«تو داری رویای ما را زندگی میکنی»؛ روایت دختر تاریخساز ژیمناستیک ایران از ناگویا
هنگامه هادیانی در تازهترین گفتوگوی خود درباره تجربه بازیهای آسیایی اعتراف کرده است که حضور در چنین میدان بزرگی برایش با استرس فراوان همراه بود، اما حس نمایندگی ایران و تحقق رویای کودکی بر تمام فشارهای مسابقه غلبه کرد.
او میگوید همیشه آرزو داشت بتواند خارج از ایران مسابقه بدهد و حضور در بازیهای آسیایی به عنوان نماینده دختران ایران برایش یک افتخار بزرگ بوده است. این احساس درست همان چیزی بود که پیش از آغاز رقابتها نیز درباره آن صحبت کرده بود؛ زمانی که تأکید داشت از کودکی در سالنهای ژیمناستیک مشهد رشد کرده و حضور در یک میدان بزرگ بینالمللی را در ذهن خود تصور میکرده است.
برای ورزشکاری که نخستین تجربهاش در چنین سطحی را پشت سر میگذاشت، ناگویا فقط یک مسابقه نبود. او همزمان باید با فشار فنی رقابت، فضای بزرگ سالن و معنای تاریخی حضورش کنار میآمد.
اولین دختر ژیمناست ایران بعد از انقلاب در بازیهای آسیایی
هادیانی در بازیهای آسیایی ناگویا به نخستین زن ژیمناست ایرانی پس از انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد که در این رویداد قارهای به میدان میرود. او در مرحله مقدماتی ماده پرش خرک با میانگین ۱۲.۳۶۶ امتیاز در جایگاه سیزدهم قرار گرفت و از رسیدن به فینال بازماند.
از منظر صرفاً نتیجهای، رتبه سیزدهم مدال یا حضور در فینال به همراه نداشت. اما اهمیت مسابقه هادیانی را نمیتوان فقط از ستون نتیجه خواند.
ژیمناستیک هنری زنان ایران برای مدت طولانی حضور بسیار محدودی در رقابتهای بزرگ بینالمللی داشته و ناگویا عملاً نقطه شروع یک مسیر تازه محسوب میشود. همین مسئله باعث شد اجرای او بازتابی بسیار فراتر از یک مسابقه مقدماتی پیدا کند.
هادیانی بعد از مسابقه نیز گفته بود رقابت با ورزشکارانی که تا پیش از آن مسابقاتشان را فقط از دور دنبال میکرد، تجربهای خاص بوده و با وجود استرس تلاش کرده بهترین اجرای ممکن را داشته باشد.
«تو داری رویای ما را زندگی میکنی»
شاید تأثیرگذارترین قسمت روایت این ژیمناست جوان نه درباره امتیاز داوران، بلکه درباره واکنش دخترانی باشد که حضورش را دنبال میکردند.
هادیانی میگوید پس از مسابقه، دختران زیادی در صفحه شخصی او پیام گذاشتند و نوشتند: «تو داری رویای ما را زندگی میکنی.»
برای ورزشکاری که خودش از کودکی آرزوی حضور در میدان بینالمللی را داشته، چنین واکنشی معنایی دوگانه دارد؛ رویای شخصی او محقق شده، اما در همان لحظه به نمادی برای رویاهای ورزشی گروه دیگری از دختران نیز تبدیل شده است.
همین موضوع تفاوت میان «کسب نتیجه» و «باز کردن یک مسیر» را نشان میدهد.
رتبه سیزدهم شاید چند سال بعد در میان نتایج آماری گم شود، اما نخستین حضور میتواند پایهای باشد که ورزشکاران بعدی روی آن حرکت کنند.
فاصله هنگامه هادیانی با بهترینهای آسیا هنوز زیاد است
خود هادیانی نیز درباره سطح فنی مسابقات اغراق نکرده است.
او صریحاً گفته فاصلهاش با رقبای اصلی زیاد بوده و ژیمناستهای چین، ژاپن و کرهجنوبی در سطحی بسیار بالا رقابت میکردند. برخی از ورزشکارانی که مقابل او قرار گرفتند تجربه المپیک و رقابتهای جهانی را در کارنامه داشتند؛ در حالی که برای نماینده ایران این نخستین تجربه جدی بینالمللی بود.
این تفاوت اتفاقاً نکته مهم ماجراست.
برای تبدیل چنین حضورهایی به مدال، فقط استعداد فردی کافی نیست. ژیمناستیک از آن دسته رشتههایی است که کیفیت تجهیزات تمرینی، مسابقات مستمر، تجربه بینالمللی، مربی تخصصی و آمادهسازی چندساله مستقیماً بر نتیجه تأثیر میگذارد.
هادیانی نیز امیدوار است در دورههای بعدی این فاصله کمتر شود و حتی احتمال کسب مدال در آینده را منتفی نمیداند.
بدون مربی در بازیهای آسیایی؛ چالش بزرگ هادیانی در ناگویا
یکی از قابلتوجهترین بخشهای صحبتهای جدید او به شرایط حضورش در ناگویا مربوط میشود.
هادیانی گفته سهمیهای که برای حضور او در بازیهای آسیایی اختصاص یافته بود، همراه با مربی نبود و او پنج روز تمریناتش را در محل برگزاری مسابقات بدون مربی شخصی انجام داده است. مربیان تیم مردان در حد امکان به او کمک کردند، اما به گفته خودش نبود مربی اصلی روی اعتمادبهنفس و عملکردش تأثیر گذاشت.
این نکته در رشتهای مانند ژیمناستیک اهمیت ویژهای دارد.
مربی در روز مسابقه فقط مسئول نکات تکنیکی نیست؛ مدیریت استرس، تنظیم گرمکردن، تصمیم درباره اجرای حرکت و ایجاد آرامش ذهنی ورزشکار نیز بخشی از وظایف اوست.
نمیتوان با قطعیت گفت حضور مربی حتماً هادیانی را به فینال میرساند، اما مسابقه دادن یک ورزشکار ۲۰ ساله در اولین تجربه بینالمللی بدون مربی تخصصی، شرایط ایدهآلی محسوب نمیشود.
از ۶ سالگی در سالنهای ژیمناستیک مشهد
مسیر هادیانی به ناگویا از سالها قبل آغاز شده است.
او از شش سالگی ژیمناستیک را در مشهد شروع کرد. خواهرش نیز سابقه قهرمانی کشور داشت و زمانی که هنگامه وارد این رشته شد، در ابتدای مسیر مربیگری قرار گرفته بود. هادیانی میگوید از همان ابتدا علاقهای جدی به ژیمناستیک داشت و بازخورد مثبت مربیان درباره استعداد بدنیاش باعث شد با جدیت بیشتری ادامه دهد.
با این حال این مسیر پیوسته نبود.
او توضیح داده است که بعد از سال ۱۳۹۸ و شیوع کرونا مدت طولانی مسابقه رسمی نداشت و حتی برای چند سال ژیمناستیک را کنار گذاشت. هادیانی بعداً به مسابقات برگشت و در لیگ باشگاههای کشور موفق شد مقام دوم پارالل و سوم حرکات زمینی را کسب کند.
از همین منظر، رسیدن به بازیهای آسیایی تنها مدت کوتاهی پس از بازگشت جدی او به مسابقات، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
گلایه از تجهیزات؛ «وسایل اصلی ما ۲۰ سال عمر دارند»
در کنار داستان موفقیت، هادیانی درباره مشکلات زیرساختی نیز صحبت کرده است.
او میگوید اگرچه برخی امکانات طی سالهای گذشته بهتر شدهاند، بسیاری از تجهیزات اصلی سالنهای ژیمناستیک قدیمی هستند. به گفته این ملیپوش، بعضی وسایل نزدیک به ۲۰ سال عمر دارند و حتی خرکی که روی آن تمرین میکند شرایط ایدهآلی برای تمرین یک ورزشکار سطح ملی ندارد.
این مسئله برای آینده ژیمناستیک زنان اهمیت زیادی دارد.
اگر حضور ناگویا قرار باشد به اتفاقی مقطعی تبدیل نشود، صرف اعزام یک ورزشکار کافی نیست. برای نزدیک شدن به چین، ژاپن و کرهجنوبی، چرخهای از تجهیزات استاندارد، مربیگری تخصصی، مسابقات داخلی منظم و اعزامهای بینالمللی لازم است.
هدف بعدی؛ المپیک ۲۰۳۲ واقعبینانهتر از لسآنجلس
هادیانی رویای المپیک را نیز پنهان نمیکند، اما در این بخش نگاه واقعبینانهای دارد.
او میگوید گرفتن سهمیه المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس دشوار است؛ چرا که تازه وارد سطح بینالمللی شده و سالهای زیادی تجربه مسابقه مستمر نداشته است. به همین دلیل تمرکز بلندمدت خود را بیشتر روی المپیک ۲۰۳۲ گذاشته، هرچند تأکید کرده برای ۲۰۲۸ نیز تلاش خواهد کرد.
این رویکرد شاید مهمترین نشانه برای آینده باشد.
ناگویا پایان داستان هنگامه هادیانی نیست؛ بیشتر شبیه اولین مسابقه از مسیری است که تازه شروع شده است.
رتبه سیزدهمی که ارزشش از یک عدد بیشتر بود
هادیانی بازیهای آسیایی را بدون مدال به پایان رساند، اما حضور او یک مانع تاریخی را کنار زد.
در روزهایی که کاروان ایران بازیهای آسیایی را با ۵۲ مدال و رتبه ششم تمام کرد، برخی اتفاقها بیش از تعداد مدالها اهمیت نمادین پیدا کردند. حضور نخستین زن ژیمناست ایران پس از دههها در بازیهای آسیایی یکی از همین اتفاقها بود.
حالا سؤال مهم این است که آیا این حضور به آغاز یک روند تبدیل خواهد شد یا به عنوان یک اتفاق استثنایی باقی میماند.
خود هادیانی پاسخ سادهای برای دخترانی دارد که از او پرسیدهاند چگونه به این نقطه رسید: به رویایتان باور داشته باشید و ادامه بدهید.
برای او این جمله دیگر فقط یک شعار نیست؛ دختری که سالها آرزوی مسابقه خارج از ایران را داشت، در ناگویا روی سکوی پرش ایستاد و بعد فهمید در همان لحظه، تعدادی از دختران دیگر ایران نیز خودشان را جای او تصور کردهاند.
شاید به همین دلیل بهترین توصیف برای اتفاق ناگویا همان پیامی باشد که در صفحهاش دریافت کرد: هنگامه هادیانی فقط رویای خودش را زندگی نکرد؛ برای چند دقیقه، رویای بخشی از دختران ژیمناست ایران را نیز روی صحنه برد.