پول فوتبال ایران از کجا میآید؟ سازمان بازرسی وارد قراردادهای سنگین شد | قرارداد ۲۹ میلیاردی که ۱۰۰ میلیارد تمام شد!
لقمان کیاپاشا، نماینده سازمان بازرسی کل کشور، هفته گذشته در حاشیه جلسهای در مجلس صریحاً گفت نهادهای نظارتی به تخلفات قراردادهای فوتبال ورود میکنند.
او مشخصاً از باشگاههایی نام برد که زیر نظر بانکها، شرکتهای صنعتی و مجموعههای معدنی فعالیت میکنند و گفت قراردادهای این باشگاهها تحت رصد قرار دارد.
اهمیت این اظهارنظر زمانی روشنتر میشود که ساختار مالکیتی فوتبال ایران را ببینیم.
۸۵ درصد سهام پرسپولیس در اردیبهشت ۱۴۰۳ به کنسرسیومی شامل بانکهای شهر، ملت، تجارت، صادرات، رفاه و اقتصاد نوین واگذار شد. در همان واگذاری، ۸۵ درصد سهام استقلال نیز به شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس و شرکتهای پتروشیمی وابسته منتقل شد.
باشگاههای دیگری نیز مستقیماً با شرکتهای بزرگ صنعتی ارتباط دارند؛ سپاهان با فولاد مبارکه، فولاد خوزستان با شرکت فولاد خوزستان و گلگهر با مجموعه معدنی و صنعتی گلگهر شناخته میشوند.
پس مسئله فقط دو باشگاه پرطرفدار پایتخت نیست؛ بخش مهمی از ساختار فوتبال حرفهای ایران به سرمایه شرکتهای بزرگ متصل شده است.
آیا هزینه کردن زیاد در فوتبال تخلف است؟
خیر.
اصل هزینه کردن، حتی در ابعاد بسیار بزرگ، تخلف محسوب نمیشود.
اگر باشگاهی درآمد واقعی، اسپانسر تجاری، حق پخش، بلیتفروشی، فروش بازیکن، درآمد هواداری و پشتوانه اقتصادی شفاف داشته باشد، منطقی است که برای جذب ستاره و افزایش کیفیت تیم هزینه کند.
مشکل زمانی آغاز میشود که هزینه واقعی از درآمد واقعی باشگاه فاصله بگیرد و کسری از جایی خارج از اقتصاد خود فوتبال تأمین شود.
در چنین شرایطی مدیر باشگاه ممکن است امروز قرارداد چندسالهای امضا کند، اما هزینه آن به مدیر بعدی، سهامدار، شرکت مادر یا نهایتاً منابع عمومی منتقل شود.
این همان نقطهای است که نظارت مالی اهمیت پیدا میکند.
ماجرای قرارداد ۲۹ میلیاردی که ۱۰۰ میلیارد شد
شاید روشنترین تصویر از مشکل موجود را خود رئیس سازمان بازرسی ارائه کرده باشد.
ذبیحالله خداییان در خرداد امسال اعلام کرد بررسیهای سازمان بازرسی مواردی از قراردادهای دوگانه، متممهای غیرشفاف و قراردادهای تبلیغاتی جانبی را نشان داده است.
او یک مثال قابل توجه آورد: در یک پرونده، مبلغ رسمی ثبتشده قرارداد حدود ۲۹ میلیارد تومان بوده اما وقتی توافقهای جانبی محاسبه شده، مجموع پرداخت به نزدیک ۱۰۰ میلیارد تومان رسیده است.
این اختلاف بیش از سه برابر است.
اگر رقم واقعی قرارداد در سامانه رسمی دیده نشود، دیگر سقف هزینه، حسابرسی، مالیات و حتی مقایسه منصفانه میان باشگاهها معنای دقیقی نخواهد داشت.
باشگاهی که تمام هزینه واقعی خود را ثبت میکند، ممکن است روی کاغذ گرانتر از تیمی به نظر برسد که بخش عمده قراردادهایش خارج از سند اصلی پرداخت شده است.
