دوئل متدین و ماجدی برای مدیرعاملی استقلال؛ شرط سهساله پیشکسوت آبیها گره کار میشود؟
مدیریت استقلال بیش از یک سال است در وضعیت موقت قرار دارد و هر بار که به نظر میرسد مدیرعامل جدید در آستانه معرفی است، گزینهای تازه وارد میدان میشود یا تصمیم نهایی به تأخیر میافتد.
مصطفی متدین از مدتها قبل جدیترین نام روی میز بوده است. او در تیرماه با تصمیم هلدینگ خلیج فارس به هیأتمدیره استقلال اضافه شد و تسنیم نیز در مردادماه از او بهعنوان گزینه اصلی مدیرعاملی نام برد.
با این حال انتخاب متدین هنوز رسمی نشده است.
حتی علی تاجرنیا روز ۱۹ شهریور تأکید کرد متدین «یکی از گزینههای مطرحشده» است؛ خود متدین نیز در اظهاراتی گفته بود مذاکراتی با او صورت گرفته، اما چیزی قطعی نیست و تصمیم نهایی را هلدینگ خواهد گرفت.
بنابراین ورود نام ماجدی به مذاکرات لزوماً یک چرخش عجیب نیست؛ بیشتر نشان میدهد مالک استقلال هنوز پرونده انتخاب مدیرعامل را نبسته است.
میرشاد ماجدی دوباره به استقلال برمیگردد؟
ماجدی برای استقلال چهرهای غریبه نیست. او سابقه بازی برای آبیها، سرپرستی تیم و عضویت در هیأتمدیره باشگاه را دارد و حتی در ساختار مدیریتی فدراسیون فوتبال نیز تا سطح سرپرستی فدراسیون پیش رفته است.
اما اکنون مهمترین سمت او ریاست هیأت فوتبال استان تهران است؛ سمتی که همچنان فعالانه در اختیارش قرار دارد. اطلاعرسانیهای تازه هیأت فوتبال تهران نیز طی هفتههای اخیر او را بهعنوان رئیس این مجموعه معرفی کردهاند.
نکته جالب اینکه ماجدی در اواخر مرداد، وقتی درباره احتمال حضورش در استقلال پرسیده شد، گفته بود فعلاً تمام تمرکزش روی هیأت فوتبال استان تهران است و به گزینههای دیگر فکر نمیکند.
اگر مذاکرات جدید به مرحله جدی رسیده باشد، این یعنی شرایط نسبت به چند هفته قبل تغییر کرده است.
آیا ماجدی باید از هیأت فوتبال تهران استعفا دهد؟
این بخش خبر از نظر حقوقی اهمیت زیادی دارد.
در متن منتشرشده از ماده ۲۱ اساسنامه هیأتهای فوتبال استانی آمده است که نامزدهای ریاست، نواب رئیس و نماینده هیأتها در زمان ثبتنام و طول دوره تصدی نباید در باشگاههای فوتبال، فوتسال یا فوتبال ساحلی مسئولیت مدیریتی، اداری، اجرایی یا فنی داشته باشند.
با این مبنا، همزمانی ریاست هیأت فوتبال تهران با مدیرعاملی باشگاهی مانند استقلال دستکم با یک تعارض منافع جدی مقرراتی مواجه است و ادامه همزمان دو سمت بسیار دشوار خواهد بود.
اهمیت موضوع وقتی بیشتر میشود که استقلال یک باشگاه تهرانی است و هیأت فوتبال استان تهران نیز در بخشهایی از ساختار اجرایی و نظارتی فوتبال این استان نقش دارد.
بنابراین اگر ماجدی تصمیم نهایی برای قبول مدیرعاملی بگیرد، کنار رفتن او از ریاست هیأت فوتبال تهران یک مسئله فرعی نیست؛ بخشی از هزینه تصمیم او خواهد بود.
شرط اول ماجدی؛ مدیرعامل باشد یا فقط مجری تصمیمات؟
براساس اطلاعات مطرحشده، اصلیترین مطالبه ماجدی برخورداری از اختیار کامل یا دستکم بسیار گسترده در مدیریت استقلال است.
از منظر مدیریتی، چنین درخواستی قابل درک است.
یکی از مشکلات قدیمی استقلال تعدد مراکز تصمیمگیری بوده است؛ مدیرعامل، رئیس هیأتمدیره، اعضای هیأتمدیره، مالک باشگاه، کمیتههای مختلف و چهرههای اثرگذار بیرونی گاهی همزمان وارد تصمیمات اجرایی شدهاند.
اگر مدیرعامل مسئول نتیجه باشد اما درباره قراردادها، انتصابات، نقلوانتقالات، انتخاب مدیران میانی و برنامه اقتصادی اختیار کافی نداشته باشد، عملاً مسئولیتی بدون قدرت خواهد داشت.
اما «اختیار تام» در معنای مطلق آن در یک شرکت امکانپذیر نیست.
براساس ماده ۱۲۴ لایحه اصلاحی قانون تجارت، هیأتمدیره مدیرعامل را انتخاب میکند و حدود اختیارات، مدت تصدی و حقالزحمه او را نیز هیأتمدیره تعیین میکند.
پس حتی قدرتمندترین مدیرعامل استقلال نیز نهایتاً زیر نظر هیأتمدیره فعالیت خواهد کرد.
