کد خبر: ۶۶۵۴۹۰

پاسخ تند بقائی به اسکات بسنت؛ از رئیسعلی دلواری تا «مارهای حیاط پشتی» / جنگ روایت ایران و آمریکا وارد فاز تازه شد

پاسخ تند بقائی به اسکات بسنت؛ از رئیسعلی دلواری تا «مارهای حیاط پشتی» / جنگ روایت ایران و آمریکا وارد فاز تازه شد
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در سالروز شهادت رئیسعلی دلواری، تمثیل جنجالی اسکات بسنت درباره ایران را با ارجاع به بیش از یک قرن مقاومت در جنوب ایران پاسخ داد. وزیر خزانه‌داری آمریکا پیش‌تر با یادآوری مارهای سمی حیاط خانه دوران کودکی‌اش در کارولینای جنوبی، حکومت ایران را به ماری تشبیه کرده بود که سرش قطع شده اما هنوز حرکت می‌کند. بقائی در مقابل گفت مشکل اصلی همین مقایسه است؛ تاریخ، فرهنگ و تجربه سیاسی ایران را نمی‌توان با «حیاط پشتی» دوران کودکی توضیح داد. این جدال لفظی در زمانی رخ داده که واشنگتن همزمان عملیات گسترده‌ای برای قطع شریان‌های مالی ایران به راه انداخته و دور تازه حملات نظامی نیز تنش دو کشور را افزایش داده است.
۲۱:۵۵ - ۱۲ شهريور ۱۴۰۵
وانانیوز|

سخنگوی وزارت خارجه روز ۱۲ شهریور در پیامی به مناسبت سالروز شهادت رئیسعلی دلواری، از این چهره تاریخی به‌عنوان نماد ایستادگی در برابر مداخله بریتانیا در جنوب ایران یاد کرد و سپس مستقیماً به اظهارات اسکات بسنت واکنش نشان داد. محور پاسخ او این بود که نگاه آمریکا به ایران بیش از حد تقلیل‌گرایانه است و نمی‌تواند کشوری با سابقه تاریخی و فرهنگی طولانی را با یک تمثیل شخصی و خشونت‌آمیز توضیح دهد.

انتخاب رئیسعلی دلواری نیز تصادفی نیست. ۱۲ شهریور در تقویم ایران به‌عنوان روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس شناخته می‌شود و با سالروز کشته شدن رئیسعلی در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ پیوند خورده است. او در جریان مقاومت نیروهای تنگستان و بوشهر علیه حضور نظامی بریتانیا در جنوب ایران در دوران جنگ جهانی اول به یکی از چهره‌های اصلی مقاومت محلی تبدیل شد.

بقائی عملاً از یک تصویر تاریخی برای ساختن یک پیام سیاسی امروز استفاده کرده است: قدرت خارجی می‌تواند نیروی نظامی و اقتصادی بیشتری داشته باشد، اما این برتری الزاماً به پایان مقاومت یا تغییر رفتار ایران منجر نمی‌شود.

بسنت درباره مارها دقیقاً چه گفته بود؟

اظهارات اسکات بسنت در روزهای اخیر به یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های ادبیات دولت آمریکا درباره ایران تبدیل شده است.

او گفت در کودکی در نزدیکی یک مرداب در کارولینای جنوبی زندگی می‌کرد و مارهای سمی وارد حیاط خانه می‌شدند. به گفته او، خانواده برای کشتن آنها از ابزارهایی مانند شن‌کش، قمه یا پاروی قایق استفاده می‌کردند. سپس این خاطره را به ایران پیوند زد و گفت حکومت ایران مانند ماری است که سرش قطع شده اما بدنش هنوز برای مدتی حرکت می‌کند.

یک ظرافت مهم اینجاست: بسنت در شروع تمثیل از عبارت کلی «Iran reminds me...» استفاده کرد، اما در نتیجه‌گیری مشخصاً درباره Iranian regime صحبت کرد.

این تفاوت برای گزارش دقیق اهمیت دارد. جمله او همچنان بسیار تند و تحقیرآمیز است، اما نباید آن را بدون توضیح به معنای تشبیه تک‌تک ایرانیان یا ملت ایران به «مار سمی» بازنویسی کرد.

پشت تمثیل مار، یک عملیات واقعی اقتصادی قرار دارد

جمله‌های بسنت فقط یک کنایه رسانه‌ای نبودند.