شکست سقف بودجه؛ فدراسیون هم اعتراف کرد
قانون سقف بودجه قرار بود جلوی همین افزایش بیرویه هزینهها را بگیرد.
اما نتیجه آنطور که انتظار میرفت نبود.
مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، مرداد امسال رسماً گفت قانون سقف بودجه «نتایج موفقیتآمیزی» نداشته و فیرپلی مالی جای آن را میگیرد.
حتی استقلال در نامهای رسمی به سازمان لیگ استدلال کرد که سقف بودجه عملاً باعث ایجاد قراردادهای دوگانه، پرداختهای غیررسمی و فاصله میان هزینه واقعی باشگاه و اعداد ثبتشده شده است. این باشگاه پیشنهاد کرد معیار اصلی از یک سقف عددی ثابت به سمت تناسب درآمد و هزینه تغییر کند.
یعنی باشگاهی که درآمد بیشتری تولید میکند، اجازه هزینه بیشتری هم داشته باشد؛ اما تیمی که درآمدی ندارد نباید صرفاً به پشتوانه مالک ثروتمند یا شرکت مادر بازار را به هم بزند.
فیرپلی مالی جدید فوتبال ایران دقیقاً چیست؟
سازمان لیگ در ۲۸ تیر ۱۴۰۵ آییننامه «انضباط، شفافیت و ثبات مالی» را به باشگاهها ابلاغ کرد.
با اجرایی شدن این آییننامه، مقررات قبلی سقف بودجه رسماً کنار گذاشته شد.
هدف اعلامشده این است که باشگاهها طی یک دوره پنجساله تا سال ۱۴۰۹ در موضوعاتی مانند سرمایه اولیه، حقوق مالکانه، شفافیت مالی، زیان انباشته، کنترل هزینهها و وابستگی مالی به شرکت مادر به شرایط پایدارتر برسند.
این تغییر از نظر نظری مهم است.
در مدل جدید قرار نیست همه باشگاهها صرفنظر از توان اقتصادی واقعی، یک سقف تقریباً مشابه داشته باشند. تمرکز باید روی این سؤال باشد که باشگاه چقدر درآمد واقعی دارد و آیا توان پرداخت تعهداتی را که میپذیرد دارد یا خیر.
این مدل به فلسفه مقررات مالی فوتبال حرفهای نزدیکتر است؛ حتی UEFA نیز در مقررات مالی خود، زیان و درآمد فوتبال باشگاهها را در یک دوره نظارتی بررسی میکند.
بزرگترین مشکل فوتبال ایران؛ درآمد واقعی کم است
اما فیرپلی مالی در ایران با یک مشکل بنیادی روبهروست.
بخش زیادی از باشگاههای ایرانی هنوز درآمد مستقل قابل توجهی ندارند.
استقلال در نامه خود به سازمان لیگ به همین نکته اشاره کرده و نوشته باشگاههای ایرانی برخلاف بسیاری از لیگهای حرفهای، از ظرفیت کامل حق پخش، درآمد تجاری، فروش بلیت، فروش محصولات هواداری و سایر منابع اقتصادی فوتبال برخوردار نیستند.
وقتی درآمد عملیاتی پایین باشد، تأمین بودجه از شرکت مادر تبدیل به آسانترین راه میشود.
مدیرعامل سپاهان نیز همین تابستان گفت باشگاههای ایرانی باید از «مرکز هزینه» به «مرکز درآمد» تبدیل شوند و تأکید کرد سپاهان در آینده نباید فقط هزینهای برای فولاد مبارکه باشد.
این شاید دقیقترین توصیف از مسئله باشد.
قرارداد واقعی باید شامل آپشن، رضایتنامه و کارمزد باشد
یکی از نقاط ضعف رایج در انتشار رقم قراردادها این است که فقط حقوق پایه بازیکن اعلام میشود.
اما هزینه واقعی انتقال بسیار گستردهتر است.
برای محاسبه واقعی باید مواردی مانند پاداش امضا، آپشن تعداد بازی و قهرمانی، رضایتنامه، حق کارگزاری، مالیات، هزینه ارزی، پاداشهای جانبی و تعهدات اسکان و خودرو نیز دیده شوند.
