تغییر بزرگ در بازار پایه فرابورس؛ حجم مبنا چگونه کوچکتر شد و چرا فرمول جدید اصلاح میشود؟
حجم مبنا یکی از ابزارهای کنترل نوسان قیمت در بازار سرمایه ایران است که هدف اصلی آن جلوگیری از تغییرات شدید قیمت سهام با معاملات کمحجم تعریف شده است. بر اساس این سازوکار، برای اینکه قیمت پایانی یک سهم بتواند به اندازه مشخصی تغییر کند، باید حجم معینی از معاملات انجام شود.
اما همین ابزار طی سالهای گذشته در برخی نمادهای کممعامله بازار پایه به یک چالش تبدیل شد. در شرایطی که یک نماد با صف خرید یا فروش سنگین مواجه بود اما معامله کافی در آن انجام نمیشد، حجم مبنا تکمیل نمیشد و قیمت پایانی نیز متناسب با شرایط عرضه و تقاضا تغییر نمیکرد.
این وضعیت که در ادبیات بازار با عنوان «قفلشدگی» شناخته میشود، باعث میشد برخی نمادها روزهای متوالی در صف باقی بمانند و فرآیند کشف قیمت با کندی انجام شود.
فرابورس ایران برای کاهش این مشکل از مهرماه ۱۴۰۴ مدل حجم مبنای پویا را در بازار پایه اجرا کرد؛ مدلی که به جای یک عدد ثابت، حجم مبنا را متناسبتر با رفتار معاملاتی هر نماد تعیین میکند.
آمار رسمی فرابورس؛ حجم مبنا از میلیونها سهم به یک سهم رسید
محمدصادق غزنوی، معاون عملیات بازار فرابورس ایران، با ارائه نتایج بررسی این طرح اعلام کرده است که دادههای ۳۶ هزار و ۶۹۷ مشاهده نماد-روز مورد بررسی قرار گرفته است.
نتایج این بررسی نشان میدهد حجم مبنای پویا نسبت به مدل ثابت تغییر قابل توجهی ایجاد کرده است.
در روش ثابت:
- میانه حجم مبنا حدود ۴ میلیون سهم بود.
- میانگین حجم مبنا حدود ۷.۳ میلیون سهم محاسبه شد.
اما پس از اجرای روش پویا:
- میانه حجم مبنا به یک سهم کاهش یافت.
- میانگین حجم مبنا به حدود ۱.۷۳ میلیون سهم رسید.
این کاهش به معنای آن است که حجم مبنا در بسیاری از نمادها دیگر یک عدد بزرگ و از پیش تعیینشده نیست، بلکه بر اساس شرایط واقعی معاملات تنظیم میشود.
البته کاهش حجم مبنا به خودی خود هدف نهایی نیست؛ هدف اصلی این است که قیمت پایانی سهم بتواند در شرایط واقعی بازار بهتر منعکسکننده معاملات باشد.
نرخ پرشدگی حجم مبنا از ۳۵ درصد به ۸۸ درصد رسید
یکی از مهمترین شاخصهایی که فرابورس برای سنجش عملکرد مدل جدید بررسی کرده، «نرخ پرشدگی حجم مبنا» است.
این شاخص نشان میدهد چه میزان از حجم مبنای تعیینشده در طول معاملات روزانه تکمیل میشود.
بر اساس گزارش معاون عملیات بازار فرابورس:
- نرخ پرشدگی حجم مبنا در روش ثابت حدود ۳۵ درصد بود.
- در روش پویا این رقم به ۸۸ درصد افزایش پیدا کرده است.
این تغییر نشان میدهد در بیشتر نمادها، حجم مبنا با شرایط واقعی معامله هماهنگتر شده و فعالان بازار کمتر با مانع تکمیلنشدن حجم مبنا مواجه شدهاند.
حتی در ضعیفترین دهک از نظر پرشدگی نیز وضعیت تغییر کرده است. نرخ پرشدگی این گروه از حدود ۶ درصد در روش ثابت به ۷۳ درصد در روش پویا رسیده است.
به بیان سادهتر، حتی نمادهایی که کمترین میزان معامله را داشتند، نسبت به گذشته راحتتر توانستهاند حجم مبنای خود را تکمیل کنند.
کاهش شدید قفلشدگی؛ از ۶۳۰۹ مورد به ۸۴۸ مورد
یکی از مهمترین اهداف اجرای حجم مبنای پویا، کاهش روزهایی بود که سهم همزمان در صف خرید یا فروش باقی میماند اما حجم مبنا پر نمیشود.
فرابورس در بررسی خود این وضعیت را «قفلشدگی» تعریف کرده است.
آمارها نشان میدهد:
- در روش حجم مبنای ثابت، تعداد موارد قفلشدگی ۶۳۰۹ مورد بوده است.
- در روش پویا این عدد به ۸۴۸ مورد کاهش یافته است.
در نتیجه، سهم قفلشدگی از کل مشاهدات:
- از ۱۷.۲ درصد
- به ۲.۳ درصد
رسیده است.
این کاهش یکی از مهمترین نشانههای اثرگذاری مدل جدید محسوب میشود، زیرا یکی از انتقادهای همیشگی فعالان بازار پایه، طولانیشدن صفها و دشوارشدن فرآیند خروج از معاملات قفلشده بود.