وزارت خزانه‌داری آمریکا از ۲۴ اوت عملیات موسوم به Operation Economic Outcast را آغاز کرده است؛ برنامه‌ای که هدف اعلامی آن قطع هرچه بیشتر ارتباطات مالی، نفتی و بانکی جمهوری اسلامی با اقتصاد جهانی است. بسنت در متن رسمی وزارت خزانه‌داری گفت هدف واشنگتن «قطع شریان‌های اقتصادی» حکومت ایران و وادار کردن تهران به انتخاب میان انزوای شدید یا بازگشت به تعامل اقتصادی است.

این عملیات شامل تحریم افراد، شرکت‌ها، کشتی‌ها و شبکه‌های مالی است و آمریکا حتی به بانک‌ها و دولت‌های ثالث هشدار داده که ادامه برخی ارتباطات با ایران می‌تواند دسترسی آنها به نظام مالی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.

چند روز بعد نیز وزارت خزانه‌داری یک بانک فعال در امارات و شبکه‌های مرتبط با ایران را هدف اقدام جدید قرار داد و آن را بخشی از همین عملیات معرفی کرد.

در نتیجه، تمثیل «مار» را باید بخشی از زبان سیاسی‌ای دید که برای توجیه و توضیح یک راهبرد فشار حداکثری جدید استفاده می‌شود.

چرا بقائی از «جنگ انتخابی» آمریکا حرف زد؟

بخش دیگر پیام سخنگوی وزارت خارجه مستقیماً به جنگ جاری ایران و آمریکا مربوط است.

دور تازه حملات در روزهای اخیر پس از یک دوره نسبتاً آرام‌تر، دوباره شدت گرفته است. رویترز گزارش داده حملات آمریکا در این هفته به نقاط مختلف ایران منجر به کشته شدن نیروهای نظامی و غیرنظامیان شده و تهران نیز به حملات پاسخ داده است. این دور از درگیری از جدی‌ترین تشدیدها در چند هفته اخیر ارزیابی شده است.

بنابراین وقتی بقائی از «جنگ انتخابی و غیرقانونی» سخن می‌گوید، موضع رسمی ایران درباره مشروعیت این حملات را بیان می‌کند. این توصیف، موضع دولت ایران است؛ آمریکا در مقابل عملیات خود را در قالب مقابله با تهدیدهای امنیتی و هسته‌ای ایران توجیه کرده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز در اسناد رسمی اخیر، اقدامات نظامی و اقتصادی واشنگتن را بخشی از راهبرد جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و مهار توان منطقه‌ای تهران معرفی کرده است.

رئیسعلی دلواری؛ تاریخ دقیقاً چه می‌گوید؟

استفاده از رئیسعلی دلواری در یک پیام دیپلماتیک معاصر، بار نمادین بالایی دارد؛ اما بهتر است تاریخ را از شعار سیاسی جدا کرد.

رئیسعلی از رهبران مقاومت در تنگستان بود و سابقه فعالیت سیاسی او به دوران مبارزه با استبداد محمدعلی‌شاه نیز می‌رسید. در جریان جنگ جهانی اول و افزایش حضور نظامی بریتانیا در جنوب ایران، او و نیروهای محلی تنگستان با نیروهای انگلیسی درگیر شدند. او در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ کشته شد و بعدها به نماد ملی مبارزه با استعمار بریتانیا تبدیل شد.

ایران در آن دوره میدان رقابت و مداخله قدرت‌های خارجی بود و بریتانیا منافع مهمی در جنوب، خلیج فارس و مسیرهای اقتصادی منطقه داشت. نفوذ بریتانیا در ایران در دهه‌های بعد نیز ادامه یافت و در دوره‌های مختلف، از مسائل نفتی تا اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، روابط دو کشور تحت تأثیر مداخله و رقابت ژئوپلیتیک قرار گرفت.

بقائی از همین حافظه تاریخی استفاده کرده تا بگوید قدرت نظامی خارجی در گذشته نیز نتوانسته مسئله ایران را صرفاً با زور حل کند.

«حیاط پشتی» چرا به قلب پاسخ ایران تبدیل شد؟

از نظر رسانه‌ای، قوی‌ترین بخش پاسخ بقائی احتمالاً نه اشاره به جنگ، بلکه عبارت «حیاط پشتی» است.

بسنت برای توضیح نگاه خود به ایران سراغ تجربه‌ای کاملاً شخصی رفت؛ کودکی در کارولینای جنوبی، مارهای سمی و کشتن آنها با ابزارهای دم‌دستی.

بقائی همان تصویر را علیه گوینده برگرداند.

استدلال او این است که اگر یک مقام آمریکایی ایران را با تجربه‌ای از حیاط کودکی خود توضیح دهد، پیچیدگی تاریخی، فرهنگی و سیاسی کشور را به یک استعاره ساده تقلیل داده است.