سؤال واقعی این نیست که ماجدی «تمام قدرت» را میگیرد یا نه؛ سؤال این است که آیا هیأتمدیره حاضر است مدیریت روزمره باشگاه را واقعاً به او واگذار کند؟
علی تاجرنیا مهمترین گره معادله ماجدی؟
اینجا نقش علی تاجرنیا بسیار مهم میشود.
تاجرنیا طی ماههای طولانی سرپرستی امور اجرایی استقلال را بر عهده داشته و همزمان در رأس هیأتمدیره قرار گرفته است. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد او همچنان محور اصلی فرآیند انتخاب مدیرعامل و تصمیمات کلان باشگاه است.
اگر مدیرعامل بعدی بخواهد تمامی حوزههای اجرایی را بدون مداخله مستقیم رئیس هیأتمدیره اداره کند، باید از ابتدا درباره مرز اختیارات توافق روشنی ایجاد شود.
این موضوع برای متدین احتمالاً سادهتر است.
متدین مستقیماً از ساختار مدیریتی هلدینگ خلیج فارس آمده و هماکنون عضو هیأتمدیره استقلال است؛ بنابراین از لحاظ سازمانی به ساختار مالکیت باشگاه نزدیکتر است.
اما ماجدی بهعنوان مدیری فوتبالی و بیرون از حلقه مدیریتی فعلی، اگر وارد استقلال شود احتمالاً خواهان تعریف روشنتری از قدرت اجرایی خواهد بود.
شرط سهساله ماجدی؛ شدنی است اما تضمینشدنی نیست
دومین شرط مطرحشده، ماندن حداقل سه سال در سمت مدیرعاملی برای اجرای یک برنامه بلندمدت و رسیدن به اهدافی از جمله موفقیت آسیایی است.
از منظر فنی، استقلال دقیقاً به چنین ثباتی نیاز دارد.
تغییر مداوم مدیر، مربی و ساختار اجرایی یکی از دلایل اصلی نیمهکاره ماندن پروژههای باشگاه در سالهای گذشته بوده است.
اما از نظر حقوق شرکتی، «تضمین غیرقابل عزل سهساله» موضوع متفاوتی است.
تبصره ماده ۱۲۴ قانون تجارت صراحت دارد که هیأتمدیره میتواند مدیرعامل را عزل کند.
در نتیجه هیأتمدیره میتواند یک دوره سهساله برای مدیرعامل تعریف یا از نظر سیاسی و مدیریتی حمایت سهساله از او را تعهد کند، اما مدیرعامل نمیتواند از ابتدا موقعیتی به دست آورد که تحت هیچ شرایطی قابل تغییر نباشد.
به همین دلیل احتمالاً منظور عملی این شرط، تضمین ثبات مدیریتی و عدم تغییر با اولین بحران ورزشی است، نه سلب اختیار قانونی هیأتمدیره.
متدین یا ماجدی؛ استقلال با دو مدل مدیریتی روبهروست
انتخاب میان این دو گزینه فقط انتخاب میان دو فرد نیست؛ دو مدل متفاوت مدیریتی است.
متدین مدیر برخاسته از ساختار صنعتی و اقتصادی مالک استقلال است. سابقه او بیشتر در مدیریت پروژهها و مجموعههای وابسته به صنعت پتروشیمی قرار دارد و نزدیکی سازمانیاش به هلدینگ میتواند اجرای تصمیمات مالی و هماهنگی با سهامدار را آسانتر کند.
ماجدی در مقابل یک مدیر کاملاً فوتبالی است؛ استقلال را از درون میشناسد، تجربه فدراسیون، هیأت فوتبال و باشگاه را دارد و احتمالاً برای بخش ورزشی استقلال نیاز کمتری به واسطههای فوتبالی خواهد داشت.
اما گزینه دوم هزینه ساختاری بیشتری دارد: استعفا از هیأت فوتبال تهران، توافق با تاجرنیا درباره حدود اختیارات و دریافت اطمینان از ثبات مدیریتی.
چرا شانس متدین همچنان بیشتر به نظر میرسد؟
با وجود ورود نام ماجدی، شواهد موجود همچنان متدین را گزینه سادهتر برای تصمیمگیران نشان میدهد.
او از قبل عضو هیأتمدیره است، هلدینگ او را میشناسد، برای حضورش در باشگاه نیاز به تغییر یک سمت مهم فوتبالی ندارد و طی هفتههای اخیر نیز مرتب بهعنوان گزینه اصلی معرفی شده است.
ماجدی فقط در صورتی میتواند معادلات را تغییر دهد که مالکان استقلال تصمیم گرفته باشند به مدیرعامل بعدی آزادی عمل بسیار بیشتری بدهند و ساختار قدرت داخل باشگاه را از نو تعریف کنند.
به همین دلیل پرونده مدیرعاملی استقلال اکنون بیش از آنکه رقابت بر سر نامها باشد، رقابت بر سر «مدل اداره باشگاه» است. اگر هلدینگ دنبال مدیری هماهنگ با ساختار فعلی باشد، متدین همچنان دست بالا را دارد؛ اما اگر تصمیم بر واگذاری واقعی امور اجرایی به یک مدیر فوتبالی با برنامه چندساله باشد، مذاکرات با میرشاد ماجدی میتواند جدیتر از یک گمانهزنی رسانهای شود. شرط اصلی نیز روشن است: استقلال برای آوردن ماجدی باید فقط یک مدیرعامل جدید انتخاب نکند؛ باید حدود قدرت در باشگاه را هم دوباره تعریف کند.