شاید بخشهایی از شرایط بازی را توضیح دهد، اما بهتنهایی نمیتواند درباره انتخابهای پرسپولیس رفع ابهام کند.
طنز تلخ دقیقه ۸۶؛ همان تعویضی که گل ساخت
مهمترین بخش داستان دقیقاً همینجاست.
فاضلی در دفاع از عملکرد پرسپولیس به این نکته اشاره میکند که تراکتور نیز تا دقیقه ۸۶ برای تعویضهای هجومی منتظر ماند و با لحنی پرسشی میگوید آیا این رفتار را باید «شجاعانه» دانست.
اما نتیجه مسابقه پاسخ جالبی به این استدلال داده است.
اشترکالی دقیقه ۸۶ جای شهریار مغانلو را گرفت و در دقیقه ۹۰ گل زد.
البته این به معنی آن نیست که هر تعویض هجومی الزاماً به گل منجر میشود یا تصمیم نکونام حتماً از ابتدا بهتر از تصمیم تارتار بوده است. گاهی یک تعویض درست بدون نتیجه میماند و گاهی اشتباه حریف، یک تصمیم عادی را طلایی میکند.
گل تراکتور نیز مستقیماً پس از دفع اشتباه دانیال ایری به اشترکالی رسید.
با این حال در فوتبال نتیجه نهایی بخشی از قضاوت تاکتیکی را شکل میدهد و این بار ریسکی که تراکتور در دقایق پایانی انجام داد، حداقل از نظر خروجی به سه امتیاز منجر شد.
تعویضهای تارتار چرا زیر ذرهبین رفت؟
تارتار نیز در نیمه دوم تغییراتی انجام داد.
محمد عمری دقیقه ۵۷ جای بیفوما را گرفت. دقیقه ۶۶ پوریا شهرآبادی به جای علی علیپور وارد شد و در همان دقیقه دانیال ایری جای محمدمهدی محبی را گرفت. سپس در دقیقه ۸۴ امیرحسین محمودی و مارکو باکیچ وارد میدان شدند.
بیشترین بحث درباره همان تغییر دقیقه ۶۶ شکل گرفت.
ایری یک بازیکن با ویژگیهای دفاعی است و جانشینی او به جای محمدمهدی محبی، بازیکن هجومی پرسپولیس، طبیعتاً میتواند این برداشت را ایجاد کند که کادر فنی دنبال افزایش امنیت دفاعی بوده است.
بدشانسی بزرگ برای تارتار این بود که دقیقاً همین بازیکن در صحنه گل تراکتور دفع مناسبی نداشت و توپ مقابل اشترکالی افتاد.
یک تصمیم تاکتیکی که احتمالاً برای مستحکمتر کردن تیم گرفته شده بود، در نهایت در صحنه شکست حضور مستقیم داشت.
اورونوف و سرگیف؛ دو سؤال مهم روی نیمکت
بخشی دیگر از فشار روی کادر فنی به استفاده نکردن از بعضی مهرههای شناختهشده برمیگردد.
ایگور سرگیف با وجود گلزنی مقابل استقلال خوزستان، برابر تراکتور اصلاً وارد زمین نشد و تارتار برای خط حمله پوریا شهرآبادی را انتخاب کرد.
در مورد سرگیف گزارش شده که انتخاب شهرآبادی بیشتر به ویژگیهای تاکتیکی مورد نظر کادر فنی مربوط بوده و تارتار برای همان شرایط مسابقه سبک بازی مهاجم جوان را مناسبتر ارزیابی کرده است.
اما وقتی تیم در یک مسابقه بزرگ گل نمیزند و در نهایت شکست میخورد، طبیعی است که سؤال درباره مهاجمان استفادهنشده جدیتر شود.
هوادار پرسپولیس معمولاً اینگونه قضاوت میکند: اگر قرار است تیم ریسک نکند و ببازد، چرا حداقل برای بردن ریسک نکرد؟
پرسپولیس واقعاً خیلی بد بازی کرد؟
برای تحلیل منصفانه، پاسخ مطلق «بله» هم چندان دقیق نیست.
گزارش مسابقه نشان میدهد بازی دو تیم در مجموع سرد و کمموقعیت بوده است. ورزش سه آن را «۹۰ دقیقه سرد و کسلکننده» توصیف کرده و موقعیتهای جدی دو طرف نیز چندان زیاد نبود.
پرسپولیس تا دقیقه ۹۰ نتیجه را حفظ کرده بود و حتی در برخی مقاطع فرصت گلزنی داشت.
بنابراین مسئله لزوماً یک نمایش فاجعهبار از ابتدا تا انتها نیست.
مسئله اصلی این است که از تیمی با نام پرسپولیس، خصوصاً پس از دو برد ابتدایی و با این تعداد مهره هجومی، انتظار میرود در یک مسابقه بزرگ اراده بیشتری برای تحمیل بازی خود نشان دهد.
اینجاست که تفاوت میان «محتاط بودن منطقی» و «احتیاط بیش از حد» شکل میگیرد.
مشکل بزرگتر از یک باخت؛ ذهنیت تیم بزرگ
مهدی تارتار در تیمهای مختلف نشان داده مربی منظمی است و معمولاً ساختار دفاعی و سازمان تیمی مشخصی دارد.
اما پرسپولیس محیط متفاوتی است.
در بسیاری از تیمهای لیگ، گرفتن یک امتیاز خارج از خانه مقابل مدعی قهرمانی میتواند نتیجهای کاملاً مطلوب باشد. برای پرسپولیس اما انتظار تاریخی هواداران متفاوت است؛ آنها حتی در خانه رقیب مستقیم هم انتظار دارند تیم برای سه امتیاز بازی کند.
به همین دلیل کادر تارتار باید چیزی فراتر از نتیجه را مدیریت کند: برداشت هوادار از ذهنیت تیم.
اگر سرخها با فوتبال تهاجمی ببازند، یک نوع واکنش شکل میگیرد؛ اگر این تصور ایجاد شود که تیم برای نباختن وارد زمین شده و باز هم باخته، فشار چند برابر خواهد شد.
چرا دفاع فاضلی میتواند نتیجه معکوس بدهد؟
دستیار یک سرمربی طبیعتاً حق دارد از تصمیمات کادر فنی دفاع کند و تحلیل متفاوتی از رسانهها داشته باشد.
حتی ممکن است از نظر اطلاعات تاکتیکی داخل تیم، توضیح فاضلی درباره نحوه بازی تراکتور کاملاً منطقی باشد.
اما در ارتباط رسانهای یک اصل مهم وجود دارد: پاسخ باید مستقیماً به نگرانی اصلی مخاطب برسد.
هوادار میپرسد: چرا پرسپولیس خودش عقب نشست؟
اگر پاسخ این باشد که «تراکتور هم محتاط بود»، بخشی از مخاطبان آن را توضیح نمیبینند؛ آن را توجیه میدانند.
پاسخ قانعکنندهتر میتوانست مشخص کند کادر فنی چرا در فلان دقیقه عقب نشست، چرا فلان تعویض را انجام داد، چه چیزی از تراکتور دیده بود که ریسک حمله را کاهش داد و چرا گزینههایی مثل سرگیف مورد استفاده قرار نگرفتند.
این نوع توضیح حتی اگر هوادار را قانع نکند، حداقل منطق تصمیم را شفاف میکند.
تارتار هنوز فقط سه هفته لیگ را پشت سر گذاشته است
با تمام انتقادها، یک واقعیت نیز نباید فراموش شود.
مهدی تارتار تنها سه هفته از فصل جدید را پشت سر گذاشته و حاصل کارش دو برد و یک شکست بوده است. پرسپولیس برابر تراکتور نیز تا دقیقه ۹۰ در آستانه گرفتن یک امتیاز قرار داشت و روی یک اشتباه فردی گل خورد.
پس صحبت درباره شکست پروژه تارتار یا رسیدن تیم به بنبست فنی بسیار زود است.
اما همین بازی یک هشدار جدی داشت.
در پرسپولیس فقط امتیاز گرفتن کافی نیست؛ شیوه بازی، جسارت در مسابقات بزرگ و نحوه واکنش کادر فنی به انتقاد هم زیر ذرهبین قرار میگیرد.
حالا نوبت پاسخ در زمین است
بحث «ترسو بازی کردن» را نه مصاحبه فاضلی حل خواهد کرد و نه جدل رسانهای.
بهترین پاسخ تارتار باید در مسابقات بعدی دیده شود.
اگر پرسپولیس بتواند دوباره فوتبال تهاجمی هفتههای اول را ارائه کند، شکست تبریز خیلی سریع به یک اتفاق معمول در مسیر یک فصل طولانی تبدیل خواهد شد.
اما اگر در بازیهای بزرگ بعدی دوباره همان الگوی عقبنشینی و محافظهکاری تکرار شود، جمله «هر دو تیم محتاط بودند» دوباره مقابل کادر فنی قرار خواهد گرفت.
و شاید طعنهآمیزترین تصویر برای فاضلی همین مسابقه باشد: تراکتور هم محتاط بود، اما دقیقه ۸۶ یک مهاجم تازه به زمین فرستاد و همان مهاجم دقیقه ۹۰ بازی را برد.
مسئله پرسپولیس اکنون اثبات شجاعتر بودن تراکتور نیست؛ مسئله این است که تارتار و دستیارانش نشان دهند وقتی یک بازی بزرگ قفل میشود، برای باز کردن آن چه برنامهای دارند.