چرا با وجود موفقیت، فرمول حجم مبنا دوباره اصلاح میشود؟
با وجود نتایج مثبت، فرابورس معتقد است هنوز امکان بهبود این سازوکار وجود دارد.
دلیل اصلی این موضوع تفاوت میان رفتار نمادهای نقدشونده و کمنقدشونده است.
بررسی جداگانه این دو گروه نشان داده که در ضعیفترین دهک:
- نمادهای نقدشونده نرخ پرشدگی حدود ۸۶ درصد داشتهاند.
- نمادهای کمتر نقدشونده این رقم حدود ۶۵ درصد بوده است.
این اختلاف نشان میدهد مدل فعلی اگرچه نسبت به روش ثابت بهتر عمل کرده، اما هنوز برای نمادهای کممعامله جای اصلاح دارد.
به همین دلیل، فرابورس پیشنهاد اضافهشدن یک متغیر جدید به نام «ضریب صف» را مطرح کرده است.
ضریب صف چگونه حجم مبنا را تغییر میدهد؟
ضریب صف قرار است میزان فشار صف خرید یا فروش را در محاسبه حجم مبنا لحاظ کند.
این ضریب از نسبت میانگین روزانه حجم معاملات طی یک هفته به میانگین روزانه حجم صف به دست میآید.
فرمول کلی آن به این معناست که هرچه حجم صف نسبت به معاملات واقعی بزرگتر باشد، ضریب کاهش بیشتری اعمال خواهد کرد.
طبق توضیحات معاون عملیات بازار فرابورس، این ضریب بین ۰.۵ تا یک تعیین میشود.
یعنی در شرایطی که صف خرید یا فروش بسیار بزرگ باشد اما معاملات واقعی محدود بماند، حجم مبنای محاسبهشده میتواند حداکثر تا نصف کاهش پیدا کند.
هدف این تغییر آن است که نمادهایی که در صفهای سنگین گرفتار شدهاند، راحتتر بتوانند قیمت پایانی خود را با شرایط عرضه و تقاضا هماهنگ کنند.
آیا کاهش حجم مبنا ریسک دستکاری قیمت را افزایش میدهد؟
یکی از نگرانیهای همیشگی درباره کاهش حجم مبنا، احتمال اثرگذاری معاملات کمحجم بر قیمت پایانی است.
فلسفه وجودی حجم مبنا نیز دقیقاً جلوگیری از همین اتفاق بوده است؛ یعنی جلوگیری از اینکه چند معامله کوچک بتواند قیمت یک سهم را به شکل غیرواقعی جابهجا کند.
به همین دلیل، اصلاح حجم مبنا همیشه یک توازن میان دو هدف ایجاد میکند:
- افزایش کارایی بازار و جلوگیری از قفلشدن معاملات
- حفظ عمق کافی برای جلوگیری از نوسانات غیرمنطقی
مدل پویا تلاش کرده این تعادل را بهتر برقرار کند، اما اضافهشدن ضریب صف نشان میدهد فرابورس همچنان در حال تنظیم این ابزار با رفتار واقعی بازار است.
پیام تغییرات حجم مبنا برای سهامداران بازار پایه
برای سهامداران بازار پایه، مهمترین اثر این تغییرات میتواند افزایش سرعت انعکاس شرایط واقعی بازار در قیمت پایانی باشد.
در مدل قبلی، ممکن بود سهمی با تقاضای بالا یا فشار فروش شدید مواجه باشد اما به دلیل تکمیلنشدن حجم مبنا، قیمت پایانی با تأخیر تغییر کند.
مدل پویا باعث شده این فاصله کمتر شود و نمادها سریعتر به تعادل جدید برسند.
با این حال، برای سرمایهگذاران همچنان توجه به نقدشوندگی سهم، وضعیت مالی شرکت و حجم معاملات اهمیت بیشتری از صرفاً تغییرات کوتاهمدت قیمت دارد.
آینده حجم مبنا در فرابورس؛ حرکت به سمت بازار هوشمندتر
نتایج منتشرشده از اجرای حجم مبنای پویا نشان میدهد فرابورس توانسته بخشی از مشکلات مدل ثابت را کاهش دهد. کاهش میانگین حجم مبنا، افزایش نرخ پرشدگی و افت شدید قفلشدگی، سه دستاورد اصلی این تغییر بودهاند.
اما بازار سرمایه پویاست و رفتار نمادها دائماً تغییر میکند. به همین دلیل، فرمولهای معاملاتی نیز نیازمند بازنگری دورهای هستند.
اضافهشدن ضریب صف میتواند گام بعدی برای هماهنگتر کردن حجم مبنا با واقعیت معاملات باشد؛ تغییری که اگر با دقت اجرا شود، میتواند میان جلوگیری از قفلشدن بازار و حفظ سلامت فرآیند کشف قیمت تعادل بیشتری ایجاد کند.
در نهایت، مسیر اصلاح حجم مبنا نشان میدهد بازار پایه فرابورس به سمت سازوکارهایی حرکت میکند که به جای استفاده از قواعد یکسان برای همه نمادها، شرایط واقعی هر سهم را بیشتر در نظر میگیرند.