این تکنیک در دیپلماسی عمومی مهم است: به جای پاسخ دادن صرف به تهدید، استعاره طرف مقابل گرفته و معنای آن وارونه می‌شود.

از این منظر، پیام بقائی بیشتر از آنکه یک بیانیه دیپلماتیک کلاسیک باشد، برای بازنشر در شبکه‌های اجتماعی طراحی شده است؛ کوتاه، تصویری و قابل نقل.

جنگ ایران و آمریکا حالا جنگ روایت هم هست

درگیری فعلی فقط با موشک، تحریم و نفت تعریف نمی‌شود.

دولت آمریکا تلاش می‌کند جمهوری اسلامی را حکومتی در حال فرسایش و انزوا نشان دهد. بسنت حتی در سخنان اخیر خود گفته هدف فشارهای اقتصادی، قطع منابع تا جایی است که حکومت ایران یا دچار فروپاشی شود یا برای توافق به میز مذاکره برگردد.

تهران در مقابل تلاش می‌کند روایت متفاوتی بسازد: اینکه فشار خارجی سابقه‌ای طولانی دارد، ایران قبلاً نیز با قدرت‌های بزرگ‌تر روبه‌رو شده و مقاومت تاریخی بخشی از هویت سیاسی کشور است.

در چنین فضایی رئیسعلی دلواری فقط یک شخصیت تاریخی نیست؛ تبدیل به ابزار روایت امروز شده است.

آمریکا داستان «مار در حال مرگ» را می‌سازد و ایران داستان «قدرت خارجی‌ای که بیش از یک قرن است مقاومت را دست‌کم می‌گیرد».

بازارها نشان می‌دهند این جنگ فقط لفظی نیست

با وجود ادبیات شدید دو طرف، اثر اقتصادی درگیری قابل اندازه‌گیری است.

قیمت نفت برنت امروز با تشدید نگرانی درباره درگیری ایران و آمریکا تا حدود ۹۷.۲۹ دلار در هر بشکه بالا رفت و نفت WTI آمریکا نیز به حدود ۹۳ دلار رسید. تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز هم نسبت به متوسط روزهای قبل کاهش یافته است.

این وضعیت نشان می‌دهد پشت جنگ روایت‌ها، هزینه اقتصادی واقعی وجود دارد.

واشنگتن تلاش می‌کند با تحریم و قطع درآمدهای ایران فشار ایجاد کند؛ ایران نیز بارها نشان داده امنیت خلیج فارس و جریان انرژی یکی از مهم‌ترین متغیرهای بازدارندگی در محاسبات منطقه‌ای است.

بنابراین جملات تند مقامات دو طرف را نمی‌توان کاملاً از میدان واقعی جدا کرد.

پیام بقائی چه معنایی برای ادامه تنش دارد؟

پیام سخنگوی وزارت خارجه به خودی خود تغییر سیاست عملی ایران را ثابت نمی‌کند، اما یک علامت روشن از سخت‌تر شدن زبان دیپلماتیک است.

چند ساعت قبل‌تر نیز مقام‌های ارشد ایرانی از تغییر معادلات امنیتی و شیوه پاسخ به آمریکا صحبت کرده بودند. همزمان واشنگتن عملیات اقتصادی علیه ایران را گسترش داده و دور تازه حملات نظامی نیز فضای تنش را تشدید کرده است.

در این فضا، پیام بقائی را می‌توان بخشی از تلاش تهران برای پاسخ به دو گزاره اصلی آمریکا دانست: اینکه ایران از نظر اقتصادی در آستانه فروپاشی است و اینکه فشار نظامی و مالی می‌تواند رفتار کشور را به سرعت تغییر دهد.

پاسخ ایران در ۱۲ شهریور دقیقاً برعکس این تصویر ساخته شده است: بیش از یک قرن از کشته شدن رئیسعلی دلواری گذشته، اما نماد مقاومت او همچنان در سیاست خارجی ایران استفاده می‌شود.

جدال بقائی و بسنت در ظاهر از یک خاطره کودکی و یک شخصیت تاریخی شروع شد؛ اما در واقع درباره یک پرسش بزرگ‌تر است: آیا فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند ایران را به سرعت وادار به عقب‌نشینی کند یا تاریخ تقابل با قدرت‌های خارجی بار دیگر به منبعی برای مقاومت تبدیل خواهد شد؟ پاسخ این سؤال نه در حیاط کودکی بسنت و نه فقط در خاطره رئیسعلی دلواری، بلکه در مسیر واقعی جنگ، اقتصاد و دیپلماسی ماه‌های آینده مشخص خواهد شد.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث