درگذشت سیروس ابراهیمزاده در ۸۹ سالگی؛ خداحافظی با بازیگر «کمالالملک» و «ساختمان پزشکان»
براساس اطلاعیه منتشرشده، سیروس ابراهیمزاده پس از طی یک دوره بیماری در خارج از ایران درگذشت. در نخستین خبرهای رسمی جزئیات بیشتری درباره نوع بیماری یا کشور محل درگذشت او اعلام نشده است؛ بنابراین نسبت دادن علت پزشکی مشخص به مرگ این بازیگر، تا انتشار اطلاعات خانواده یا منابع رسمی، قابل تأیید نیست.
تابناک نیز سن این هنرمند را هنگام درگذشت ۸۹ سال اعلام کرده است. ابراهیمزاده متولد سال ۱۳۱۶ بود و منابع سینمایی تاریخ تولد او را ۱۲ فروردین ۱۳۱۶ در اردبیل ثبت کردهاند.
مرگ ابراهیمزاده یکی دیگر از پیوندهای زنده میان چند نسل هنرهای نمایشی ایران را از میان برد؛ نسلی که فعالیت حرفهای خود را از صحنه تئاتر و رادیو آغاز کرد، شکلگیری تلویزیون را تجربه کرد و سپس تا دهههای پایانی قرن چهاردهم خورشیدی در سینما و مجموعههای تلویزیونی حضور داشت.
از اردبیل و دانشگاه تهران تا تحصیل تئاتر در انگلستان
سیروس ابراهیمزاده برخلاف بسیاری از بازیگرانی که مستقیماً از صحنه وارد سینما شدند، مسیر تحصیلی گستردهای داشت. او زبان و ادبیات انگلیسی را در دانشگاه تهران خواند و سپس برای ادامه تحصیل در حوزه تئاتر راهی انگلستان شد. دانشنامه آزاد پارسی تحصیل او در مدرسه هنرهای دراماتیک و موسیقی بیرمنگام را ثبت کرده و منابع مرتبط با فعالیتهای هنریاش نیز از تحصیلات تکمیلی او در رشته تئاتر یاد کردهاند.
این پیشینه دانشگاهی در کارنامه او فقط یک عنوان نبود. ابراهیمزاده در کنار بازیگری، در نویسندگی، ترجمه، کارگردانی و رادیو نیز فعالیت داشت و نمایشهایی چون «تیارت فرنگی» و «شبیخون» را نوشته و کارگردانی کرده بود. اجراهای رادیویی او نیز شامل آثاری چون «اردک وحشی»، «مرغ دریایی» و «سرهنگ شابر» میشد.
همین گستردگی فعالیت باعث میشود او را نتوان صرفاً در قالب «بازیگر سینما» تعریف کرد. بخش بزرگی از هویت حرفهای ابراهیمزاده به تئاتر و ادبیات نمایشی وابسته بود؛ حتی اگر بخش بیشتری از مخاطبان عام او را از طریق سینما و تلویزیون بشناسند.
«حسن کچل»؛ شروع سینمایی با علی حاتمی
اولین حضور سینمایی سیروس ابراهیمزاده به سال ۱۳۴۹ و فیلم «حسن کچل» ساخته علی حاتمی بازمیگردد. همکاری با حاتمی بعدها در فیلمهای «ستارخان» و «کمالالملک» نیز ادامه پیدا کرد.
همین سه فیلم بخشی از مهمترین دورههای تاریخ سینمای ایران را نمایندگی میکنند. «حسن کچل» از آثار شاخص موزیکال سینمای پیش از انقلاب بود، «ستارخان» به تاریخ معاصر میپرداخت و «کمالالملک» بعدها به یکی از آثار کلاسیک سینمای تاریخی ایران تبدیل شد.
ابراهیمزاده پس از انقلاب نیز برخلاف بسیاری از بازیگران نسل خود توانست فعالیتش را ادامه دهد و در دهههای ۶۰، ۷۰ و ۸۰ حضوری مستمر داشته باشد. این تداوم یکی از ویژگیهای اصلی کارنامه اوست؛ بازیگری که تغییر نسل فیلمسازان و ذائقه مخاطبان باعث حذفش از صحنه نشد.
از «همسر» و «هتل کارتن» تا «مومیایی ۳»
دهه ۷۰ یکی از پرکارترین دورههای فعالیت سینمایی ابراهیمزاده بود. «برخورد»، «مجسمه»، «همسر»، «چهره»، «هتل کارتن»، «ساغر» و «مومیایی ۳» از جمله فیلمهایی هستند که او در این دوره در آنها بازی کرد.