اگر باشگاهی قراردادی ۵۰ میلیاردی ثبت کند اما ۳۰ میلیارد رضایتنامه، ۱۰ میلیارد کارمزد و چند ده میلیارد آپشن تعهد دهد، اعلام رقم ۵۰ میلیارد تصویری ناقص از هزینه است.
سازمان بازرسی نیز دقیقاً روی همین نقاط خاکستری دست گذاشته و درباره متممها و قراردادهای خارج از سامانه هشدار داده است.
چرا شفافیت قراردادها برای عدالت لیگ مهم است؟
شفافیت فقط موضوع حسابداری نیست؛ مستقیماً روی عدالت ورزشی اثر دارد.
فرض کنید یک باشگاه ۵۰۰ میلیارد تومان درآمد واقعی دارد و بر همان اساس تیم میبندد، اما رقیبش بدون درآمد مشابه و فقط با تزریق نامحدود مالک، ۱۵۰۰ میلیارد تومان هزینه میکند.
در چنین شرایطی رقابت صرفاً بین دو تیم فوتبال نیست؛ رقابت میان دو مدل کاملاً متفاوت تأمین مالی است.
فیرپلی مالی قرار است مانع همین وضعیت شود.
قرار نیست همه تیمها مساوی خرج کنند؛ قرار است میزان هزینه با توان اقتصادی واقعی آنها تناسب داشته باشد.
باشگاه موفق و درآمدزا میتواند بیشتر هزینه کند. باشگاهی که درآمد ایجاد نمیکند، نباید بدهی نامحدود بسازد و بعد هزینه آن را به دیگری منتقل کند.
هوادار حق دارد بداند پول از کجا آمده است
هواداران معمولاً درباره رقم قرارداد ستاره جدید سؤال میکنند، اما سؤال مهمتر باید این باشد: پول این قرارداد از کجا تأمین شده؟
در فوتبال حرفهای پاسخ این سؤال باید قابل ردگیری باشد.
اگر پول از اسپانسر آمده، قرارداد اسپانسری مشخص باشد. اگر از فروش بازیکن تأمین شده، درآمد آن ثبت شود. اگر شرکت مالک سرمایه تزریق کرده، میزان و شکل آن در صورتهای مالی قابل مشاهده باشد.
این همان نقطهای است که نظارت سازمان بازرسی میتواند اثرگذار باشد؛ البته فقط به شرطی که محدود به چند پرونده خبرساز نشود.
فوتبال ایران در یک دوراهی مالی
فدراسیون فوتبال حالا قانون سقف بودجه را کنار گذاشته و رسماً وارد دوره فیرپلی مالی شده است.
روی کاغذ این یک گام رو به جلوست.
اما موفقیت آن به سه شرط وابسته است: ثبت تمام هزینه واقعی قراردادها، انتشار صورتهای مالی قابل اعتماد و ایجاد محدودیت واقعی برای باشگاهی که بیش از توان اقتصادی خود تعهد میسازد.
اگر این سه اتفاق رخ ندهد، فقط عنوان «سقف بودجه» حذف شده و «فیرپلی مالی» جای آن را گرفته است؛ بدون اینکه اقتصاد فوتبال تغییر کند.
نمونه قراردادی که از ۲۹ میلیارد تومان رسمی به نزدیک ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه واقعی رسیده، یک هشدار روشن است.
فوتبال حرفهای با خرید ستاره مشکل ندارد؛ مشکل جایی است که کسی نداند پول خرید آن ستاره از کجا آمده، رقم واقعی قرارداد چقدر بوده و اگر باشگاه نتوانست پرداخت کند، چه کسی باید بدهی را تسویه کند.
این همان سؤالی است که امروز نه فقط سازمان بازرسی، بلکه هواداران هم حق دارند از مدیران فوتبال ایران بپرسند: پول فوتبال از کجا میآید و هزینه تصمیمهای امروز را فردا چه کسی میپردازد؟