هشدار اتاق اصناف درباره گرانی کالاهای اساسی؛ کمبود نداریم، اما قیمتها نگرانکننده است | بازار در آستانه موج تازه گرانی؟
حمیدرضا رستگار در تازهترین اظهارات خود درباره وضعیت تأمین کالاهای ضروری، اعلام کرده که با وجود دشواریهای اقتصادی، دستگاههای مسئول بهصورت مستمر بازار را رصد میکنند.
به گفته او، هماهنگی میان نهادهای اجرایی و نظارتی باعث شده بازار از نظر عرضه کالا در شرایط قابلکنترل باقی بماند.
رستگار همچنین تأکید کرده که براساس اطلاعات موجود، کمبود فراگیر کالا در کشور گزارش نشده است.
او درعینحال هشدار داده که چالش مهم بازار، روند افزایش قیمتهاست و برای کنترل آن باید برنامهریزی مؤثرتری انجام شود.
اهمیت این سخنان در تفاوت میان دو مفهوم اقتصادی است: موجود بودن کالا و توانایی مردم برای خرید آن.
ممکن است کالا به اندازه کافی در انبارها و فروشگاهها وجود داشته باشد، اما قیمت نهایی آن برای بخشی از مصرفکنندگان بالا باشد.
در چنین شرایطی، بازار از نظر فیزیکی با کمبود مواجه نیست، ولی خانوارها همچنان فشار اقتصادی قابلتوجهی تجربه میکنند.
آمار تورم شهریور ۱۴۰۵؛ چرا نگرانی اصلی مردم گرانی است؟
آخرین دادههای رسمی منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، تصویری از فشار افزایش قیمتها ارائه میکند.
براساس گزارش شهریور ۱۴۰۵، شاخص قیمت مصرفکننده به عدد ۷۲۹.۸ رسید و تورم ماهانه ۴.۲ درصد ثبت شد.
همچنین تورم نقطهبهنقطه ۸۹.۸ درصد و تورم سالانه ۷۳.۶ درصد اعلام شده است.
شاخصهای رسمی تورم ایران در شهریور ۱۴۰۵
۴٫۲٪
۸۹٫۸٪
۷۳٫۶٪
این ارقام نشان میدهد که حتی در صورت نبود کمبود گسترده، سطح عمومی قیمتها نسبت به سال گذشته بهشدت افزایش یافته است.
نکته مهم آن است که کاهش سرعت افزایش قیمت با کاهش خود قیمت تفاوت دارد. ممکن است تورم ماهانه برای مدتی پایین بیاید، اما تا زمانی که مثبت است، میانگین سطح قیمتها همچنان افزایش پیدا میکند.
از این منظر، هشدار عضو هیئترئیسه اتاق اصناف درباره ضرورت مهار گرانی، با نگرانیهای ناشی از دادههای رسمی تورم همخوانی دارد.
ذخایر کالاهای اساسی چقدر است؟ ادعای ذخیره ۲۰ درصد بالاتر از نیاز
یکی از پرسشهای مهم درباره وضعیت بازار، میزان موجودی کالاهای ضروری در انبارهای کشور است.
علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، روز ۲۵ مهر اعلام کرد که براساس گزارش ارائهشده از سوی وزیر جهاد کشاورزی، ذخایر راهبردی کشور حدود ۲۰ درصد بالاتر از سطح کفایت پیشبینیشده قرار دارد.
او همچنین وضعیت ذخایر مواد غذایی و درآمدهای ارزی را مناسب توصیف کرد.
در گزارشی دیگر که ۲۵ مهر منتشر شد، از ذخایر اعلامی ششماهه کالاهای اساسی سخن به میان آمده است. بااینحال، همان گزارش تأکید میکند که وجود ذخایر کافی بهتنهایی برای مهار بازار کافی نیست و استمرار عرضه و دسترسی مصرفکنندگان نیز اهمیت دارد.
باید توجه داشت این ارقام بر مبنای اظهارات مسئولان هستند و جزئیات تفکیکی موجودی هر کالا، میزان مصرف ماهانه و پراکندگی جغرافیایی ذخایر بهصورت عمومی در دسترس نیست.
بنابراین نمیتوان صرفاً براساس یک برآورد کلی، درباره وضعیت تکتک اقلام مصرفی یا همه استانها نتیجهگیری قطعی کرد.
قیمت روغن، برنج، گوشت و لبنیات؛ چرا نبود کمبود به معنای ارزانی نیست؟
بررسی وضعیت بازار نشان میدهد افزایش قیمت مواد غذایی، مسئلهای متفاوت از کمبود عرضه است.
براساس دادههای شهریور ۱۴۰۵ مرکز آمار، تورم نقطهبهنقطه گروه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات حدود ۱۲۱.۸ درصد بوده است.
در همین دوره، گروه روغنها و چربیها تورم نقطهای ۲۵۷.۵ درصدی ثبت کرده است. گزارشها همچنین از رشد قابلتوجه قیمت لبنیات، تخممرغ و انواع گوشت حکایت دارند.
این وضعیت نشان میدهد حتی اگر کالا در قفسه فروشگاهها موجود باشد، هزینه خرید آن ممکن است نسبت به درآمد خانوار بسیار بالا باشد.
برای مثال، خانواری که پیشتر توانایی خرید چند کیلوگرم گوشت در ماه را داشته، ممکن است در شرایط تورمی ناچار شود مقدار مصرف خود را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، کاهش تقاضای مشاهدهشده در بازار لزوماً به معنای کاهش نیاز مردم نیست؛ بلکه ممکن است نشاندهنده کاهش قدرت خرید باشد.
این تفاوت برای سیاستگذاری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تأمین موجودی کالا و حمایت از دسترسی اقتصادی خانوارها به آن، دو مسئله مرتبط اما مجزا هستند.
چرا قیمت کالاهای اساسی همچنان افزایش پیدا میکند؟
قیمت نهایی کالاهای اساسی تنها به میزان موجودی انبارها وابسته نیست.
هزینه تأمین مواد اولیه، نهادههای تولید، نرخ ارز، دستمزد، انرژی، بستهبندی و حملونقل همگی بر قیمت تمامشده اثر میگذارند.
برای نمونه، افزایش هزینه نهادههای دامی ممکن است قیمت تمامشده مرغ، تخممرغ و گوشت را تحت فشار قرار دهد.
در بخش کالاهای وارداتی نیز تغییر نرخ ارز یا هزینه نقلوانتقال و حمل کالا میتواند افزایش هزینه ایجاد کند.
از طرف دیگر، تولیدکنندگان داخلی نیز ممکن است برای جایگزینی موجودی و خرید مواد اولیه جدید، با هزینههای بالاتری مواجه شوند.
در نتیجه، حتی اگر مقدار عرضه کالا کافی باشد، ادامه فشار هزینهها میتواند قیمت مصرفکننده را افزایش دهد.
این موضوع نشان میدهد کنترل پایدار تورم، علاوه بر نظارت صنفی، به سیاستهای مؤثر پولی، ارزی، تولیدی و تجاری نیاز دارد.
نقش اتاق اصناف تهران در کنترل گرانی چیست؟
اتاق اصناف و اتحادیههای صنفی از نهادهای مهم در ارتباط میان تولیدکننده، توزیعکننده و خردهفروش محسوب میشوند.
این مجموعهها میتوانند با پیگیری شکایتهای مصرفکنندگان، نظارت بر فعالیت واحدهای صنفی و همکاری با نهادهای مسئول، به شناسایی تخلفات کمک کنند.
رستگار پیشتر نیز در اردیبهشت ۱۴۰۵ بر ضرورت برخورد با احتکار و گرانفروشی تأکید کرده و گفته بود که اولویت نخست، جلوگیری از کمبود کالا و سپس مقابله با افزایش قیمتهای غیرواقعی است.
بااینحال، باید میان گرانفروشی و افزایش قیمت ناشی از تغییر هزینه تولید تفاوت گذاشت.
گرانفروشی زمانی مطرح است که واحد عرضهکننده برخلاف ضوابط قیمتگذاری یا مقررات مربوط عمل کرده باشد.
اما افزایش قیمت یک کالا ممکن است تحت تأثیر هزینههای واقعی تولید یا شرایط بازار رخ دهد.
بنابراین نظارت مؤثر باید هم از حقوق مصرفکننده حمایت کند و هم از ایجاد اختلال در فعالیت قانونی تولیدکنندگان و فروشندگان جلوگیری کند.
شایعات کمبود کالا چه تأثیری بر بازار دارند؟
یکی دیگر از محورهای سخنان رستگار، نگرانی ناشی از انتشار شایعات درباره تداوم تنشها و احتمال محدودیت عرضه کالاهای ضروری است.
در شرایط بیاطمینانی، برخی خانوارها ممکن است برای جلوگیری از کمبود احتمالی، بیش از نیاز معمول خود خرید کنند.
افزایش ناگهانی تقاضا میتواند موجودی فروشگاهها را برای مدتی کاهش دهد؛ حتی اگر ذخایر کلی شبکه تأمین همچنان کافی باشد.
چنین شرایطی ممکن است باعث ایجاد صف، افزایش هزینه توزیع یا نوسان قیمت در بعضی مناطق شود.
در گزارش فروردین ۱۴۰۵ نیز رستگار به تجربه خریدهای هیجانی اشاره کرده بود و از پیگیری تأمین کالا برای جلوگیری از شکلگیری کمبود خبر داده بود.
بااینحال، پاسخ مؤثر به نگرانی مصرفکنندگان صرفاً توصیه به خرید نکردن نیست.
انتشار منظم اطلاعات معتبر درباره وضعیت عرضه، قیمتهای قابلاستناد و دسترسی به کالا میتواند به کاهش بلاتکلیفی خانوارها کمک کند.
پیشبینی وضعیت بازار کالاهای اساسی در آبان ۱۴۰۵
با توجه به اظهارات اخیر و دادههای تورمی، سه سناریو برای بازار کالاهای اساسی در هفتههای آینده قابل بررسی است.
سناریوی نخست؛ ادامه عرضه مناسب همراه با گرانی: اگر موجودی کالاها کافی باقی بماند، اما هزینه تولید و توزیع همچنان افزایش پیدا کند، ممکن است بازار با کمبود فراگیر مواجه نشود و در عین حال قیمتها رشد کنند.
سناریوی دوم؛ کاهش التهاب قیمتی: اگر نرخ ارز و هزینه تأمین مواد اولیه تثبیت شود و عرضه منظم ادامه پیدا کند، احتمال کاهش سرعت افزایش قیمتها وجود دارد.
سناریوی سوم؛ فشار تازه بر بازار: اگر اختلالی در حملونقل، واردات، تولید یا تأمین نهادههای ضروری ایجاد شود، احتمال افزایش قیمت بعضی اقلام یا بروز کمبودهای مقطعی و محلی بیشتر خواهد شد.
این سناریوها احتمالی هستند و نمیتوان بدون اطلاعات تازه از موجودی انبارها و روند معاملات، تغییر قیمت مشخصی را برای آبان پیشبینی کرد.
آیا کنترل بازار بدون تقویت قدرت خرید مردم کافی است؟
یکی از مهمترین نکات اقتصادی سخنان رستگار، پذیرش این واقعیت است که چالش اصلی بازار از کمبود کالا به مسئله قیمت و توان خرید منتقل شده است.
از منظر مصرفکننده، امنیت غذایی تنها به موجود بودن برنج، روغن، گوشت یا سایر اقلام ضروری در فروشگاه محدود نمیشود.
خانوار باید توانایی خرید منظم این کالاها را نیز داشته باشد.
بررسی فکتنامه از دادههای مرکز آمار نشان میدهد که در شهریور ۱۴۰۵، هزینه محاسباتی تهیه یک سبد ۱۱ قلمی کالابرگ برای یک خانواده سهنفره به حدود ۱۶.۸ میلیون تومان رسیده بود. این رقم برآوردی براساس متوسط قیمتهاست و نباید آن را هزینه واقعی و یکسان همه خانوادهها دانست.
در چنین شرایطی، سیاستهایی مانند بهبود دسترسی به کالاهای ضروری، حمایت هدفمند از خانوارهای کمدرآمد و کاهش نوسانات هزینه تولید میتوانند در کنار نظارت بازار اهمیت داشته باشند.
همچنین برای سنجش موفقیت سیاستها، بررسی تغییر قیمت سبد مصرفی خانوارها ضروری است؛ نه صرفاً تعداد بازرسیها یا میزان ذخایر اعلامشده.
جمعبندی؛ بازار کالاهای اساسی کمبود ندارد، اما گرانی همچنان تهدید اصلی است
اظهارات حمیدرضا رستگار در روز چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ نشان میدهد که براساس ارزیابی اتاق اصناف تهران، بازار کالاهای ضروری در حال حاضر با کمبود گسترده مواجه نیست و روند عرضه و توزیع تحت نظارت قرار دارد.
در مقابل، دادههای رسمی تورم نشان میدهد افزایش قیمتها همچنان یکی از مهمترین مشکلات معیشتی خانوارهای ایرانی است.
گزارشهای مسئولان درباره ذخایر راهبردی نیز اگرچه از وضعیت نسبتاً مناسب تأمین حکایت دارند، اما بهتنهایی تضمینکننده ثبات قیمت در ماههای آینده نیستند.
مهمترین نتیجه این است که پر بودن قفسه فروشگاهها و کافی بودن ذخایر، لزوماً به معنای آرامش اقتصادی مصرفکنندگان نیست.
اکنون چالش اصلی سیاستگذاران آن است که علاوه بر جلوگیری از کمبود احتمالی، روند افزایش قیمتها را نیز مهار کنند و امکان دسترسی خانوارها به کالاهای ضروری را حفظ کنند.
در هفتههای آینده، تداوم عرضه، وضعیت نرخ ارز، هزینه تولید و نحوه توزیع کالاها نقش تعیینکنندهای در مسیر بازار خواهند داشت.