بازی در «مومیایی ۳» به کارگردانی محمدرضا هنرمند یکی از نقاط مهم این دوره بود. ابراهیمزاده برای حضور در این فیلم، جایزه بهترین بازیگر مرد نقش مکمل چهارمین جشن خانه سینما را دریافت کرد؛ افتخاری که نشان میدهد نقشهای مکمل او تنها برای تکمیل ترکیب بازیگران نبودند و در مواردی به بخش برجسته فیلم تبدیل میشدند.
در دهه ۸۰ نیز کارنامهاش با آثاری چون «عشق فیلم»، «شمعی در باد»، «مکس»، «تردست»، «تله»، «شام عروسی»، «سوغات فرنگ» و «تاکسی نارنجی» ادامه پیدا کرد.
تلویزیون؛ از «آرایشگاه زیبا» تا «ساختمان پزشکان»
بخش مهم دیگری از محبوبیت سیروس ابراهیمزاده از تلویزیون آمد. او در مجموعههایی چون «آرایشگاه زیبا»، «تنهاترین سردار»، «کاکتوس»، «خانه ما»، «حس سوم»، «آشپزباشی» و «ساختمان پزشکان» حضور داشت.
این مجموعهها متعلق به دورهها و گونههای کاملاً متفاوت تلویزیون ایران هستند. «تنهاترین سردار» یک اثر تاریخی بود، «آشپزباشی» درامی خانوادگی و اجتماعی محسوب میشد و «ساختمان پزشکان» در فضایی کمدی ساخته شد.
توانایی ابراهیمزاده در عبور میان این ژانرها بخش مهمی از ویژگی بازیگری او بود. ظاهر، صدای خاص و لحن کلاسیکش میتوانست در یک اثر تاریخی جدیت ایجاد کند و در یک کمدی، با همان وقار به منبع طنز تبدیل شود.
بازیگری که نقش مکمل را جدی میگرفت
بخش بزرگی از ماندگاری سیروس ابراهیمزاده را میتوان در نوع مواجهه او با نقشهای مکمل جستوجو کرد. بسیاری از شخصیتهایی که به او سپرده میشدند، مرکز داستان نبودند، اما ابراهیمزاده با لحن، ریتم بیان، زبان بدن و تسلط تئاتری خود آنها را از حالت یک شخصیت تزئینی خارج میکرد.
موزه سینمای ایران در معرفی او بر تواناییاش در ایفای نقشهای متفاوت و نمایش پیچیدگی شخصیتها تأکید کرده و از همکاریهایش با چهرههایی مانند علی نصیریان، عزتالله انتظامی و جمشید مشایخی یاد کرده است.
همین خصوصیت در سال ۱۳۹۶ نیز مورد توجه خانه سینما قرار گرفت. در مراسم بزرگداشت او، سیروس الوند از ابراهیمزاده بهعنوان متعلق به نسلی از هنرمندان باسواد یاد کرد و بر دقت و انرژی او در کار تأکید داشت.
بیش از شش دهه حضور در هنرهای نمایشی
وقتی موسسه هنرمندان پیشکسوت در اواخر دهه ۱۳۹۰ از ابراهیمزاده تجلیل کرد، فعالیت حرفهای او بیش از شش دهه عنوان شد. او فعالیت در تلویزیون و رادیو را از دهه ۴۰ آغاز کرده بود و تا سالها بعد همچنان در سینما و تلویزیون حضور داشت.
این ماندگاری در سینمای ایران اهمیت خاصی دارد. بازیگران بسیاری در یک یا دو دهه مشخص دیده میشوند، اما تعداد چهرههایی که بتوانند هم پیش از انقلاب و هم چند دهه پس از آن در آثار جریان اصلی حضور داشته باشند، محدود است.
کارنامه ابراهیمزاده از «حسن کچل» سال ۱۳۴۹ تا مجموعههایی مانند «ساختمان پزشکان» در سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ کشیده میشود؛ یعنی مخاطبان چند نسل مختلف تصویر متفاوتی از او در حافظه دارند. برای یک نسل، او بازیگر آثار علی حاتمی است و برای نسلی دیگر، چهرهای آشنا از کمدیها و سریالهای تلویزیونی دهههای ۸۰ و ۹۰.
میراث سیروس ابراهیمزاده چه خواهد بود؟
درگذشت سیروس ابراهیمزاده فقط از دست رفتن بازیگر چند فیلم مشهور نیست. با مرگ او بخشی از نسلی کمرنگتر میشود که مرز روشنی میان تئاتر، رادیو، تلویزیون، نویسندگی و سینما نمیدید و بازیگری را بخشی از یک آموزش گسترده هنری میدانست.
او در فیلمهایی مانند «کمالالملک»، «همسر»، «هتل کارتن»، «مومیایی ۳»، «مسافر ری» و «شمعی در باد» باقی میماند؛ در تلویزیون نیز نقشهایش در «تنهاترین سردار»، «آشپزباشی» و «ساختمان پزشکان» برای مخاطبان نسلهای متفاوت قابل بازشناسی است.